Hamshahri corpus document

DOC ID : H-810129-54817S1

Date of Document: 2002-04-18

سحابي در عرصه فرهنگ به انگيزه درگذشت استاد يدالله سحابي; بزرگمرد عرصه نوانديشي ديني امروز در دانشگاه تهران به ياد سالهاي نيمه اول دهه چهل در همانجا جاني تازه كردم. همه دانشگاهيان هم سن و سال من نيك مي دانند در آن سالها - ديري بود - نامي از دين و ديانت در دانشگاهها و اصولا در قلمروهاي علمي و روشنفكري نبود. دينداران بودند، اما به نام دين در اين محيطها سخن نمي گفتند. دين در جامعه از قلمروهاي خاص خود برخوردار بود و علم و هنر و سياست نيز عرصه هاي خاص خود را داشت. مرزهايي اينان را از يكديگر جدا مي كرد كه نمود آن در واژه هايي نظير مرتجع و متجدد، امل و مترقي و. متبلور بود. در عرصه هاي هنر، سياست و علم غلبه با انديشه هاي غيرديني بود. انديشه ديني در امور اجتماعي و سياسي را سحابي فقط بنابر انگيزه هاي اعتقادي و صبغه شيعي انديشه ها و آرمانهاي ديني آنچنان كه خود دريافته بود نظير; عدالت، مردم داري، عقل باوري، انسانيت، آزاديها و حقوق اجتماعي و فردي، مدارا، صلح، برابري و برادري و ارزشهاي ديگر مي خواست نقشي اجتماعي ايفا كند. در آن دوران ايفاي نقش اجتماعي و اصلاح جامعه جز از طريق اصلاح حاكميت ها قابل تصور نبود. سحابي قبل از آن كه مردي سياسي باشد كه هدفش تصرف حاكميت و سپس ايفاي نقش، آن هم از طريق اعمال برنامه هاي سياسي است، مردي بود كه بنابر انگيزه هاي انساني و وظايف ديني خود مي خواست به اصلاح امور اجتماعي همت گمارد. نزد او انتقاد از حاكمان و مستبدان و تشكيل جمعيت و حزب به منظور پيگيري مطالبات عادلانه و اصلاحات اجتماعي در همان جايگاهي قرار داشت كه خيرات و مبرات و صدقات ديني، دين و عدالت و انسانيت براي او يك مقوله واحد و تفكيك ناپذير بود. شعارهايي كه او و يارانش در آن هنگام مطرح كرده بودند نشان از اين يگانگي دارد، از جمله; - من اصبح فلم يهتم بامور المسلمين فليس بمسلم - ان لم يكن دين فكونووا احرارا في دنياكم - الملك يبقي مع الكفر ولايبقي مع الظلم - ان الحيوه عقيده و الجهاد - هر كس صبح شود و به اصلاح امور مسلمين نپردازد مسلمان نيست. - اگر دين نداريد دست كم آزادمرد باشيد. - مملكت و جامعه با كفر مي پايد اما با ظلم نمي پايد. - زندگي جز عقيده و جهاد در راه آن نيست. اين شعارها و نظاير آنها به شدت در ميان جوانان، دانش آموزان، دانشجويان و دانشگاهيان رايج شده و جايگاه شايسته اي پيدا كرده بود. همين شعارها بود كه بعدها با به بن بست رسيدن مبارزات سياسي قانوني علني، راه ديگري پيدا كرد و باعث پيدايش شكل هاي ديگري شد. به اين ترتيب هدف سحابي و يارانش نه يك شكل خاص حكومت، بلكه پيمودن يك راه ( سبيل الله ) و طي طريق در آن بود. چه كساني در تاريخ اجتماعي ايران در فراز آمدن دين به قلمروهاي ديگر در دوران مدرن و در درون گفتمان مدرنيته نقش؟ داشتند نسل بعد از ما كه به بازخواني تاريخ بپردازد، در دهه سي و چهل با نام بازرگان، سحابي، طالقاني و شريعتي (پدر )بيشتر آشنا خواهد شد; اينان نسل اول و پدران اين جنبش فكري اند. اگر بخواهيم به نقش فرهنگي و فكري اينان بپردازيم، سحابي از همه كمترنوشت و كمتر سخن راند. اما كساني كه نوشته هاي او در باب سير تطور انواع و تكامل را خوانده اند شايد دريافته باشند كه دينداري او از چنان عمقي برخوردار بود كه هيچگونه حدي براي علم نمي شناخت، و از آن نمي هراسيد. در عين حال در ارزيابي و داوري نقش اينان از اين نكته نبايد غفلت كرد كه طراز افقهاي معنايي دين و علم در آن زمان با زمان كنوني بسيار متفاوت است. درآن زمان گفتمان دين و علم از سطح مداراي دين با علوم تجربي فراتر نمي رفت. اكنون اين گفتمان عمق بيشتري يافته و در طراز ديگري جريان دارد. خوب يا بد، مثبت يا منفي هر چه بود اين بزرگواران جز به راه اعتقاد خود راه ديگري نرفتند. از اين رو به راستي كيش سياسي نداشتند. هم از اين رو بود كه اثر داشتند اما خود در ميانه نبودند. در مسير خود نه اهل خشونت بودند و نه نان به نرخ روز خور. زندگي حاكي از وجود مكتب فرهنگي و تربيتي نيرومندي است كه نمي تواند در گفتمان كنوني ميان دين و سكولاريزم ميان سنت و مدرنيته و... ناديده گرفته شود. مهندس حميد نوحي عضو هيات علمي دانشگاه علم و صنعت