Hamshahri corpus document

DOC ID : H-810128-54803S6

Date of Document: 2002-04-17

جوهره شهر يعني خانه شهروندان و مكاني كه شهروندان با همنوعان خود زيست جمعي دارند. شهر يعني مكان امن و آسايش براي زيستن جمعي و جايي كه شهروندان با يكديگر به تبادل فكر و انديشه و فرهنگ محلي مي پردازند و نيازهاي اقتصادي، اجتماعي و فرهنگي و عاطفي يكديگر را تامين مي كنند. شهرها زنده به حضور و فعاليت شهروندانشان هستند، با نفس شهروندان نفس مي كشند، با انديشه و فكر و رفتار شهروندان شكل فرهنگي به خود مي گيرند و با تلاش و پويايي شهروندان، شاداب و بانشاط مي شوند. امروزه شهرنشيني از اهميت خاصي برخوردار است، تمدنهاي بشري در دل شهرها نهفته است و در دل تمدنهاي بشري آثار هنرمندان، فرهيختگان، معماران، شاعران و... كه همه حكايت از سرزندگي و شادابي شهرها دارد به چشم مي خورد. نگرش انسانها به جهان اطراف و محيط زندگيشان، رشد فرهنگي، بالندگي و به كمال رسيدن انسانها به عنوان شهروند، همه در قالب آثار تاريخي و معماري شهرها بروز و ظهور پيدا مي كند. عصر ماشين، امروزه بر فضاي لطيف و تاريخي و هنرهاي شهرسازان ما تاثير گذاشته است، شكل شهرهاي ما رنگ تحولات جديد را به خود گرفته به طوري كه گويي تمدن باستان را به خاك مي سپارد. تئوري هاي جديد شهرسازي و شهرنشيني هرچه تلاش مي كنندتا انسان رادر محل امن و آسايش اسكان دهند، شهروندان هر روز بيشتر احساس ناامني چه مي كنند؟ چرا؟ افرادي چه انديشه اي تلاش مي كند تا شهرهاي ما به امنيت؟ برسند و يا چه كساني براي شهرسازيهاي ما تصميم؟ مي گيرند چه افرادي با چه خصوصياتي مي خواهند در شهرها ساكن؟ شوند شهروندان ما چه ميزان به سنتهاي مشاركتي محله اي خود پايبند يا؟ مانده اند اصلا شهر را براي چه؟ مي خواهيم و سهم هر يك از ما در آباداني شهرها؟ چيست قوانين مختلف شهر و شهرسازي با چه فلسفه اي به نيازهاي شهروندان پاسخ ؟ مي دهند چه افرادي تئوري ساخت شهرها را در قالبهاي مختلف ارائه؟ مي دهند چگونه آسيبشناسي و ترميم؟ مي شوند شهري كه محل تولد و مرگ انسانهاست و آنان تمام عمر خود را در كوچه پس كوچه هاي آشناي آن با نانوا، بقال، نجار، مسجد و مدرسه و... گذرانده اند، طراحان و تصميم گيرندگان چگونه توانسته اند گذرگاههاي عاطفه اجتماعي را به گذرگاههاي عريض و طويل و خشك و بي روح تبديل؟ كنند و يا چگونه طراحان و شهرسازان ما توانسته اند بين سنت و مدرنيسم دوستي و الفت ايجاد؟ كنند چرا شهروندان ما احساس مي كنند تجدد مزاحم تمدن گذشتگانشان؟ است اين مقدمه سرآغازي است براي توجه دادن قانونگذاران، مديران مجريان شهري، طرح ها، نظريه پردازان شهرساز و شهرونداني كه به نوعي شهرهاي خود را مي سازند. همگي بايد پاسخگو باشيم، از قانونگذار تا حتي شهروند خردسال. هرچند مديريت شهري در جوامع توسعه يافته مشكلات خاص خود را پشت سر نهاده و اين جوامع تا حدودي شهرهايشان را از نظر كالبدي و ساختاري سامان داده اند، اما هنوز شهروندانشان احساس ناامني مي كنند، آن هم به دليل نوع حكومت ها و روشهاي اعمال مديريت شهري. اما در كشورهاي درحال توسعه از جمله ايران، ما در آغاز راه مديريت شهري و درگير تدوين و اصلاح قوانين، واگذاري تصديها از دولت به مردم، ضعف فرهنگ شهرنشيني، مشاركت ها و مديريت سنتي شهرها هستيم. ازطرفي سرعت و شتاب تحولات، شهرها و نوع مطالبات شهروندان را به شدت تحت تاثير خود قرار داده است اين كه، مي گوئيم به شدت به دليل ظهور شكاف عميق بين بافت سنتي و نوين است كه به تبع آن رفتارهاي متفاوتي از شهروندان بروز مي كند. لذا رسيدن به مديريت شهري نياز به تغيير ساختار مديريتي، تدوين و تقنين اصول جديد شهرسازي و بسترسازي براي اجراي طرح هاي شهري، استفاده از روش هاي نوين جلب مشاركت، تعيين منابع جديد درآمدي براي شهرها با كمترين فشار به شهروندان و از طرفي پرداختن هزينه هاي شهرنشيني از طرف شهروندان با ميل و رغبت دارد. مديريت شهرها بايد بتوانند از طريق سازوكار ارتباط منطقي و قانوني با نهادهاي ذي ربط، هماهنگي لازم را در نحوه اجراي طرح هاي شهري به طور عام به وجود آورند، از جمله بتوانند حداقل امكانات زيست شهري را براي شهروندان فراهم آورند و شهروندان باتوجه به حقوق و تكليف شهروندي، حداقل مشاركت خود را در اداره محله خود نشان دهند. يعني سهم بندي كردن مشاركت در اداره امور شهر بين نهادهاي شوراها دولتي، و مردم. لذا براي سرعت بخشيدن به اين سهم بندي و جبران فرصت ها و هزينه هاي از دست رفته در تاريخ شهرسازي هايمان به هر دليلي، شورا مي تواند با مطالعه شرايط گذشته و نقد عملكرد سه ساله، با برنامه ريزي مشاركتي در تمام مراحل، مشاركت شهروندان را جلب كند. شوراها به عنوان پل ارتباطي بين دولت و مردم براي ايجاد فرهنگ شورايي درنگرش ها، تصميم سازيها و تصميم گيريها و بازتاب آن در رفتار تا شهروندي، تحقق اصل حاكميت مردم بر سرنوشت خود و براي انجام درست وظايف محوله با همه كاستيهاي موجود، بايد مواردي را درنظر داشته باشند: ) 1 جلب اعتماد عمومي از طريق برخورد صادقانه با مردم اطلاع رساني به موقع و مشاركت دادن آنان در تمام مراحل فعاليتهاي شهر و شهرنشيني و شهرسازي. ) 2 اولويت دادن به آموزش و پژوهش مستمر در تمامي موضوع ها و مسائل پيش رو. ) 3 پرهيز از تك روي وتعصبهاي شخصي گروهي و جناحي. ) 4 نداشتن نگرش شغلي به نهاد شورا و توجه به اصل خدمتگزاري براي مردم بخصوص قشر محروم. ) 5 جامع نگري به مسائل شهري نظارت عام بر فعاليتهاي شهري و پرهيز از سطحي نگري و دخالت در تخصص هاي ويژه و اجراي طرح هاي شهري. ) 6 ترجيح دادن منافع شهر بر منافع فردي و محله اي. ) 7 تلاش در جهت تقويت ارتباط با نهادها و مراكز دولتي و غيردولتي و برنامه ريزي كلان براي حركتهاي همسو در اداره امور شهر. ) 8 اطلاع مستمر از عملكرد خود از طريق افكار سنجي از شهروندان، مسئولان وكارشناسان شهري و ارزيابي آن. عاليه يعقوبزاده عضو شوراي اسلامي شهر گرگان