Hamshahri corpus document

DOC ID : H-810124-54748S11

Date of Document: 2002-04-13

بن لادن ديگر بازي ادامه دارد اشاره: جهان هنوز از شوك 11 سپتامبر خارج نشده اثري از اسامه بن لادن و ملاعمر هنوز يافت نشده و جنگي كه آمريكا يك ماه بعد از 11 سپتامبر شروع كرد هنوز چارچوب و راهكار مشخصي نيافته است. در اين ميان هر روز كه مي گذرد ابعاد تازه تري از ماهيت و فعاليت هاي گذشته سازمان القاعده به رهبري بن لادن و اعضاي اين سازمان مشخص مي شود. مقاله حاضر توسط چند خبرنگار مجله آمريكايي تايم بعد از مصاحبه با مقامات پليسي و اطلاعاتي جنوب شرق آسيا نوشته شده است. در اين مقاله از مردي سخن گفته شده كه به دليل شباهت ظاهري شيوه، تفكر و عمل به اسامه بن لادن، به بن لادن آسيا مشهور شده است. دريكي از روزهاي ماه مارس مردي سال 1991 چهارشانه با محاسن و صورتي گرد، به خانه محمد يوحنا بن حامدون در روستاي سونگي منگيس در شمال شرق كوالالامپور رفت. اين غريبه پيراهني بلند به سبك پاكستاني ها و شلوار به تن، صندلهاي تابستاني به پا و كلاهي اندونزيايي به سر داشت. يك كيف پلاستيكي پر از لباس هاي استفاده شده نيز در دستش بود. در كنار او زني با برقع مشكي و در حاليكه تنها چشمهايش ديده مي شد ايستاده بود. محمد درباره نخستين برخوردش با ديدوان اسام الدين معروف به حمبالي سخن مي گويد. اين مرد 36 ساله اكنون از سوي آمريكا و چهار كشور آسياي جنوب شرقي به دليل طراحي و اجراي عمليات القاعده در آسيا و هدايت اين نيروها در اين منطقه طي سالهاي گذشته، تحت تعقيب قرار دارد. محمد مي گويد: مردي كه بيرون خانه ايستاده بود با صدايي آرام و دلنشين گفت: السلام عليكم. حمبالي آن زمان براي اجاره يكي از خانه هاي چوبي كه محمد مي سازد و ماهانه 25 دلار به مهاجران اندونزيايي اجاره مي دهد به آنجا رفته بود. زن همراه او هم همسرش بود، يك زن چيني تبار مالزيايي كه اسلام آورده بود. گفت وگوي زيادي ميان محمد و حمبالي صورت نگرفت. حمبالي به او گفت كه سوهارتو (رئيس جمهور وقت اندونزي ) به دنبال اوست، چون او يك روحاني و مبلغ اسلامي است. محمد مي گويد: به او گفتم، در خانه من سلاح نبايد باشد. اجاره ات را بده و اينجا اقامت كن، اما نمي خواهم درباره تو يا ديگر مهاجران چيزي بشنوم. طي 10 سال بعد از آن روز حمبالي همواره از محمد و خانواده اش فاصله مي گرفت. علي رغم گرماي بسيار و نوزيدن باد، او و همسرش به ندرت از آن كلبه بيرون مي آمدند و در آنجا هم هميشه بسته آنها بود براي پنهان كاري، چيزهاي بسياري پليس داشتند چند كشور و همچنين دوستان سابق آنها مي گويند: آن كلبه تاريك، با حشراتش، مركز طراحي عملياتهايي بودكه حمبالي آن را هدايت مي كرد. گفته مي شود او در چند مورد سرقت بانك و يك سوءقصد سياسي در مالزي و بمب گذاري هايي در اندونزي و فيليپين دست داشته است. مقام هاي كشورهاي جنوب شرق آسيا مي گويند: او در جمع آوري كمك مالي، خريد تسليحات و جذب نيرو براي جهاد عليه مسيحيان اندونزي و فيليپين دست داشته است. چند عمليات هم طراحي شده اما تحقق نيافته است اما امكان تحقق آن بسيار بوده است، مانند تلاش ناموفق براي بمبگذاري در 12 هواپيماي خطوط هوايي آمريكا در سال 1995 يا طرح انفجارهاي عظيم در سنگاپور كه قرار بود چند ماه پيش صورت گيرد. در كنار همه اينها، حمبالي مسئول و هماهنگ كننده تداركات القاعده در جنوب شرق آسيا بود. منابع پليس مي گويند: او تدارك سفر دو تن از هواپيماربايان عمليات 11 سپتامبر و يكي از مظنونين به دست داشتن در حمله به ناو آمريكايي دريمن را فراهم كرده و با ذكريا موسوي كه بيستمين هواپيمارباي 11 سپتامبر خوانده مي شود و اكنون در زنداني در ويرجينياست ديدار و گفت وگو كرده است. با اين حال تا وقتي او دستگير شود و لب به سخن بگشايد، شايد هرگز نتوان گفت كه چگونه شخصيتي است و در چه شرايطي وارد اين كار شده است. او كه پسر يك خانواده كشاورز سوداني است در يك دهه گذشته همه زندگي خود را صرف حملات عليه كساني كرده كه آنها را دشمنان اسلام مي داند. اما نگاهي به زندگي اش نشان مي دهد كه او چطور به اينجا رسيده و چه كارهاي ديگري ممكن است انجام دهد. مصاحبه هايي كه با مقامات دولتي و پليس كشورهاي منطقه و همچنين نزديكان حمبالي صورت گرفته نشان مي دهد او مردي محكم، باريك بين و صبور است كه قادر است در صورت لزوم با خطرات بزرگي روبه رو شود. او بسيار مرموز است و براي اجراي دقيق برنامه ها، اهميت بسيار قائل است. اين ويژگيها كه در سخنان ديگران درباره او به تصوير كشيده مي شود مقام هاي امنيتي و پليس منطقه را به اين فرضيه هدايت كرده كه او پيش از ناپديد شدن در ژانويه 2001 عملياتي را بيشتر از آنچه در آمار وجود دارد هدايت كرده است. حمبالي به پاكستان رفته است. هرچه كه تحقيقات پليس درباره او و ديگر چهره هاي شبيه به وي پيشتر مي رود، وجوه ديگري از سازمان القاعده و روابط آن با گروهي در جنوب شرق آسيا به نام جماعت اسلامي به رهبري حمبالي روشن مي شود. بعد از موج دستگيريها حضور اين سازمان در مالزي و سنگاپور اكنون با سند و مدرك قابل اثبات است. دستگيري چند روز پيش سه اندونزيايي عضو اين سازمان در فيليپين نشان داد كه جماعت اسلامي هنوز در هر دوي اين كشورها فعال است. اگر چه درباره ماهيت و دامنه فعاليت هاي آن هنوز اطلاعات قطعي وجود ندارد، عمليات بمبگذاري اخير در سنگاپور با دستگيري 13 تن از عوامل مهم آن خنثي شد. پليس مي گويد: آنها قصد داشتند 21 تن مواد منفجره را منفجر كنند. اينكه حمبالي هنوز در گوشه اي از دنيا ممكن است مشغول طراحي عمليات ديگري باشد دورنماي بسيار نگران كننده اي را تصوير مي نمايد. چهار تن مواد منفجره اي كه با دستور مستقيم او در مالزي و فيليپين تهيه شده هنوز يافت نشده است. يكي از افسران تحقيق در پليس اندونزي مي گويد: ما تازه دريافته ايم كه او چقدر باهوش است. يك مقام بلندپايه آمريكايي در منطقه نيز مي گويد: ما همواره نگران او هستيم و شب خواب به چشممان نمي آيد. حمبالي در روستايي در جاوه غربي به دنيا آمده و بزرگ شده است. در دوران ديكتاتوري سوهارتو، اجتماع بيش از سه نفر عبادت كننده نياز به اجازه فرمانده نظامي محلي داشت. اما حمبالي و خانواده اش در آن دوران تحت اين فشارها جلسات قرآن برگزار مي كردند. مادر او كه زني 60 ساله است مي گويد: او مذهبي اما در عين حال آرام بود. ابتدا فكر مي كرد مي تواند تحصيلات اسلامي اش را در مالزي ادامه دهد، اما نتوانست بورسيه بگيرد و مجبور شد براي تامين مالي خانواده اش كار كند. ما پولي براي كمك به او نداشتيم. در سال 1985 حمبالي كه 20 سال داشت تصميم گرفت به مالزي برود، كار كند و براي خانواده اش پول اين بفرستد راهي است كه بسياري از مهاجران اندونزيايي در جستجوي شرايط اقتصادي بهتر طي مي كنند. اما وضعيت حمبالي فرق كرد. او چند سال بعد از رسيدن به مالزي، به افغانستان رفت. دوستان و خانواده او نمي دانند چرا تصميم به رفتن به افغانستان گرفت. او سه سال در ميان مجاهدين در افغانستان جنگيد. در دهه 1990 در سخنانش از زماني حرف مي زد كه با ارتش شوروي در افغانستان مي جنگيد و با بن لادن ديدار داشت. او به مكان و زمان دقيق اين ديدارها هم اشاره مي كرد. اقامت در افغانستان، حمبالي را به يكي از پيروان وهابيت و بن لادن تبديل كرد. نزديكانش مي گويند در اواخر دهه وقتي 1980 به مالزي بازگشت با خود ديدگاه و عقايد جديد و آتشيني به همراه داشت و مردم را به جهاد ترغيب مي كرد. مقامات پليس مي گويند: حمبالي و ابوبكر كه از موسسان جماعت اسلامي هستند در جمع آوري كمك مالي و سلاح براي درگيري ميان مسلمانان و مسيحيان در جزاير ملوك فعال هستند. پليس مالزي و سنگاپور مي گويد: اين دو، هدف بزرگتري را دنبال مي كنند و آن تاسيس يك كشور اسلامي متحد درجنوب شرق آسياست. اين كشور شامل اندونزي، مالزي، سنگاپور، برونئي و بخش هايي از جنوب فيليپين، تايلند و حتي كامبوج مي شود. در مارس سال 1991 وقتي حمبالي به نزديكي كوالالامپور رسيد، افكاري در ذهن داشت. او حتما چيزي بيش از آن كيسه نايلوني با خود داشت. محمد، صاحب خانه او مي گويد: او ابتدا با فروش داروهاي عربي و اندونزيايي امرار معاش مي كرد. سپس به فروش كباب روي آورد تا خرج خود و خانواده اش را درآورد. اما در تمام اين مدت مردم او را دوست داشتند و به او اعتماد مي كردند. در سال 1994 شرايط او عوض شد. ملاقات كنندگاني با ظاهر خاورميانه اي به ديدارش مي آمدند. محمد مي گويد: برخي از آنها عرب آنها بودند معمولا در شب به خانه او مي آمدند و صبح زود بعد مي رفتند. همه آنها مودب بودند اما با كسي حرف نمي زدند. در سال 1994 وضع مالي او خوب شد و اتومبيل و تلفن همراه داشت. در سال 1995 حمبالي براي عيد فطر به اندونزي بازگشت. يك سال پيش از آن او شركتي براي صادرات روغن نخل و خرما از مالزي به افغانستان تاسيس كرد. شريك او در اين كار، ولي خان امين شاه امين بود شاه پاكستاني بعدها به دليل بمبگذاري در يك هواپيماي خطوط هوايي فيليپين، در آمريكا دستگير شد. شنودهاي تلفني كه پليس فيليپين انجام داد، نخستين نشانه هاي ارتباط حمبالي با بن لادن را فاش كرد. تماس هاي تلفني محمد خليفه، برادر زن بن لادن كه سازماني را در فيليپين رهبري مي كرد از طريق اين شركت برقرار مي شد. ولي خان و رمزي يوسف مردي كه به بمبگذاري سال 1993 در سازمان تجارت جهاني متهم شد در سال 1996 در دادگاهي در نيويورك محكوم شدند. سه سالي كه حمبالي در افغانستان بود، مهارت جذب مخاطبان را فرا گرفت، به طوري كه هنگام سخن گفتن، همه را مجذوب مي كرد. حمبالي زياد درباره آمريكا يا رهبران غربي سخن نمي گفت و روي نقاطي تكيه داشت كه مسلمانان در آن تحت ستم هستند، مانند فلسطين و چچن. اما تاكيد فراوان او روي جهاد در اندونزي و جنوب فيليپين بود. او مي گفت: جهاد بر دو اصل استوار است، نخست اينكه ما يا پيروز مي شويم يا شكست مي خوريم، دوم اينكه مرگ به معناي زندگي ابدي است. او به اطرافيانش توصيه مي كرد كه اگر دستگير شدند چه كار كنند و نسبت به رازداري و امنيت اطلاعات هشدار مي داد. او آخرين بار در ماه مارس يا آوريل 2000 در خانه محمد صبري سرباز سابق ارتش مالزي در اطراف كوالالامپور ديده شد. گفته مي شود او 30 مورد عمليات بمبگذاري در كليساهايي در 10 شهر اندونزي در سال 2000 را رهبري كرده است. يكي از دوستانش مي گويد: او در ژانويه سال 2001 گذرنامه و ويزايي براي رفتن به پاكستان تهيه كرد. چندي پيش، اندونزي گروه تحقيقي براي جستجو به دنبال حمبالي به پاكستان فرستاد، اما اين جستجوي بي نتيجه اين فرضيه را كه او طي سال گذشته به اندونزي بازگشته، تقويت كرد. صبري كه از ياران حمبالي است هنوز او را استاد مي خواند و به كساني كه براي دستگيري او تلاش مي كنند، مي گويد: استاد حمبالي تا آخر به جهاد خود ادامه مي دهد، تا وقتي مرگ مانع او شود. در آن زمان هم شهيد خواهد بود و زندگي جاودانه خواهد داشت. مترجم: نيلوفر قديري