Hamshahri corpus document

DOC ID : H-810129-54818S1

Date of Document: 2002-04-18

اخلالگري و پرخاشگري در فوتبال در ديدار دو تيم برق و سايپا اتفاق افتاد گروه ورزشي: ديدار تيم هاي فوتبال برق شيراز و سايپاي تهران به دليل حركات ناسنجيده و برخوردهاي حاشيه اي كنار زمين مشكلات تازه اي را براي فوتبال ليگ برتر آفريد. شرفي از خود دفاع مي كند، مايلي كهن كه تيمش شكست خورده است نيز وارد ماجرا ناظر مي شود بازي در كار داور دخالت مي كند و شيري از خشم بر شيشه مي كوبد و هر كدام از طرفين گناه را بر ديگري مي دانند، واقعا مقصر؟ كيست اخلالگري در فوتبال امروز ما از كجا نشات مي گيرد و سرانجام به كجا؟ مي رود اخلالگري در فوتبال از بدو پيدايش اين رشته با آن همراه بوده است. شايد گستردگي و پيامدهاي آن در كشورهاي مختلف با يكديگر متفاوت باشد اما ريشه آن و ويژگي هايش تقريبا يكسان است. همدلي محلي و هواداري از تيم منطقه خود (شهر خود )در مقابل تيم حريف كه هواداران آنها نيز به لحاظ اجتماعي مانند خود آنها هستند باعث مي شود تا با آنها به ستيزه برخيزند و گاه به آنها حمله ور شوند. تركيب اجتماعي تماشاگران فوتبال ثابت نيست. به ويژه تماشاگران امروزي فوتبال ما كه به دليل هجوم جوانان به سمت اين رشته و بدست آوردن فضاي باز براي تخليه نيروي بسته شده داخل شرايط خاص تري پيدا كرده است. تلاش دست اندركاران فوتبال جهان در اكثر كشورهاي پيشرفته در اين زمينه متوجه كاستن حس هواداري محلي و ناسيوناليستي است. حمل پرچمهاي رنگي - پلاكاردهاي مختلف - خواندن سرودها و شعارها امروزه تبديل به پرخاشگري - دشنام - هتاكي - سنگ اندازي و گاه درگيري هاي فيزيكي شده است. به حوادث گذشته در اكثر قاره ها مي توان اشاره به كرد انگليس، ليما، هيسل، تركيه، آرژانتين برزيل، آفريقا، اما در بعضي از كشورها چون انگليس اوباشيگري به يك عادت اجتماعي تبديل شده دلايل است اين نگرش بيكاري است و يا عصيانگري نسلي كه از شرايط موجود نگران؟ است آيا نابرابري اجتماعي در عرصه هاي مختلف مي تواند بر شتاب اخلالگري در فوتبال؟ بيفزايد حل اساسي معضل فعلي اخلالگري در فوتبال بدون حركت به سوي تامين، اختياردادن، آزادكردن و شخصيت دادن به نسل فعلي امكان پذير نيست. اگر چنين نينديشيم بايد با خشونت همزيستي كنيم و آن را تحمل نمائيم. به نمونه هاي پيش آمده در فوتبال باشگاههاي خود به بنگريم ورزشگاههاي ناامن، درگيري ها، سنگ اندازي ها، دشنام به داور، پرخاش به بازيكن و.. تماما ريشه در مسائل اجتماعي دارد و تا چاره واقعي براي آن نداشته باشيم ادامه پيدا خواهد محروميت كرد و تنبيه مسكني است ديروز زودگذر مايلي كهن، امروز شرفي، فردا كدام مربي براساس فشارهاي پنهان دست به حركت هاي غيرعادي مي زند ديروقتي است كه شيراز چون اصفهان و چندان انزلي، رشت، امنيت ندارد. چندين ماه است كه در ورزشگاه آزادي فرهنگ ورزشي رخت بر بسته است. كدام زمان چنين دشنامهايي از روي سكوها نثار بازيكنان، مربيان و داوران؟ مي شد بازيكن عصبي، مربي پرخاشگر، داور پراشتباه - تماشاگر خشمگين علت كجاست، گناه؟ كيست كه اصغر شرفي چنين چارچوبهاي اخلاقي و اصولي را مي شكند و رفتار هميشگي خود را فراموش مي كند. نه شرفي مقصر است و نه مايلي كهن ونه شيري و نه داور. كميته انضباطي معلول را گرفته است و علت در لابلاي مسائل كلان تر گم شده است.