Hamshahri corpus document

DOC ID : H-810122-54719S2

Date of Document: 2002-04-11

سياست خارجي متعادل با نگاهي به بحران اخير در روابط ايران و آمريكا (واپسين بخش ) اشاره: نويسنده در نخستين بخش مطلب به بحث در چگونگي ماهيت تهديدات بوش عليه ايران پرداخت و آنگاه بااشاره به دو جنبه آسيبپذيري دروني و بروني ايران در قبال اين تهديدات روي آورد. اينك در واپسين بخش مطلب به بعد دروني و سياست خارجي ايران در قبال اين مسئله مي پردازد. با هم مي خوانيم. گروه فرهنگ و انديشه - 4 ارتباط حاكمان و ملت: حاكمان جزئي از جامعه هستند كه بنا به هر دليلي و با هر تفكري در يك شرايط خاص حكومت جامعه را به دست آورده اند كه اين مسئوليت مي طلبد آنان با سياستگذاريهاي معقول و مشروع خواسته هاي به حق مردم را پاسخ بگويند و همانگونه كه انتظار دارند ملت نيز به حاكميت آنان گردن قوانين نهند و راهبردهاي آنان بايد متضمن منافع ملي و توده هاي مر دم باشد تا بتوانند در هدايت جامعه و در صورت لزوم دفاع، از قدرت تعيين كننده مردمي برخوردار گردند و در مقابل ملت نيز همچنانكه پيگيرحقوق و مطالبات خويش خواهد بود حتي آنگاه كه احساس كند كه بدين مطالبات پاسخ مطلوب نيز داده نشده است وظيفه دارد در شرايط تهديد موجوديت جامعه و هويت مستقل خويش توسط ساختار بيگانه، سلطه جو و استعمارگر از جامعه خويش دفاع كند و هيچگاه به اين توهم دچار نگردد كه فكر كند تهاجم قدرتي سلطه طلب فقط حاكمان را هدف قرار خواهد داد و مشكلات جامعه را حل مي كند. - 5 عدم توانايي در ايجاد تعادل و تعامل بين نسل ها: جامعه كنوني ايران در موقعيت درك منطقي نسل هاي مختلف از همديگر در بدترين شرايط اجتماعي قراردارد، چنانچه اختلاف سليقه و فرهنگ نسل هاي جامعه تبديل به تعارض در سليقه و فرهنگ و حتي منافع گشته است و متاسفانه ساختار نيز نتوانسته است اين فاصله را به طور منطقي پوشش دهد و هنوز از يك ادبيات براي تمام نسل ها استفاده مي شود. - 6 نقض قوانين و عدم اصلاح قوانين ناكارآمد: متاسفانه نقض قوانين آنچنان رشد و تعميق يافته كه مي شود ادعا نمود رويكرد عيني جامعه نقض قوانين بوده و اين معضل با توجه به گستردگي آن در ميان لايه ها و افرادي از ساخت قدرت خودبه خود مشروعيت و مسئوليت پذيري توده ها را در سطح پائين مي آورد. همچنين به واسطه شرايط گذار جامعه و اينكه قانون هنوز نهادينه نگرديده و شناخت درستي نيز از شرايط جامعه وجود ندارد بعضا قوانين غير كارآمد و غير عقلاني حجم بالايي را در ساختار مدني اشغال نموده است كه تاكنون نيز تلاش براي بهينه كردن آنها انجام نگرفته كه اين عدم اصلاح قوانين همراه با نقض قانون براي امنيت ملي زيانبار خواهد بود. - 7 رشد معضلات اخلاقي اجتماعي: آمارها در اين خصوص وضعيت قابل انتقادي را دارا مي باشند، جمعيت بالاي بيكار، تعداد زياد معتادان، رشد آمار طلاق و به طور كلي كمرنگ شدن هويت شخصي و اجتماعي در ميان جامعه و مخصوصا اقشار جوان كشور، در شرايط بروز بحران ملي مي تواند نگران كننده و خطرناك باشد و امنيت ملي را به نقطه بالاي آسيبپذيري برساند. بعد بروني و ساختار خارجي كشور حيطه سياست خارجي و روابط بين المللي هر جامعه اي وابستگي تقريبا مطلقي به راهبردهاي حاكميت سياسي در اين مقوله دارد و مسئوليت آن متوجه ساختار حاكم بر جامعه مي باشد و به عكس بعد دروني مسئله كه تلاش بلندمدت و تحول تدريجي را طلب مي كند، در اين بعد از مسئله خواست، اراده و مسئوليت پذيري تصميم گيران سياست خارجي را مي طلبد و تاثير آن نيز در كوتاه مدت قابل مشاهده و دست يابي مي باشد. سياست خارجي ما با توجه به اهداف انقلاب اسلامي رويكرد استقلال طلبانه دارد كه اين رويكرد بعضا به اشتباه با انزوا و عدم تعامل در روابط بين المللي يكي پنداشته شده و در پاره اي اوقات خود را وارد اصطكاك هاي غير ضروري نموده كه نتيجه سودمندگرايانه اي نيز براي حفظ استقلال كشور به همراه نداشته است. سياست خارجي ما هنوز نتوانسته است مرز منافع ملي را در ارتباطات بين المللي به درستي تعريف كند. بي شك روابط بين المللي حاكم بر جهان كنوني باتمام ضعفها و بي عدالتي درون آن با توجه به پذيرش آن و اجماع جهاني حول آن قاعده بازي بين المللي كنوني است و در درون همين چارچوب بايد منافع و خواسته هاي خويش را دنبال نمود و چنانچه ساختاري بخواهد برخلاف اين اجماع بين المللي حركت كند خود را در معرض انزوا و بعضا تنبيه بين المللي قرار خواهد داد. نمونه كوبا مثال گويايي است كه مي شود در عين تعارض با آمريكا حتي بعد از فروپاشي شوروي، با سياستهاي سنجيده و بخردانه اجازه اتهام بستن را نداد تا آنجا كه در رابطه با بحران كودك كوبائي (اليان گونزالس ) جهان و افكار عمومي آمريكا هم به همراهي كوبا در مقابل هيات حاكمه آمريكا موضع گرفتند. آرمان گرائي و ساده پنداشتن قواعد بين المللي به خصوص در دهه اخير پس از فروپاشي نظام دوقطبي مي تواند ويرانگر و موقعيت آسيبپذير را به همراه داشته باشد، اين مسئله مي طلبد تا بين آرمان خواهي حاكم بر ساختار جامعه و حوزه سياست خارجي تفاوت قائل شد، چرا كه در اين حوزه ما تنها بازيگران صحنه نخواهيم بود. به همين دليل بايد آرمانهاي استراتژيك خويش را در تعامل با همين قواعد بازي جهاني تنظيم كنيم. نظام حاكم در بعد سياست خارجي بايد به يك اجماع براي تصميم گيري حول مسائل جهاني و منطقه اي دست پيدا كند و ازطريق كانال هاي رسمي با عرف ديپلماتيك به بيان آن همت گمارد تا از ايجاد چندگانگي گاهي متضاد در اين مسئله به خصوص با توجه به شرايط حساس كشور ممانعت به عمل آيد و چنانچه لازم باشد چهره اي از قدرت را در مقابل تهديدات خارجي نشان داد. نبايد هرگز اين رويكرد كه مي تواند تعارض آميز باشد توسط افراد و سازمانهاي مسئول در ساختار قدرت مطرح شود بلكه بايد به صورت حاشيه اي آن هم توسط مثلا نويسنده اي در يك تحليل بيان شود و برخورد قانوني نهادهاي مسئول را نيز در اين خصوص بپذيرد. در عرصه سياست خارجي فعال بودن و فعاليت هدفمند براي ايجاد جو متعارف در ارتباط با جامعه جهاني بسيار تعيين كننده است كه اين مسئوليتي دوسويه بوده كه از يك طرف ساخت سياسي بايد از تمام توان خويش در ارتباطات متقابل با سازمان ملل متحد، اتحاديه اروپايي، اتحاديه هاي منطقه اي و به طور كلي جامعه جهاني براي شكستن انزوا استفاده كند و از طرف ديگر و با حمايت ساختار، نهادهاي مدني همچون احزاب سياسي، جامعه مطبوعاتي، نويسندگان و هنرمندان، جوامع دانشگاهي و نهادهاي صنفي كارگري و كارفرمايي بايد با حركتهاي مستقل خويش حول ايجاد جو تفاهم در ارتباط با روابط بين المللي به وظيفه خويش عمل كنند و به توانايي تاثيرگذاري اين فرايند دمكراتيك و ملي اعتقاد پيدا نمايند. همچنين ساخت سياسي بايد از قدرت تاثيرگذاري جوامع مهاجر ايراني در اين ارتباط استفاده كند و با نزديكي به اين جوامع و رايزني با آنها براي ايجاد يك حركت ملي جهت خروج از انزوا تلاش كند. ارتباطات امروزه با استفاده از اينترنت به شكل و قدرت بالايي رسيده و اين مي تواند در شرايطي كه به طور گسترده از آن استفاده شود براي تبادل پيامهاي مردمي و ارتباط دوستانه ملتها نقش مهمي را ايفا كند و موجب نزديكي بيشتر ملتها به همديگر شود. ما نيز لازم است از نگرش جديدي در اين رابطه برخوردار شويم و از اين گزينه براي زدودن چهره انزواطلب و پرخاشجويي كه به غلط از ما در جامعه جهاني و افكار عمومي جهاني ترسيم كرده اند، استفاده كنيم و نهادهاي مدني و شهروندان ايراني با ارسال گسترده پيامهاي اعتراضي نسبت به اظهارات رئيس جمهوري آمريكا از اين وسيله بهره ببرند. مهمتر از همه اينكه ساختار حاكم بايد از اقدامات غيرشفاف و متعارض با اصول و قواعد بين المللي جدا دوري نمايد و يك سياست مشخص را به عنوان تصميم ملي در برخورد با مسائل خارجي مدنظر قراردهد و از دخالتهاي غيرمسئولانه و متعارض با منافع ملي و استقلال كشور جلوگيري كرده و از ايجاد شرايط ناخواسته منطقه اي و بين المللي پرهيز كند. تنش در روابط بين المللي دقيقا برضد اهداف توسعه اي ايران خواهد بود و آمريكائيان به واسطه تعارضاتشان با ايران مي خواهند اين كشور را وارد بحراني كه سد كننده توسعه ساختاري آن است بكنند و به همين مناسبت است كه مرد از تگزاسي ادبيات وسترني براي متشنج كردن روابط بين المللي استفاده مي كند و بر ماست كه با دوري از چالش ناخواسته و جنگ طلبانه بار ديگر به سلطه جويي آمريكا نه بگوييم. اردشير زارعي