Hamshahri corpus document

DOC ID : H-810130-54827S1

Date of Document: 2002-04-19

نامه اي به يك دوست در اين لحظه كه نامه را براي شما مي نويسم تازه به حرف ب رسيده ام، چون كه خيلي خيلي يواش مي خوانم كه زود تمام نشود از پرويز دوايي به ابوالحسن نجفي اشاره: براي كساني كه به هر دليلي به كتاب ي كوچه شاملو دسترسي ندارند، فرهنگ فارسي عاميانه جايگزين بسيار مناسبي كتابي است دو جلدي كه انتشارات نيلوفر آن را منتشر كرده است. ابوالحسن نجفي، محقق نام آشناي زبان فارسي، كتابي فراهم آورده است كه تقريبا هر كسي و با اندك سوادي مي تواند از آن بهره بگيرد. آنچه در كتاب او آمده است لغات و تركيبات و تعبيرات زبان عاميانه و روزمره متداول مردم تهران در قرن چهاردهم هجري است. نجفي در اين كتاب گويش هاي محلي و اصطلاحات و تعبيرات شهرستاني را كنار گذاشته است و براي انتخاب مثال هايش از آثاري استفاده كرده است كه اولا پس از سال 1300 هجري شمسي نوشته شده باشند و منتشر شده باشند ثانيا نويسنده آنها زاده يا پرورش يافته تهران بوده باشد. اگر هم از دو كتاب محمدعلي جمال زاده، اصفهاني اي كه بنيانگذار شيوه جديد داستان نويسي در ايران، بهره گرفته است، به اين دليل بوده كه او از نخستين كساني است كه جرات كرده و زبان عاميانه را در نوشته هاي خود به كار برده است. البته نجفي در برخي مواقع هم از مثال هاي ذهني و يا شنيده هاي غيرمكتوب خود نقل كرده است; با همه اكراهي كه از اين كار داشته است. كتاب نجفي، كه آماده شدنش ده سال به طول انجاميده است، شامل لغات و تركيبات متداول زبان فارسي امروز در مرتبه زبان عاميانه و زبان روزمره است كه، در بعضي از موارد، تا حد زبان معيار نيز پيش مي رود، زيرا في المثل هنگامي كه در ذيل مدخل روزه اصطلاحات عاميانه يا روزمره روزه خور و روزه خوري آمده است، ترجيح داده شده كه به اصطلاح روزه گرفتن كه متعلق به فارسي معيار است و نيز آورده شود تا طيف اصطلاحات مربوط به روزه كم و بيش كامل باشد. از سوي ديگر، در ضمن معاني متعدد بعضي از كلمات، مثلا فعل هاي زدن و گرفتن و كشيدن معاني چندي نيز آمده است كه چه بسا در مرتبه زبان معيار باشد اما براي اينكه روابط ميان معاني بهتر دريافته شود، از ذكر آنها خودداري نشده است. اغلب لغات و اصطلاحات و معني هايي كه در اين فرهنگ آمده است در فرهنگ هاي عمومي موجود در زبان فارسي يافت نمي شود. شايد از آن رو كه فرهنگ نويسان اين دسته از لغات يا معاني را دون شان زبان زيباي فارسي دانسته و نخواسته اند تا از اين رهگذر به آنها اذن ورود به زبان و شناسنامه رسمي بدهند. با اين شيوه احتمالا زماني فرهنگ نويسان مي توانسته اند لغات و معاني ناپسند خود را طرد كنند و به بوته فراموشي بسپرند. دو سالي از انتشار فرهنگ فارسي عاميانه مي گذرد، ولي گويا بعد مسافت و نبود ارتباط باعث شده است كه اين كتاب تا مدت مديدي از چشمان تيزبين پرويز دوايي، كه هر چه درباره هر چيز بنويسد زيبا مي نويسد، دور بماند. كريمي، مدير انتشارات نيلوفر، نامه اي كه پرويز دوايي در روزهاي عيد امسال به ابوالحسن نجفي نوشته است را در اختيار ما قرارداده است: آقاي نجفي گرامي: سلام. در چند كلمه بسيار بسيار نارسا براي آقاي كريمي مدير ] انتشارات [نيلوفر سعي كردم يك ذره اندك از احساسي را كه آشنايي با اثر عزيز و بي مانندتان، فرهنگ فارسي عاميانه، از لذت و تحسين و سپاس، در بنده برانگيخت بازگو كنم، كه البته نشد، و نخواهد شد. چه طور مي شود از كاري كه انگار جواب به يك رويا يا آرزوي بيان نشده ديرين است، آدم حتي به يك صورت خيلي كلي (به دور از هرگونه تحليل كارشناسانه ) تقدير كند، به خصوص آدمي كه يك عمر به شدت دلبسته اين زمينه خاص از زبان رو به فراموشي بوده، كه يك عمر اين گوهرهاي عاطل را از يادهاي ديرين خانواده بيرون كشيده و جمع كرده، و حالا ناگهان خود را با يك چنين گنجينه شامل و كاملي، اين قدر برازنده و خيره كننده روبرو مي بيند، كه واقعا حضور و وجودش را حتي در دورپروازترين تحليل هايش تصور نمي كرد. يعني البته شنيده بودم كه اين كتاب وجود دارد، ولي امكان دسترسي به آن فقط همين يكي دو هفته قبل پيش آمد. حالا هم، در اين لحظه كه براي شما مي نويسم، تازه به حرف ب رسيده ام، چون كه خيلي خيلي يواش مي خوانم كه زود تمام نشود! به كندي و با شور و علاقه و اعجابي دائمي، چنان كه آدم جذابترين رمان را بخواند. در اين دو سه ساله اي كه از ظهور كتابتان مي گذرد، حتما با تقدير و تحسين هاي بسيار و تحليل هاي حرفه اي شاياني روبرو شده ايد، و در نهايت نيازي به اين تعريف با تاخير بنده (كه بيشترش اداي دين خودم است ) نداريد. بنده به جز گفتن خسته نباشيد و مويد باشيد، چيز ديگري نمي توانم به حرف هايم اضافه كنم، جز اينكه به خاطر توجه تان به كتاب كوچك ام (كه خيال نمي كردم در معركه ادبيات ماركز _ فاكنر _ پروست هاي رايج روز اثري و خاصيتي داشته باشد ) خودم را مفتخر احساس مي كنم. با آرزوي تندرستي و دوام عشق و توان براي شما در به پا كردن اين آثار زيبا، عزيز، بزرگ و ماندني. با اخلاص: پرويز دوايي هشتم فروردين هزار و سيصد و هشتاد و يك