Hamshahri corpus document

DOC ID : H-810130-54830S6

Date of Document: 2002-04-19

منتقدي بي غرض عكس ها: رضا معطريان در سحرگاه روز جمعه 23 فروردين ماه و در دوران اوج تلاطم هاي جنبش اصلاح طلبي ايران يكي از مبارزان قديم راه استقلال و آزادي درگذشت. مرحوم دكتر يدالله سحابي در سال 1284 شمسي يعني يك سال پيش از وقوع انقلاب مشروطه در يكي از كوچه هاي گذر وزير دفتر در محله سنگلج تهران به دنيا آمد. سحابي اصفهاني الاصل تحصيلات ابتدايي را در دبستان هاي شرف احمدي و اتحاديه و دوره اول متوسطه را در دبيرستان شرف و دوره دوم را ابتدا در دارالفنون و سپس دارالمعلمين مركزي كه به رياست ميرزا ابوالحسن خان فروغي اداره مي شد در سال 1304 به پايان رسانيد. پس از فراغت از تحصيل متوسطه و بعد از چند ماه آموزگاري نزديك سه سال به كار راهسازي پرداخت و در سال 1307 با افتتاح دارالمعلمين عالي (دانشسراي عالي فعلي ) وارد اين موسسه شد و پس از سه سال در سال 1310 از جمله اولين فارغ التحصيلان ليسانس از اين موسسه در رشته علوم طبيعي بود. در همين سال رسما مامور تدريس علوم طبيعي در چهار دبيرستان دولتي معروف آن زمان يعني دارالفنون، علميه، شرف و ايرانشهر شد و با حقوق ماهي 680 ريال گشايشي در وضع مالي خانواده اش كه حال با وجود دو فرزند كوچك و حضور مادرش پنج نفره شده بود ايجاد كرد. عزت الله دو و نيم سال و علي يك سال داشت. سحابي در شهريور 1311 پس از شركت در مسابقه علمي و موفقيت در آن به همراه ديگر محصلين اعزامي دولتي به فرانسه رفت. مهندس عزت الله سحابي درباره دوران تحصيل پدرش در فرانسه مي گويد: پدرم مبلغ 1500 فرانك كمك هزينه دريافت مي كرد كه حدود 150 تومان مي شد و از اين مقدار علاوه بر خرج تحصيل و زندگي خودش مقداري را براي ما مي فرستاد كه گشايشي بود، تازه در آخر هر ماه دوستان ديگر پدرم كه پول هايشان تمام شده بود مقداري پول توي جيبي از پدرم قرض پس مي كردند از اعزام به فرانسه سحابي به مدت چهار سال در دانشگاه ليل به تجديد دوره ليسانس و تهيه رساله و اخذ درجه دكترا در زمين شناسي پرداخت. سحابي در مصاحبه با مجله رشد در خصوص علاقه اش به رشته زمين شناسي مي گويد: علاقه مند شدن خود را به زمين شناسي نخست به واسطه تاثير معلمان خوب مي دانم. در سال ششم ابتدايي معلم جغرافياي خوبي داشتيم به نام آقا غلامحسين خان كه خدا رحمتش كند. اين مرد با تسلط در موضوع و بيان گيرا و موجز فراواني كه داشت عوارض زمين را چنان تجسم مي كرد كه مطالب جغرافياي طبيعي به خوبي مفهوم ما مي گرديد و براي من درس او از شيرين ترين درس هاي مدرسه بود. سپس ادامه مي دهد: در سال سوم متوسطه هم برنامه تحصيلي ما در قسمت علوم مبحث زمين شناسي بود. در اين مورد هم معلم علاقه مند و خوش بياني داشتيم به نام دكتر ابوالقاسم شيخ الاسلامي كه مطالب مربوط به تغييرات سطح زمين را براي ما به خوبي مفهوم مي ساخت و درس او كه كلياتي از پديده هاي زمين شناسي و از سنگ ها بود براي من شوق انگيز بود و گفتار او را مي پسنديدم. در اسفند 1315 به تهران مراجعت كرد و پس از يكسال خدمت نظام وظيفه از فروردين 1317 به تدريس زمين شناسي در دانشكده علوم كه در آن موقع وابسته به دانشسراي عالي بود، مشغول شد. سحابي در سال دوم خدمت نظام وظيفه به علت نيازي كه به تخصص علمي وي بود با همكاري دوستش دكتر فريدون فرشاد، هفته اي چند ساعت به تدريس درس زمين شناسي و برطرف كردن نواقص و كمبودها در دوران تدريس فرانسوي ها در دانشسراي عالي اختصاص مي داد و در ساعات درس با همان لباس هاي فرم نظامي سر كلاس دانشسرا حاضر مي شد. او اين خدمت را ابتدا با سمت دانشياري و پس از پنج سال با درجه استادي به مدت 25 سال تا سال 1341 ادامه داد و در اين تاريخ به دليل زندان چهار ساله كه در نتيجه فعاليت سياسي بود، اين فعاليت علمي قطع شد. با كوشش هاي سحابي در سال رشته 1318 زمين شناسي دارالمعلمين عالي از نظر هيات تعليماتي و برنامه هاي آموزشي وضع روبه راهي پيدا كرد و پس از آنكه تدريس در دانشسرا توسعه پيدا كرد كلاس هاي درس به ساختمان فعلي دانشكده علوم در دانشگاه تهران منتقل شد و دكتر سحابي و دكتر فريدون فرشاد نخستين استادان و پايه گذاران رشته زمين شناسي در اين دانشكده بودند. سحابي در طول عمر خويش هيچ گاه ارتباط خود را با مسايل تعليمات عمومي قطع نكرد و در مدارس درس زيست شناسي و تكامل مي داد. در سال 1312 پس از آنكه قرار شد پرسش هاي امتحانات نهايي به صورت متمركز از تهران فرستاده شود و همه اوراق كتبي نيز در تهران و در شرايط واحد تصحيح شود، رياست امتحانات نهايي را تا سال 1324 به دكتر سحابي سپردند و در سال 1325 از طرف مرحوم دكتر سيد علي شايگان و با پيشنهاد احمد آرام به رياست اداره فرهنگ تهران و توابع منصوب شد و در سال هاي 1325 تا 1327 با پيگيري و تدبير و بي آنكه دانش آموزي اخراج يا تنبيه شود و يا دبيري بر كنار و يا توبيخ شود نظم را در اداره فرهنگ تهران برقرار كرد و سرانجام امتحانات آخر سال با موفقيت انجام شد. در مورد تدابير آموزشي و فني نيز اقدام به تشكيل گروه بازرسان فني كرد. او افراد با تجربه در امر آموزش را به مدارس مي فرستاد و آنان با حضور در كلاس درس ضعف تدريس و يا نكات ايراد يا قوت دبيران را متوجه مي شدند سپس در جلسات خصوصي اين مسايل را به آنان گوشزد مي كردند. در سال 1327 دكتر سحابي براي تربيت معلم ديني مدارس كشور اقدام به تشكيل كلاس هايي در محل دانشسراي تربيت معلم كرد، كه با توسعه اين كلاس ها و تدريس افرادي چون مهندس بازرگان و آيت الله طالقاني به يك دانشسراي كامل براي تعليمات ديني مبدل شد. در سال 1343 كه سحابي محكوميت زندان را تحمل مي كرد اين دانشسرا از سوي ساواك تعطيل شد. سحابي در سال 1337 مدرسه را در نارمك تاسيس كرد كه شعار آن تحكيم دين از راه ترويج علم بود. اين مدرسه تا 15 سال برپا بود و پس از آن از سوي حكومت وقت بسته شد. سحابي در دوران تدريس و تحصيل از اشتغال و كار فني نيز رويگردان نبود. خود در اين باره مي گويد: بهره برداري از آبهاي زيرزميني در محل هايي كه مطالعه اي در آنها صورت گرفت، و از نظر مالي امكان عمل براي مالكين آنها فراهم بود، موجب آبادي ها و بروز آثاري از نعمت هاي مستور الهي مثلا گرديد كارخانه سيمان آبيك در پنجاه كيلومتري قزوين قبل از سال 1349 زمين خشك و بي حاصلي بود، پس از درخواست شركت سيمان فارس و خوزستان براي ايجاد كارخانه سيمان، در اين باره مطالعه نمودم و گزارشي در تاييد ذخيره بزرگ سنگ آهك نسبتا خالص در اين محل و منبع سرشار آب زيرزميني آن به شركت مزبور دادم، آنها اقدام سريع نموده و به حفاري پرداختند و امروز علاوه بر كارخانه بزرگ سيمان در اين محل فضاي سبز پرحاصلي بين تهران و قزوين پديد آمده است. علاوه بر اينها مطالعه و بررسي هاي فني براي ازدياد سطح كشف چغندر كه به درخواست كارخانجات قند بروجرد، تربت حيدريه، مرودشت و همدان كه در سال هاي 1350 تا 1362 به عمل آمد از ديگر اقدامات اوست. فعاليت سحابي تنها به مسائل فرهنگي منحصر نشد بلكه در سال هاي نهضت ملي شدن صنعت نفت به همراه دوست ديرينش مهندس مهدي بازرگان كه از تابستان 1312 با هم آشنا شده بودند به حمايت از اين حركت مردمي پرداختند. سحابي درباره نحوه آشنايي خود با مهندس بازرگان مي گويد: در كشتي با عده اي ديگر از دانشجويان ايراني كه آنان نيز عازم تهران بودند همراه دو گشتم نفر از اين عده آقايان مهندس بازرگان و دكتر محمد قريب بودند كه ايشان هم براي ملاقات خانواده خويش موقت به تهران مي رفتند. مبارزات سحابي و بازرگان در اين سال ها ادامه يافت به طوري كه پس از كودتاي 28 مرداد 1332 در تاسيس و مبارزه در قالب نهضت مقاومت ملي ايران شركت كردند. با تصويب قرارداد كنسرسيوم براي استخراج و تصفيه نفت در مجلس پس از كودتاي 28 مرداد 32 گروهي از شخصيت هاي سياسي و اجتماعي فرهنگي نامه سرگشاده اي خطاب به مجلس در اعتراض به مفاد اين قرارداد انتشار دادند و در آن به نقاط ضعف قرارداد اشاره كردند. در ميان امضاكنندگان اين نامه نام 12 نفر از اساتيد دانشگاه از جمله دكتر سحابي به چشم مي خورد. سپهبد زاهدي بعد از انتشار اين نامه گفته بود كه در دولت او هيچ يك از كساني كه از دولت او حقوق مي گيرند حق مخالفت با دولت را ندارند و براي اخراج اين استادان از دانشگاه دستور داد. دكتر سياسي رئيس دانشگاه تهران نپذيرفت ولي كفيل وزارت فرهنگ به نام رضا جعفري حكم انتظار خدمت سحابي و استادان ديگر را امضا كرد. يازده تن از اين استادان پس از بركناري شركتي تشكيل داده و به اختصار نام آن را ياد (يازده استاد دانشگاه ) گذاردند. مهندس بازرگان مدير شركت بود و از آن جا كه بعد از دستگيري در سال 1341 و دوران زندان چهارساله امكان فعاليت دانشگاهي از آنان سلب شده بود بيشتر وقت خود را در مطالعه و اجراي ارجاعات فني صرف مي كردند. سحابي و بازرگان در ارديبهشت سال 1340 در مبارزات سياسي شيوه جديدي را در پيش گرفتند. اين دو يار قديمي به همراه آيت الله طالقاني خبر تشكيل جمعيت نهضت آزادي ايران را با مرام اسلامي اعلام كردند و متعاقب اين فعاليت ها سحابي و بازرگان در تير 1340 در زندان قزل قلعه بازداشت شدند. سحابي پس از آزادي از زندان در 20 شهريور 1340 در ميان ابراز احساسات دانشجويان سخنراني كرد و سال بعد در 1341 4 بهمن دوباره دستگير و روانه زندان شد. اين بار او چهارسال در زندان ماند. سحابي در 14 اسفند 1345 روزي كه مصدق درگذشت او را غسل داد، كفن پوشاند و دفن كرد. دكتر سحابي به همراه مرحوم طالقاني و مرحوم بازرگان به عنوان روشنفكران مسلمان با شيوه هاي متفاوتي مستقيم و عمدتا غيرمستقيم با تفكر مادي و غربگرايي مبارزه مي كردند. اين جريان فكري هر چند به جريان هاي بهايي گري و كسروي نيز توجه داشت ولي بيشترين توجه خود را معطوف به جريان مهم تر و اثرگذارتر يعني جريان مدعي علم گرايي و تجددطلبي مترقيانه كرد. آنان فقط به نقد تجددگرايان و يا مدرنيست ها و ماركسيست ها بسنده نكردند بلكه به نقد سنت و پاسداران سنت نيز اهتمام ورزيدند و اين نقد سنت در سال هاي دهه 30 به نقد قدرت نيز منجر شد. سحابي در آن سال ها با تفحص علمي در آيات قرآن و تاليف كتاب خلقت انسان در جهت آشنا ساختن مردم به خصوص جوانان با مفاهيم كتاب آسماني همت گماشت. كتاب خلقت انسان در سال 1346 پس از آزادي از زندان منتشر شد. انتشار اين كتاب بازتابهاي وسيعي در حوزه هاي علميه و دانشگاه و محافل روشنفكري داشت و تا سال 1361 يازده بار تجديد چاپ شد و حدود يكصد و بيست هزار نسخه از آن به فروش رفت. گذشته از كتاب خلقت انسان نظرهايي درباره ساير پديده ها به طور شفاهي و يا در جلسات عمومي ابراز كرد از جمله در سال 1371 در انجمن زمين شناسي دانشكده علوم سخناني درباره زمين در قرآن ايراد كرد. بعد از پيروزي انقلاب دكتر سحابي اگر چه به علت ازدياد سن ديگر تدريس در دانشگاه را كه پيش از آن به دليل ممانعت رژيم شاه از آن محروم شده بود ادامه نداد ولي همچنان در امر فرهنگ و آموزش و پرورش فعال بود. از جمله كارهاي او پس از انقلاب اسلامي به تصويب رساندن قانون مدارس غيرانتفاعي بود كه هنگام نمايندگي در دوره اول مجلس به آن مبادرت ورزيد. سحابي در دوران پس از پيروزي انقلاب فعاليت هاي سياسي خود را در همراهي با دولت موقت و پس از كناره گيري از دولت و اتمام مجلس اول با توصيه ها و هشدارها و نامه هاي خصوصي و يا سرگشاده ادامه سحابي داد كه قبل از پيروزي انقلاب از بنيانگذاران انجمن دفاع از حقوق بشر بود، بعد از آن كه دوره اول مجلس شوراي اسلامي تمام شد، جمعيت دفاع از آزادي و حاكميت ملي ايران را با رهبري مهندس بازرگان بنيان نهاد. عزت الله سحابي در خصوص موضع گيري هاي پدرش مي گويد: حركت مهندس بازرگان و سحابي علي رغم اين كه با انتقاد از گروه يا حتي كل حاكميت همراه بود، اما هيچ گاه فريادبراندازانه نبود و در مجموع نسبت به نظام جمهوري اسلامي با تمام انتقادات موجود، موضع حمايت گرايانه سحابي داشتند تا روزهاي پايان عمر كه راهي مجلس شد و قصد تحصن داشت تا از اين طريق نارضايتي خود را از دستگيري ملي - مذهبي ها از جمله پسرش عزت الله عنوان كند، انتقادات خود را بروز مي داد. عزت الله سحابي در مراسم خاكسپاري پدر درباره چگونگي اين روزها مي گويد: پدر من سنش حدود 97 سال بود ولي در اين يك سال و نيم اخير و وقتي كه از زندان آزاد شدم به اندازه 10 سال پير شده بود و اين رنج ها كه كشيد من نديده بودم با اين كه در زمان شاه زندان و اخراج از دانشگاه را ديده بود ولي خم به ابرو نياورد ولي اين بار اين همه رنج كشيد. عزت الله سحابي همچنين در مراسم بزرگداشت پدرش به اطلاعيه دادگاه انقلاب در 28 اسفند 79 و موارد طرح شده در آن و گفته پدرش كه من و فرزندانم خائن به مملكت نبوده ايم مي گويد: من از اين ماجرا گريه ام گرفت و گريه من از اين بابت بود كه اين مرد به دليل خدماتي كه در زمينه هاي علم، دين و سياست انجام داده بود و ويژگي مهم او كه وطن پرستي بود حالا در آخر عمر بايستي با چنين اتهامي از دنيا برود اگرچه نشان داده شد كه مردم چنين حرف هايي را باور ندارند. انجمن آثار و مفاخر فرهنگي در بهمن سال 1378 به پاس خدمات دكتر سحابي مراسم بزرگداشتي را براي وي برگزار كرد.