Hamshahri corpus document

DOC ID : H-810123-54729S2

Date of Document: 2002-04-12

با اهل قلم جمهوري آذربايجان و كاوه بيات يكي از دلمشغولي هاي اصلي انتشارات شيرازه مسئله تاريخ معاصر و مخصوصا تاريخ معاصر ايران است. شيرازه تاكنون كتابهاي متعددي در اين زمينه منتشر كرده است كه از ميان آنها مي توان به اروميه در محاربه عالم سوز، آذربايجان در موج خيز تاريخ، بلشويك ها و نهضت جنگل، كودتاي لاهوتي، اميران مرزدار و مرزهاي خاوري ايران، و خاطرات مهاجرت اشاره كرد. جمهوري آذربايجان، چگونگي شكل گيري و وضعيت كنوني آن، يكي از كتابهاي منتشره شيرازه در مجموعه آسياي ميانه و قفقاز اين است كتاب نوشته محمد امين رسول زاده است و تقي سلام زاده آن را ترجمه كرده است. كاوه بيات، دبير مجموعه، درباره اين كتاب مي نويسد: محمد امين رسول زاده در توضيح علل و موجبات نگارش اين كتاب _ جمهوري آذربايجان، چگونگي شكل گيري و وضعيت كنوني _ از عارضه اي ياد مي كند كه يك سوي آن در پيوند تنگاتنگ سرگذشت و مقدرات ملل مشرق و به ويژه جهان اسلام با يكديگر ريشه دارد و سوي ديگرش نيز در بي اطلاعي نسبتا كامل اين ملل از هم. او در تاكيد بيشتر بر كاستي هاي ناشي از اين بي اطلاعي و لزوم رفع آن، در مقابل به دانش شرق شناسي اروپاييان اشاره دارد و اين كه شرق شناسي نه فقط به مباحثي چون زبان شناسي و تاريخ و ادبيات محدود و منحصر نبوده، بلكه جريانات سياسي، اجتماعي و اقتصادي روزبه روز مشرق را نيز شامل مي شود. با آنكه حدود هشتاد سال از اين تذكر و يادآوري مي گذرد ولي متاسفانه هنوز هم در اين وضعيت تغييري به وجود نيامده است. دليل اصلي ترجمه و انتشار جمهوري آذربايجان به زبان فارسي و اصولا طرح مجموعه اي تحت عنوان آسياي ميانه و قفقاز كه نوشته مزبور نخستين مجلد آن به شمار مي رود نيز چيزي نيست مگر اقدامي در اين جهت و سعي و تلاشي هرچند محدود در رفع يك چنين بي اطلاعي هايي. همان گونه كه از بررسي بخش هايي از مفاد اين كتاب ملاحظه خواهد شد، بي توجهي نسبي در قبال تحولات ماضي و جاري بسياري از حوزه هاي همسايه فقط حاصل نوعي تساهل و اهمال كلي نبوده، دلايل مشخص و قابل بحثي نيز دارد. يكي از مهمترين اين دلايل، ناخوشايند بودن بسياري از تحولات و رخدادهاي مزبور از منظر احساسات ملي ما ايرانيان است; در اين عرصه معمولا سخن از سرگذشت مناطقي در ميان است كه تا چندي پيش در حوزه قلمرو اداري و حكومتي كشور قرار داشتند و بنا به پيش آمد رخدادها و تحولاتي كه معمولا ميلي به بحث و بررسي آنها نداريم، از اين حوزه اصلي جدا شده اند. رويارويي با يك چنين دگرگوني هايي كه در چارچوبهاي كم و بيش متفاوتي در ساير حوزه هاي همسايه نيز جريان داشته اند به هيچ وجه موافق طبع ما نبوده و هنوز نيستند هم به وقت بحث و فحص تحولات اين عرصه سخن از پيوندهايي كه ممكن است در منظري كهن و تاريخي مصداق داشته باشد ولي به هيچ روي مبين وضعيت و مناسبات فعلي نيست. تحولات و رخدادهايي كه در اين سال هاي جدايي بر اين عرصه، و به ويژه حوزه قفقاز حادث شده، در كنار دگرگوني ژرف و گسترده جوامع اين حدود، مناسبات پيشين را نيز به كلي دگرگون ساخته است. ولي نه فقط هنوز از اين تغيير و دگرگوني دانش و آگاهي درخور توجهي در دست نداريم كه از تاثير اجتنابناپذير آنها بر مناسبات و روابط پيشين نيز بي اطلاعيم. تا زماني كه اين مناسبات نه به صورت مستقيم بلكه بيشتر در حاشيه روابط ايران و روسيه جريان داشت يعني _ دوره اي حدود يك قرن و اندي _ عيب كار چندان آشكار نبود، ولي اشكال اصلي هنگامي پديد آمد كه با فروپاشي امپراتوري شوروي، اين حوزه كه تا پيش از اين نه به صورت مستقيم، بلكه به عنوان بخشي از مدار مناسبات مسكو با ديگر كشورهاي جهان عمل مي كرد، ناگاه هويتي مستقل يافته، رويكردي مستقل و عليحده را نيز طلب نمود. چنين رويكردي مستلزم دانش و آگاهي لازم از سوابق و پيشينه شكل گيري اين هويت مستقل بود. چنين آگاهي و دانشي وجود نداشت و هنوز هم وجود ندارد و يكي از دلايل اصلي دشواري هاي ده سال اخير در شكل دادن به يك خط مشي سنجيده در قبال كشورهاي تازه استقلال يافته قفقاز و آسياي ميانه نيز در همين امر نهفته است. تنها با ملاحظه و مطالعه آثاري چون جمهوري آذربايجان رسول زاده است كه ابعاد فوق العاده گسترده اين جهل و بي اطلاعي ما خود را نشان بخش مي دهد مهمي از اين بررسي به توضيح چگونگي شكل گيري رشته تحولات سياسي و فرنگي اي اختصاص دارد كه در فاصله سال هاي پاياني قرن نوزدهم ميلادي تا سال هاي نخست قرن بعدي، موجب آن شد كه تعلقات ايراني حاكم بر ذهن و جهان بيني مسلمان هاي شمال ارس به تدريج رنگ باخته، راه چيرگي گرايشي باز گردد كه از آن به عنوان ترك گرايي ياد مي شود. اهميت اساسي اين كتاب، گذشته از ارزش تاريخي آن در توصيف تحولات و رخدادهاي گوناگوني كه به شكل گيري جمهوري آذربايجان منجر شد، بيشتر در تبيين نوع استدلال و تغيير خاصي از سرگذشت فرهنگي اين سامان است كه در نهايت زمينه ساز دگرگوني مزبور گشت.