Hamshahri corpus document

DOC ID : H-810130-54821S8

Date of Document: 2002-04-19

كلاه هيتلر را من دزديده ام سي ام آوريل 55 سال پيش ماروويتس به همراه اعضاي بخش 42 ارتش در خانه آدولف هيتلر در شهر مونيخ را كه هنوز در قلمرو نازي ها بود دق الباب كردند. صاحبخانه اصلي در خانه نبود. جنگ جهاني دوم به غروب خود نزديك در مي شد اين لحظات هيتلر شايد در بيغوله اي در برلين قصد داشت خودش را از بين ببرد. چون آمريكايي ها، روس ها و انگليسي ها هر لحظه به شهر نزديك و نزديك تر در مي شدند آن لحظات هيتلر حتي به ذهنش هم خطور نمي كرد كه جوان 19 ساله اي در مونيخ دارد در خانه او سرقت مي كند تا شايد از بزرگ ترين جنگ قرن نشانه اي را به سرقت ببرد. يك روز پس از آن كه رفقاي ماروتزي اردوگاه متمركز داكاورا آزاد كرده بودند به مونيخ آمده بود و در خانه هيتلر بود. روز بعد از آزادي اداره اطلاعات و تحقيقات ارتش او را به خانه هيتلر اعزام كرده بود. شهر تسليم شده بود و نيروهاي داخلي آنها را به خانه هيتلر راهنمايي كردند. مونيخ به شهر ارواح تبديل شده بود و حتي در مركز شهر هم پرنده پر با نمي زد اين حال در خانه هيتلر كسي بود كه جوابمان را بدهد. مرد قد بلند و بسيار مبادي آداب انگليسي با وقار تمام جواب ما را داد: نمي دانم چرا اين روزها همه ديوانه هيتلر شده اند آيا واقعا اين قدر آدم خوبي؟ بود سربازها و ما كه داخل شديم خانه بسيار زيباي مبله را خالي يافتيم. تنها چيزي كه روي يكي از قفسه ها باقي مانده بود كلاهي بود براي مراسم رسمي كه روي نوار باريكي داخل آن با طلا حروف AH حك شده بود كه نشان مي داد اين كلاه مخصوص هيتلر است. ماروايتسي با ذهنيتي كه از اردوگاه داكاو داشت بي درنگ كلاه را قاپيد و گفت: مي توانيد كله زشت هيتلر را در اين كلاه تصور كنيد. چه كيفي مي ده تمام اين چيزها را داغون كنيم. ماروايتسي كه همواره نمك جمع بود و با كارهايش همه را به خنده وا مي داشت كلاه را بر سر گذاشت و ديوانه وار از خانه بيرون دويد و مثل چارلي چاپلين در فيلم ديكتاتور بزرگ شروع كرد اداي هيتلر را درآوردن. بعد از اين كلاه دست به دست ميان سربازها مي گشت و آنها با آن دستش ده بازي مي كردند. ماروايتسي براي آخرين بار اين كلاه را در ارتش به سر گذاشت تا براي كتاب سال ركوردها از آن عكسي گرفته شود. شايد اگر هيتلر قصد خودكشي هم نداشت و مي فهميد كه كلاه رسمي ميهماني هاي او را جوانك يهودي به سر گذاشته و مسخره اش مي كند حتما خودكشي مي كرد. او در اين عكس در حالي كه كلاه را به سر دارد شانه سياهي هم مانند سبيل معروف هيتلر روي لبهاي خود قرار داده تا حسابي هيتلر را تحقير كند. بعد از اين ماجرا او كلاه را درون كيسه اي گذاشت و به زيرزمين خانه اش برد و تا 50 سال اين كلاه در همان كيسه در خانه او خاك مي خورد غافل از اينكه اين كلاه ارزشي معادل 35000 دلار دارد. او مي گويد: من آن را تا زماني كه زنده ام نخواهم فروخت و بعد از مرگم فرزندانم بايد درباره آن تصميم بگيرند. اين ارثيه من از جنگ جهاني دوم است.