Hamshahri corpus document

DOC ID : H-810129-54809S1

Date of Document: 2002-04-18

جامعه ما پراز ترانه است گفت وگو با رسول صدرعاملي كارگردان فيلم من ترانه 15 سال دارم * به نظر من فيلمي كه از رنج ها و شادي ها و از مسائل مردم خودمان مي گويد همان سينماي ملي است * از انگيزه شكل گيري فيلم من ترانه 15 سال دارم بگوييد. - بعد از دختري با كفش هاي كتاني با توجه به اينكه انبوهي فيلم ساخته شد در ارتباط با نوجوانها و جوانان كه همه آنها به ناهنجاريها مي پرداختند و همه آنها مي خواستند مشكلات و معضلات بسيار تلخ و بعضا نااميد كننده اي كه براي بچه ها پيش مي آمد را به تصوير بكشند، من فكر كردم قصه بعدي مي تواند فيلمي باشد در مورد يك كاراكتري در همان سن و سال و احوالات، ولي اين بار اين دختر با پايداري و استقامت و با تلاش در رفع مشكلات قصه را پيش برد. * در فيلم شخصيت ترانه را داريم و بعد مادر بزرگ و بعد دوستاني كه به هرحال ترانه بر اثر اتفاقاتي با آنها آشنا مي شود، از ويژگي فيلم شما يكي هم اين مورد است كه بي آنكه در موج جريان فمنيستي سقوط كنيد، شكنندگي و بي پناهي آحادي از جامعه را كه زنان و دختران هستند به تصوير مي كشيد. - در واقع وجوه انساني فيلم براي من اهميت داشت، به همين دليل همه آدمهايي كه در زندگي ترانه وجود دارند يعني با نمايش دختران با خياباني، نمايش مادر بزرگ، با نمايش دوستان و همه كساني كه در زندگي و حواشي زندگي ترانه حضور دارند، همه اينها تلاشي بود براي بسترسازي كه تماشاچي نشانه هايي از همه نوع زندگي را برروي پرده ببيند. اگر مثلا دختر خياباني هست و در فيلم سعي شده كه بسيار معصومانه و انساني به آنها نگاه بشود ما سعي داشتيم كه اين فكر و تامل را براي تماشاچي به وجود بياوريم كه ترانه هم مي توانست يكي از آنها باشد. در واقع مثال مي زنم، ترانه با انتخاب اينكه مي خواهد بر مادر بودن خود پافشاري كند و عنوان مادر بودن را با خودش يدك بكشد از همانجا راهش را از آن دختران جدا مي كند. در واقع حضور همه اينها باز برمي گردد به اينكه شخصيت ترانه شخصيت كامل تري باشد. * شخصيت مادر پسر نيز با بازي خوب خانم نصيرپور گويا معادل و نمادي است از آدمهاي رياكاري كه سعي مي كنند در زير چهره حق به جانب به نوعي بر اعمال خود سرپوش بگذارند و فرهنگ ريا را در جامعه گسترش دهند. اين برداشت تا چه اندازه درست؟ است - من البته به شكل كلي تر از آن مي خواستم اشاره كنم. من در فيلم دختري با كفش هاي كتاني به شكل جدي سعي كردم با اين مساله برخورد كنم. چيزي كه در اين فيلم براي من مهم بود اينكه آدمها را سياه كامل نمي بينيد. همه آدمها در واقع در موقعيتي قرار گرفته اند كه شرايط و موقعيت آنها را به سمتي سوق مي دهد كه حالا شما در فيلم شاهد آن هستيد. نه پسر، نه مادر و نه در واقع هيچكس ديگر قطب منفي اين قصه نيستند. همه در جايگاه خودشان رفتارشان توجيه پذير است. در واقع براي مثال خانم كشميري به عنوان يك مادر دارد سعي مي كند وظيفه اي را انجام بدهد كه ممكن بودهر مادر ديگري نيز در اين موقعيت همين كار را انجام چيزي بدهد كه در واقع چند لايه مي كند شخصيت خانم كشميري را موقعيت اجتماعي است كه برايش متصور شديم، يعني زني كه در واقع راهش و هدفش را نجات زنان ديگر انتخاب كرده و قصد كمك به آنها را دارد، چطور وقتي خودش در موقعيتي قرار مي گيرد كه حالا به نوعي پاي پسرش نيز به ميان كشيده مي شود و همه آنها را ناديده مي گيرد. * آقاي صدرعاملي شما از عرصه روزنامه نگاري به عالم سينما پا گذاشته ايد و شايد به همين دليل است كه اكثر فيلم هايتان بر حول مسائل اجتماعي و خانوادگي دور مي زند. اصلا نگاه شما به سينما تا چه حد تحت تاثير دغدغه هاي ذهني و تا چه حد متاثر از حرفه روزنامه نگاري؟ است - من هنوز خودم را يك روزنامه نگار مي دانم و دلم مي خواهد كه يك روزنامه نگار اگر باشم چه در روزنامه اي مشخص كار نمي كنم اما معتقدم كه مي شود با مديوم سينما همان كار را كرد. روزنامه نگار كسي است كه خوب نگاه مي كند، دقت مي كند و نسبت به جامعه و اطرافش بي تفاوت نيست، همه چيز را زير نظر دارد، همه چيز را موشكافانه و دقيق مي بيند. البته من فكر نمي كنم كه همه اين ويژگي ها را دارم اما داشتن حتي بخشي از اين ويژگي ها يك روزنامه نگار را متفاوت مي كند از هر انسان ديگري... يعني روزنامه نگاري كه ماموريتش ديده باني است، در جايي قرار مي گيرد كه آنچه را كه در اين سوي مي بيند با صداقت براي همه كساني كه در آن سوي ديگر هستند تعريف كند. * حالا آقاي صدرعاملي سوالم را طور ديگري مطرح كنم. شما هم تجربه روزنامه نگاري را از سر گذرانده ايد و هم يكي از كارگردانهاي خوب سينماي كشورمان هستيد. با توجه به تجربياتي كه داشته ايد مي توانيد تعريفي از سينماي ايده آل تان يا از سينماي ملي ارائه؟ دهيد - ما وقتي مي توانيم فيلم خوب بسازيم، كه درباره چيزي كه مي خواهيم به آن بپردازيم، باور داشته خوب باشيم اين باور از كجا؟ مي آيد اين باور از تجربياتمان مي آيد، از گذشته ما و از نوع تربيت ما مي آيد. خصوصا از نوع تربيت اجتماعي ما. به هر حال ما اگر ياد بگيريم كه خوب بخوانيم و خواننده خوبي باشيم و بعد سينما و دوربين را هم كمي بشناسيم به نظر مي آيد آن وقت ما فيلم خودمان را مي سازيم. به نظر من فيلمي كه از رنج ها و شادي ها و از مسائل مردم خودمان مي گويد همان سينماي ملي است. * آقاي صدر عاملي پسران هم در جامعه ما مشكلات زيادي دارند چرا درباره آنها فيلم؟ نمي سازيد - من بعد از دختري با كفش هاي كتاني در جاهاي زيادي به پسرها قول دادم كه اين بار درباره آنها فيلم خواهم ساخت ولي واقعيتش اين است كه امكانش فراهم نشد. يعني قصه ترانه خودش را به من تحميل كرد. شايد به اين دليل كه من دختر ندارم. * آقاي صدرعاملي فيلم دختري با كفش هاي كتاني را در شرايط و وضعيت دشواري ساختيد از شرايط ساخت فيلم من ترانه 15 سال دارم بگوييد. - اشاره درستي كرديد سر دختري با كفش هاي كتاني من در واقع تنهاي تنها داشتم يك ريسكي مي كردم. هيچ كس هم حاضر نبود كمكم كند و كمك هايي هم اگر بود خيلي مشروط بود و حساب شده و با فاصله چون هيچ كس اطمينان نمي كرد كه آن فيلم چگونه از آب در خواهد آمد. يكي از دلائلي كه به نظرم مي رسد فيلم من ترانه 15 سال دارم را مردم و منتقدين، فرهيختگان و مردم عادي دوست داشتند اين است كه اولين فيلمي بود كه من با لذت و با آرامش كار كردم. اولين فيلمي بود كه يك اكيپ خيلي خوب يك داشتم، مدير فيلمبرداري درجه يك كه بيشتر با من رفاقت كرد تا فيلمبرداري، بعد صدابردار، بازيگران، عوامل پشت صحنه همه به من كمك كردند يعني جدا از قراردادي كه داشتند با تمام وجودشان به من كمك كردند تا من اين فكر را بيان بكنم. تدوين فيلم بيش از شش ماه طول كشيد. اگر محمدرضا موئيني آن را تدوين نمي كرد، هرگز اين فيلم به اين نتيجه نمي رسيد. به هر حال همه اينها دست به دست هم داد تا من ترانه 15 سال دارم توي بيست سال كار حرفه اي من در سينما، لذت بخش ترين كاري باشد كه انجام دادم. صادقانه و از ته دل مي گويم. ترانه... فيلمي است كه مرا راضي مي كند. بعضي وقت ها خيلي كم پيش مي آيد. به نظرم براي خود من اولين بار است، نه دومين بار است. يك بار هم اين حس را پس از ساخت اولين فيلم رهايي داشتم. يك احساس دلنشين همراه با احساس رضايت. اينكه چيزي كه پي اش بودي نتيجه داده است. * به عنوان آخرين سوال مي خواهم بدانم آخرين كتابي كه خوانده ايد و شما را تحت تاثير قرار داده كدام؟ بود يا آخرين فيلم تاثيرگذاري كه؟ ديديد - آخرين كتابي كه براي دهمين بار دارم مي خوانم كتاب مرشد و مارگاريتا است كه بسيار هم دوستش دارم و آخرين فيلم تاثيرگذاري كه ديدم و خيلي دوستش داشتم Besiged يا همان گرفتار كار برناردو برتولوچي فيلم بود عجيب و غريبي است كه با يك دوربين و يك لوكيشن ساده آدم را جادو مي كند. اين اوج كارگرداني و اوج سينماست. * و در سينماي خودمان بيشتر به آثار كدام فيلمساز علاقه مند؟ هستيد - من به شدت پوراحمد و سينماي پوراحمد را دوست دارم. آقاي تقوايي را دوست دارم و داودنژاد را. يعني نوع نگاه و نوع شخصيت داودنژاد را خيلي دوست دارم و خيلي تاثيرگذار است. فيلم ش نياز براي من بسيار تاثيرگذار بود. اما همه فيلم هاي پوراحمد را دوست دارم. گفت وگو از: آناهيد موسسيان