Hamshahri corpus document

DOC ID : H-810123-54724S1

Date of Document: 2002-04-12

جمعيت خانواده و هوش كودك هرچه والدين بهره هوشي كمتري داشته باشند خانواده پرجمعيت تري دارند و هرچه بهره هوشي والدين بيشتر باشد تعداد افراد خانواده نيز كمتر است سليمان فرهاديان تا چند دهه پيش و تقريبا در تمامي فرهنگ ها، داشتن فرزندان بسيار و تشكيل خانواده پرجمعيت يكي از افتخارات والدين به شمار مي آمد. از اين رو دختران و پسران جوان اندكي پس از رسيدن به سن بلوغ و زادآوري، خانواده تشكيل داده و بلافاصله پس از ازدواج بچه دار مي شدند و در نزد عموم مردم سقطجنين و جلوگيري از آبستني از زمره كارهاي نكوهيده و بسيار ناپسند بود. اما اخيرا شاهد تبليغات فراگيري درخصوص كنترل جمعيت، جلوگيري از بارداري، كاهش تعداد فرزندان و افزايش سن ازدواج هستيم. هم اكنون داشتن فرزندان كمتر و ارائه امكانات رفاهي بيشتر از سوي والدين، يكي از شاخص هاي خانواده هاي مترقي و تحصيل كرده محسوب مي شود. براين اساس طرز تفكري مبني بر اين كه فرزندان خانواده هاي پرجمعيت در مقايسه با فرزندان خانواده هاي كم جمعيت از بهره هوشي كمتري برخوردارند، در بين عموم مردم رواج يافته است. امابرخلاف عقيده عمومي، تولد تعداد زياد كودك در يك خانواده لزوما باعث كاهش بهره هوشي كودكان دكتر نمي شود جوزف راجرز و دكتر هرينگتون كليولند كه اين تحقيقات را انجام دادند جهت جمع آوري اطلاعات خام مورد نياز، از همكاري موسسه ملي مطالعات جوانان ( NLSY) سود بردند و در نتيجه اين امكان را يافتند تا بتوانند به نمونه هاي تصادفي از خانواده هايي كه داراي يك يا چند كودك هستند دست يابند. كارنامه تحصيلي اين كودكان بارها و بارها در طي دوره تحصيل مورد ملاحظه و بررسي قرار گرفت. موسسه NLSY در سال 1972 آغاز به كار كرد و تحقيقات در مورد نوجوانان 22 _ 14 سال را در دستور كار خود قرار داد. اطلاعات لازم در مورد تعداد افراد خانواده و ميزان هوش كودكان كه براي انجام اين تحقيقات لازم بود از NLSY تهيه شده است. ارتباط بين تعداد افراد خانواده، ترتيب تولد و ميزان هوش مسئله بسيار جالبي است كه نظر بسياري از محققين را به خود معطوف داشته و در گذشته نيز دانشمندان زيادي به تحقيق در اين مورد پرداختند. اما نكته حائز اهميت اين است كه در بسياري از تحقيقاتي كه در گذشته انجام شده است ارزيابي مفاهيم درون _ خانواده اي براساس اطلاعات به دست آمده از اندازه گيري هاي برون _ خانواده اي انجام گرفته است. براي مثال جمعيت خانوار يك كميت برون _ خانواده اي است در حالي كه ترتيب تولد يك مفهوم درون _ خانواده اي مي باشد. برطبق نظر اين دانشمندان محققاني كه سعي مي كردند ارتباطي بين ترتيب تولد و ميزان هوش كودكان برقرار كنند به نتايج غلطي دست يافته اند. به طوري كه بعضي از محققين ادعا كردند كه هم بين ترتيب تولد كودكان و هوش آنها و هم بين تعداد افراد خانواده و هوش كودك رابطه آشكاري برقرار است. به نظر اين دانشمندان از آنجا كه مفاهيم برون خانواده اي به غلط با مفاهيم درون خانواده اي يكي پنداشته شده، نتيجه گيري در مورد وجود ارتباط بين موضوعات ياد شده نيز غلط است. اين دانشمندان اظهار مي دارند: دلايل بسيار موجهي در دست است كه چرا والدين مايلند تا جمعيت خانواده خود را كنترل كنند، اما اين اعتقاد كه بيان مي كند براي يك مجموعه مشخص از والدين در كشور پيشرفته اي همانند ايالات متحده، هرچه خانواده پرجمعيت تر باشد كودكان نيز از بهره هوشي كمتري برخوردار هستند نتيجه گيري غلطي است، اين طرز فكر هم كه مي گويد ترتيب تولد مستقيما باعث كاهش هوش كودكاني مي شود كه بعدا در خانواده متولد مي شوند نيز اشتباه است. اگر جمعيت خانواده مستقيما بر بهره هوشي كودكان اثر نمي گذارد پس چه عامل ديگري تعيين كننده بهره هوشي كودك ؟ است برطبق نتايج تحقيقات اين دانشمندان عوامل بسياري مي تواند در كاهش هوش كودكان موثر باشد. بهره هوشي والدين عاملي بسيار مهم در ارتباط بين جمعيت افراد خانواده و بهره هوشي كودكان مي باشد زيرا برطبق تحقيقات جديد مشخص شده است كه در ايالات متحده هرچه والدين بهره هوشي كمتري داشته باشند خانواده پرجمعيت تري دارند و هرچه بهره هوشي والدين بيشتر باشد تعداد افراد خانواده نيز كمتر است. اما به جز بهره هوشي والدين عوامل ديگري همانند محيط خانواده و وراثت هم مي توانند در تعيين اندازه خانواده و ميزان هوش كودكان نقش داشته باشند.