Hamshahri corpus document

DOC ID : H-810122-54715S6

Date of Document: 2002-04-11

خزر رقيب بزرگي براي خاورميانه نيست سه پروژه بزرگ در عرصه انرژي خزر يعني (تنگيز ) و (قره چاگاناك ) در قزاقستان، و شيراگگنشلياذري در آذربايجان هنوز كانون توجه بين المللي هستند و دو منطقه عظيم ديگر به تازگي كشف شده است: يكي در منطقه دريايي كاشاگان قزاقستان كه حاوي نفت و گازهاي همراه است و ديگري در منطقه دريايي شاه دنيز آذربايجان كه حاوي گاز طبيعي و مايعات گازي همراه تري است آدامز رئيس كنسرسيوم نفت آذربايجان (AIOC) مي گويد، با وجود اين موفقيت ها، مقدار زيادي از چاه هاي حفاري شده خشك بوده اند. در سال 1995 معلوم شد كه صادرات نفت از اين منطقه كار امكان ناپذيري نيست. درحال حاضر ظرفيت صادرات اين منطقه حدود 800 هزار بشكه در روز است كه از طريق مجاري مختلف صورت مي پذيرد. در جنوب، مقداري از اين نفت به پالايشگاه هاي شمالي ايران، براي معاوضه با نفت خليج فارس ارسال مي شود. در شمال مقداري ديگر از طريق خط لوله (سي پي سي ) كه مراحل پاياني خود را طي مي كند، صادر مي شود. ظرفيت صادرات اين خط لوله مي تواند تا سال 2010 با هزار 600560 بشكه در روز افزايش /1 3به ميليون بشكه در روز برسد. مسيرهاي صادرات درمورد احداث خط لوله باكوجيحان ( تركيه ) از طريق تفليس نيز ترديد زيادي باقي نمانده و با اجراي فاز اول آن در سال 2005 صادرات نفت از جنوب خزر آغاز شده و با تكميل آن ظرفيت صادرات اين خط لوله به يك ميليون بشكه در روز خواهد رسيد. ذخاير فعلي نفت آذربايجان تقريبا براي يك دهه ادامه فعاليت اين خط لوله كفايت مي كند. ايران نيز مشغول احداث خط لوله و پالايشگاه در شمال است تا بتواند روزانه 400 هزار بشكه نفت خزر (ترجيحا از قزاقستان ) را براي انجام معاملات معاوضه اي در خليج فارس وارد كند. البته ايران مايل نيست محل ترانزيت نفت درياي خزر باشد، چراكه اين كار سهم ايران در بازار آسيا را كاهش خواهد داد. بيشتر صادرات نفت خزر، به درياي سياه، مديترانه، شمال غرب اروپا و احتمالا سواحل شرقي آمريكا خواهد بود. قرار است ميزان اين صادرات تا سال 2010 به بيش از 3 ميليون بشكه در روز برسد. سوال اينجاست كه آيا در سال 2010 توليد نفت خام خزر به اندازه اي هست كه پاسخگوي ظرفيت اين خط لوله؟ باشد همواره پيش بيني هاي انرژي خزر تحت تاثير مسائل سياسي بوده ازجمله ايالات متحده در سال 1995 ادعا كرد كه 200 ميليارد بشكه نفت كشف نشده در خزر وجود اين دارد رقم متاسفانه هنوز هم وسيله سرگرمي مطبوعات اين است رقم ميزان ذخاير نفت خزر را برابر با مجموع باقي مانده ذخاير اثبات شده كويت و امارات عربي متحده و همچنين بيش از باقيمانده ذخاير اثبات شده ايران نشان مي دهد. نكته اي كه در اين آمار مبالغه آميز بوده و ناديده گرفته شده اين است كه، تحليلگران آمريكايي حداكثر مقدار ممكن را در نظر گرفته اند، درحالي كه طبق برآورد موسسه بين المللي انرژي ميزان ذخاير موجود منطقه كه هنوز همه آن نيز كشف نشده از حدود 9060 ميليارد بشكه تجاوز نمي كند. اين رقم براساس پيش بيني هاي اتحاد شوروي سابق حدود 7050 ميليارد بشكه حفاري هاي است اخير حتي اين آمارها را نيز زيرسوال مي برد. گفته مي شود ذخاير اين منطقه نزديك به حداقل ميزان پيش بيني اتحاد شوروي سابق ( ميليارد 50 بشكه ) است. به هر حال، توسعه مناطق دريايي نظير كاشاگان كه آبهاي آن كم عمق بوده و در زمستان يخ مي زند، بسيار دشوار و گران خواهد بود و در واقع، تا زمان ثبت مطمئن ذخاير قزاقستان فاصله زيادي داريم. برآوردهاي رسمي، ميزان ذخاير نفتي درياي خزر را حدود 5030 ميليارد بشكه تخمين مي زند و اين مشروط بر آن است كه اكتشاف در اين منطقه ادامه يابد. حفاري هاي شكست خورده اكنون در جنوب خزر حفاري هاي ناموفق، ميزان برآورد ذخاير اين منطقه را كاهش داده است. درحال حاضر ميزان ذخاير قابل استحصال اين منطقه حدود 86 ميليارد بشكه برآورد مي شود. اكتشاف گاز و مايعات گازي همراه در منطقه شاه دنيز بيشتر مويد اين نكته است كه ميزان برآوردذخاير نفت در آبهاي عميق جنوب خزر (شامل ايران ) اگر در حد صفر نبوده باشد، لااقل بسيار محدود شده است. قرار است تا سال 2010 اگر اختلالي در سرمايه گذاري ها رخ ندهد، سه ميليون بشكه در روز نفت در خزر توليد شود كه دوسوم آن از شمال و يك سوم آن از جنوب خواهد بود. از طرفي، سرمايه گذاري ها براي توسعه صادرات نيز همپاي سرمايه گذاري براي افزايش سطح توليد پيش مي رود، تا سال خزر 2020 حداكثر 5 ميليون بشكه در روز نفت توليد مي كند كه بيشتر آن از شمال خواهد بود. اما حتي در اين صورت هم، خزر تنها سهم كوچكي (حدود 43 درصد ) در عرضه جهاني نفت خواهد داشت بنابراين نفت خزر به هيچ وجه نمي تواند جايگزين مناسبي براي نفت خاورميانه باشد، هر چند كه اين ميزان عرضه براي اتحاديه اروپا قابل توجه است. قيمت هاي بالا و افزايش مخاطرات تجربه ده سال اخير نشان داده كه اكتشاف و توليد در منطقه خزر با ريسك و قيمت بالايي همراه درحال است حاضر هزينه حفاري بعضي از چاه ها به 75 ميليون دلار بالغ مي شود. اما هنگامي كه مناطق نفتي عظيمي چون كاشاگان كشف مي شوند، اين قيمت تا حدودي كم مي شود. البته به كارگيري تكنولوژي غربي و كاهش هزينه هاي حمل نيز، هزينه توليد را از بشكه اي 1512 دلار به حدود بشكه اي 108 دلار خواهد رساند. اين قيمت ها با اين كه با قيمت درياي شمال قابل مقايسه است، اما هنوز دو تا سه برابر خاورميانه است. اگر قيمت هاي نفت در حد بشكه اي 20 دلار تثبيت شود اكتشاف و توليد در خزر در بازار جهاني قابل رقابت است. البته سرمايه گذاري در نفت و گاز خزر فقط براي شركت هاي چندمليتي با امكانات وسيع در صنايع بالادستي مفيد است، كه قدرت ريسك در سرمايه گذاري هاي بلندمدت را دارند. اكنون زيرساخت هاي توسعه نفت و گاز خزر، به دليل عدم سرمايه گذاري و بي توجهي طولاني به شدت ضعيف هستند. از طرفي، حمايت بين المللي و صنعتي نيز در اين زمينه صورت نگرفته است. بنابراين نبايد انتظار داشت كه اين مشكلات در كوتاه مدت رفع شود. نكته مهم ديگر اينكه، آيا سرمايه گذاران غربي مي توانند منابع جهاني را براي تامين مالي پروژه هاي خزر جذب كنند. هم اكنون از 13 ميليارد دلار سرمايه گذاري انجام شده در توسعه انرژي خزر تنها 400 هزار دلار آن از طريق شركت هاي سرمايه گذار تامين شده و مابقي از طريق تراز مالي شركت هاي فعال در اين منطقه تامين شده است. اين منطقه در دهه آينده هم نياز به 1510 ميليارد دلار سرمايه گذاري دارد كه به نظر مي رسد بخش عمده آن توسط شركت هاي نفتي خارجي تامين شود. انتظار مي رود بانك هاي خصوصي سرمايه گذار نيز در پروژه هاي خزر مشاركت گسترده تري داشته باشد. Economist Petroleum