Hamshahri corpus document

DOC ID : H-810122-54714S14

Date of Document: 2002-04-11

تحليل 2 از نيوزويك و بي. بي. سي درباره روابط آمريكا و اسرائيل دوران جديد در درگيري ميان اسرائيل و فلسطينيان بار ديگر در گرفته است و يك بار ديگر دولت آمريكا تقصيرها را تنها متوجه يك نفر يعني ياسر عرفات مي داند. عرفات، رئيس دولت خودگردان فلسطين در حالي توسط كالين پاول رئيس جمهور آمريكا به پايان دادن به عمليات تروريستي عليه اسرائيل امر مي شود كه سربازان اسرائيلي در حال تخريب مقر و تهديد جان او هستند. آنچه در آمريكا به عنوان موضع اين كشور در قبال بحران خاورميانه تصويب مي شود، نه تنها در خاورميانه كه در اروپا و سراسر دنيا به عنوان حمايت بي قيد و شرط آمريكا از تاكتيك هاي قلدرمابانه اسرائيل قلمداد مي شود. در حقيقت جورج بوش با حمايت از اسرائيل در حال كمك به تشكيل ائتلافي از اعراب در حمايت از عراق عليه آمريكاست كه - درگيري ميان اعراب و اسرائيل همچنين به اختلافات ميان آمريكا و متحدان اروپايي اش بر سر جنگ با القاعده دامن زده است. تنها مي توان آرزو كرد كه شدت مخالفت هاي بين المللي با سياستهاي آمريكا رفته رفته روابط واشنگتن - تل آويو را تكاني دهد كه اين براي هر دو طرف مفيد است. روابط آمريكا و اسرائيل دو مرحله را طي كرده است. در مرحله اول كه از ايجاد رژيم اسرائيل در سال 1948 شروع و تا جنگ 1967 به طول انجاميد واشنگتن در چارچوب استراتژيهاي جهاني و خاورميانه اي خود از اسرائيل حمايت يا با آن مخالفت مي كرد. دولت ترومن از ايجاد اسرائيل حمايت اما كرد، دولت آيزنهاور وقتي اسرائيل، انگليس و فرانسه براي تصرف كانال سوئز در سال 1956 تلاش مي كردند با آنها مخالفت نمود. اما بعد از جنگ 1967 ميان اعراب و اسرائيل اكثر كشورهاي عرب در طرف شوروي قرار گرفتند و بلوك كمونيستي و كشورهاي جهان سوم در سازمان ملل از آمريكا و اسرائيل ديو ساختند. آمريكا و اسرائيل متحدان طبيعي بودند. اگر بررسي واقع بينانه اي صورت گيرد، روشن خواهد شد كه بعد از سقوط ديوار برلين، اسرائيل ديگر دارايي ارزشمندي براي آمريكا نبوده است. اما طي بيش از يك دهه، سياست آمريكا در قبال اسرائيل براساس سياست داخلي اين كشور شكل گرفته تا يك استراتژي مناسب، لابي هاي طرفدار اسرائيل در واشنگتن بسيار قدرتمند هستند. اين حمايت به اسرائيل مجوز استفاده از ابزارهاي وحشيانه سركوب عليه فلسطينيان و شهروندان عرب اسرائيل را مي دهد. در رسانه هاي آمريكا به ندرت به اين موضوع اشاره مي شود كه اسرائيل اكنون 35 سال است كه سرزمين هاي فلسطينيان را اشغال كرده و سه ميليون نفر را از حقوق خود محروم نموده است. به راه انداختن يك بحث بشردوستانه عليه حمايت نادرست از چنين سياست هايي دشوار است. آيا اكنون زمان فرارسيدن سومين مرحله از روابط آمريكا و اسرائيل نرسيده؟ است آمريكا بايد به تضمين بقاي اسرائيل درون مرزهاي شناخته شده بين المللي ادامه دهد، اما اكنون زمان آن است كه اعتراف كنيم، منافع اسرائيل هميشه هم با منافع آمريكا يكي نيست و اين اشتراك منافع بيشتر از ديگر متحدان آمريكا همچون انگليس و ژاپن نيست. در دوران پس از جنگ جهاني دوم و اساسي ترين استعمار، قاعده كه حتي از حقوق بشر نيز اساسي تر است، اصل تصميم گيري ملت ها براي خود است كه مي گويد، هيچ نيروي خارجي حق ندارد بر ملت ها و فرهنگ ها، خلاف اراده خود آنها حكومت كند. برخي ملاحظات ممكن است مانع آن شود كه هر كشوري دولت ملي خود را داشته باشد. اما اين اصل استقلال آمريكا و اسرائيل از امپراطوري بريتانيا را توجيه كرد و امروز هم استقلال فلسطين از اسرائيل را توجيه مي كند. بدون شك، وقتي كشور مستقل فلسطين به جامعه جهاني بپيوندد تاكتيك هاي انقلابي را كنار گذاشته و به قوانين و ديپلماسي بين المللي پايبند خواهد بود، همانطور كه آمريكا در سال 1776 و اسرائيل در 1948 پايبند شد. آمريكاييها در پيشي گرفتن استراتژي جديدي براي خاورميانه، مي توانند از اصول جمهوري آمريكا استفاده كنند. در سال رئيس جمهور 1793 واشنگتن در جنگ ميان فرانسه و انگليس اعلام بي طرفي كرد. يك حزب بانفوذ طرفدار فرانسه گفت كه فرانسه و آمريكا تفكرات جمهوريخواهانه و ليبرال مشترك دارند. اما الكساندر هميلتون بزرگترين متفكر سياست خارجي آمريكا گفت: يك شخص ممكن است در موقعيت هايي در بخشندگي و خيرخواهي حتي اگر به ضررش باشد زياده روي كند، اما دولت ها نمي توانند چنين كاري كنند. هميلتون هشدار داد، آمريكاييها بايد مراقب باشند كه در دوستي هاي خارجي زياده روي نكنند، نفوذ خارجي براي يك جمهوري بسيار خطرناك است. اكنون كه دو قرن از اين سخنان چنين مي گذرد، توصيه اي بيشتر از هر زمان ديگري به درد آمريكاييها مي خورد. اسرائيل، معماي پايان ناپذير آمريكا شبكه خبري بي. بي. سي در تحليلي پيرامون آخرين تحولات فلسطين گزارش داد: رويكرد دولت بوش به بحران خاورميانه دچار جنون و سردرگمي شده است. شكي نيست كه واشنگتن خواستار پايان يافتن حملات كنوني اسرائيل در سرزمين هاي اشغالي است و مقامات وزارت خارجه و اعضاء مهم كابينه مانند كالين پاول به صراحت معتقدند كه يك راه حل ديپلماتيك، تنها راه پيش روست. اما كساني كه نسبت به موضع واشنگتن بدگمان هستند، ممكن است در اين تفكر كه واشنگتن مي خواهد به اسرائيل فرصت اندكي بدهد تا عمليات خود را پايان دهد، حق داشته باشند. اين نشانه اي از وجه ديگر سياست آمريكاست، آن بخش كه تحت نفوذ رئيس جمهور و مورد حمايت مقاماتي در پنتاگون هستند كه اقدامات اسرائيل را در چارچوب عمليات ضدتروريسم مي بينند. اما اعضاءدولت بوش در اين مورد كه درگيري ميان اسرائيل و فلسطينيان اهداف مهمتر آمريكا در منطقه به ويژه تلاش براي ايجاد ائتلاف نظامي عليه عراق را به خطر مي اندازد، اتفاق نظر دارند. دولتي كه با شعار و اراده قلبي درگيرنشدن در روند صلح خاورميانه روي كار آمد، اكنون راهي غير از اين ندارد. مخالفان اسرائيل مي گويند فشار آمريكا بر آريل شارون مي تواند بيشتر باشد. آنها مي گويند اسرائيل بايد به دادن امتياز مجبور شود. آنها لابي يهودي در واشنگتن را مهمترين دليل براي اين موضع آمريكا مي دانند. در تاثير اين لابي كه سازماندهي خوب و نفوذ بسيار و در كنگره و كاخ سفيد، ارتباطي دارد شكي نيست. اما تاثير اين لابي گاهي بيش از آنچه هست نشان داده مي شود. آنچه در اين مورد اهميت دارد اين است كه اين لابي براي با زكردن دري كه خود باز است تلاش مي كند. در آمريكا، تمايل به حمايت از اسرائيل به عنوان جزيره دمكراسي در منطقه اي متخاصم وجود دارد. با اين حال اين لابي در دوران حكومت ريگان تلاش كرد مانع فروش هواپيماهاي آواكس به عربستان شود اما موفق نشد. نظرسنجي ها نشان مي دهد بعد از 11 سپتامبر و حملات انتحاري آمريكايي ها فلسطينيان، بيشتر نسبت به اسرائيليها ابراز همدردي مي كنند. اما اگر آريل شارون تصور مي كند اين حمايت دست او را براي همه كاري باز سخت مي كند، در اشتباه است. هنوز درباره خسارات و تلفات ناشي از عمليات كنوني اسرائيل در سرزمين هاي اشغالي اطلاعات چنداني منتشر نشده است. حتي برخي اسرائيلي ها نگران آن هستند كه وقتي حقايقي درباره اين عمليات برملا شود، اعتبار اسرائيل به طور چشمگيري در جهان لطمه خواهد خورد. شارون بايد براي گردن گذاشتن به درخواست هاي مهم آمريكا مانند پايان دادن به شهرك سازي در سرزمين هاي اشغالي تمايل نشان دهد. اما اين هم درست است كه با ازسرگيري بمبگذاريهاي انتحاري، فشار آشكار آمريكا بر اسرائيل غيرممكن خواهد بود.