Hamshahri corpus document

DOC ID : H-810119-54667S1

Date of Document: 2002-04-08

الزامات تاريخ نويسي در حماسه عاشورا امام حسين ( ع ) شهيد فرهنگ انسانيت (بخش پاياني ) * اغلب تواريخي كه داستان شهادت امام حسين ( ع ) را نوشته اند، اين جريان شگفت انگيز را نقل نموده اند كه: هر اندازه كار براي آن حضرت در ساعات حساس روز عاشورا شديدتر مي گشت، چهره مبارك آن مسافر دار بقا برافروخته تر مي شد كه خود حكايت از انبساط و شكوفايي روحي آن حضرت مي نمود زنده ياد علامه محمد تقي جعفري علي بن طعان محاربي مي گويد: ( (من با لشكريان حر بودم و آخر از همه رسيدم. وقتي كه امام حسين ( ع ) تشنگي من و اسبم را ديد، مشك آب را به من ارائه نمود و فرمود: برادر، سر مشك را كج كن. من هر چه مي خواستم آب بياشامم، آب از دهان مشك مي ريخت و نمي دانستم چه كنم! در اين موقع، امام حسين ( ع ) ناظر حركات من برخاست بود، و آمد وسرمشك را خم كرد و من توانستم آب بياشامم و اسبم را هم سيراب كنم. ))( ) 7 ارزش و اهميت اين فضيلت بزرگ، تنها براي كسي قابل فهم است كه حق حيات بشري وكرامت آن را در فوق دوستي ها و دشمني هادرك كند و به آن ايمان داشته باشد. قاعدتا امام حسين (ع ) مي دانست كه همين هزار نفر در چند روز آينده او را قطعه قطعه خواهند كرد. براي شناخت ريشه اساسي حق حيات، نويسندگان و متفكران، چه در شرق و چه در غرب، سخن ها گفته اند و احساسات نشان داده اند وحماسه هاي محرك سروده اند، ولي هيچ يك از آنان پرده از راز ملكوتي اين حقيقت عظما برنداشته اند، اگرچه مطالب مفيد، فراوان گفته اند اما اين راز بزرگ تنها با درك ارتباط مستقيم حيات با خدا آشكار مي گردد، نه با معلومات سطحي و مشاهدات محدود همراه با اصول پيش ساخته ذهني! براي آشنايي بيشتر با اين حق الهي از ديدگاه امام حسين (ع ) چند، سال از روزهاي خونبار نينوا به عقب برمي گرديم. باشعله هاي جنگ هاي صفين روياروي مي شويم كه بنيان گذاران نظريات ((ماكياولي ) )هاي ( )آن 8 روزگار آتش آن را در برابر بزرگمرد حق و حقيقت علي بن ابي طالب (ع ) پدر امام حسين ( ع ) روشن كرده بودند. در آن كارزار بود كه براي نخستين بار، تاريخ شاهد مراعات شگفت انگيز حق الهي ( (حيات )) گشت و پي ريزي فلسفه بزرگ جان گرايي (نه جان پرستي ) را ديد. جريان چنين بود كه: معاويبن ابي سفيان شط پهناور فرات را به روي امام علي (ع ) و لشكريان او بست تا بتوانند ده ها هزار انسان را در اندك زماني با تشنگي از پاي درآورند! معناي اين نابكاري نابخردانه جز اين نبود كه براي اجراي منطق ((چون من رياست و سلطه گري مي خواهم، پس من بر حقم )) ريشه دارترين حق الهي ده ها هزار انسان را كه حق حيات آنهاست، نابود سازد تا بتواند چند سال ديگر بر بالش ( (من هدف وديگران وسيله )) تكيه بزند و بگويد: ((من همه چيز را بدون قيد وشرط مي توانم بخواهم! )) و ( (من هر چه بخواهم حق است )). طبيعي است كه لشكريان علي (ع ) از نبودن آب به مشقت افتادند و جريان را به آن بزرگوار اطلاع دادند. آن حضرت دستور باز كردن راه فرات را صادر فرمودند. دستور آن حضرت به سرعت اجرا شد و مشكل آب كه يك يا چند مدعي اسلام! براي مسلمانان به وجود آورده بودند، حل شد. در اين هنگام لشكريان اميرالمومنين ( ع ) خواستند مقابله به مثل كنند و از در انتقام درآيند و فرات را بر روي لشكريان معاويه ببندند! آن بزرگ ترين آشناي ((حق حيات )) با، آن منطق الهي (جهاد براي احياي انسان و انسانيت است، نه براي نابود كردن آنان )كه ريشه در اعماق جانش انداخته بود، مانع از بستن شط فرات به روي لشكريان معاويه شد و فرمود: اختيار حق حيات آنان به دست ما نيست. اين حق از خدا به وجود آمده و سقوط آن، بستگي به مشيت الهي دارد. بگذاريد آب بخورند. )) آن مورخي كه تنها به جمع آوري نمودهاي فيزيكي دوحادثه كه ]انسان ساز تاريخ بشري از علي (ع ) و فرزندش حسين ( ع ) به وجدان خود سپرده [است قناعت كند و حتي يك كلمه در تحليل و ارزيابي اظهار نكند، آيا پاسخي براي اين سوال عقل و وجدانش تهيه نموده است كه: ( (تو مورخ چگونه اين حوادث را كنار هم? مي چيني گويي در يك جنگل بي سروته چند عدد برگ و چوب خشك را كنار هم چيده اي و دل به اين خوش مي داري كه من براي بشر تاريخ نوشته ام! تو با چه مغز ودلي اين همه پديده تكان دهنده وتحسين برانگيز يا اضطرابآور را جمع آوري نموده و با كمال بي اعتنايي از كنار آنها مي گذري!? )) اين دسته از مورخان، بايد بدانندكه با اين گونه تاريخ نويسي دو كار انجام مي دهند: يكي اين كه دل و مغز خود را در مقابل موثرترين و تكان دهنده ترين ستمگري و ستمديدگي ها، با قساوت و بي خيالي تباه كننده مي خشكانند. ديگر اين كه: مردم را به بي خيالي و بي اعتنايي به مصيبت ها وشكنجه هايي كه از ستم پيشه ها بر مظلومان بينوا وارد مي شود، عادت مي دهند! مورخ، موقعي مي تواند با اداي رسالت انساني، خدمتي به بشريت انجام بدهد كه با استنباط علمي نتايج كلي حوادث، وظيفه انساني خود را در تعليم ارزش ها و ضد ارزش ها در حيات فردي و اجتماعي انجام بدهد. ( ) 9 اگر ازجمع آوري و بازگو كردن سرگذشت بشري با آن همه فرازونشيبها وسنگلاخ ها و هموارها و ستمگري ها و ستمديدگي ها و تكامل و سقوطهاي فرهنگي و تمدني، براي اصلاح و بهبود وضع حاضر و آينده زندگي انساني بهره برداري نشود، بايد بر آن كاغذهاي باطل شده به نام كتابهاي تاريخ و بر آن انرژي هاي گران بهاي مغزي و صرف اوقات پرارزش عمر، تاسف ها خورد و گريه ها كرد. براي تكميل اين بحث، تذكر مطلبي با اهميت ضروري به نظر مي رسد. مطلب اين است كه هر مورخ آگاه در نگرش به حوادث و رويدادي تاريخي، ممكن است با دو نوع ارزش ها وضد ارزش ها روياروي شود: نوع يكم - اصول كلي ارزش و ضد ارزش. بديهي است كه تحقيق و تفسير حوادث و رويدادهاي تاريخي با اين نوع، هيچ منافاتي با منش تاريخ نگار ندارد، زيرا از يك طرف، واقعيات كاملا بازگو شده و از طرف ديگر به وسيله تفسيروتحليل آن واقعيات بر مبناي ارزش ها و ضد ارزش هاي كلي كه مورد قبول عموم بشريت است، قدمي در مسير تعليم و تربيت مستند به حقايق وواقعيات عيني برداشته شده مانند است اين كه در بيان رويدادهاي مربوط به بروز و اعتلاي يك تمدن، علل و شرايط آن را كه فرهنگ و اقتصاد سالم و دادگري حقوقي و تعليم و تربيت شايسته بوده است، متذكر اگر شويم كسي بگويد اين گونه تاريخ نگاري همراه با تحليل و تفسير، بزرگ ترين خدمت به ( (حيات معقول ) ) بشري است، هيچ گونه مبالغه اي نكرده است. شما اگر در قرآن مجيد - كتاب آسماني مسلمين - دقت كنيد، خواهيد ديد همه آن داستان ها كه در اين كتاب الهي آمده است، براي تعليم و تربيت بشر به وسيله ارائه ارزش ها و ضد ارزش ها مي باشد. نوع دوم - ارزش ها و ضد ارزش هاي خصوصي نژادي، اقليمي، فرهنگي خاص و رويدادهاي شخصي. البته ترديدي نيست كه مورخ براي بيان چنين ارزش ها و ضد ارزش هايي وظيفه الزامي ندارد، اگرچه در صورت احتمال استفاده از آنها نيز مانعي از تحقيق و تفسير پيرامون آنها ديده نمي شود. - 5 اغلب تواريخي كه داستان شهادت امام حسين ( ع ) را نوشته اند، اين جريان شگفت انگيز را نقل نموده اند كه: هر اندازه كار براي آن حضرت در ساعات حساس روز عاشورا شديدتر مي گشت، چهره مبارك آن مسافر دار بقا برافروخته تر مي شد كه خود حكايت از انبساط و شكوفايي روحي آن حضرت مي نمود. بعضي از خواص ياران آن شهيد راه انسانيت، با مشاهده زيبايي آن چهره برافروخته، در حال اشاره به آن حضرت به يكديگر مي گفتند: ((بنگريد به حسين (ع ) كه به هيچ وجه از مرگ نمي ترسد! ))( ) 10 آيا كسي كه متصدي طرح سرگذشت بشري است، نبايد وقتي كه اين پديده محيرالعقول را درمنابع صحيح تاريخ ديد، به بشر بگويد: ( (اين است نيروي با عظمت روح آدمي كه در مورد سخت ترين زجر وشكنجه هاي شكننده، به جهت تكاپو در ميدان مسابقه براي كمال همانند پيروزمندترين مرد، احساس مسرت وشكوفايي داشته باشد. )) - 6 آقايان مورخان عزيز خود شما مي نويسيد يا اگر به كتابهايي كه وقايع قصه خونين امام حسين (ع ) را مطرح نموده اند توجه كنيد، اين رويداد كوچك نما ولي به بزرگي انسانيت را خواهيد ديد كه اوايل شبتاسوعا، شمربن ذي الجوشن - يكي از چند نفر از خبيث ترين و شقي ترين افراد نوع انساني - ازطرف عبيدالله بن زياد مزدور خودباخته يزيد، امان نامه اي براي حضرت ابوالفضل و برادران او كه از طرف مادر با آن پليد جنايتكار خويشاوندي آورد داشتند، و نزديك خيمه هاي امام حسين (ع ) آمد كه آن امان نامه را ابلاغ نمايد وبه زعم كثيف خود، آن ياوران عزيز امام حسين ( ع ) را از مرگ نجات بدهد! وقتي كه در نزديكي خيمه ها نعره زد: ( (كجا هستند فرزندان خواهر ? ما ) ) آن ياوران از جان گذشته و به امان خدا پيوسته، پاسخ او را نگفتند. سرور شهيدان فرمود: ( (سخنش را پاسخ بدهيد. )) (اگرچه پليد و خبيث است )اين پاسخ، از ديدگاه ارزش هاي انساني، با آن آبي كه امام حسين (ع ) به حر و لشكريان او و حتي به اسبان آنان داد، از يك ريشه الهي برمي آيد. پاورقي: - 7 نفس المهموم محدث قمي ص. 113 - 8 نيكولودي برناردودئي ماكياولي فيلسوف ايتاليايي ( - 1469 م ). اوصريحا 1527 مي گفت كه خط مشي بي شرافتي زندگي است و شاه فوق تمام قيودات و الزامات مردم عادي است. خلاصه نظرات او بدين قرار است: الف - هميشه در پي سود باش. ب - جز خود، هيچ كس را محترم مدار. ج - بدي كن، اما چنان وانمود كن كه خوبي مي كني. د - حريص باش و هر چه را مي تواني تصاحب كن. _ه - خسيس باش. و - خشن و درنده خوي ز باش - ديگران را فريب بده. ح - دشمنان و حتي دوستانت را بكش. ط - در رفتار با مردم، به زور متوسل شو. ي - تمام كوشش خود را در راه جنگ متمركز كن ] بزرگان فلسفه، هنري توماس، ترجمه فريدون بدره اي، چاپ انتشارات علمي و فرهنگي ص - 373 ترجمه و تفسير نهج البلاغه محمدتقي جعفري ج 5 [صص 199213 - 9 بزرگ ترين نقصي كه كنار هم چيدن رويدادهاي بشري به عنوان تاريخ در علوم انساني دارد، اين است كه اغلب نمودهاي رفتاري فيزيكي كه از بشر صادر شود، منحصر به يك چيز مشخص نيست، بلكه يك يا چند علت از علل محتمل مي تواند آنها را به وجود بياورد. به عنوان مثال، ما در تواريخ مي خوانيم كه جنگ هايي ميان ايران و يونان به وقوع پيوسته است. اما اين جنگ ها، يا علت اقتصادي داشته يا علت انتقام جويي، تضادهاي ايدئولوژيك يا اختلافات زميني و يا غرور و كبر زمامداران و يا سلطه جويي. حال براي فهم حقيقت اين جنگ ها، كدام يك از علل مزبور را بايد به حساب? بياوريم - 10 نفس المهموم صص 151 و 152 نقل از معاني الاخبار از امام محمدباقر (ع ).