Hamshahri corpus document

DOC ID : H-810120-54683S2

Date of Document: 2002-04-09

غروب ماه! چندي پيش در برنامه اي به نام ( (طلوع ماه )) كه بعد از نيمه شب! از شبكه يك سيما پخش مي شود گفت وگويي با استادحسين عمومي به مجري گري آقاي داريوش ارجمند ترتيب داده شده بود. گرچه نگارنده هميشه اين بيت خواجه حافظ را مدنظر داشته: ما نگوييم بد و ميل به ناحق نكنيم جامه خود سيه و دلق كس ازرق نكنيم ولي نظر به اين كه فيلم ويديويي آن برنامه را چندين بار به دقت ديدم و به مواردي برخوردم كه همگي حسن نيت تهيه كننده ومجري آن را زير سوال تصميم مي برد، بر آن گرفتم كه برخي از آن موارد را موشكافي و بازگو شايد كنم، آبي باشد در لانه مورچگان. ابتدا اين نكته به ذهن خطور مي كند كه چرا هر برنامه اي كه در مورد هنر ساخته مي شود (از موسيقي گرفته تا نقاشي و غيره ) - كه البته بسيار هم نادرند - پس نيمه شب و هنگامي كه تقريباهمه مردم در حال استراحت هستند، پخش? مي شود شايد جواب آن است كه هر چه اين برنامه ها كم بيننده تر باشد بهتر است! در اين ميان چه كسي نفع خواهد? كرد وقتي از مردم مي خواهيم از ماهواره و وسايل مشابه استفاده نكنند بايد خود متاعي فرهنگي مناسب در اختيار آنان قرار دهيم. با نهي كردن تنها جلوي آنچه، تهاجم فرهنگي خوانده مي شود گرفته نخواهد شد و اما نكته دوم، استاد دكتر حسين عمومي رديف دان برجسته مكتب آواز اصفهان را اهل فن موسيقي به خوبي مي شناسند. او با نهايت صداقت و با آن كهولت سن در پاسي از شب گذشته، وقت خود را در اختيار آن برنامه قرار داده، ولي مجري طوري صحبت مي كند مثل آن كه با يك پسر بچه هشت ساله گفت وگو مي كند و هر چند ثانيه يك بار مرتبادر حرف استاد مي دود و رشته كلام را به كلي پاره مي كند. البته صميمي رفتار كردن با اين گونه رفتارها كاملامتفاوت است. مثلاجايي استاد عمومي در خواست مي كند كه ادامه آواز همايون استاد تاج را پخش كنند. مجري مي گويد حالا به اين سوال پاسخ دهيد تا الان برايتان پخش كنيم و وقتي استاد عمومي اعتراض مي كند كه چرا تنها يك بيت از آن آواز معروف كه كلااز سه بيت تجاوز نمي كند پخش شد، مجري با حالتي - مانند آن كه مادري از روي دلسوزي و با حالتي ملتمسانه از پدر خواهش مي كند كه براي بچه اش بستني بخرد - به اتاق فرمان مي گويد كه ( (آقا برايشان پخش كنيد ) ). اصلا بگذاريد به طور شفاف اين سوال را مطرح كنيم كه آيا در آن دستگاه به آن عريض و طويلي، يك ليسانسيه موسيقي پيدا نمي شد كه اجراي آن برنامه را برعهده بگيرد و يا حداقل با موسيقي كم و بيش آشنا? باشد مجري كه يك بازيگر سينما و تلويزيون است، حتي تفاوت ( ( گوشه ) )و ( (تحرير ) ) را نمي دانست وچند بار آنها را به جاي يكديگر استفاده كرد كه توسط استاد عمومي تصحيح مي شد و در جايي در اشاره به اذان معروف آقاي موذن زاده اردبيلي با آن كه استاد عمومي چندين بار كلمه ( (روح الارواح ) )را ذكركرده بودند، مي گويد: ((حالا همين روح الامين را اجرا كنيد. ) )! در جايي ديگرنيز استاد عمومي از او و بينندگان مي خواهد كه ضمن شنيدن قطعه اي از آواز ميرزا سيداحمدخان به تفاوت شيوه آوازخواني او و استاد تاج اصفهاني توجه كنند (و البته پس از آن كه قطعه مورد نظر پخش مي شود ) مجري، با لحني شبيه به دانش آموزي كه درس را متوجه ولي نشده، براي رضايت معلم و خلاص شدن از دست آن مطالب سري تكان مي دهد و با آب و تابي (كه معلم مي فهمد ساختگي است ) مي خواهد به معلم بفهماند كه متوجه شده، جواب مي دهد: (( بله، بله. اين كاملامشخص بود )). مسلماوي نه تنها تفاوتي احساس نكرده بود، بلكه به نظر مي آمدسعي در دست انداختن ماهرانه آن پيرمرد صادق دارد. مورد ديگر آن كه مجري گرامي به صورتي بسيار مشخص هنگامي كه مطلبي از سوي استاد عمومي مطرح مي شد، موضوع را عوض مي كرد و مباحثي را به ميان مي كشيدكه نه تنها ربطي به موسيقي نداشتند، بلكه خود نيز منظور خاصي از مطرح كردن آنها نداشت و سعي مي كردموسيقي را به نحوي به چيزهاي ديگر ربط دهد. ( شايد هم مشكل از خودشان نبود، از آن گوشي اي بود كه در گوش شان بود; از اتاق فرمان. يا بهتر است بگوييم از فرمان دهندگان )البته استاد عمومي نيز با نهايت درايت به اكثر اين مطالب پاسخي مناسب دادند. اصلا چرا بعضي ها هميشه سعي مي كنند از هنر - موسيقي يا غير موسيقي - در جهت اهدافي خاص و خود خواسته بهره برداري? كنند آنچه بر همه محققان و اهل موسيقي مبرهن است آن است كه موسيقي ايران در طول تاريخ گذشته و معاصر بزرگترين ضربه را از مذهب نماها خورده است. آنهايي كه نمي دانند زيبايي يعني چه و آنهايي كه حتي معناي اين كلام پروردگار كه مي گويد ( (الله جميل و يحب الجمال ) ) را نيز درك نكرده اند. مجري محترم در پايان نيز شعري از پيش تعيين شده را به استاد عمومي مي دهد كه آن را با آواز بخواند كه ايشان نيز به صراحت گفتند اين شعر به درد آواز نمي خورد. اينان فراموش كرده اند كه برخلاف سينما، تئاتر و تلويزيون، هنر موسيقي زايشي است نه فرمايشي! مجري گرامي جناب آقاي ارجمند بدانند كه هنر يعني زيبايي و هنر فقط به سينما و تئاتر اطلاق نمي شود. آقاي ارجمند انصافا در آن برنامه خوب رل بازي كردند. اهل موسيقي ظاهر و باطن شان يكي است و آنند كه امام محمد غزالي گفته: ما جامه نمازي به سر خم كرديم وز خاك خرابات تيمم كرديم باشد كه در اين ميكده ها دريابيم آن عمر كه در مدرسه ها گم كرديم اينان بي ريايند، با نهايت خلوص و صداقت مي آيند، مي نشينند و آنچه در كف دارند با عمق وجود ارائه مي كنند و خيلي راحت مانند دكتر عمومي مي گويند ( (نمي دانم ) ) و هيچگاه رل بازي نمي كنند. اينان هيچگاه بردر اين دكان و آن دكان هنر فروشي نمي كنند و در يك كلام انسانند. نگارنده به صراحت اعلام مي كند تا زماني كه صدا و سيما با هنرمندان اين گونه رفتار آنها مي كند، نيز همچون كسايي، ياحقي و بسياري ديگر كنج خانه را با صد گنج عوض نخواهند كرد. صمدحقيقي بروجني