Hamshahri corpus document

DOC ID : H-810124-54749S2

Date of Document: 2002-04-13

آيا تمدن مسلط وجود؟ دارد تمدن واحد و فرهنگ هاي متعدد جهان - بخش پاياني شكل گيري كنوني جهاني به گونه اي است كه انزواي هويت ها و اردوگاه هاي عقيدتي را در هم مي شكند و به همان ميزان كه امكان تغيير تابعيت يا تغيير محل اقامت را فراهم مي سازد، به همان ميزان اين امكان را فراهم مي سازد كه حرفه يا شغل انسان - و نه هويت ديني يا ملي اش - گذرنامه سفرش به بازارهاي كار و تمدن باشد. اگر جز اين باشد، اقامت برادران اسامه بن لادن در غرب با تمدن برتر، قابل درك نخواهد بود. به هرحال جهان در اين زمانه ديجيتال جهاني شده همانند دوران صنعتي يا قبل از آن پيش نمي رود. از اين رو نمي توان با ذهنيت هاي كهن و انديشه هاي رايج آن را اداره كرد. اين جهان با مقوله برخورد تمدن هاي هانتينگتون يا ذهنيت ژنرال هايي كه جنگ ويتنام را ساختند يا با ذهنيت ريگان و منطق جنگ ستارگان اداره نمي شود. و طبعا جهان با ذهنيت واپسگرايانه نظريه پرداز مدرني كه مي كوشد جهان را با ابزارهاي فكري مصرف شده تغيير دهد اداره نمي شود. اين در دفاع شكست خورده وي از حقيقت و آزادي و عدالت قابل مشاهده است. به طريقه اولي، جهان با ذهنيت روشنفكراني كه جز زبان شكايت و زاري چيزي ندارند يا با ذهنيت تهمت و محكوميت مي انديشند، اداره نمي شود. نظير مخالفان جهاني شدن كه مقوله هاي مصرف شده خود را به ديوار ندبه و زاري يا به طرح هاي محالي بدل مي كنندكه هدف آن توليد هرچه بيشتر شكست و ناكامي است. از همه جالبتر كساني هستند كه بيانيه هايي با امضاي مخالفان جهاني شدن صادر مي كنند. تو گويي جهاني شدن يك اداره رسمي يا يك حاكميت دولتي است كه عريضه هايي براي آنها فرستاده مي شود. در حالي كه جهاني شدن، پديده اي است كه با تكنيك ها، شبكه ها يا اطلاعات و برنامه هايش، جهاني را درمي نوردد. جهاني شدن با درنورديدن عقل ها، نقشه انديشه را به نحو نويني شكل اين مي بخشد پديده، چيز جديدي نيست كه در مالكيت ثروتمندان و قدرتمندان باشد بلكه شكل نويني از آفرينش و توليد و ارتباط است كه همراه با آن همه فرهنگ واژگان تغيير خواهد كرد. زيرا تخيل و ابتكار و مستندنگاري و آرشيو دانش و كار و مبادله و ارتباط به شكل بي سابقه اي گشايش و افزايش خواهد يافت. ساختن جهان اداره جهان، در دوراني كه در آن مصالح و سرنوشت ها در سطح جهان در هم پيچيده است، نياز به تغيير بنيه فكري - هم از نظر ديدگاه و روش و منطق و اصطلاح و هم از نظر سياست و دادوستد - دارد. هيچ انساني نياز به آتش افروزي در نيويورك ندارد تا اين امر را بفهمد. سخن از پايان ها، در وجه ديگر خود، قرائتي در تحولات بحران هاست اساسي، عظيم، ناگهاني و شتابآميز بشريت در عرصه انقلاب علمي و تكنيكي دولايه و سه لايه، انسان را در بن بست قرار داده است. انسان در شرف از دست دادن قطبنماست يا بر لبه گرداب، در انتظار فاجعه نشسته است. رويارويي با اين وضع، نياز به فرهنگ نوين و سياست معرفت شناختي نوين دارد. در اين فرهنگ و سياست نوين، انديشه، تركيبي و روش، چندگانه است; خرد ارتباطي و معيار مبادله اي است. در اينجا ذهنيت، ميانه است زيرا راه حل ها براساس سازش و مصالحه صورت يا مي گيرد در اين فرهنگ و سياست نوين، هويت ها، امتزاجي و مفاهيم گمان آميز و در بغرنج اند اينجا جامعه، تداولي است زيرا زندگي با مشاركت و مسئوليت متبادل، رشد مي يابد و شكوفا مي شود. به اختصار بايد گفت چون منطق تحول و توليد همراه با زبان وجود است كه زبان آفرينش و فتح و كشف است. اين از آن كسي است كه رخدادها را مي خواند و با تحولات برخورد مناسب دارد تا در ساختن جهان و آينده بشريت به شكلي غني و پرثمر و امن و شكوفا مشاركت كند. دكتر علي عرب ترجمه: يوسف عزيزي بني طرف