Hamshahri corpus document

DOC ID : H-810130-54828S1

Date of Document: 2002-04-19

يك تازه وارد در نيويورك سث ليپسكي سر دبير و مدير مسئول روزنامه سان بله بابانوئل ويرجينيا، وجود دارد اولين سان بعد از 53 سال عليرضا عبادتي هفده سال بود كه بازار پر رقابت انتشار روزنامه در نيويورك، تازه وارد به خود نديده بود تا اين كه يك سان ديگر به جمع سه روزنامه نيويوركي پيوست و حالا سان چهارمين روزنامه نيويوركي است. سث ليپسكي سردبير و مدير مسئول روزنامه سان كه كمربند خود را براي اولين تيراژ محكم بسته است مي گويد من معتقدم نه تنها فضا براي روزنامه هاي جديد در نيويورك وجود دارد بلكه به نظر مي آيد در شهري به اين بزرگي و تنوع داشتن فقط يك روزنامه با قطع بزرگ نيويورك ] [تايمز منطقي نيست. تايمز و رقباي قطع كوچكي نظير ديلي نيوز و نيويورك پست تنها بازماندگان صدها روزنامه نيويوركي است كه در قرن بيست سر برآوردند و در جا زدند. يكي از روزنامه هايي كه در جا زد همين نيويورك سان بود. حالا تصميم به احيا گرفته است. نيويورك سان قديمي به خاطر ستوني تحت عنوان بله ويرجينيا، بابانوئل وجود دارد به شهرت رسيد. فرانسيس پي چرچ سردبير وقت نيويورك سان در سال 1897 در پاسخ به سوال يك دختر 8 ساله با نام ويرجينيا اوهانلون اين جمله را نوشته بود. ويرجينيا در نامه خود نوشته بود: 8 من سال دارم. دوستانم مي گويند بابانوئل وجود ندارد. پدر مي گويد: اگر در سان روزنامه ] نيويورك [سان ديدي كه ] نوشتند بابانوئل وجود [ندارد پس وجود ندارد. به من واقعيت را بگوييد آيا بابانوئل وجود؟ دارد جوابي كه در نيويورك سان به چاپ رسيد از اين قرار بود: ويرجينيا، دوستانت در اشتباهند. آنها به شك و ترديدي دچار هستند كه زمانه با آن درگير است. آنها باور نمي كنند مگر ببينند... عقل بشر در مقايسه با جهان خلقت آنقدر كوچك است كه مانند مورچه مي ماند و انسان با عقل كوچكش نمي تواند همه دانش و حقيقت را بفهمد. بله ويرجينيا، بابانوئل وجود دارد. او وجود دارد همانطور كه عشق، سخاوت و خلوص وجود دارند... اگر بابانوئل نمي بود چه دنياي وحشتناكي مي شد... اين روزنامه در ماه ژانويه سال 1950 از حركت ايستاد. حالا سان جديد كه تمام تمركزش را بر روي پوشش خبري در مورد شهر نيويورك قرار داده است، مي خواهد فرزند خلف همان روزنامه معنوي باقي بماند. حتي لوگوي صفحه اول خود را نيز براي حفظ حس قديمي بودن، با خود يدك مي كشد. سث ليپسكي كه اكنون مدير مسئول و سردبير سان جديد است پنجاه و پنج سال دارد و زماني در هفته نامه يهودي فوروارد كار مي كرد و در سال 1991 موفق به دريافت جايزه پوليتزر در حوزه نوشتن سرمقاله شد. وي سابقه كار در وال استريت ژورنال هم دارد. ليپسكي در مورد سان جديد كه قطعا به اندازه روزنامه هاي قطع كوچك نظير تايمز فروش نخواهد داشت اين گونه اظهار نظر كرده است: سان راست ميانه رو و محافظه كارتر خواهد بود و از بازار آزاد، دولت محدود و ماليات كم حمايت خواهد اين كرد روزنامه 40 نويسنده تمام وقت خواهد داشت. ليپسكي در روزنامه خود از نويسندگان محافظه كار صاحب نام نظير پگي نونان كه سابقا وظيفه تهيه متن سخنراني هاي كاخ سفيد را به عهده داشته است و املت تيرل ژونير سردبير سابق هفته نامه اسپكتيتر بهره خواهد برد. ضمن اين كه تاكيد كرده است فضاي بيشتري را براي محافظه كاران ديگر باز خواهد كرد. در مورد احتمال موفقيت، ليپسكي با احتياط ابراز خوشبيني كرده است اما قوت قلب و اطمينان در ساير اعضا به اين اندازه نيست. جان مورتون از تحليل گران رسانه اي كه رياست موسسه تحقيقاتي مورتون را برعهده دارد شانس احياي سان را بسيار ناچيز مي بيند و معتقد است نيويورك براي پا گرفتن يك روزنامه ديگر فضاي بسيار سختي است و مي گويد اگر مي خواست روزنامه راه بياندازد آخرين شهري كه به سراغش مي رفت نيويورك بود. با اين همه ليپسكي اميدوار است كه به روزنامه دوم اين شهر تبديل شود و مي گويد: ما با هيچ رقيبي در نيويورك شاخ به شاخ نيستيم. فقط حس مي كنيم روزنه اي باز شده است و مي خواهيم خلا موجود را پر كنيم. سرمايه گذاران سان نيويوركي هايي با جيب گشاد و روزنامه كانادايي بلك هستند. تخمين زده مي شود كه سرمايه اوليه براي شروع اين روزنامه 20 تا 25 ميليون دلار است. اما داشتن يك روزنامه در نيويورك بسيار گران است. روزنامه نيويورك نيوزدي كه از سال 1985 آغاز به كار كرد ده سال دوام نياورد و يكصد ميليون دلار ضرر ديد. مورتون مي گويد: خيلي از مردم فكر مي كنند پولدار هستند اما اين حس تا زماني در آنها حفظ مي شود كه يك روزنامه زيان ده خريداري مي كنند اشاره مورتون به پيتر كاليكو است كه در سال 1988 پست Post را خريداري كرد. اما سه سال طول نكشيد كه اعلام ورشكستگي كرد. تيراژ اوليه سان 60 هزار خواهد بود كه به قيمت 50 سنت عرضه مي شود. درآمد ناشي از آگهي نيز به زعم ليپسكي همان اندازه اي است كه انتظار داشتيم. ليپسكي مي گويد وقتي موضوع را با ديگران به مشورت مي گذاشتيم معتقد بودند كه مضحك است اما حالا كه تمام تمركز خود را روي آن گذاشته ايم مي بينيم آنطور كه مردم فكر مي كنند سوداگري و خيال واهي نيست.