Hamshahri corpus document

DOC ID : H-810126-54770S1

Date of Document: 2002-04-15

رنگ آميزي و تزيين سفال اولين سفال تزيين شده با رنگ هاي لوستري در اطراف بغدادو سامره مربوط به قرن نهم ميلادي توسط باستان شناسان كشف شده است شكل 1 شكل 2 شكل 3 هزاران سال است كه بشر از كاني هاي طبيعي و منابع گياهي و حيواني به منظور تهيه پناهگاه، ابزارآلات، غذا، سلاح و ساير اداوات استفاده مي كند. به عنوان مثال، انسان نخستين از سنگ چخماق براي ساخت ابزارآلات و سلاح و در ساخت خانه ها از چوب، ني و تخته سنگ استفاده مي كرد. كاني هاي رسوبي حاوي خاك رس، منبعي براي ساخت مواد ساختماني و وسايل خانگي بودند، زيرا به آساني شكل گرفته و پس از خشك شدن در آفتاب، ظروف ساخته شده براي ذخيره مواد غذايي خشك، نظير حبوبات، مورد استفاده قرار اما مي گرفتند ظروف رسي پخته نشده به آساني شكسته شده، متخلخل بوده و در مجاورت با آب تغيير شكل مي دادند. به نظر مي رسد كه با تكامل تاريخ بشري و اختراع اولين تكنيك هاي پخت قطعات رسي در آتش و در دماي بالا، افزايش قابل ملاحظه اي در استحكام مكانيكي ظروف و كاهش تخلخل آنها ايجاد شد. اگر چه با اين عمل، عمر مفيد ظروفي كه در مقابل آفتاب خشك مي شدند، بيشتر شد، اما اين وسايل هنوز متخلخل بوده و سفال هاي پخته شده جهت مصرف غذا و نگهداري مايعات ايده آل نبودند. بررسي برخي از ظروف سفالين موجود، حاكي از آن است كه احتمالا، در هنگام پخت آنها به دليل وجود تركيبات خاصي در سوخت يا ماده اوليه مصرفي، اين ظروف داراي پوشش شيشه اي نفوذناپذير، يعني لعاب مي شدند. علاوه بر محسناتي كه اين گونه از ظروف لعابدار از آن برخوردار بودند، قابليت تزيين آنها نيز از جمله مزايايي بود كه به تدريج مد نظر قرار گرفت. تزيين ظروف سفالين ابتدا با رنگ آميزي آنها آغاز گرديد و سپس ايجاد نقوش متفاوتي به منظور زيبايي و تفكيك ظروف، بر روي آنها مرسوم شد. از آنجايي كه مواد اوليه رنگهاي صدفي (زرين فام ) به طور طبيعي در دسترس انسان بوده است، اين رنگ از جمله اولين رنگدانه هايي بود كه براي مصرف و تزيين ظروف و ديگر ابزارآلات زندگي اوليه به كار گرفته شد. ميل به توليد رنگهاي صدفي، از ديرباز توسط تمدن هاي بسيار قديم تجربه شده است. درخشش قوس و قزح گونه صدف ها، مرواريدها، پولك هاي ماهي، پرها، پروانه ها و ساير حشرات، الهام بخش مصريان و سپس ايرانيان در ايجاد اثرات مشابه در توليد لوازم آرايشي، ظروف شيشه اي و سفالين بوده است. مجسمه ها و نقاشي هاي زنان باستان (مصر قديم ) حاكي از مصرف نوعي مرواريد آسياب شده است كه به دليل درخشش رنگين كمان گونه، از آن در آرايش خود استفاده مي كرده اند. اولين سفال تزيين شده با رنگ هاي لوستري در اطراف بغدادو سامره مربوط به قرن نهم ميلادي توسط باستان شناسان كشف شده است. در آن زمان بغداد بزرگترين شهر عصر خود و مركز خلفاي عباسي بود. ظروف چيني زيبا از جمله هداياي خاصي بود كه خلفاي آن زمان، هديه مي دادند و سفالگران وادار به ساخت انواع مشابه آن مي شدند. از اين رو، سفالگران با استفاده از خاك رس و ساخت لعاب سفيد، اين ظروف را مشابه سازي مي كردند. در هرحال، به طور تجربي يا از روي اتفاق، آنها از تكنيك شيشه سازي كه تاريخ آن به زمان رومي ها برمي گردد، براي تزيين سفال هاي خود با رنگدانه هاي متاليك استفاده كرده و بدين سان بود كه براي نخستين بار تكنيك توليد ظروف سفالين لوستري ابداع شد. مصري ها اولين كساني بودند كه از لعابهاي لوستري بر روي بدنه هاي شيشه اي جهت درخشش آنها استفاده كردند. لعابهاي متاليك و اكسيد فلز به رنگ و درخشش مرواريد به صورت يك لايه نازك در دماي پايين بر روي اجسام اعمال و پخت مي شد. بدين ترتيب، تكنيك ايجاد لعابهاي لوستري كه از عراق و مصر آغاز شد، به ايران گسترش يافت و مدتها در ايران جهت استفاده در اجسام تزييني به كار رفت. سپس اين تكنيك تا اسپانيا و ايتاليا گسترش يافت و سازندگان ابزارآلات شيشه اي از قرن چهارم تاكنون، آن را در توليداتشان استفاده مي كنند. در قرون 10 تا 14 ميلادي كه اروپا كم كم از سالهاي تيره و تاريك خود بيرون مي آمد، صنعت لوسترسازي در ايران و در شهر كاشان به نقطه اوج خود رسيد. در آن زمان كاشان از مراكز اصلي توليد سفال در ايران به شمار مي رفت. توليد بدنه هاي لوستري از قرن يازدهم تا هفدهم ميلادي در ايران ادامه يافت. تكنيك مذكور از طريق پخت احيايي انجام مي شد. به اين ترتيب كه در طي سه مرحله از پخت، سفال لوستري تهيه مي شد. اولين مرحله آن پخت بيسكويت يا سخت شدن خاك بود. در مرحله دوم، پخت لعاب انجام مي گرفت كه معمولا به رنگ سفيد نمايان مي شد و سپس، سفال تهيه شده توسط پيگمنت هاي شامل تركيبات نقره و مس مزين مي شد. در سومين پخت كه در دماي پايين انجام مي گرفت كوره از اكسيژن تخليه شده و رنگدانه ها به طور شيميايي به فلزات پايه احيا مي شدند. در اين روش بسياري از متغيرهاي حساس نظير دما، اتمسفر و جريان هوا بر كيفيت محصول نهايي تاثيرگذار اين است روش تا قرن 14 در كاشان مورد استفاده قرار مي گرفت. در شكل نمونه اي 1از ظروفي با بدنه هاي لوستري مربوط به قرن 13 مشاهده مي شود. اما پس از وقفه اي طولاني در قرن 17 ميلادي توليد بدنه هاي لوستري در ايران مجددا آغاز شدبا اين تفاوت كه اين بار در ساخت آن از خاك رس سخت و سفيدتر استفاده شد. نقاشي هاي تزييني در لعاب درخشان داراي كبالت، همراه با موضوعاتي نظير نقاشي گل ميخك و شاخ و برگ، مشابه بدنه هاي توليد شده در قرن 17 اسپانيا بود. (شكل ) 2 در سبكي موسوم به Style Monumental از نقوش سفيد در زمينه لوستري ظروف استفاده مي شده اين است نقوش را مي توان در بشقابها و نيز تزئين حاشيه كتيبه ها مشاهده كرد. در قرن سيزده ميلادي، يعني پانصد سال پس از تسلط اعراب بر اسپانيا، صنعت لوسترسازي در موريس اسپانيا توسعه پيدا كرد و اين صنعت علي رغم افول سلطه اعراب بر اسپانيا همچنان در آنجا به يادگار ماند. سفالگران اسپانيايي با الهام از فرهنگ و تمدن اسلام و مسيحيت، مكتب نويني را در صنعت لوسترسازي ابداع كردند كه برخي از فنون آن تا فرانسه، ايتاليا و ساير بخش هاي اروپا گسترش يافت و تا قرن هيجدهم ادامه پيدا كرد. توليد ظروف لوستري در كشورهاي اسلامي، اسپانيا و ايتاليا تا قبل از سالهاي 1800 ميلادي مثالهايي از لوسترهايي هستند كه به روش احيايي تهيه شده اند. لوسترهايي با رنگدانه احيايي، همانگونه كه اشاره شد، با اضافه كردن تركيبات فلزي به يك لعاب و احياي آن در هنگام سرمايش پس از پخت، ايجاد مي شوند. اين لوسترها اغلب بر روي سطوح داخلي ظروف اعمال مي شدند. در اين فرآيند، نمك هاي فلزي بدون هيچ گونه عامل احيايي موضعي، بر روي بدنه اعمال مي شوند و فيلم لوستري متاليك توسط احياي قوي در پخت دكور، يعني پخت سوم ايجاد مي شود. سولفات مس، نيترات نقره، كلريد طلا و نيترات بيسموت، به عنوان منابع فلزي مورد استفاده قرار مي گيرند. در برخي موارد نيز از كربنات مس و كربنات نقره استفاده مي شود. علاوه بر لوستر احيايي، لوسترهايي نيز در شرايط اكسيدي تهيه مي شوند، كه به آن، لوسترهاي اكسيداسيوني گفته مي شود. در اين روش نمكهاي فلزي در تركيب با يك رزين همراه با بستري از روغن به لعاب افزوده مي شوند. رزينات سديم از طريق جوشاندن محلول قليا و رزين تهيه مي شود. اين ماده سپس با نمك هاي فلزي كه به صورت كلريد يا نيترات هستند، تركيب مي شود. لذا در پخت اكسيداسيوني، عمل احيا به طور موضعي بر روي سطح تزئين شده با لوستر رزيني ايجاد مي شود. اولين لوسترهاي رزيني از طلا و پلاتين حل شده تهيه مي شدند و بعدها ساير فلزات همراه با يك گدازآور در يك رزين به صورت دوغاب درمي آمدند. در قرن نوزدهم، علاقه مجدد به لعابهايي با درخشش رنگين كمان گونه زماني قوت گرفت كه در حفاريهاي مربوط به روم باستان، اجسام شيشه اي با تشعشعات رنگين كماني كشف شدند. اما بر خلاف ظواهر امر، اين پديده حاصل لعابهاي لوستري نظير آنچه در مصر و ايران باستان استفاده مي شد نبود. بلكه مدفون شدن اين اجسام براي قرون متمادي در زير خاك موجب بروز اين پديده شده بود. به اين ترتيب كه دي اكسيد كربن حل شده در رطوبت خاك منجر به توليد اسيدكربنيك مي شود، كه خود باعث تجزيه سطح شيشه در زير خاك و در نتيجه ايجاد فيلم متاليك لوستري بر روي آن مي گردد. با گذشت زمان فيلم حاصل به صورت لايه هايي از سطح شيشه پوسته پوسته شده و چنان جذابيتي براي اجسام مدفون شده شيشه اي ايجاد مي كند كه هم اكنون نيز در جهان اين ظروف طرفداران بسياري دارد. طراح آمريكايي به نام متيفاني ( ) 19331848 جزو اولين افرادي بود كه از پديده فوق ايده گرفته و به صورت تصنعي توانست لعاب قوس وقزحي را توليد كند. وي با ايجاد شرايط آب و هوايي خاص و شرايط پخت معين و قرار دادن بدنه هاي شيشه اي در محيط اسيدي، سعي در ايجاد لعاب رنگين كماني داشت. (شكل ) 3 طراحان در آلمان، اتريش و بلژيك به سبك تيفاني علاقه مند شدند. آنها اين تكنيك را كامل كرده و ظروف شيشه اي توليد كردند كه بدون عيب و نقص داراي تشعشعات رنگين كمان گونه بود. از سالهاي 1920 تا 1950 اولين پيگمنت هاي صدفي به شكل كريستال هاي كوچك و صاف متاليك و تركيبات بيسموت ساخته شد و اين روش جايگزين روشهاي پرخرج و پرزحمت قبلي بود. بيسموت مورد استفاده توسط مصريان باستان در ساخت لوازم آرايشي، كاربردهاي وسيعي را در صنعت توليد لوازم آرايشي مدرن پيدا كرد. از بيسموت به عنوان پودر براق كننده در توليد مرواريدهاي مصنوعي استفاده شد. آكسي كلريد بيسموت به صورت بلورين در توليد لوازم آرايشي با جلاي لوستري مورد استفاده قرار گرفت. متاسفانه، بيسموت حساس به نور بوده و با گذشت زمان تيره مي شود. لذا نمي توان از آن در صنايع پلاستيك سازي و در پوشش دهي قطعات استفاده كرد. اگرچه بيسموت هنوز در برخي از كاربردهاي صنعتي مورد استفاده قرار مي گيرد. رنگدانه ها براي درك هر چه بهتر از نحوه تفسير و چگونگي عملكرد انواع رنگدانه ها دانستن اطلاعاتي در مورد تئوري رنگ ضروري مي باشد. هنگامي كه نور سفيد از ميان يك منشور عبور مي كند، به اجزا خود تجزيه مي شود. اين اجزا نظير رنگ هاي موجود در قوس و قزح مي باشند. هر يك از اجزا قوس و قزح داراي انرژي ويژه اي هستند و چون نور به صورت موج منتشر مي شود لذا هر يك از رنگها داراي طول موج ويژه اي مي باشند. سطحي كه نور بر روي آن مي تابد طول موج هاي معيني را منعكس مي كند، كه ميزان و كيفيت اين انعكاس وابسته به طبيعت سطح و رنگ آن مي باشد. رنگدانه ها اصولا به سه نوع اصلي تقسيم مي شوند: جذبي، متاليك و لوستري. رنگدانه هاي معدني و آلي مرسوم از نوع رنگدانه ءهاي جذبي مي باشند، به دليل اينكه اين رنگدانه ها طول موج هاي معيني از نور را جذب مي كنند. رنگ حاصل ناشي از اجزا باقيمانده نور سفيد است كه انعكاس يافته و ما قادريم اين امواج را به صورت رنگ مشاهده كنيم، تيتانيم تمامي نور سفيد را منعكس كرده لذا به رنگ سفيد ديده مي شود. در حالي كه كربن سياه تمامي امواج را جذب كرده و هيچ نوري را منعكس نمي كند. با توجه به فرآيند جذب غير مشخص نور، رنگدانه هاي جذبي به صورت لوستري در نيامده و از نوع رنگدانه هاي يك بعدي مي باشند. رنگ هاي متاليك شامل صفحات نازكي از مس، طلا، نقره، روي و ساير فلزات هستند كه نور را همانند آينه منعكس مي كنند. رنگدانه هاي لوستري تركيبي از صفحاتي بسيار نازك مي باشند كه نور مي تواند از سطح آنها عبور كرده يا منعكس شود. شكل صفحه مانند اجازه مي دهد كه رنگدانه ها به آساني بتوانند به صورت لايه هاي موازي در داخل بستر شفاف جهت گيري كنند. هنگامي كه رنگدانه در معرض نور قرار مي گيرد، بخشي از نور برخورد كرده توسط لايه هاي بالايي رنگدانه منعكس شده، در حالي كه باقيمانده نور مي تواند عبور كرده و نهايتا توسط لايه هاي زيرين مجددا منعكس شود. اين پديده در واقع فرآيند انعكاس چندگانه نور از روي لايه هاي ميكروسكوپي مي باشد كه منجر به ايجاد اثر لوستري يا مرواريدگونه مي شود. هنگامي كه نور به مرز بين دو ماده با چگالي متفاوت برخورد مي كند، امواجي نوراني يا منعكس مي شوند و يا شكسته شده و عبور مي كنند. هر گاه امواج شكسته شده دوباره به مرز دو ماده با دانسيته متفاوت برخورد كنند، مجددا منعكس يا شكسته خواهند شد. فرآيند تداخل نور، ناشي از بروز انعكاس ها و شكست هاي متوالي نور است. هر گاه فرآيند تداخل طبيعتا مثبت باشد، امواج نوري منعكس شده از لايه هاي مختلف هم فاز خواهند بود و در نتيجه يك رنگ شديد بوجود خواهد آمد. رنگدانه هاي لوستري تداخلي به عنوان مثال، شامل لايه هاي متناوبي از اكسيد فلز مي باشند كه بر روي ميكا كه مينرال طبيعي است، رسوب كرده اند. نور اصابت كرده بر روي اين رنگدانه ها مي تواند توسط لايه هاي موجود بر روي ميكا شكسته شده، انعكاس يافته و يا پخش گردد. از طريق تداخل امواج انعكاس يافته نور، در هر يك از زواياي منعكس شده، تغيير رنگي مشاهده خواهد شد. دكتر پروين عليزاده منابع در دفتر روزنامه موجود است.