Hamshahri corpus document

DOC ID : H-810131-54845S3

Date of Document: 2002-04-20

كاخ سفيد، نفت آلاسكا و بحران هاي نفتي زماني كه (جورج دبليو بوش ) رئيس جمهوري آمريكا و (ديك چني ) به طور رسمي مراسم سوگند را در روز بيستم ژانويه در 2000 كاخ سفيد برگزار كردند كمتر كسي دليل واقعي انتخاب چني به عنوان معاون رئيس جمهوري آمريكا را مورد بررسي و كنكاش دقيق قرار داد. ديك چني 61 ساله كه بين 1993 1989 سال وزير دفاع جورج هربرت بوش رئيس جمهوري وقت آمريكا بود، فردي ثروتمند، سياستمدار و صاحب شركت خدماتي منابع نفتي به نام (هاليبرتون ) است كه حضور قدرتمندي درعرصه هاي نفتي جهان دارد. بسياري از كارشناسان در آن موقع دليل انتخاب چني از سوي بوش كه وي نيز مدير يكي از شركت هاي مهم نفتي بود را تكميل تيم نظامي وي براي اداره امور كاخ سفيد ارزيابي كردند. گرچه اين موضوع نيز از سوي برخي مطرح شد كه با وجود افرادي مانند ژنرال (كالين پاول ) (دونالد، اچ رامسفلد ) و خانم (كاندوليزا رايس ) براي اجراي طرح هاي نظامي دولت جديد، بهتر بود بوش دست كم براي سمت معاونت رياست جمهوري فردي متخصص در امور اقتصادي و يا اجتماعي براي حل معضلاتي ازاين دست انتخاب مي كرد. اينك كه تيم رهبري كاخ سفيد دومين سال زمامداري خود را در مركز حكومتي ايالات متحده آمريكا تجربه مي كند به خوبي مي توان دليل اين انتخاب زيركانه را درك كرد. درخصوص انتخاب معنادار ديك چني به عنوان معاون رئيس جمهوري دو فرضيه قابل طرح است: اول اين كه چني انتخاب شد تا باتوجه به احتمال وقوع بحران هاي نفتي در جهان، دولت بوش آماده مقابله با آنها باشد و دوم آن كه در صورت بروز بحران هاي نفتي زمينه آزادي بهره برداري از منابع عظيم نفتي آلاسكا را براي شركت هاي نفتي فراهم سازد. در ارتباط با اين دو مساله به شواهدي مي توان اشاره كرد، در روزهاي اول رياست جمهوري، جورج دبليو بوش به ايراد سخنراني هايي براي بيان سياست ها و راهبردهاي آتي آمريكا در جهان پرداخت كه به دليل تازه بودن بسياري از اصطلاحات و كلماتي كه در عرصه سياسي و روابط بين الملل متداول نبودند از سوي كارشناسان مورد انتقاد قرار گرفته و در پاره اي موارد نيز وي به دليل اداي اين كلمات مورد استهزا قرار گرفت. به واقعيت پيوستن برخي از اصطلاحات مضحك بوش مي تواند تا حدودي مبين اين مطلب باشد كه دولت وي بروز بسياري از بحران ها را قبل از وقوع پيش بيني و براي مواجهه با آن بحران ها به خصوص بحران هاي نفتي هيچ فردي كه لايق تر از ديك چني باشد را مناسب براي مهار اين بحران ها تشخيص نداد. در همان زمان كارهايي نيز از سوي جورج بوش در كاخ سفيد صورت گرفت ازجمله تاسيس دفتر مقابله با بحران هاي نفتي كه اين امر با پيشنهاد مستقيم ديك چني و كارشناسان نفتي نزديك به وي انجام پذيرفت. طرح يك موضوع ديگر نيز توسط جورج بوش نظر برخي از كارشناسان خبره داخل و خارج آمريكا را در آن زمان به خودجلب كرد و آن هم تاكيد وي بر اجراي حفاري هاي منطقه آلاسكا بود كه به دليل عدم ارائه توجيهات لازم، اجرا و بهره برداري از آن همواره به تعويق افتاده بود. روزنامه (يواس اي تودي ) روز سه شنبه 24 ژانويه 2001 و تنها چهار روز پس از روي كار آمدن جورج بوش به نقل از (آري فليشر ) سخنگوي كاخ سفيد نوشت: جورج بوش رئيس جمهوري آمريكا برنامه گسترده اي براي استفاده از منابع نفت و گاز آلاسكا دارد. بوش در طول مبارزات انتخاباتي قول داده بود در صورت انتخاب شدن برنامه ده ساله 7 ميليارد و 100 ميليون دلاري اكتشاف ميادين نفتي آلاسكا را به مورد اجرا گذارد و با بالا بردن ميزان عرضه نفت، سوخت ارزان تري براي مردم آمريكا تامين كند. اين موضوع به دليل مخالفت گروه هاي مختلف ازجمله طرفداران حفظ محيط زيست در آمريكا كه استفاده از منابع گاز و نفت در آلاسكا را به دليل آلوده كردن محيط زيست جايز نمي دانند و با آن مخالف هستند تاكنون به تعويق افتاده است. در همين زمينه جورج بوش در مصاحبه اي كه چندي پيش در روزنامه (وال استريت ژورنال ) منتشر شد تصريح كرد: چنانچه قطع 30 روزه نفت عراق افزايش بهاي نفت را تشديد كند يك رشته اقدام ها براي بهبود اوضاع بازار نفت انجام خواهد داد. رئيس جمهوري آمريكا همچنين ناتواني در داشتن يك سياست ثابت در بخش انرژي و اين واقعيت كه آمريكا (به كشورهاي بي ثبات ) وابسته است را از دلايل بيماري اقتصاد اين كشور ذكر كرد. وي در اين حال از يك (شوك نفتي بالقوه ) با، نگراني ياد كرده و گفت: ما بايد درمورد پيش بيني هاي جسورانه اقتصادي، بسيار محتاطانه عمل كنيم زيرا ما يك كشور وابسته به انرژي هستيم. بوش همچنين گفت كه كنگره بايد به تصويب طرح انرژي پيشنهادي خود مبني بر حفر ذخاير نفتي (پناهگاه وحوش اركيك ) در آلاسكا، تمايل نشان دهد. در همين باره (اسپنسر آبراهام ) وزير انرژي آمريكا نيز به تازگي گفت كه وابستگي آمريكا به نفت جهان به خصوص نفت خاورميانه نشان مي دهد امنيت ملي آمريكا تا چه حد آسيبپذير است و به تصميم كشورهاي ديگر بستگي دارد. اعتقاد بر اين است كه در اين موضع گيري ها نيز نظر ديك چني بسيار صائب و كارساز بوده است. نكته مهم در اينجا است كه چه رابطه اي ميان بحران هاي نفتي پياپي در جهان و طمع شركت هاي نفتي براي استخراج نفت آلاسكا كه گفته مي شود منابع بسيار غني و قابل ملاحظه اي دارد مي توان ترسيم كرد. چگونه مي توان تصور كرد كه قيمت نفت در يك سال اخير به رغم بروز بحران هاي چشمگير در جهان همچون وقايع يازدهم سپتامبر كه تا پيش از اين براي هر موضوع كوچكي افزايش مي يافت تاكنون دستخوش تغيير زيادي نشده است. در سال 1999 و پيش از روي كار آمدن جورج بوش و در زمان بيل كلينتون رئيس جمهوري وقت آمريكا قيمت نفت رشد چشمگيري داشت. شوك ناشي از افزايش بهاي نفت چنان بود كه (بيل ريچاردسون ) وزير انرژي وقت آمريكا وادار شد تا براي كنترل قيمت نفت سفرهاي زيادي به خاورميانه و ساير مناطق نفتي انجام دهد. بعدها وي در يك سخنراني اعتراف كرد كه در صورت عدم موفقيت در كنترل قيمت نفت وي ناچار به استعفا مي گرديد كه اين موضوع براي دولت وقت يك شكست به شمار مي رفت. در سال 2000 ميلادي بوش در سخنراني انتخاباتي خود قول داد تا با افزايش بودجه نظامي، نيروهاي نظامي آمريكا را تقويت كند. به نظر مي رسد رويكرد محسوس كاخ سفيد به نظامي گري و ايجاد تنش هاي نظامي درسراسر جهان اين امكان را به بوش مي داد كه با اعلام حالت فوق العاده شرايطي به وجود آورد تا چني و ساير شركت ها و سرمايه گذاران نفتي بتوانند با توجيه قطع وابستگي آمريكا به نفت خاورميانه، صفوف مخالفان را در هم شكسته و با استخراج نفت و گاز منطقه آلاسكا ميلياردها دلار درآمد نصيب تراست ها و كارتل هاي نفتي كنند. بنابراين به نظر مي رسد چنانچه شركت هاي نفتي آمريكا بتوانند با مخالفان كنار بيايند و با جلب حمايت كنگره آمريكا چاه هاي بسته نفت و گاز آلاسكا را باز كنند، ماهرانه توانسته اند با آميختن قدرت سياسي و قدرت اقتصادي نفت به نوعي منافع شركت هاي نفتي خود را دست كم تا سه دهه آينده تامين و تضمين كنند كه اين موضوع بدون در نظر گرفتن نقش ديك چني و دفتر مقابله با بحران هاي نفتي كاخ سفيد امكانپذير نبود.