Hamshahri corpus document

DOC ID : H-810124-54745S1

Date of Document: 2002-04-13

مخاطبان مشتاق و برنامه هاي كم سو در حاشيه برنامه هاي تلويزيوني تعطيلات نوروزي و ماه محرم اشاره; گرچه شبكه هاي تلويزيوني درطول تعطيلات نوروزي كارنامه قابل قبولي ارائه ندادند وحضور چند برنامه موفق تلويزيوني در يك يا دو شبكه نمي تواند دورنماي تلويزيون ملي مقبولي را براي مخاطبان آن ترسيم كند، با اين حال، تلاش آن دسته تهيه كنندگان توليد و پخش تلويزيوني كه توانسته بودند رضايت مخاطبان را جلب كنند، جاي تقدير دارد. از سويي ديگر بر ساير كارشناسان تلويزيوني است كه در برنامه هاي آتي كيفيت و علايق مخاطبان را نيز مدنظر قرار يادداشت دهند زير در زمينه نقد برنامه هاي تلويزيوني تهيه شده است كه تقديم خوانندگان مي شود. شبكه اول سيما با برنامه زيبا و به يادماندني شب دهم در ايام محرم و تعطيلات عيد نوروز همه مخاطبان تلويزيوني را دوباره پاي جعبه جادويي كشاند. استفاده خلاقانه از داستان هاي كلاه مخملي ها و باباشمل ها با سمت و سوي مفاهيم مذهبي، زيبايي ديالوگ ها و كلام بازيگران، فيلمنامه قوي و جذاب و دقت در اجراي فيلمنامه و بازي گيراي بازيگران آن توانست بار ديگر اهميت تلويزيون را درجامعه ايراني اثبات كند. لايه هاي تودرتوي قصه با توانمندي كارگردان در جذب مخاطب، نمايانگر اين پيام بود كه مي توان دوباره با اختصاص همان يارانه هاي مردمي به تلويزيون، فيلم هاي خوبي را هم توليد و پخش كرد، بي گمان چنين مجموعه اي با تمامي كم و كاستي هاي شبكه اول سيما توانست مخاطبان را راضي از پاي جعبه جادو بلند كند. جنب وجوش مردم براي رسيدن به خانه و حبس صدا در سينه ها در هنگام تماشاي چنين مجموعه اي، براي تمامي مخاطبان از موفقيت هاي شنيدني تلويزيون كشور بوده است. كارگردان تلويزيوني آن نيز با توجه به بضاعت هنري در عرصه تلويزيون و شناخت چنين تيپ هايي در جامعه توانسته بود با استفاده از لوكيشن هاي محدود و كلام زيبا سال هاي پاياني دوران پهلوي اول را به تصوير كشد. صحنه آرايي و استفاده خلاقانه از دكور ولباس مناسب دوران تاريخي يادشده به خودي خود تماشاگر را به سالهاي دور فرو مي برد. با اين كه فيلمنامه با حوادث فرعي و خلق موقعيت هاي جديد مخاطب را با خود همراه مي كرد، اما در برخي موارد نيز وقوع حوادث فرعي به خودي خود به بسط داستان اصلي و فراموشي مخاطب از گره اصلي دامن مي زد، البته در برخي موارد نيز استفاده تصادفي از موقعيت هاي مرد مزاحم و نقش او در پايان قصه نماياندن پس زمينه مذهبي دستيار مفتش و بالاخره خاطرات دكتردر عشق و علاقه به عمه توانست رضايت خاطر مخاطبان را به خود جلب كند. با اين حال اميد است دست اندركاران توليد برنامه هاي صدا و سيما با استفاده از كادرهاي حرفه اي و پرهيز از فرهنگ آنتن پركني و ضمن به كارگيري آموزه هاي فرهنگ آييني و مذهبي كشورمان بتوانند جذابيت رسانه اي تلويزيون ملي را بيش از پيش افزايش دهند. *** متاسفانه در طول سال هاي اخير كم فروشي شبكه دوم سيما در توليد آثار فرهنگي برتر موجب شده كه جايگاه اين شبكه در ميان مخاطبان فرهنگي كه زماني از شبكه هاي تلويزيوني قابل تعمق در بين شبكه هاي داخلي بود، از بين برود. شبكه دوم سيما به جز نغمه هاي عاشورايي كه برداشتي تقليدي از سالهاي قبل بود، هيچ جذابيتي را در طول تعطيلات نوروزي بين مخاطبان خود ايجاد البته نكرد نبايد اين نكته را كتمان كرد كه كاهش برنامه هاي توليدي كيفي از شبكه ها ناشي از كمبود بودجه نيست، بلكه نشانگر كاهش تعداد افراد حرفه اي است. با اين حال اميدواريم اين شبكه نيز بتواند بااستفاده از نيروهاي كيفي و كارآمد، جايگاه قبلي خود را بين مخاطبان بازيابد. گسترش برنامه هاي مشاركتي نه تنها نتوانسته مشكلات اين شبكه و شبكه هاي ديگر تلويزيوني را رفع كند، بلكه ناخواسته اين گونه برنامه هاي سفارشي توليد، افت استاندارد كيفي برنامه ها را نيز سبب شده است. چندي است كه برنامه اي با مشاركت چند روابط عمومي وزارت صنايع به ارزيابي صنعت در داخل كشور مي پردازد، پخش چنين برنامه اي در سال هاي پرمحصولي آگهي هاي تلويزيوني به خودي خود اين توهم را دامن مي زد كه نكند رپرتاژ آگهي در قالب برنامه تلويزيوني به خورد مخاطبان داده مي شود، اما اينك اين مفهوم تحقق پيدا كرده است، حضور مديران توليد كننده محصولات اقتصادي با يك مجري ضعيف نه تنها نتوانسته مخاطبان را به خود جلب كند، بلكه كيفيت برنامه هاي توليدي را هم زير سوال برده است. متاسفانه برخي از شبكه هاي تلويزيوني براي پركردن ساعات مفيد تماشاگران هوشمند خود اخيرا از شيوه مشاركت باسازمان ها و مراكز دولتي و خصوصي بهره مي گيرند كه در فرهنگ رسانه اي به آن رپرتاژ آگهي مي گويند، به عبارت ديگر سازندگان و سفارش دهندگان چنين برنامه هايي با استفاده از علاقه مخاطبان، برنامه اي را در قالب و ساختار برنامه سازي تلويزيون تدارك مي كنند كه بيشتر بار تبليغاتي و بازرگاني دارد تا مفاهيم محتوايي! البته برخلاف ساختار چنين برنامه سازي در عرف جهاني، كه معمولا پيام هاي تبليغي به صورت غيرمستقيم و نه عريان ارائه مي شود، بسيار مستقيم به تعريف و تمجيد از كالاها و محصولات مي پردازند كه گاه به صورت ضدتبليغ درمي آيد. *** شبكه تهران، برخلاف گذشته با پخش برنامه هاي پرهيجان آمريكايي در قالب فيلم سينمايي، برنامه تلويزيوني اين سو و آن سوي سينما، اسرار سينما و چند مجموعه كوتاه و بلند دنباله دار به خودي خود در طول تعطيلات نوروزي ناقض اصل پذيرفته شده و ساختار نمايشي صدا و سيما بوده است. بي گمان اغلب مخاطبان تلويزيوني به خاطر دارند كه پخش برنامه هاي تلويزيوني پرتحرك و خشن آمريكايي نه تنها مطرود كارشناسان رسانه اي بود، بلكه بارها به خاطر پخش چنين برنامه هايي مديران شبكه ها مورد انتقاد مديران بالاتر و مسئولان قرارمي گرفتند، ولي بااين حال در طول افزايش تنش هاي سياسي دولتي آمريكا با مردم ايران، ظاهرا خريد و پخش چنين برنامه هايي چرخ گردونه فيلمسازان آمريكايي را بيشتر به گردش در مي آورد. البته سالها پيش شبكه تهران نيز به خاطر پخش چنين فيلم هايي مورد انتقاد ساير مديران رسانه اي قرارداشت، اما يك نكته در اين ميان قابل تعمق است و آن اينكه چرا در زماني پخش چنين برنامه هايي مي تواند براي مديران رسانه اي مشكل آفرين؟ باشد اما برخي از مديران مي توانند بدون توجه به سازوكار تبليغاتي و سياسي به پخش چنين فيلم هايي دست بزنند. البته جداي از ناگفته هاي حاشيه اي چنين برنامه هايي، يك نكته نيزقابل ملاحظه است و آن اينكه آيا مسئولان شبكه تهران توانسته اند حق كپي رايت اين برنامه را از تهيه كنندگان آن اخذ كنند يا اينكه صرفا به محلي بودن شبكه تهران بسنده كرده اند و با حك و اصلاح برخي از سكانس ها به پخش آن مبادرت كرده اند. *** چندي قبل شبكه خبردر برنامه صبح و خبر خود گفت وگويي را با دو كارشناس در دو بخش مختلف انجام مي داد كه متاسفانه برخلاف نگاه رسانه اي مرتكب خطاهايي در ارائه چنين گفت وشنودي شد. روز 13 فروردين ماه سال جاري مجري برنامه با اهميت دادن به مفهوم اشتغال در جامعه با دكتر خوش چهره گفت وگويي را ترتيب داد كه بيشتر به مفهوم شاخص هاي امنيت رواني در جامعه مي پرداخت. مجموعه پرسش هاي مجري اغلب حول محور نبود امنيت شغل و بيكاري درجامعه بود، در حالي كه كارشناس مربوطه به تبليغات منفي رسانه اي و گسترش بعد رواني مفاهيم آماري در جامعه مي پرداخت، به گفته همان كارشناس اگر درصد بيكاري در جامعه طبق آمار 11 درصد بود بي ترديد طرح چنين مباحثي در رسانه هاي گروهي و مطبوعات مي تواند اين جو رواني را تشديد بخشد. بنابر اين برخلاف نگاههاي كارشناسي ارائه شده مجري همچنان به مفهوم عدم امنيت شغلي و بيكاري دامن مي زد، هنوز گفت وشنود كارشناس يادشده به جايگاه مطلوبي نرسيده بود كه مجري با عذرخواهي از نبود وقت به بحث ديگري پرداخت. در بخش بعدي دكتر شيخ الاسلام كارشناس تغذيه وزارت بهداشت در زمينه تغذيه و استفاده نامناسب مردم از نمك و شكر صحبت مي كرد كه مجري شتابزده به ميان صحبت هاي او پريد و گفت: همانطوري كه مطلع هستيد در اين بخش از برنامه ارتباط مستقيمي را با سيماي خراسان برقرار كرده ايم كه به آن مي پردازيم... بنده به عنوان مخاطب فكر مي كردم كه در ادامه برنامه مبحث تغذيه و فرهنگ غذايي دوباره به صورتي ديگر از طريق سيماي خراسان دنبال مي شود، در حالي كه ارتباط مخاطب با اين برنامه با ارائه گزارش ايرانگردي و اعلام ميزان مسافران نوروزي به خودي خود قطع شد. اميدوارم متوليان اين برنامه، استدلال مناسبي را براي اقناع مخاطبان ارائه كنند و گرنه طرح و توليد چنين برنامه اي نه تنها نتوانست علاقه و ذائقه مخاطبان حرفه اي سيما را به خود جلب كند، بلكه طرح مباحث متعدد نمايانگر نبود ساختار مناسب برنامه اي است. محمد اميري