Hamshahri corpus document

DOC ID : H-810121-54705S13

Date of Document: 2002-04-10

سه منازعه خاورميانه منازعات منطقه اي در خاورميانه به سه دسته تقسيم مي شوند: اول آن دسته منازعات دامنه داري كه تاكنون راه حل مسالمت آميزي براي حل و فصل نهايي آن ها پيدا نشده است. دوم آن دسته منازعات ريشه داري كه تاكنون ادامه دارند و داراي ويژگي هاي مشترك براي كشورهاي واقع در ناحيه اي مشترك از منطقه خاورميانه هستند. سوم آن دسته منازعاتي كه ناشي از تعميم بي ثباتي سياسي يك يا چند كشور واقع در منطقه خاورميانه به ساير كشورهاي منطقه اند. بي شك منازعات اعراب و رژيم صهيونيستي در دسته بندي اول قرار مي گيرد. جنگ هاي 1948 1973 1956 و اعراب و اسرائيل اشغال لبنان از سوي رژيم صهيونيستي در 1982 و خشونت هاي جاري در فلسطين، علي رغم طرح هاي جاري صلح از سال 1991 تاكنون حاكي از تشديد منازعات اعراب و رژيم صهيونيستي و گسترش آن به منطقه خاورميانه است. معضل كردستان در دسته بندي دوم قرار مي گيرد. اين منازعه از زمان فروپاشي امپراتوري عثماني تاكنون در كشورهاي ايران، عراق، تركيه، آذربايجان سوريه، و ارمنستان ادامه دارد. اين منازعه از يك طرف سمت و سوي جدايي طلبانه داشته و از طرف ديگر با نقض تماميت سرزميني و حاكميت ملي كشورهاي مذكور همراه بوده است. گروه سوم شامل مناقشات ارضي، مرزي، سرزميني، سياسي، ايدئولوژيك، نظامي و امنيتي است. جنگ هاي اول و دوم خليج فارس، اشغال كويت از سوي عراق، منازعات ارضي و مرزي ايران و امارات و ساير اختلافات مشابه در منطقه خليج فارس و خاورميانه در اين دسته قرار مي گيرند. از زمان فروپاشي اتحاد جماهير شوروي و خاتمه جنگ سرد، شكل جديدي از منازعات موسوم به منازعات مسلحانه قومي در بسياري از مناطق حساس و استراتژيك جهان از جمله منطقه خاورميانه ظاهر شده است. از لحاظ تعريف و گونه شناسي، منازعات مذكور در دسته بندي دوم قرار مي گيرند. از سال 1945 تاكنون 194 جنگ به وقوع پيوسته كه 90 درصد آن ها در كشورهاي جهان سوم رخ داده اغلب است جنگ هاي مذكور نيز به شكل جنگ داخلي و با منازعات مسلحانه قومي، نژادي، مذهبي، زباني، ناسيوناليستي و غيره همراه بوده است. گاهي دولت يك طرف منازعه و اقوام اپوزيسيون طرف ديگر منازعه قرار مي گيرند و گاه نيز خلا قدرت سياسي در كشور با تشديد منازعات مسلحانه بين اقوام مخالف همراه است. يكي از ويژگي هاي منازعات مسلحانه قومي، گسترش و تعميق آن در سطح منطقه اي است، تا جايي كه مي توان اين نوع منازعات را زمينه ساز منازعات منطقه اي لازم دانست به يادآوري است كه منازعات منطقه اي، معطوف به منازعات مسلحانه قومي از لحاظ بافت، ساختار و كاركرد در مناطق مختلف جهان متفاوت هستند. اما سوال اساسي اين است كه مكانيسم تعميم و توسعه منازعات مسلحانه قومي به سطح منطقه اي چگونه? است رهيافت كشور محوري پاسخ مي دهد كه رابطه تنگاتنگي بين ثبات و امنيت منطقه، باثبات و صلح در برخي كشورهاي واقع در آن منطقه وجود اين دارد دسته كشورها، كشورهاي محوري ناميده مي شوند، تا جايي كه رابطه دوگانه اي بين ثبات و امنيت منطقه از يكسو و اين كشورها از سوي ديگر به وجود مي آيد. عامل تشديد اين رابطه دوگانه، وجود عوامل مشترك در منطقه و كشورهاي محوري واقع در آن است. از طرف ديگر، نحوه تعميم، گسترش و تعميق عوامل مشترك بين كشورهاي محوري و منطقه مورد نظر نيز به مرزهاي اين كشورها مربوط است. به عبارت ديگر، يكي ديگر از ويژگي هاي كشورهاي محوري، وجود مرزهاي متعدد با ساير كشورهاي منطقه است و چنانچه كاراكترهاي مشترك بي ثباتي نيز در مرزهاي متعدد اين دسته كشورها موجود باشد در اين صورت زمينه گسترش و تعميق منازعات مسلحانه قومي به سطح منطقه فراهم مي شود. بر گرفته از: جزوه گونه شناسي منازعات منطقه اي در خاور ميانه مركز پژوهش هاي مجلس