Hamshahri corpus document

DOC ID : H-810202-54868S1

Date of Document: 2002-04-22

تولد پس از صد سال تنهايي داستان نويسي در آستانه جشن هاي يكصد سالگي هدايت احسان عابدي زمان به تندي مي گذرد، با همان سرعتي كه از چندين دهه قبل به اين سو، نويسنده اي را در ايران بر اريكه ادبيات داستاني نشانده و جايگاهش را به عنوان اسطوره اي بي بديل تثبيت ساخته است. رفته رفته لحظه موعود فرا مي رسد. از هم اكنون، كه نمي توان گفت اما از مدت ها پيش شمارش معكوس آغاز شده، شمارش معكوسي براي يك بزرگداشت و يك جشن تولد. اگر بخواهيم از تاريخچه اين روزشماري بگوييم، بايد به يك سال و نيم گذشته بازگرديم به نيمه دوم سال 1379 و زماني كه براي اولين بار سخن از يكصدمين سالگرد تولد خالق بوف كور به ميان آمد و بعد يك سكوت و وقفه چندين ماهه بود تا پاييز سال 1380 يعني زمان برگزاري نمايشگاهي از عكس هاي دوران مختلف زندگي صادق هدايت در گالري سيحون - تا دوباره به ياد بياوريم كه لحظه موعود نزديك است; يك وقفه و سكوت به نسبت طولاني در آستانه صدمين سالگرد تولد هدايت. نظير همان سكوتي كه در سال 1372 در برابر پيشنهاد رضا براهني مبني بر برگزاري جشن يكصدسالگي نيمايوشيج، پدر شعر نو ايران، و سوالات او پيرامون چگونگي برگزاري يك جشن تولد ايجاد شد. به هر طريق نمايشگاه عكس هاي صادق هدايت در تاريخ ياد شده برگزار شد و در سكوت نيز به پايان كار خود رسيد. اما به تعبيري مي توان برگزاري اين نمايشگاه را آغازگر يك راه دانست. حاشيه پررنگ تر از متن همه چيز از سر شروعي سطر دوباره براي كساني كه سوداي برگزاري جشن تولدي آبرومندانه براي صادق هدايت در سر پرورانده اند. هر چند ناخواسته اما همه راه ها به يك مسير ختم شد. مسيري كه در آن حاشيه هاي جشن تولد صدسالگي هدايت از متن اهميت بيشتري گلايه ها يافت آغاز شد چرا كه اغلب راه هاي تقدير از هدايت به بن بست رسيده بود. جهانگير هدايت، برادرزاده صادق هدايت كه در اين سال ها مسئوليت سروسامان دادن به آثار برجاي مانده از عموي خود را بر عهده گرفته است در گفت وگويي با خبرگزاري دانشجويان ايران، ايسنا اظهار داشت: اگر صادق هدايت در كشور ديگري متولد شده بود، امسال همزمان با يكصدمين سالگرد تولدش، مراسم خاصي برگزار مي شد ولي در ايران متاسفانه هيچ كس اقدامي نمي كند. تنها عده اي از دوستان و منسوبين او هستند كه دست به كارهايي مثل برپايي نمايشگاه عكس مي زنند و.. معصومه سيحون مدير گالري سيحون كه نمايشگاهي از عكس هاي هدايت در گالري او برپا شده بود، نيز در اين رابطه گفت: اميدوارم روزي برسد كه ما آن قدر سعه صدر داشته باشيم كه اگر قرار باشد كاغذها، نقاشي ها و عكس هاي صادق هدايت را در گالري برگ نشان بدهيم، مطمئن باشيم اين جا را بعد از چند روز تعطيل نمي كنند. اما اين گلايه ها زماني بيشتر جلوه مي كند كه رويدادي را كه چند ماه قبل در سوي ديگر اين جهان، يعني شهر دوبلين، پايتخت ايرلند جنوبي رخ داد، در ذهن تصوير كنيم. درواقع همه اين مردم به اين خاطر جمع شده بودند كه ادامه اعتبار جهاني اوليس - رمان معروف جويس - را در قرن بيست و يكم جشن بگيرند. سده اي تغيير كرده بود و رماني هنوز در صدر فهرست هاي بهترين رمان منتقدان قرار داشت. همين براي تقدير ازنويسنده رمان ظاهرا كافي بود. در اين روز ابري و مه گرفته، علاقه مندان جويس در نقاط اصلي دوبلين جمع شدند و با برپايي تئاتر خياباني و خوانش رمان اوليس فضاي دوبلين را به آنچه جويس در اين رمان نشان داده بود شبيه كردند. اين همه به خاطر رماني اتفاق مي افتاد كه اگرچه در جهان شهرتي گسترده دارد اما شايد كمتر از هر رماني نيز خوانده شده است و.. به هر حال هر چند برگزاري اين مراسم براي همشهريان جويس دلپذير بود، اما براي ما حاصلي نداشت جز آهي و حسرتي و اينكه از خود بپرسيم: راستي چرا ما بايد هميشه با همه جهان فرق داشته ؟ باشيم و اصلا آيا ما بلديم جشن؟ بگيريم ساده اما آبرومند زمان گذشت و لحظه موعود نزديك تر شد. روزها يكي پس از ديگري گذشتند و آخرين ماه سال رسيد يعني زماني كه چند روزي از آغاز يكصدسالگي هدايت گذشته بود تا اينكه چهارشنبه 8 اسفند ماه 1380 اولين مراسم بزرگداشت يكصدسالگي خالق بوف كور در ايران برگزار شد و آن هم از سوي دانشجويان كانون شعر و ادب دانشگاه صنعت آب و برق. مراسم ساده اما در عين حال آبرومندانه برگزار شد به گونه اي كه جهانگير هدايت در حالي كه بر سر شوق آمده بود از آن به عنوان يكي از بهترين جلسات ادبي كه تاكنون حضور يافته بود ياد كرد و گفت: مراسم از نظم و برنامه ريزي و مديريت اجرايي جالبي بهره مي برد. چنين برنامه هايي ما را به آينده اميدوار مي كند. هدايت در محاق حالا ديگر جشن تولد صدسالگي هدايت، تنها يك جشن نيست. لباس ديگري هم بر تن كرده است. تنها به برگزاري مراسم هاي بزرگداشت يا انتشار كارت پستال هاي هدايت محدود نمي شود. بهانه اي شده براي واگويه بيش از پيش مشكلات و فرصتي فراهم آورده براي انتقاد از رفتاري كه در اين سال ها با آثار برجاي مانده از او شده تا شايد وسيله اي براي احقاق كمترين حقوق نويسنده اي چون هدايت باشد. اين روزها بسيار در اين مورد گفته و نوشته مي شود. در اين باره كه آثار هدايت در كشورهاي اروپايي به صورت گسترده منتشر مي شود اما هنوز بوف كور در موطن اصلي هدايت قابل چاپ نيست و اصلا مگر مي شود از ادبيات داستاني ايران صحبت كرد و از بوف كور يادي؟ نكرد جهانگير هدايت در گزارشي از اقدامات خانواده هدايت براي انتشار آثار او مي نويسد: كتابهاي بوف كور، سه قطره خون و خيام صادق را براي اخذ مجوز دو سال است كه به اداره كتاب فرستاده ام و حتي بدون آن كه يك نفر پيدا شود توضيح دهد آقا اين جاي اين نوشته اين عيب را دارد و آن جايش آن مشكل را، آثار ارزشمند بزرگترين نويسنده معاصر در مميزي است. حتي اثري مانند سه قطره خون كه قبلا اجازه چاپ يافته در محاق گرفتار آمده و... اين روزها بسيار نيز درباره خانه هدايت و آنچه كه بر آن گذشته گفته مي شود. اصلا جريان مهدكودك شدن آن مدتي سوژه اول گزارش هاي مطبوعاتي بود و همين طور در مورد لوازم و وسايل و كتب و نامه هاي هدايت بسيار نوشته مي شود; اينكه همه آنها در اختيار موزه عباسي قرار گرفته و مسئولان موزه هم آنها را در انبار نگه داشته اند. از ميز تحرير هدايت گفته مي شود كه چند سال قبل به دانشگاه تهران حمل و در اختيار دانشكده ادبيات گذاشته شد، اما اكنون هيچ نشاني از آن يافت نمي شود. آخرين طرح خب! رفته رفته به پايان داستان نزديك مي شويم و ظاهرا پايان آن هم چيزي نيست جز اهداي جوايز داستان نويسي صادق هدايت. سومين و آخرين طرح براي نكوداشت مقام ادبي هدايت در صدمين سال تولد او، تا واپسين روزهاي سالي كه در آن به سر مي بريم ادامه مي يابد و با اعلام برندگان آن توسط هيات داوران متشكل از منيرو رواني پور، شهريار مندني پور و حسن ميرعابديني حديث جشن هاي يكصدسالگي صادق به اتمام مي رسد.