Hamshahri corpus document

DOC ID : H-810130-54823S2

Date of Document: 2002-04-19

بحران تندرستي 30 جديدترين نوع اعتياد دكتر محمود بهزاد در هر خانه اي يك زنبيل يا جعبه يا قفسه پر از دارو هست كه عموما زياده بر مصرف بوده و غالبا تاريخ مصرف آنها گذشته است. اين داروها زماني براي رفع كسالت افراد خانواده تجويز شده اند ولي عادت ما بر اين است كه وقتي مي بينيم رفع كسالت شده خوردن دارو را برخلاف دستور پزشك قطع مي كنيم. تعداد انواع داروهاي بي نسخه كه به توصيه اين و آن يا از پيش، خود مي خريم نيز بدان ها افزوده اين مي شود وضع در كشور ما و ديگر كشورهاي جهان سوم بسيار متداول است در جهان پيشرفته نيز همين طور است ولي به اين شدت نيست. چرا قبل از علت يابي بهتر است ببينيم دارو؟ چيست دارو ( Drug) به هر ماده اي مي گويند كه براي كمك به تشخيص يا پيشگيري از بيماري يا ديگر حالات غيرمتعارف بدن تجويز مي شود تا درد و رنج را رفع كند يا حالتي فيزيولوژيكي يا بيماري زايي را كنترل نمايد و بهبود بخشد. به مواد مخدر هم دارو مي گويند. پزشكي امروز با همه پيشرفت هايش، جز در دو مورد، درمان علامتي مي كند، يعني علامات و نشانه هاي بيماري را از بين مي برد نه علت زيربنايي بيماري را. آن دو مورد عبارتند از جراحي و درمان با آنتي بيوتيك. وقتي به خاطر عارضه اي جراحي مي شود، مثلا رگ هاي قلب مسدود مي گردند و رگ هاي جديد به جاي آنها قرار مي دهند، عارضه قلبي براي مدتي دراز از بين مي رود يا وقتي كسي به يك بيماري عفوني مبتلا مي شود، ميكروب آن بيماري را كه تشخيص دادند، آنتي بيوتيك مناسب آن ميكروب را تجويز مي كنند، بيمار بهبود مي يابد. در موارد ديگر درمان علامتي كسي است كه مبتلا به پرفشاري خون است بايد تا پايان عمر داروي ضد پرفشاري خون بخورد. عوامل زيربنايي پرفشاري خون همچنان باقي خواهند ماند و پزشكان عموما به اين عوامل توجه نمي كنند چون وقت زياد مي برد و به صرفه نيست. مردم چنان به دارو اعتماد و اعتياد پيدا كرده اند كه همه نوع ناپرهيزي مي كنند _ از پرخوري و عدم تحرك گرفته تا خوردن بي موقع هله هوله، كه بار بزرگي براي بدن است و دستگاه هاي بدن را به فعاليت بيش از حد و زيانبخش وادار مي سازد به اين اميد كه اگر پيشامدي بكند دارو هست! آنچه عجيب مي نمايد اين است كه كمتر كسي به تندرستي خود، يعني به درست كاركردن دستگاه ها و اعضاي بدن خود توجه دارد! كار اكثريت قريب به اتفاق مردم ارضاي تمايلات است! پرخوري در راس آنها به است فرموده شادروان سعدي مايه عيش آدمي شكم است. بعد از ارضاي شكم، چون آموزش و پرورش جهاني، به خصوص در كشورهاي جهان سوم به روالي نيست كه حس هاي سوپرسوماتيك انسان ها را تقويت كند و آنها بتوانند از ديگر لذايذ زندگي سود ببرند، به سرخوشي هاي موقت ناشي از مواد مخدر يا دخانيات يا الكل پناه مي برند و اين مزيد بر علت است. ما انسان ها چهار حس مخصوص داريم كه در حيوانات نيست، اگر چه ممكن است در بعضي از آنها به درجات بسيار كم وجود داشته باشد. اين چهار حس عبارتند از: حس كنجكاوي، حس زيبايي، حس اخلاقي و حس ديني. پنج حسي كه با حيوانات مشتركيم عبارتند از: بينايي، شنوايي، بويايي، چشايي و لامسه (بساوايي ).براي هريك از اين حس ها عضو مخصوص هست: چشم، گوش، حفرات بيني، زبان و پوست جالبتوجه بدن اين است كه اين حس ها از زمان تولد تا پيري وضع ثابت دارند يعني قابل تقويت نيستند بلكه به عكس كندتر و ضعيف تر مي گردند، مثل ثقل سامعه يا دوربيني و مانند آنها، اگر از آغاز زندگي عيبي داشته باشند، فقط با ابزارهايي مثل سمعك و عينك مي توان بهترشان كرد. اين پنج حس را سوماتيك مي گويند. حس هاي سوماتيك در حكم پنج دريچه اند كه ما و حيوانات را از تعدادي از چيزهايي كه در جهان مي گذرد آگاه حس مي سازند بينايي از شكل و رنگ و فاصله نسبي چيزهايي كه در مقابل ما است آگاهمان مي كند، برد آن بي نهايت است ولي هرچه فاصله جسم، تا ما زيادتر شود دقت تشخيص كاهش مي يابد. حس شنوايي از ارتعاشات هوا، ناشي از صداهاي دور و نزديك آگاهمان مي كند ولي بردش محدود است. و از اين گذشته سرعت حركت ارتعاشات هوا بسيار كمتر از نور است به همين دليل وقتي كسي مثلا در فاصله 500 متري چكشي به ميله اي آهني مي زند اول حركت چكش را مي بينيم و لحظاتي بعد صداي آن را مي شنويم. در گوش دروني عضو احساس تعادل نيز وجود دارد كه وضع بدنمان را به مغز خبر مي دهد. حس بويايي وجود ذرات اجسام معلق در هوا را به ما خبر مي دهد و تا آن ذره با مخاط بويايي تماس حاصل نكند ما بويي احساس نمي كنيم. حفرات بيني سگ سطح بسيار وسيع دارد و بر اين اساس است كه سگ مي تواند از ميليون ها نوع مولكول متاثر شود. حس چشايي از ذرات مواد محلول متاثر مي شود، از شوري، شيريني، تلخي و ترشي غذاهايي كه به دهان مي بريم آگاهمان مي سازد. حس لامسه (بساوايي ) از گرما و سرماي محيط و زبري و نرمي و فشاري كه چيزها به بدنمان وارد مي كنند ما را باخبر مي سازند. حيوانات در داشتن اين حس هاي سوماتيك با ما مشترك اند.