Hamshahri corpus document

DOC ID : H-810130-54823S4

Date of Document: 2002-04-19

نوبليست ها فردريك ويلهلم اسوالد شيميدان آلماني ( ) 19321853 Ostwald Wilhelm Friedrich شيمي كاتاليز1909 اسوالد از پدر و مادري آلماني در شهر ريگا (Riga)، پايتخت لتوني ( Latuia) زاده شد. وي در دانشگاه درپات Dorpat و نيز در موسسه ريگا پلي تكنيك كه از سال 1881 در آنجا به عنوان استاد فيزيك مشغول به كار شد، به تحصيل پرداخت. در 1887 مسند استادي فيزيك ريگا پلي تكنيك را ترك گفت و در دانشگاه ليپزيك استاد كرسي شيمي فيزيك شد. پس از بازنشستگي در سال 1906 باقي مانده عمرش را به طور عمده صرف فعاليت هاي ادبي، فلسفي و ويراستاري كرد. احتمالا او بيش از هر كس ديگري در ايجاد نظم نوين در مبحث شيمي فيزيك نقش داشته است. او معلمي بزرگ و بنيانگذار يك مدرسه تحقيقاتي ارزشمند در ليپزيك، كه بسياري از شيميدان هاي بزرگ بخشي از دوران زندگي حرفه اي شان را در آنجا گذراندند، بود. اسوالد در سال نشريه اي 1887 را با نام مجله شيمي فيزيك تاسيس كرد. اين نشريه نخستين مجله اي بود كه به طور اختصاصي به مبحث شيمي فيزيك مي پرداخت. از جمله كارهاي او مي توان ترجمه نوشته هاي شيمي فيزيكدان آمريكايي جوسايا ويلارد گيبز (Gibbs.W.J) به آلماني در 1892 و تنظيم دو جلد كتاب درسي درباره شيمي فيزيك با عنوان كتاب درسي جامع شيمي، ( 1885 1886 و) را نام برد. او در پژوهش هاي خود به طور اختصاصي به كاتاليز كردن پرداخت و به خاطر كارهايش در اين باره جايزه نوبل شيمي سال 1909 به وي اهداء شد. در سال 1894 تعريفي بدين مضمون براي كاتاليز پيشنهاد كرد. افزايش سرعت يك واكنش شيميايي توسط حضور يك ماده خارجي و نيز تاكيد كرد كه كاتاليزور، در انرژي كلي واكنش تغييري ايجاد نمي كند. در 1888 قانون رقيق سازي اسوالد را فرمول بندي كرد. مطابق اين قانون ميزان يونيزه شدن يك الكتروليت ضعيف را مي توان توسط مقادير معيني برآورد كرد. فرآيند اسوالد يك فرآيند صنعتي در جهت اكسيد كردن آمونيوم و تبديل آن به اسيد نيتريك بود. اسوالد از لحاظ فلسفي پوزيتيويست بوده و وجود اتم ها را باور نداشت. او معتقد بود كه اتم ها مفاهيم فرضي اند اما تا 1908 به اتميسم تغيير عقيده داد. براساس برخي منابع فرزند او ولفگانگ اسوالد نيز شيميدان شد. يوهانس ديدريك واندروالس فيزيكدان هلندي ( ) 19231837 Waals Vander Diderik Johannes فيزيك معادله حالت 1910 واندروالس در لايدن هلند چشم به جهان او گشود در يادگيري علم، آموزگار خود بود و از ابتدا به عنوان معلم مدرسه مشغول به كار شد. بعدها در دانشگاه لايدن به تحصيل پرداخت و از گذراندن واحدهاي درسي لاتين و يوناني معاف شد. در 1877 در دانشگاه آمستردام استاد فيزيك شد. او به بررسي نظريه سنيتيك گازها و مايعات پرداخت و در پايان نامه 1873 دكترايش را درباره پيوستگي حالت هاي مايع و گاز ارائه كرد. كار اصلي او بسط معادله واندروالس بود. اين معادله برخلاف قانون گاز بويل و ژاكوب چارلز در مورد تمامي گازهاي حقيقي به كار مي رود. قانون بويل _ چارلز تنها بر گازهاي كامل صدق مي كند. اما از نظريه سنيتيك اين گونه استنباط مي شود كه هيچ نيروي جاذبه اي بين مولكول هاي گاز وجود ندارد و مولكول ها خودشان حجمي ندارند. از زماني كه وجود نيروي جاذبه و نيز حجم هرچند اندك مولكول ها ثابت شد واندروالس اين ويژگي ها را نيز به معادله خود افزود. به طور اساسي اين ثابت ها بسته به اندازه مولكول ها و نيروي جاذبه بين آنها از گازي به گاز ديگر متفاوت است. كوشش هاي واندروالس سرانجام به شكل گيري قانون تطابق حالت ها اين انجاميد نتيجه ارزشمند جيمز دوئر Dewar James و هايك كامرلينگ Hاونس. Onnes-Kamerlingh را قادر ساخت تا روش هايي براي مايع كردن گازهاي پايدار ابداع كنند. واندروالس در 1910 به خاطر كارهايش درباره معادله حالت برنده جايز نوبل فيزيك شد. به افتخار واندروالس نيروي جاذبه الكترواستاتيكي ضعيفي را كه بين مولكول ها و اتم ها وجود دارد، نيروهاي واندروالس ناميدند.