Hamshahri corpus document

DOC ID : H-810126-54769S3

Date of Document: 2002-04-15

دلبستگي به شناخته ها را رها كنيد در دنياي ما مردم از جهت اينكه داراي چه نوع امنيتي هستند به دودسته كلي تقسيم مي شوند. دسته اول افرادي هستند كه گرفتار امنيت خارجي اند. امنيت خارجي يعني متكي بودن به ضمانت هايي مانند پول، حساببانكي، خانه، ماشين و پست و مقامي در اجتماع و البته مهمتر از همه اينها دلبستگي به شناخته هاست. چنين افرادي تصور مي كنند كه با داشتن اين ضمانتها يا دلبستن به شناخته ها مي توانند ايمني و امنيت خود را تامين كنند در صورتي كه سخت در اشتباهند، اين نوع امنيت عملا بسيار زودگذر است. اين افراد از ناشناخته ها دوري مي كنند و به تجربيات جديد و دست اول ميلي ندارند و همواره همان تجربيات گذشته را كه برايشان مشخص و شناخته شده است را تكرار مي كنند. اين در حالي است كه دلبستگي به شناخته ها چيزي نيست جز زندان شرطي شدن در گذشته كه در آن هيچ تكاملي وجود ندارد. اينان افرادي هستند كه 365 روز در سال زندگي نمي كنند بلكه يك روز را 365 بار در سال تكرار مي كنند آن هم تكراري كسالت بار. اما دسته دوم نوع متفاوتي از امنيت را دارند. اين افراد همواره به خودشان اطمينان دارند و به نيروي دروني خود متكي هستند و مي توانند در مقابل هر مشكل و پيش آمدي بايستند. افرادي كه داراي امنيت داخلي هستند قطعا از ناشناخته ها نمي ترسند چون مي دانند كه ناشناخته ها حيطه امكانات و فرصتهاي زيادي است كه مي تواند پر از طراوت و شادابي باشد. اين است امنيت حقيقي و واقعي. من در اينجا نشانه هايي از فردي كه در دام امنيت خارجي است و ترس از ناشناخته ها مانع پيشرفت اوست را بيان مي كنم: هرگز 1 به غذا خوري هايي متفاوت از آنچه كه تاكنون رفته است مانند رستورانهاي غذاي چيني، ژاپني يا حتي سنتي قدم نمي گذارد چون تصور مي كند اينها غذاهايي غيرعادي هستند كه وي با آنها آشنايي ندارد. همواره 2 از يك روزنامه يا مجله كه سياست ويژه اي را دنبال مي كند و به گروه خاصي تعلق دارداستفاده مي كند و هرگز به ديدگاههاي گروه هاي رقيب يا مخالف توجه ندارد. همواره 3 در يك شهر يا از اين بدتر در محله خاصي از شهر زندگي مي دانيد مي كند؟ چرا چون والدين او نيز در همانجا زندگي مي كرده اند و مي كنند. از تغيير محل سكونت مي ترسد چون ممكن است طرز برخورد مردم آنجا متفاوت باشد. هر 4 سال تعطيلات را در همان منطقه و همان هتلي كه سال هاي قبل اقامت كرده، مي گذراند، براي رفتن به مناطق ديگر ريسك نمي كند، در صورتي كه ممكن است تجربه هاي بهتري به دست آورد. همواره 5 در يك شغل باقي مي ماند اگرچه از آن شغل متنفر است يا مي داند كه امكان ترقي و پيشرفتي ندارد. زيرا از داخل شدن در كاري تازه و تجربه اي جديد مي ترسد. همه 6 چيز را با پول مي سنجدحتي موفقيت هاي شخصي را با آنچه شناخته است يعني با پول ارزيابي مي كند، در حالي كه ارزش واقعي آنها را نمي داند. با 7 اشخاص غريبه كمتر وارد بحث و گفت وگو مي شود. هميشه تصور مي كند كه ديگران از او زرنگترند يا معلوماتشان بيشتر است، به همين دليل از ايجاد رابطه اي تازه دوري اين مي كند گونه اشخاص معمولا دوستان نزديك كمي دارند. همواره 8 و در همه حال ساعت مچي به دست دارد حتي هنگام خواب! تمام كارهايش با ساعت كنترل مي شود. به تمايلات و احساسات خود اهميت نمي دهد. به اينكه چه موقع احساس گرسنگي ياخستگي مي كند توجه ندارد. خوردن و خوابيدن را از روي ساعت و طبق عادت انجام مي دهد. هر 9 گاه يك فرصت مناسب برايش پيش آيد قادر نخواهد بود نقشه زندگي اش را تغيير دهد و از آن فرصت بهره ببرد، مي ترسد كه راهش را در زندگي گم كند. اين نشانه ها را با نشانه هاي رفتاري خود مقايسه كنيد اگر از جهاتي اين نشان ها را داريد در صدد رفع آنها برآييد. دلبستگي به شناخته ها را رها كنيد. بدانيد كه در ايمني و امنيت خارجي هيچ هيجان و ريسك و تغيير و تحولي وجود ندارد و اين يعني مرگ تدريجي. پژمان دورانديش