Hamshahri corpus document

DOC ID : H-810123-54721S2

Date of Document: 2002-04-12

غريبه آشنا نگاهي به زندگي و آثار مارتين ايميس نويسنده اي كه شكنجه مي كند ترجمه مريم محمدي سرشت مارتين ايميس (متولد) 1949 فرزند رمان نويس صاحب نام انگليسي، كينگزلي ايميس، برنده جايزه بوكر است كه در مردم بيزاري و مردم گريزي بي مانند بود. ايميس در سال 1973 در 24 سالگي با چاپ كتاب كاغذهاي راشل رسما دنياي رمان نويسي انگليس را پايه گذاري مي كند. در حالي كه در بريتانيا به ديده ترديد به او مي نگرند و او را از جوايز معتبر ادبي محروم مي كنند، بسياري از نويسندگان و استادان دانشگاه بريتانيا رمان پول ( ) 1984 و افسانه تمثيلي و بورخس وار تير زمان ) 1991نامزد جايزه بوكر ) را شايسته دريافت جايزه بوكر مي دانند. آثار او در آمريكاي شمالي بيشترين طرفدار و بيشترين ميزان فروش را دارد و مهم ترين و بيشترين نقدهاي آثار او نيز در اين منطقه صورت گرفته. خشونت، حسادت، خيانت و جاه طلبي هاي بي ثمر تا مدت ها موضوعات داستان هاي او را تشكيل مي داد. طنزهاي سنگدلانه او در نمايش زشتي ها و حماقت هاي انساني و همچنين نثر درخشان او سبب شهرت اين نويسنده شده است. منتقدان تا مدت ها نسبت به ايميس بي اعتنا بودند، از آنجا كه او را نويسنده اي مردم بيزار، چربزبان و توخالي مي پنداشتند، نهيليستي كه رمان هاي طنزآميز او فقط يك ساختار مشبك و منظم است كه عبارات هوشمندانه بدان آويخته شده (بايد يادآور شد كه خود ايميس هم بارها آثارش را چنين توصيف كرده است ). اما زماني كه در سال 2000 در گردهمايي رمان در بريتانيا كه از سال 1950 برگزار مي شود رساله خود را به نام خاطرات سياسي در حضور جمعي از منتقدان، استادان دانشگاه و نويسندگان برجسته انگليس خواند، نظر مخالفان را نسبت به خود عوض كرد. خاطرات سياسي اثري، است اخلاقي و جدي كه در ژانر رمان قرار نمي گيرد. اين اثر رساله اي است التقاطي، تصنيفي است گستاخانه و قبيح و گاهي شرح نشست هاي پدرش با رابرت كانكوئست مورخ و رمان نويس دست راستي آنتوني پاول كه ايميس و دوستانش به آنها نشست هاي فاشيستي مي گفتند. بخش ديگري از اين رساله گزارش مفصل و فجيعي است از شكنجه ها و يهودكشي هايي كه در اردوگاه هاي كارگري گولاگ شوروي به دستور لنين انجام مي شده. پيام او در اين رساله كاملا روشن است: روشنفكران ليبرال آگاهانه يهودكشي هاي شوروي را فراموش كرده اند. شايد از آنجا كه مايلند حساب خود را از روشنفكران محافظه كار جدا كنند كه نتيجه چنين غفلتي فراموش كردن ده ميليون قرباني لنين و به ياد سپردن شش ميليون قرباني هيتلر است. هدف مارتين ايميس از نوشتن اين رساله آن است كه تجربه شوروي را خالي از هر گونه احساس رمانتيك كند و در عوض هاله اي از وحشت، ظلمت مطلق و كفر را به دور آن بتند. ايميس رمان پول را تحت تاثير قهرمانان ادبي خود، كساني چون چارلز ديكنز، جوزف هلر، ناباكوف و البته پدر سمبليك اش سال بلو نوشته است. به خصوص تاثير ناباكوف، در زبان جذاب اين داستان كاملا محسوس است. ايميس در مورد اين رمان مي گويد: در اين رمان مي خواستم از ساختارهاي قوي و دغدغه هاي ناشي از فرم و نسبت ها فرار كنم و بگذارم تا زبان مرا هدايت كند. تلاش كردم تا سبكي عالي براي توصيف چيزهاي كم اهميت خلق كنم. اغلب مرا متهم مي كنند به اين كه در كتابهايم به جنبه هاي تلخ و نفرت انگيز زندگي توجه مي كنم. در حالي كه به نظر خودم من در اين مورد بيشتر احساساتي رفتار مي كنم. او در جاي ديگري مي گويد: هميشه در توصيف من عبارت نويسنده نيمه آتلانتيكي را به كار برده اند. پس از نوشتن رمان پول حس كردم با اين كتاب به آتلانتيك سفر كرده ام جاي جاي آن را پيموده ام. اين كتاب به گونه اي است كه خواننده با تمام كردن آن احساس خستگي مي كند، خستگي اي كه به خستگي پرواز مي ماند. او در مورد سياه بودن آثارش مي گويد: من هميشه نقش طرفدار شيطان را بازي كرده ام. هميشه از ناراحتي مردم ذوق كرده ام، حس مي كنم يك جور عنصر ساديستي در من نويسنده وجود دارد. من شخصيت هايم را شكنجه مي كنم. رمان ديگر او كه به شدت آمريكايي است قطار شب ( ) 1998 نام دارد كه از نظر جان آپدايك كيفيتي فوق انساني دارد و به سبك خشك و بي احساس ريموند چندلر نوشته او شده در اين رمان براي اولين بار از يك راوي آمريكايي استفاده مي كند. علاوه بر قطار شب تعداد ديگري از رمان هاي اين نويسنده زباني آمريكايي دارند كه اين مسئله شايد به شيفتگي او به رمان هاي آمريكايي _ يهودي باز مي گردد. از نظر ايميس، سنت رمان هاي آمريكايي _ يهودي مدت هاست كه در نتيجه ادغام يا همگون سازي در ادبيات از ميان رفته و او تصميم دارد تا اين ادبيات را از نو زنده كند.