Hamshahri corpus document

DOC ID : H-810126-54769S2

Date of Document: 2002-04-15

روزنامه ها در عصر اينترنت اشاره: لئوبوگارت، عضو مركز تحقيقات رسانه اي آمريكا ونايب رئيس پيشين و مديركل دفتر تبليغات روزنامه اي اين كشور است. وي در زمينه چگونگي حفظ و بقاي روزنامه ها، مولف آثاري درخصوص چگونگي تجهيز روزنامه ها براي حفظ رهبري و فرهنگ و تجاري نيز نظام رسانه ها و منافع عمومي بوده است. مطلب زير كه برگرفته از يكي از كتابهاي اوست وضعيت روزنامه ها در جهان امروز را مورد بررسي قرار داده است. با هم مي خوانيم: روزنامه ها از نقطه نظر عملكرد و جايگاه اجتماعي شان، مظهر روشنگري عمومي و سرگرم كننده مردم و نيز خلق كننده و سازنده افكار عمومي هستند، آنها با توجه به اين كه مي توانند يك احساس مشترك در محل انتشار خود بوجود آورند، قابل مقايسه با ساير رسانه ها نيستند. روزنامه ها منتشركننده اخباري هستند، كه حتي پربيننده ترين كانال هاي تلويزيوني محلي نيز نمي توانند با آنها رقابت كنند. اما باز روزنامه ها متكي به فعاليت هاي تجاري و پولساز بوده و بقايشان وابسته به اين امر است. روزنامه ها پيش از به صحنه آمدن راديو و تلويزيون وجود داشته اند، اما اين دو رسانه بيشتر تمايل به پخش برنامه هاي تفريحي دارند و تنها اخبار، جزيي از برنامه هاي آنها به شمار مي رود. در مقايسه با آنها، اينترنت، با حجم فراواني از اطلاعات و ذخيره اي از مقادير نامحدود آن، به صورت دائمي اطلاعات عرضه مي كند، بنابراين آيا مي توان گفت، با وجود ساير بويژه رسانه ها، اينترنت، روزنامه ها در اين رقابت تنگاتنگ محكوم به تسليم؟ هستند هنوز هيچ دليل و نشانه اي وجود ندارد، كه اوقات صرف شده در شبكه وب، بيش از وقتي است كه براي خواندن روزنامه ها صرف مي شود، اما در دراز مدت، پيامدهاي وجوداينترنت قابل پيش بيني نيست. حتي اگر اينترنت نيز وارد صحنه نمي شد، روزنامه ها ناچار به پذيرفتن تغييرات اساسي و بنيادين در قرن حاضر بودند، تغييراتي كه يا بر اثر فشارهايي كه از محيط بر آنها وارد شده و يا از جانب خوانندگان تحميل مي شود، بوجود مي آمد. اين روند اجتماعي، كه بر انعكاس رسانه هاي گروهي تاثير مي گذارد، امري عادي و اجتنابناپذير است. بر همين اساس، تعداد خوانندگان علي رغم روزنامه ها، افزايش درآمد خانواده هاو آموزش هاي پيشرفته، روبه كاهش است. (در حال حاضر دركشورآمريكا از هر 10 نفر 9 نفر روزنامه ها را به صورت گذري مطالعه مي كنند و تنها تعداد اندكي از آنها مشترك بوده و يا بر طبق عادات روزانه، روزنامه در مي خوانند حالي كه 40 سال قبل بيش از 80 درصد مردم روزنامه مي خواندند و اين ميزان درحال حاضر به درصد 57 كاهش يافته است. ) در سال هاي اخير، به دليل فشارهايي كه به مرور زمان بر زندگي مردم وارد شده، خانم ها نيز همانند آقايان، به ناچار بخشي از نيروي كار را به خود اختصاص داده اند. اين امر منجر به تضعيف برخي از روابط خانوادگي شده و الگوهاي كليشه اي و امور يكنواخت و تكراري روزانه را دستخوش تغيير واصلاح كرده است. از جمله مسائلي كه دچار اين تغييرات شده، مطالعه روزنامه ها است. درگذشته، هر روزنامه مشتري ثابت خود را داشت، اما در نسل هاي جديد، تعداد اندكي هستند كه روزنامه را به صورت مداوم مطالعه مي كنند. فرزندان خيلي با روزنامه ها نزديك نبوده و علاقه به خواندن در آنها، مثل گذشته نيست. اين روند نزولي، با تغيير موقعيت هاي قومي، نژادي وجمعيتي نيز در ارتباط مستقيم است و بيشتر شامل رنگين پوست هايي كه داراي درآمدي اندك هستند، مي شود. حومه نشينان نيزدر زمينه مطالعه روزنامه ها، با اهالي و ساكنان شهرها يكسان نيستند. زيرا در جايي كه روزنامه ها منتشر مي شوند، مردم بيشتر به شخصيت ها و سياست (كه تشكيل دهنده مهمترين عنوان هاي خبري روزنامه ها است ) اهميت داده و آشنايي دارند. در چند سال اخير سيستم مديريتي برخي از روزنامه ها، به تدريج با تمركز بر موضوعات خانوادگي و تمركز در اين زمينه براي بقاي خود مي كوشند. از طرف ديگر، روزنامه ها اغلب به خاطر صفحه هاي تبليغاتي خود به فروش مي روند، بويژه آن كه با ورود سيستم هاي بازاريابي داده هاي كامپيوتري توجه شده، به آگهي ها براي چاپ در روزنامه ها داراي جذابيت بيشتري شده جالب است آن كه، برخلاف آن چه كه در خصوص خوانندگان وخريداران اصلي عنوان مي شود، بخش آگهي روزنامه، توانسته است خوانندگاني دائمي براي خود داشته باشد. اما از سوي ديگر، روزنامه ها پذيرفته اند، كه فناوري هاي جديد براي توليد روزنامه، مستلزم استفاده از مديريت اطلاعات كامپيوتري است و مي تواند كارآيي وبازدهي روزنامه را افزايش دهد. هم اينك صفحه بندي روزنامه با سيستم هاي رايانه اي انجام مي شود و حذف روند طولاني چاپ، زمينه استفاده بيشتر از زمان را براي درج اخبار فراهم آورده است. سرعت زياد ارسال خبر، تجهيزات منسجم وخبرنگاران ماهر، نيز كارآيي روزنامه ها را افزايش چشمگيري داده است. همچنين، اگر چه روزنامه ها به طور موسسه هايي كلي، بسيار سودآور اما بوده اند، اين سود، در مقايسه با رسانه هاي تصويري پخش شونده، بسيار پايين تر است. خوانندگان نيز به افزايش قيمت روزنامه ها، پيش از ساير رسانه ها واكنش نشان مي دهند. روزنامه ها با استفاده از پست و ساير سرويس هاي خدمات تحويل دهي، اين امكان را يافته اند كه درمناطق مختلف جغرافيايي، به صورت همزمان توزيع شده و داراي مشتركان زيادي شوند، در حالي كه چندين سال نوجوانان پيش، عهده دار اين كار بودند. اما به تدريج بزرگسالان جايگزين آنها زيرا شدند، جابه جايي و توزيع، تنها مي توانست با وسايل نقليه انجام شود. همه اين موارد، باعث شده چيزي تحت عنوان روزنامه باقي بماند، حتي اگر كمتر مورد استفاده قرار گيرد. زيرا هنوز روزنامه به چشم يك خوانندگان، ارزش تلقي مي شود. اما با وجود اين، روزنامه ها با هراس از خطر از دست دادن جايگاه خود، حداقل در بازارهاي تجاري، وادار به ايجاد سايت هاي در وب، اينترنت شده اند. آنها آخرين اخبار وگزارش هاي روز خود را در اين سايت ها عرضه مي كنند، ولي در عين حال به كاربران فقط اجازه دستيابي به اطلاعاتي را كه خود مي خواهند، مي دهند. با وجود آن كه، اين سايت ها، هزينه هنگفتي براي صاحبان روزنامه ها در بردارد، اما اين كار كاملا عاقلانه به نظر مي رسد، چرا كه راه را براي پيشرفت هاي آينده هموار كرده و مانع از عقبماندگي هاي تكنولوژيكي روزنامه ها مي شود. همچنين اين سايت ها، ضمن عنوان بندي امكان موضوع ها، دستيابي به اطلاعات بايگاني شده را نيز براي كاربران فراهم مي آورد. در حال حاضر، بيشتر روزنامه ها، براي بازتاب اخبار، حتي اخبار داخلي، از خبرگزاري ها استفاده مي كنند و تنها تعداد معدودي از روزنامه ها خبرنگاران خارجي خود را حفظ كرده اند. همچنين اغلب روزنامه ها خواستار حمايت دولت، براي پرداخت هزينه هايشان هستند. اما آشكار است، كه حفظ حضور روزنامه ها، با درج آگهي هاي بازرگاني، بويژه آگهي هايي كه تحت عنوان مقاله هاي عمومي و با نام روزنامه نگاران ارائه مي دهند، تداوم مي يابد. خبرنگاران نيز هميشه سعي در جلب رضايت خوانندگانشان داشته اند و بويژه در سال هاي اخير، براي ارائه مطالب انتقادي خود، كه مناسب با شرايط باشد، تقويت شده اند. آنها به جنبه هاي تبليغاتي اين موضوع، براي افزايش شمارگان روزنامه، بيشتر توجه داشته اند. خطري كه روزنامه ها را تهديد مي كند، انحصاري شدن آنها در ارتباطاتشان است. تعدادي از روزنامه ها نيز به صورت كليشه اي تنظيم مي شوند. برخي ديگر نيز متاثر از افت كاري خبرنگاران هستند. گاه نيز روزنامه ها تحت تاثيرنقش خود، به عنوان رهبران عقيده اي خاص قرار مي گيرند. روزنامه ها، اغلب پيرو سنت هاي قديم بوده، از خطر كردن بيزار هستند و نسبت به انواع سرمايه گذاري و كه توسعه، ضامن رشد است، بي ميلي نشان به مي دهند محض بالا رفتن اهميت و تيراژشان، اعضاي خبري آنها افزايش مي يابد. اما با وجوداين، هرسال تعدادكمتري از فارغ التحصيلان روزنامه نگاري، حيطه كاري خود را متناسببا رشته تحصيلي خود انتخاب مي كنند. طبق آخرين يافته ها، آينده روزنامه ها، به توانايي آنها درجهت جلب حمايت خوانندگان بستگي دارد. اما از سوي ديگر روزنامه ها با مطالب طولاني، تبليغات را از دست مي دهند، در حالي كه مي توانند با استفاده از آگهي ها، به عنوان يك منبع درآمد، همچنان پايدار بمانند. ترجمه و تلخيص: مرضيه ايزديان كارشناس ارشد روابط عمومي و ارتباطات