Hamshahri corpus document

DOC ID : H-810120-54678S1

Date of Document: 2002-04-09

محصول مدارس استثنايي? چيست در حاشيه همايش حقوق كودكان استثنايي همايش حقوق كودكان استثنايي روزهاي ششم و هفتم اسفند ماه گذشته در تهران برگزار شد. در اين همايش از ميان 193 مقاله دريافت شده مقاله 15براي ايراد سخنراني و 9 مقاله براي ارائه به صورت پوستر و 9 مقاله هم براي درج در خلاصه مقالات انتخاب شد. اين همايش با همكاري سازمان آموزش و پرورش استثنايي و انجمن اوليا و مربيان كودكان ونوجوانان استثنايي بر پا شد. در بين ارائه دهندگان مقالات معلولان، معلمان و اولياكودكان استثنايي نيز حضور داشتند. سه ميزگرد حقوق كودكان استثنايي و خانواده، جامعه و آموزش نيز در برنامه كار همايش قرار داشت. حضور والدين اين كودكان در جلسات و ميزگرد ها چشمگير بود. موضوع مقالات در زمينه هاي ضرورت تحول نگرش مردم و مسئولين نسبت به كودكان بررسي استثنايي، حقوق معلولين در مصوبات سازمان بين الملل، ضرورت حضور اوليا در فرايند برابري فرصتها، بررسي وضعيت قوانين تامين اجتماعي در خصوص افراد حقوق،، كم توان كودك و حمايت هاي قانوني، حقوق عام كودكان استثنايي از ديد هزينه معلولان، هاي درماني آموزشي و زندگي افراد اشتغال معلول، و قوانين مربوط به آن، حقوق جنسي در نو جوانان كم توان ارائه ذهني، معيارها براي ادبيات كودكان و نوجوانان كم توان ذهني تاثير، موسيقي بر اصلاح رفتار كودكان كم توان ذهني، اوقات فراغت وتربيت بدني كودكان ارائه معلول، شد و كميته اي براي پيگيري پيشنهادات و مصوبات همايش تعيين شد. در جلسه اختتاميه نيز كودكان كم توان ذهني در قالب سرود (ما مي توانيم ) و با دادن شاخه هاي گل از حضار تشكر كردند و اشك شوق را در ديده ها نشاندند و حضار را با گفته ها و مسئولين را با وعده هايشان به خدا سعي سپردند داريم منتخبي از مقالات وسخنرانيهاي مطرح شده در همايش را در اين صفحه بياوريم و در ابتدا: گزيده سخنان آقاي قدمي معاون وزير و رئيس سازمان آموزش و پرورش استثنايي. درمورد معلولين در كشور، خلا قانوني داريم و در آنجايي هم كه قانون داريم ضمانت اجرايي نداريم به طور مثال در بحث اشتغال كليه كارفرمايان موظفند سه درصد از استخدامهاي خود را به معلولين اختصاص اما دهند، اگر كارفرمايي اين قانون را رعايت آيا نكرد، جايي هست كه او را محاكمه? كنند ما در رابطه با معلولين عمدتا حركتهاي توصيه اي ديده ايم، يعني پيشنهاد و ارشاد كرده ايم در حالي كه اگر اعتقادي به حقوق معلولين بايد داريم، اين اعتقاد عملياتي شود و در برنامه ها لحاظ شود و مكانيسم اجرايي براي كنترل آن قرار داده شود. ما بخشهاي زيادي را داريم كه در جامعه براي معلولين كار مي كنند اما جايي را نداريم كه در برنامه ها انسجام ايجاد كند مثلا بچه هاي پنج شش سال تمام معلول را در اختيار ما مي گذارند كه قبل از آن در اختيار ما مدتي نيستند، را در مدرسه مي گذرانند، بعد از آن هم در اختيار ما كه نيستند، منطق حكم مي كند از زماني كه معلوليت تشخيص داده مي شود اقدامات لازم را انجام دهيم حتي با عنايت به اطلاعاتي كه داريم و با توجه به رشد علم و تكنولوژي كه مي گويد 85 درصد معلوليتها دليل مشخصي ما دارد، بايد در بحث پيشگيري وارد عمل شويم. درصد 60وقتي از پدر و مادرهاي دانش آموزان استثنايي ما ازدواج فاميلي از نوع درجه يك داشته اند ما بايد اين خبر را به جامعه منتقل كنيم وقتي در آمار يك ميليون نفري كه هر سال در طرح سنجش ما هستند اطلاعاتي به دست مي آيد كه مي تواند نقش پيشگيري كننده داشته باشد بايد آن را منتقل كنيم. ما در اين بخش هم ضعف داريم يعني در كشور نظام هماهنگ و منسجمي وجود ندارد كه جهت گيريها را انجام دهد. بنابر اين يكي از مشكلات معلولين در جامعه ما اين است كه ارگانهاي مختلف بدون هماهنگي با هم حركت مي ما كنند، بايد شورا و مركزي داشته اگر باشيم مجموعه حركتهاي موجود در كشور را به صورت يك پازل ببينيم سازمان استثنايي قطعه اي از آن را تكميل مي كند و همين طور سازمان بهزيستي و ساير ارگانها و حتي سازمان هاي غير دولتي. بايد دقت كنيم كه انرژي هاي ما به سمتي نرود كه در بعضي از كارها به صورت موازي حركت كنيم و در بعضي از زمينه ها كار روي زمين بماند. مشكل ديگر حساس نبودن مسئولين يكي است، از مشكلات موجود در جامعه اين است كه ما مسئولين نسبت به مسائل معلولين حساسيت لازم رانداريم، براي همين در برنامه ها وقتي به بحث معلولين مي رسيم باز آن دقت لازم صورت نمي گيرد. اتفاق افتاده است كه مثلا مدرسه اي براي دانش آموزان كم توان ذهني آماده بهره برداري شده است مسئولي و، به بنده تلفن كرده است كه ما در حاشيه شهر جايي را براي آنها مي دهيم و شما اين مدرسه رابه بچه هاي تيز هوش بدهيد. بعد اگر مقاومت هم بكنيم سريع چرتكه اقتصادي مي اندازند كه فردا از مدرسه تيز هوشان ده نفر خارج مي شوند كه بازوي اين ملت را در جامعه مي گيرند و كمك اقتصادي مي كنند. من به جرات مي گويم كه بايد براي مسئولين دوره آموزش ضمن خدمت براي تغيير در نگرش آنهانسبت به مسائل آموزش و پرورش معلولين گذاشته شود و اگر اين تغيير ايجاد شود آنها هم آستين بالا مي زنند. نكته بعدي اين است كه اطلاع رساني ما به جامعه دچار مشكل است چرا جامعه نسبت به معلولين حالت ترحم به خود مي گيرد، چه بسا در مدرسه ويژه درس خواندن كودكان استثنايي باعث شده كه اكثريت جامعه فراموش كنند كه بچه هاي معلولي هم وجوددارند. بايد روشهايمان را تغيير برنامه دهيم، هاي رسانه ها، تلويزيوني، وسايل ارتباط جمعي تا چه اندازه براي معلولين امكانات در اختيار گذاشته و اطلاع رساني مي كنند. به خصوص اگر بخواهيم در بخش پيشگيري كار عدم كنيم، آگاهي خانواده ها باعث شده است خانواده هايي داشته باشيم كه چهار -پنج بچه معلول دارند. بايد به خانواده آموزش داد. به وجود آمدن هر بچه صدها معلول، ميليون تومان هزينه براي كشور به همراه دارد به علاوه مشكلات روحي و رواني فراواني كه براي خانواده ايجاد مي كند. ما بايد بر اساس اطلاعاتي كه به دست آورده از ايم، ازدواجهايي كه معلوليت زاست جلوگيري كنيم امروزه با رشد تكنولوژي مي توانيم تشخيص دهيم وقتي هم مرد و هم زن دچار مشكل ژنتيك هستند قبل از ازدواج مي توان تشخيص داد محصول اين ازدواج مي تواند معلول باشد. مشكل بعدي مشكل بهداشتي و درماني معلولين است بچه اي كه با شرايطي خاص در خانواده به دنيا آمده است به خصوص اگر نيازهاي درماني و دارويي داشته مسائل باشد، خانواده را تحت الشعاع خود قرار مي دهد. ما بايد ارگاني داشته باشيم كه وارد عمل بايد شود، خدمات در بخش معلولين ماليات نداشته باشد بيمه خدمات درماني آنها رايگان باشد و از اين نوع خدمات كه در جامعه قابل پيش بيني ما است، در اين زمينه هم مشكل داريم. چرا واكنشهاي خاص در خانواده نسبت به بچه معلول صورت مي گيرد? چون بچه عادي مي بيند پدر و مادر هر چه دارند براي بچه معلولشان مي گذارند و براي همين او لطمه مي خورد. بحث ديگر اقدام به موقع است مادر آموزش و پرورش استثنايي بعد از پنج سالگي بچه را تحويل مي گيريم كه چند سال دير است. از لحظه اي كه تشخيص مي دهيم بچه داراي شرايط خاص است بايد وارد عمل شويم. اگر بچه ناشنوا باشد دوران طلايي زبان آموزي كه دو سه سال اوليه است را ما از دست ما داده ايم، بچه نابينايي را تحويل مي گيريم كه در اثرمحبت افراطي مادر رشد حركتي او دچار مشكل شده است اين مادر كجا بايد آموزش ببيند? چه كسي بايد زودتر وارد عمل شود امروزه با امكاناتي كه وجود دارد مثلا با تست آمنيو سنتز مي توان تشخيص داد كه بچه سندرم داون دارد يا نه اگر? اين دقت ها صورت گيرد ما مي توانيم درجه معلوليت را كاهش دهيم اما ما صبر مي كنيم معلوليت و مشكلات ناشي از آن به وجود آيد و بعد بايد انرژي بيشتري صرف كنيم تا مشكلات جانبي را برطرف كنيم.. ازمشكلات ديگر بحث اشتغال و ازدواج است كه واقعا در رابطه با آنها كار جدي صورت نگرفته است. دامنه مشكلات معلولين زياد است، و بايد ارگانهاي مختلف در رابطه با آن كار كنند اما سياست گذاري و كنترل بايد ازيك ارگان صورت گيرد. در رابطه با آمار دقيق معلولين بايد سريع اقدام كنيم بايد مراكزي داشته باشيم كه از بدو تولد، و وقتي معلوليت را تشخيص آموزشهاي داديم، لازم را به خانواده بدهيم -در رابطه با تبيين قانون حمايت از مي معلولين، توانيم روي قوانيني كه كشورهاي ديگر دارند كار كنيم وقانون مناسبي كه مبتني بر ارزشهاي جامعه است تهيه كنيم. ما در امر آموزش كودكان به استثنايي، آموزش فراگير اعتقاد داريم كه با اين نگاه بايد محتواي آموزشي تربيت معلم را تغيير دهيم و بايد به همه معلمان آموزش ارتباط با معلولين را بدهيم كه اگر در روستايي معلولي را آن ديدند، بچه را سريع به مراكز شبانه روزي هدايت نكنند. اما كارهايي كه تا كنون در آموزش و پرورش استثنايي صورت گرفته است يكي بيمه آتيه است كه از ابتداي سال 81 همه بچه هاي استثنايي بيمه خواهند شد كه بعد از پايان درس و رفتن از مدرسه يك مستمري ماهانه براي آنها پرداخت مي شود. در بحث فضاي آموزشي نسبت به سال قبل بودجه عمراني ما چهار برابر شده است امسال ما براي 75 هزار دانش آموز ميليارد 43 استثنايي تومان هزينه كرده ايم يعني براي هر دانش آموز حدود پانصد هزار تومان اين در حاليست كه براي هر بچه عادي صدهزار تومان هزينه مي شود اگر كسي با نگاه اقتصادي به اين موضوع نگاه كند مي گويد آيا اين كار درست است اما اگر با نگاه انساني بنگريم بيشتر از اين بايد هزينه چون شود، اگر بخواهيم در مدارس خوب كار كنيم نياز به ابزار توانبخشي داريم وبراي اين نوع خدمات بايد هزينه پرداخت. سوال مي شود محصول اين مدارس? چيست ما بهداشت رواني جامعه را تامين مي كنيم نه تنها بچه را زنده مي كنيم بلكه خانواده اش راهم زنده مي كنيم، از طرفي اين پدر و مادر در جامعه شاغلند پس جامعه را زنده مي كنيم. راضيه كباري