Hamshahri corpus document

DOC ID : H-810126-54775S12

Date of Document: 2002-04-15

چشم انداز نگران كننده اشتغال * در روزها و هفته ها و ماههاي گذشته تعداد پرشماري از مسئولان درجه يك اقتصادي كشور، كارشناسان و فعالان اقتصادي نسبت به بحراني تر شدن اشتغال در كشور سخن گفته و هشدار داده اند بنابر تازه ترين گزارشي كه ديروز مطبوعات به نقل از بانك مركزي جمهوري اسلامي ايران منتشر كردند در 9 ماه اول سال 1380 به رغم بازتاب حوادث 11 سپتامبر در آمريكا و تعميق ركود اقتصادي جهاني از يك سو و كاهش تقاضا و قيمت جهاني نفت در پاييز از سوي ديگر، روند رشد سرمايه گذاري و توليد در شرايط تورم محدود، ثبات نسبي مالي داخلي و استحكام بخش خارجي كه از اوايل سال 1379 آغاز شده بود ادامه يافت. افزايش قابل توجه شاخص قيمت سهام در بورس اوراق بهادار تهران نسبت به دوره مشابه سال قبل رونق فعاليتهاي اقتصادي را نشان مي دهد و افزايش فرصتهاي شغلي ايجاد شده در بخش صنعت، نشانگر موفقيت نسبي سياستهاي اشتغالزاي اتخاذ شده در سالهاي اخير بويژه در اين بخش است. در 9 ماه سال 1380 رشد پيش بيني سرمايه گذاري و فرصت اشتغال بر اساس جوازهاي تاسيس به /4 179ترتيب /2 71و درصد بوده است، ولي با اين همه نمي توان از رشد فزاينده بيكاري كه ناشي از عرضه فراوان نيروي كار است، نگران نبود. گزارش حاضر به تبيين اين نگراني پرداخته است. محمد صادق جنان صفت آدمي در هر مقطع از زندگي خود با توجه به شرايط مادي و روحي و واقعيت هاي موجود خود را خوشبخت و بهروز يا شور بخت و تيره روز احساس مي كند. مقايسه گري، يكي از ويژگي ها و همان واقعيت هايي است كه در نتيجه گيري آدمي براي اين كه خود را درجرگه خوشبخت ها يا بدبخت ها ببيند، سهمي چشمگير دارد. انسان در هر لحظه از زندگي خودرا با افراد فرادست و فرودست كه مي شناسد مقايسه مي كند و پس از آن نتيجه مي گيرد فردي سعادتمند يا سيه بخت است. انسانها علاوه بر مقايسه گري، براي سنجش خوشبخت يا شوربخت بودن خود به آينده نگري نيز متوسل مي شوند. آنها با ترسيمي از چشم انداز زندگي خود در آينده، امكاناتي كه به دست مي آورند و نيازهايي كه دارندو خواهند داشت مي توانند دريابند روزگاري خوش يا ناخوش خواهند داشت و براساس آن خود را خوشبخت يا تيره روز احساس مي كنند. با كمي سهل گيري و آسان پنداري مي توان مدعي شد، جامعه ها نيز همانند آدميان در هرعصرو دوره اي با مقايسه گري و آينده نگري، احساسي از خوشبختي يا شوربختي دارند. مردم و جامعه ايراني ازاين قاعده مستثني نيستند وجامعه ايراني در ضمير پنهان خود به رغم يا ميل حكومت خود را با جامعه هاي ديگر مقايسه و تصويري از آينده براي خود ترسيم مي كنند. جامعه ايراني احتمالا در مقايسه گري خود روند پيشرفت مادي را نيز به مثابه يك عنصر غيرقابل چشم پوشي مورد توجه قرار خواهند داد. در اين مقايسه احتمالا كشورهاي همسايه مثل تركيه، پاكستان، امارات، افغانستان، عراق، كويت و عربستان و.. مورد توجه است. توسعه حيرت انگير وسايل ارتباطي به جامعه ايراني توانايي داده است همچنين خود را بامردم كشورهايي مثل كره جنوبي، برزيل، مكزيك، تايلند، سنگاپور، مصر و... كه در يك دوره تاريخي خاص از نظر سطح رفاه مادي در اندازه هاي ايران بودند نيز مقايسه كند. مردم ايران همچنين احتمالا شرايط مادي و زيست اجتماعي و سياسي خود را با كشورهاي پيشرفته تر نيز مقايسه خواهند كرد. آمارها و ارقام و اطلاعات در دسترس نشان مي دهد كه جامعه ايراني در مقايسه سطح رفاه مادي و شرايط اجتماعي كشور با ديگران بويژه گروه دوم از كشورها، خرسند نخواهند بود. مردم وجامعه ايراني، حتمابا توجه به اطلاعات و تفسيرها و تحليل هاي مسئولان رسمي، كارشناسان، روشنفكران و ساير منابع اطلاعاتي تلاش دارند تصويري از آينده اي را كه در انتظارشان است نيز ترسيم يكي كنند از مسائلي كه احتمالا در آينده نگري مورد توجه جدي جامعه ايراني بويژه نسل جوان كشور امكانات است، و شرايط كسب و كار است. پيدا كردن شغلي كه درآمدي در خور داشته و متناسب با مهارتها و دانش آنها باشد، يكي از اصلي ترين نيازها و خواسته هاي نسل جوان است كه امروزه از آن به عنوان بحران اشتغال نام برده مي شود. در روزها و هفته ها و ماههاي گذشته تعداد پرشماري از مسئولان درجه يك اقتصادي كشور، كارشناسان و فعالان اقتصادي نسبت به بحراني تر شدن وضع اشتغال در كشور سخن گفته و هشدار داده اند و همين هشدارها در ايجاد و توسعه نگراني بيكاران فعلي و افراد جوياي كار آتي تاثير داشته است. پيش بيني شده بود گروهي از بالاترين مقامهاي برنامه ريزي كشور در 1377 دست اندركار تدوين برنامه سوم توسعه كشور بودند. دبيرخانه اين ستاد براي روشن كردن ذهنيت مردم و بويژه مديران سياسي گزارش هايي ارائه مي كردند. يكي از اين گزارش ها كتابي قطور بود كه پيش بيني هايي درباره شاخص هاي كلان اقتصاد كشور را يادآوري مي كرد. در پيش بيني صفحه هاي 174 و 175 اين كتاب شاخص هاي كلان اقتصادي در 1385 ذكر شده بود. در مقدمه اين بخش آمده بود: 20 در سال منتهي به سال 1376 متوسط رشد سالانه /جمعيت 9 درصدومتوسط 2 رشد توليد ناخالص /1 1داخلي درصد بوده است. به اين ترتيب در 20 سال ياد شده درآمد سرانه ساكنان /1 8ايران زمين درصد كاهش يافته است و نوشته شده بود اگر تا سال 1385 وضعيت شاخص هاي اقتصادي بر روال سابق باشد چشم اندازهاي زير قابل ديدن است: متوسط 1 نرخ رشد سالانه توليد ناخالص داخلي به قيمت بازار در 1385 حدود 4 درصد رشد منفي خواهد داشت. جمعيت 2 كشور با رشد /1 5سالانه درصد در سال به 69 ميليون نفر در سال 1385 مي رسد. عرضه 3 نيروي كار در سال 1385 /24ميليون 5معادل نفر مي شود. نسبت 4 بيكاري به جمعيت فعال كشور در اين سال به /رقم 5 درصد 24 خواهد رسيد. نرخ 5 تورم در سال 1385 /38 5معادل درصد است. سرمايه گذاري 6 بخش خصوصي به قيمت ثابت 1361 سالانه 8 درصد رشد كمتر را تجربه خواهد كرد. سرمايه گذاري 7 دولتي به قيمت ثابت 7 1361 سالانه درصد كاهش مي يابد. كمي دور شده ايم سياست تنش زدايي دولت خاتمي در سالهاي پس از 1376 در مناسبات خود با جهان خارج بويژه تغيير ديدگاه كشورهاي حاشيه خليج فارس نسبت به هدف ها و نيات ايران در منطقه موجب شد قيمت نفت در بازارهاي جهاني كه روندي كاهنده داشت در زمستان 1378 متوقف و سپس روندي فزاينده بگيرد. علاوه بر اين عنصر مهم و سرنوشت ساز در بهبود شاخص هاي كلان اقتصادي، سياست هاي اقتصادي دولت خاتمي و اميدواري هايي كه در زمينه هاي مختلف ايجاد شده بود روند سرمايه گذاري بخش خصوصي را بهبود بخشيد. رشد متوسط 5 درصد در توليد ناخالص داخلي در دو سال 1379 و 1380 البته مانع از فزاينده شدن نرخ بيكاري شد اما اين نرخ هنوز بالاست. كابوس 83 طهماسب مظاهري وزير امور اقتصادي و دارايي در روزهاي گذشته هشدار داد احتمال رسيدن لشكر بيكاران به /5 5رقم ميليون نفر درايران دور از انتظار وي نيست وتعداد پرشماري از مديران ارشد اقتصادي و كارشناسان باور دارند كه شرايط اقتصادي كشور گونه اي است كه توانايي هاي آن براي شتاب بخشيدن به ايجاد شغل قابل توجه نيست. اكنون و با اين هشدارهاي داده شده جوانان ايراني كابوس 1383 را دارند. آنها نيك مي دانند حتي در صورت داشتن تحصيلات دانشگاهي نيز شانس زيادي براي پيدا كردن شغل (حتي نه مورد دلخواه و منطبق با رشته تحصيلي خود ) ندارند. بررسي وضعيت صنايع كشور نيز روزگار خوشي را نشان نمي دهد وشاغلان فعلي با تهديد از دست دادن شغل خود مواجه هستند. صنايع كشور در دو دهه اخير از نظر تكنولوژيك بازسازي نشده و قادر به رقابت با توليدات مشابه حتي در بازار داخل نيز نيستند و اين مساله دور از نگاه مردم و جامعه جوان نيست. در چنين وضعيتي احتمال واقعي شدن كابوس بيكاري و پيامدهاي منفي آن افزايش مي يابد. كارشناسان و ناظران آگاه سياسي اكنون ابايي ندارند كه از آشوبهاي اجتماعي جامعه بيكاران در آن سال سخن بگويند و مقاله و گزارش بنويسندو آن را تكرار كنند. جامعه بيكار و جوان ايراني تا كي مي تواند به وعده ها؟ دلخوش كند جوانان بيكار ايراني تا كي مي توانند از درآمد خانوار هزينه ؟ كنند آنها تا كي مي توانند در ميدانهاي شهر و درخيابانهاي شلوغ منتظربمانند كارفرمايي آنها را دعوت كند تا به مدت چند روز در بخش ساختمان شاغل؟ شوند جوانان بيكار تا كي مي توانند صفحه هاي نيازمنديهاي روزنامه ها را به اميد يافتن كار جستجو كنند و منتظر فردا؟ باشند كدام عقل سليمي مي تواند باور كند بردباري و خويشتنداري جوانان ايراني تا بي نهايت ادامه دارد. كابوس 1383 و پيامدهاي ناشي از طغيان جوانان بيكار ايراني اكنون واقعيتي سرسخت است كه نبايد آني از آن غافل بود. مسئولان بايد توجه داشته باشند كه در صورت وقوع رويدادي كه اكنون كابوس آن نمايان شده هرگز نمي توانند خود را تبرئه كنند. احزاب، گروه ها و جمعيت هاي سياسي و افراد صاحب قدرت ايران در دو دهه گذشته مطمئن باشند در حالتي كه طغيان احتمالي رخ دهد نمي توانند گروه و جمعيت و حزب رقيب را عامل پديدار شدن اين وضعيت معرفي كنند. در حالتي كه جوانان ايراني تاب تحمل از دست داده و ناشكيبايي برآنها غلبه كند، اين توجيه ها را نمي پذيرند و شرايط موجود را محصول مشترك همه احزاب، گروهها، جمعيت ها و شخصيت هاي سياسي قلمداد مي كنند. آيا راهي؟ نيست كارشناسان و برنامه ريزان ارشد اقتصادي كشور به اين نتيجه رسيده اند كه حتي در صورت رشد 6 درصدي توليد ناخالص داخلي به طور متوسط در 3 سال آينده نرخ بيكاري آشكار معادل 12 تا 13 درصد در 1383 خواهد بود. در صورتي كه ارقام مربوط به بيكاري پنهان و شغل هاي غيرمولد را نيز بر آن بفزائيم روزگار تيره اي را مي توان ترسيم كرد. اما اين كابوس مي تواند رخ ندهد و يا دست كم با ابعاد كمتر اتفاق بيفتد. اما اين مستلزم وجود اراده اي قوي براي پذيرش برخي از واقعيت هاست. به نظر مي رسد يكي از الزامهاي پيش رو براي اينكه كابوس آشوب احتمالي بيكاران به واقعيت تبديل نشود تغيير نگاه و بينش در زمينه سياست خارجي است. سياست خارجي ايران در سالهاي اخير به رغم برخي موفقيت هاي نسبي، در جذب دوستان جديد و حل مهمترين دشواري ها توانا نبوده است. به همين دليل ريسك سرمايه گذاري در ايران نزديك به كشورهايي مثل كره شمالي، كوبا، عراق و سودان است. ريسك بالاي ايران تمايل سرمايه گذاران خارجي براي سرمايه گذاري مستقيم در كشورمان را كاهش داده است. در چنين شرايطي استفاده از همه امكانات پيدا و پنهان جامعه بزرگ ايراني امكان بروز پيدا نمي كند. به طور مثال در حالي كه گفته مي شود سرمايه ايرانيان خارج از كشور معادل 600 ميليارد دلار است، به دليل برخي مسايل سياسي كه عموما نيز ريشه در رقابت هاي نه چندان دقيق دارد نمي توان از آن استفاده كرد. در حالي كه در زمستان 1378 وزير اطلاعات كشور به دانشجويان يقين داد متخصصان و صاحبان سرمايه ايراني مقيم خارج را تشويق مي كند به ايران بيايند هيچ گامي در اين مسير برداشته نشده در است حالي كه ايران از نظر توانايي كسب درآمد از صنعت جهانگردي توانايي هاي فوق العاده اي دارد مشخص نيست چرا برخي از مسايل نه چندان مهم مانع از عملي شدن اين توانايي شده است و هيچ مسئولي نيز زحمت نمي دهد راهي تازه در اين مسير باز كند.