Hamshahri corpus document

DOC ID : H-810201-54860S1

Date of Document: 2002-04-21

طرح تفصيلي تهران بايد پاسخگوي اكنون و آينده باشد به بهانه به جريان افتادن روند تهيه طرح تفصيلي جديد اشاره: سرانجام شهرداري تهران تصميم بر تهيه طرح تفصيلي جديدي براي كل شهر تهران يعني مناطق 22 گانه گرفت. اين اتفاق را سالها بود انتظار مي كشيديم و از همين رو بايد آن را به فال نيك گرفت و نشانه اي از خرد و منطق در جايي و لبريز شدن كاسه هاي صبر در جاهاي ديگر انگاشت و نيز آن را به تهراني ها تبريك گفت، زيرا كه امروز جامعه مدني نسبت به سال 1349 كه طي آن تهيه اولين طرح تفصيلي تهران - پس از تصويب طرح جامع شهر - آغاز شد، معناي ملموس تر يافته است و با ارتقاء همه جانبه آگاهيهاي مردم، ديگر مفهوم مشاركت شهروندان در تعيين سرنوشت شان شهر نه تنها آنقدرها دور از اذهان نيست، بلكه نياز به شفافيت و دخالت مردم در اين گونه اقداماتي كه منافع عموم درگير آن است، به شدت و بيش از همه دورانها، احساس مي شود. به قرار اطلاع، مقدمات اين اقدام متهورانه را بر اثر پيگيريها و فشارهاي مستمر نهادهاي صنفي مشاوره شهرسازي، دكتر حميد ماجدي معاون سابق معاونت شهرسازي شهرداري تهران طي دوره كوتاه 4 هفته اي مسئوليتش (از 19 بهمن تا اسفند 19 ماه ) 80 فراهم نمود. سپس با انتصاب آقاي ملك مدني به عنوان شهردار جديد مهندس تهران، پردلي در پست همان معاونت به صورت رعدآسا آن را به سرانجام رسانيدند. در ضمن شايد براي اولين بار بود كه در اين امر مهم، نهادهاي حرفه اي و مدني (جامعه مشاوران ايران و انجمن صنفي مهندسان مشاور معمار و شهرساز ) به عنوان مراجع حرفه اي معتمد و مسئول در كنار كارفرما به انتخاب مشاورين شهرساز پرداختند و هماهنگي كار را به عهده گرفتند. اين كارها هم آنقدر سريع انجام پذيرفت كه مذاكرات و رهيافت هاتازه آغاز شده است. ناگفته نماند كه روش شروع اين كار هم همان افراط و تفريط عجولانه روحيه ايراني را به همراه داشت كه تبعات خاص خود را نيز به دنبال خواهد آورد. طرح تفصيلي چيست و چرا مهم؟ است در اصطلاح شهرسازي، طرح تفصيلي، همانطور كه از نامش پيداست، طرحي است كه بايد راهبردها و برنامه هاي طرحي ديگر و قبلا پردازش شده را به تفصيل و تا جزئيات مشروح و واقعي، ارائه دهد و آن را قابل اجرا سازد. آن طرح ديگر نيز معمولا طي سندي تحت عنوان طرح جامع يا طرح استراتژيك شهر يا طرح هادي كلانشهري يا... است كه توسط متخصصين شهرساز تهيه مي شود و خود مجموعه اي است از اطلاعات و اسناد در مورد وضعيت فضاي مناطق شهري (روي نقشه و به صورت گزارش ) و بالاخره تصميم گيري هايي در جهت بهبود اين وضعيت از طريق ارائه راهبردهايي در زمينه توسعه فعاليتهاي مختلف خدماتي، مسكوني، صنعتي، حمل و نقل و غيره براي آينده اي متوسط و درازمدت. در واقع، تهيه طرح تفصيلي امكان پياده شدن و دوخته شدن واقعي طرح جامع يا استراتژيك را به اراضي يا زمين شهر زمينه سازي مي كند، يعني، تصميمات سياست گونه را به راه حل هاي فضايي مشخص و نقشه دار تبديل مي كند و طي ضوابط و مقرراتي، امكان حركتهاي ساخت و ساز و عمران و توسعه در شهر را راهبري مي كند و در عمل ميسر مي سازد. تاكنون، طبق روالي سنتي، طرح هاي جامع و تفصيلي شهري طي دوره اي ( ساله ) 10 توسط وزارت مسكن و شهرسازي و نيز وزارت كشور (براي شهرهاي كوچكتر ) و به دست مشاوران و متخصصين شهرسازي تهيه و پس از تصويب در شوراي عالي شهرسازي، در اختيار شهرداريها قرار مي گرفته اند تا الگوي كارهاي عمراني شهر و پايه صدور مجوزهاي ساخت و ساز و تعيين تراكم هاي ساختماني مجاز در حوزه هاي مسكوني، خدماتي، صنعتي و.. و به طوركلي عمران و آبادي شهر در دوره اي 10 ساله قرار گيرند. متاسفانه تاكنون از آنجا كه برنامه هاي پنجساله توسعه كشور، به صورت بخشي تهيه مي شوند و تصويب طرحهاي شهري در شوراي عالي شهرسازي لزوما به معناي تضمين بودجه هايي قطعي براي اجراي اين طرحها در دوره اعتبارشان نبوده است، لذا اغلب به خاطر فقدان بودجه و مشكلات مالكيت زمين و مهم تر از همه، فقدان برنامه ريزيهاي هماهنگ در سطح وزارتخانه ها به صورت منسجم و گروهي، كاربريهاي خدماتي رده بالاي شهري مانند دانشگاهها، بيمارستانها، فرهنگسراها.. و، ادارات، هرجا كه مقدور شده، ايجاد يا توسعه يافته اند و مردم هم طبق امكاناتشان و طي توافقاتي با شهرداريها و با رعايت ضوابط و مقرراتي در سطح حداقل، به نوسازي و ساخت و ساز مسكوني يا تجاري در محدوده قطعه زمينهاي تحت تملك شان دست زده اند، كه نتايج اصولي كاربردي و زيبايي شناختي آن نيز درخشان نبوده است. توسعه و رسيدگي به فضاهاي عمومي شهر نيز به كرم شهرداري ها واگذار شده است، كه اينجا جاي قضاوت آن به نيست هر حال، در شهرهاي كوچكتر كشور و حتي درمراكز استانها تهيه و تدوين طرحهاي شهري تاكنون با سهولت بيشتري نسبت به تهران صورت گرفته است، زيرا پيچيدگي و وسعت مسائل آن در حد تهران نبوده است از همين رو بعداز انقلاب در دهه 60 اين طرحها براي همه شهرها تهيه و انجام شد جز براي تهران. در مورد تهران اما اولين طرح جامع در سال 1347 تهيه شد (توسط يك مشاور ايراني و به كمك يك مشاور خارجي ) و طرح تفصيلي آن را نيز شهرداري تهران خود تهيه كرد. همين پيشينه باعث شد زماني كه طرحي براي ساماندهي تهران توسط وزارت مسكن وشهرسازي در اوايل سالهاي 70 تهيه شد (كه اعتبار آن نيز تا سال 1375 بيشتر نبود ) شهردار وقت آقاي كرباسچي، بالاخره با كليات آن توافق كند به شرط آنكه طرح تفصيلي را اين بار نيز شهرداري تهران تهيه كند. اكنون اين طرح بعدازسال 10 كه از آن روز مي گذرد در شرف انجام است، اما مشكل اينجاست كه هنوز نه طرح جامع يا استراتژيك به روزي براي تهران وجود دارد كه طرح تفصيلي جديد بر پايه آن تهيه گردد و نه اينكه خطوط كلي كار براي متخصصين امر و از آن مهمتر براي گروه هاي ذينفع، شهرداري و شهروندان روشن است. مهمتر ] اينكه مي گويم از اين نظر است كه كنترل كنندگان يك طرح بايد بيشترين تسلط را بر مسائل آن داشته [باشند. چرا طرح سال 10 معلق؟ ماند اين 10 سال دقيقا مقارن بود با دوران رونق ساخت و ساز در تمام نقاط كلانشهر تهران: از شرق تا غرب و از كوه هاي البرز تا جنوبي ترين روستاهاي اطراف شهر كه امروز به نقاطي شهري در كهكشان كلانشهري تهران بدل شده اند. در اين سال 10 نبود طرح جامع كمك كرد تا ساخت و سازهاي بي رويه راحت تر صورت پذيرد و اقتصاد شهري در بخش مسكن طبقات مرفه و متوسط فعال شود. روند فروش تراكم براساس توافق و نه براساس ضابطه كه توسط شهرداري تشويق و هدايت مي شد، چهره شهر را به كلي دگرگون ساخت. بعداز آن نيز تا به امروز مصوبه ها و تبصره هاي و329 269 و ساير رهنمودها و بخشنامه ها به نوعي عمل كرده اند كه تا روز تصويب طرح تفصيلي جديد، ديگر جايي براي گله گذاري باقي نماند و خداي ناكرده حقوق حقه هيچ مالك يا متقاضي برج سازي زير پا نمانده باشد. منافع چه كساني و؟ كجا واقعيت اينجاست كه طرح هاي شهري بايد در يك فضاي دموكراتيك با ديدي بلند مدت و علمي و پس از بررسيهاي همه جانبه در جهت رفع مشكلات و رفاه بيشتر كل شهروندان بكوشند و براساس ديدگاهي عام نگر تهيه شوند. اين طرحها قاعدتا با اين هدف كشيده نمي شوند تا مالكين زمين يا باغ در شمال شهر يك شبه ميلياردر شوند، بلكه هدف آنها بايد ساماندهي به زندگي شهري، توسعه فضاهاي عمومي رفاهي، آموزشي، فرهنگي، اداري، درماني، فضاي سبز و تفريحي و تعيين فضاهايي براي تامين خدمات رده بالاي شهري، در حد و شايسته ابعاد كلانشهرها، منجمله شهر تهران باشد. همان طور كه طرح جامع اول تهران بيش از 30 سال پيش نقشه خطوط متروي تهران و نقشه كليه بزرگراه هاي اصلي درجه 1 كه تازه چند سال است دارد نتيجه مي دهد را تهيه و ارائه كرده بود، طرحهاي تفصيلي امروز مناطق تهران نيز بايد براساس ديدگاهي بسيار دوربين و آينده نگر و منسجم (تا جايي كه همياري و توافق واحد 21 مختلف كارشناسي اجازه مي دهد! ) بتوانند خطوطي را ترسيم و پيش بيني كنند كه نيازهاي مبرم شهروندان تهراني، زندگي و فعاليتهايشان، لااقل تاسال 02آينده را از قلم نياندازد. در غير اين صورت صرفا وضع و روال موجود - كه روالي بس نابسامان است - ادامه خواهد يافت و اهداف عالي يك طرح شهري كه بايد مشخصات هزاره سومي داشته باشد هرگز محقق نخواهد شد. از اين روست كه به ثمر رسيدن طرح تفصيلي (در شرايط فقدان طرح جامع مناسب ) و ابزار قانوني و فني وسيع و كافي، مشاركت و كوششهاي گروهها و افراد صاحبنظر و ذينفع در سطح شهر تهران را مي طلبد تا طي گفتگويي عام و همه جانبه مسائل مبرم شهر موضوع بحث روز قرار بگيرند و مسئولان شهرداري طي انجام اين امر خطير پس از عنايت به اين مسائل واقعي، تصميم گيري كنند. ناگفته پيداست كه وقتي منافع عموم شهروندان به طور وسيع مطرح شود و به بحث گذاشته شود، چه توسط مطبوعات و رسانه هاي عمومي، چه توسط شوراي شهر و ديگر شوراهاي مناطق و محلات، چه توسط افراد صاحبنظر و گروه هاي ذينفع اصناف و بازاريها، فرهنگيان، دانشگاهيان، حقوقدانان و ساير اقشار و اقوام ساكن تهران كه همه نظري در مورد مسائل شهرشان دارند، آنگاه ممكن است راه حل هاي اصولي تر و در سمت و سوي منافع كل شهر ارائه گردد و طرحها گشايشي باشند براي انسجام بيشتر زندگي شهر تهران و تهراني ها. البته دعوت از گروه هاي فوق در موارد ويژه نيز حتما مي تواند كارساز باشد; مثلا دعوت از بازاريها براي ساماندهي منطقه بازار تهران. براي ايجاد اين جريان سيال تبادل افكار و انديشه ها، شهرداري و دولت و مهم تر از همه مطبوعات بايد مقدماتي را فراهم آورند تا نيروي نظارت و همفكري شهروندان بر اين طرح شهري خاص ارتقاء يابد. زيرا سرنوشت تهران به مديريت درست بسياري معضلات پيچيده شهري مانند آلودگي هوا و محيط زيست، مديريت بحران، تامين نيازهاي متعدد فرهنگي ساكنين در همه اقشار و رده ها و... بستگي دارد كه جملگي مستلزم فكر كردن به سيستم هاي پيچيده و مديريت سيستمي براي آن است و قبل از تامين فضا براي آنها، در سطح شهر بايد ابتدا خود اين مسائل را شناخت و نيازشان را مطرح نمود. در هر حال، بايد متوجه بود كه اگر باز فقط به كالبد پرداخته شود و فعاليت هاي فعلي و آتي جاري در كالبد شهري ناديده گرفته شود; اگر شهرسازي يا درواقع تهيه نقشه هاي شهري به شيوه اي اراده گرايانه و بدون پشتوانه هاي سياسي، مالي و قانوني صورت گيرد; اگر منطق سود و بازدهي و روحيه بساز و بفروشي در كار حاكم باشد و حيات و سرزندگي شهري درنظر گرفته نشود، تمام اين كوششها به هدر مي رود و هزينه هايي كه از بيت المال عمومي و شهرداري تامين شده است همه از نظر عموم بر باد رفته تلقي خواهد شد، زيرا اين قبيل طرحها در وهله نخست بايد در راه بهبود وضع عمومي شهر و شهروندان به كار گرفته شوند. مهندس ترانه يلدا