Hamshahri corpus document

DOC ID : H-810119-54663S1

Date of Document: 2002-04-08

تكثرگرايي در برنامه هاي درسي دوره هاي تحصيلي تحقيقي در خصوص چالش هاي پيش روي نظام برنامه ريزي متمركز و مبتني بر برنامه درسي يكسان اشاره: سازمان پژوهش و برنامه ريزي آموزشي وزارت آموزش و پرورش ايران متولي برنامه ريزي درسي و تاليف كتابهاي درسي دوره هاي تحصيلي ابتدايي، راهنمايي و متوسطه نظري و فني و حرفه اي در كشور است. نظام برنامه ريزي اين سازمان متمركز و مبتني بر برنامه درسي يكسان براي همه كشور و ارزش تحصيلي يكسان براي همه شاگردان قرار دارد. از قريب هشتاد سال گذشته به اين طرف، بر روش فوق تاكيد و بر قوت آن افزوده شده است. چالش هاي اساسي رودرروي اين رويه وجود دارد; چون نتايج استفاده از اين رويه مي تواندبا بخشي از حقوق اساسي شهروندان در تعارض قرارگيرد و ناقض بعضي از اصول آموزش و پرورش و عدالت اجتماعي به شمار مي رود. در اين مقاله تلاش شده است با درك واقعيتهاي جامعه ايران يك راه حل اصولي براي رفع مشكلات فوق ارائه شود. مسلما بررسي اين مقاله در محافل علمي به رفع نقايص و غناي بيشتر آن كمك خواهد كرد. اگر قرار باشد در برنامه درسي دوره ابتدايي، آموزش خلاقيت، آموزش تكنولوژي، پروژه محوري، آموزش مهارتهاي زندگي و.. كه ديدگاه هاي جديدي هستند، مد نظر قرار گيرند، كارشناسان چنين برنامه اي را فاقد ضمانت اجرايي خواهند دانست وضع موجود در برنامه ريزي درسي ايران هم اكنون براي هر دوره تحصيلي نظام آموزشي ايران، يك برنامه درسي با محتواي يكسان تهيه مي شود و در همه مدارس كشور با ضوابط آموزشي يكسان و آيين نامه ارزشيابي واحد به اجرا درمي آيد. به عبارت ديگر همه مدارس دوره ابتدايي شهري، روستايي و عشايري در سراسر ايران داراي يك برنامه درسي واحد اين هستند حالت در دوره راهنمايي و متوسطه نيز صادق است. حتي در دوره متوسطه كه داراي رشته هاي متنوع است، هر رشته داراي يك برنامه، براي سراسر كشور است. اين حالت را روش يك نظام و يك برنامه درسي نام مي نهيم. ويژگي بارز اين روش آن است كه حذف يا اضافه كردن هردرس يا تغيير جزيي يا كلي در محتواي هر درس، براي همه شاگردان اعمال مي شود. البته ممكن است اين اقدامات بعد از اجراي يك مرحله آزمايشي باشد و يا حتي يك برنامه در يك يا چند مدرسه تجربي اجرا و اشكالات آن برطرف شده و به نتايج برنامه اطمينان حاصل شده اما باشد توسعه برنامه، باز به صورت سراسري و عمومي انجام مي گيرد. اين روش واجد مزايايي است كه از جمله مي توان به موارد زير اشاره كرد: * ضوابط و آيين نامه هاي اجرايي، واحد هستند. * نظارت بر فرآيند اجرا ساده تر است. * ارزش تحصيلي شاگردان با يك آيين نامه سنجيده مي شود. * با عادات و سبك فكري مسئولان، سازگار است. اما روش اجراي عمومي برنامه هاي درسي، داراي معايبي نيز است كه از جمله مي توان به موارد زير اشاره كرد: تفاوتهاي * اقليمي، فرهنگي، جنسي و توانايي هاي شاگردان مدنظر قرار نمي گيرند. * محدوديت جدي در اعمال نوآوري هاي آموزشي وجود دارد. * خسارتهاي برنامه هاي معيوب در همه كشورها گسترده مي شوند. و... اگر به معايب اين روش توجه شود، معلوم خواهد شد كه معايب چندان بي اهميت و كوچكي نيستند. مثلا: - 1 بي توجهي به تفاوتهاي اقليمي فرهنگي جنسي و توانايي هاي شاگردان، به سادگي اصولي از اصول آموزش و پرورش و عدالت اجتماعي را ناديده مي گيرد. از نظر عقلي نيز اين روش مورد اتكا نيست كه همه كودكان را بدون توجه به تفاوتهاي فردي و محيطي با يك برنامه تربيت كنيم. - 2 يكي از موانع اساسي ورود رويكردها و ديدگاه هاي جديد در برنامه هاي درسي است. چرا كه آموزش و آماده سازي چند صد هزار معلم براي درك نوآوري ها امري به شدت سخت است. مثلا اگر قرار باشد در برنامه درسي دوره ابتدايي، آموزش خلاقيت، آموزش تكنولوژي، پروژه محوري، آموزش مهارتهاي زندگي و.. كه ديدگاه هاي جديدي هستند، مد نظر قرار گيرند، كارشناسان چنين برنامه اي را فاقد ضمانت اجرايي خواهند دانست. - 3 اجراي برنامه هاي يكسان هر عيب و نقص برنامه را در حجم همه دانش آموزان يك پايه يا دوره گسترش مي دهد. اگرچه چنين خسارتهاي جبران ناپذيري هيچ وقت مورد اعتنا نبوده و به حساب نيامده است، اما اثرات ويران كننده آموزشي، اجتماعي و اقتصادي خود را بر جاي مي گذارد. براي روشنگري بيشتر مي توان مثالهاي فراواني آورد، مثلا نظام جديد آموزش متوسطه، مصداق در حال اجرا است. نظام جديد آموزش متوسطه از سال 1371 به روش عمومي به اجرا درآمد و تغييرات آن نيز از سال 77 به همان روش اعمال شد. خسارات ناشي از اجراي سال 71 در سطح عموم گسترده شد و برنامه 77 كه براي جبران خسارات آن به اجرا درآمده خود حاوي مشكلات جدي است كه نشانه هاي خود را در سال تحصيلي ظاهر 8180كرد كه البته آن هم به صورت عمومي گسترده است. در اين مورد مثالهاي گوناگوني مي توان ارائه داد و تجربيات نظام آموزشي در سال هاي طولاني گذشته، انباشته از اين رويه است. روش يك نظام و چند برنامه سوال اين است كه آيا روشي وجود دارد كه بتواند معايب روش اجراي عمومي را تعديل يا حذف? كند به نظر نويسنده ( (روش يك نظام و چند برنامه ) ) يك راه حل قابل اجرا است. در اين روش چند برنامه درسي به موازات هم در يك دوره در كشور به اجرا درمي آيد. ويژگي برنامه ها آن است كه همگي داراي دو بخش هستند; بخش اول در همه برنامه ها يكسان هست، اما بخش دوم متفاوت است. خاصيتي كه اين ساختار برنامه ايجاد مي كند، اين است كه هر مدرسه با ويژگي هاي نيروي انساني و كالبدي خود مي تواند برنامه متناسب را به اجرا گذارد. مسلما يكي از برنامه ها كه نوآوري هاي كمتري را دربردارد، مورد توجه اكثريت مدارس خواهد بود. برنامه هاي واجد نوآوري ها در تعداد محدودتري از مدارس به اجرا در خواهد آمد. به اين ترتيب مي توان نوآوري ها را در برنامه درسي اعمال كرد. بدون اين كه محدوديت اصلي اجرا، يعني معلمان، مانع از اجراي آن باشند. اين روش به تدريج باعث شيوع نوآوري ها در ساير مدارس خواهد شد و هر مدرسه با بهسازي عوامل خود، تلاش خواهد كرد كه برنامه نوآورتر را به اجرا بگذارد. اين شيوه بدون اين كه با مشكلات جدي مدارس تجربي روبه رو شود، مزاياي آن مدارس را براي نظام آموزشي به ارمغان خواهد آورد. ((روش يك نظام، چند برنامه ) ) درعمل رقابت طبيعي را بين مدارس دامن مي زند و موجبات ارتقاي نظام آموزشي را فراهم براي مي آورد مثال مي توان از تجربه مدارس نمونه مردمي ياد كرد كه چگونه انگيزه و سازو كار رشد مدارس دولتي را براي احراز شرايط مدارس نمونه مردمي پديد آورده بود. به طوري كه اغلب گروه هاي ذينفع نظام آموزشي مانند: اولياء نيروي انساني مدارس و شاگردان داوطلبانه و مشتاقانه در اين فعاليت مشاركت داشتند. روش يك نظام و چند برنامه، حاوي پوشش كلي براي تنوع مدارس نيز است كه هم اكنون به روش هاي غيررسمي، ديدگاه هاي نو را در برنامه درسي مدارس مد نظر قرار مي دهند. مانند: مدارس غيرانتفاعي كه با توجه به سليقه و خواست موسسانشان هر كدام نوعي برنامه غني سازي را اجرا مي كنند; اما تجربه هاي آنها در حوزه هاي برنامه ريزي آموزش و پرورش مغفول است; يا مدارس استعدادهاي درخشان و ساير موارد. تجربه بسيار محدود و جزيي كه در مورد روش برنامه هاي متنوع، طي سال هاي اخير از طرف سازمان پژوهش و برنامه ريزي آموزشي مطرح شده است و در يك موردبه طور آزمايشي به اجرا در آمده است، متنوع شدن كتاب درسي يك ماده درسي است. البته اين مورد، به اين دليل جزيي است كه اهداف برنامه درسي يكسان است، فقط تنظيم و تدوين محتوا متكثر شده است. حال آن كه در روش يك نظام و چند برنامه، رويكردهاي يك زمينه درسي مي تواند متنوع باشد و در نتيجه با تاليف چند كتاب براي يك زمينه درسي، داراي تفاوتهاي اساسي خواهد بود. مزيت هاي روش يك نظام و چند برنامه روش يك نظام وچند همه برنامه، معايبروش يك نظام و يك برنامه را رفع مي كند و آنها را به عنوان مزيتهاي خود تغيير مي دهد. به عنوان نمونه مي توان به موارد زير اشاره كرد: - 1 پاسخگويي به تفاوتهاي گوناگون اقليمي زباني فرهنگي جنسي و توانايي هاي شاگردان، هميشه در هاله اي از ابهام قرار دارد و مسلما يك برنامه درسي واحد براي همه كشورامكان پاسخگويي به اين تفاوتها را حال ندارد آن كه تفاوت ها، واقعيتهايي انكار نشدني هستند و پاسخگويي به آنها از نكات قوت يك نظام آموزشي است. روش يك نظام و چند برنامه، به سادگي و به طور اصولي چارچوب مناسبي براي پاسخگويي به همه اين نيازها در اختيار قرار مي دهد. - 2 برنامه هاي درسي يكسان براي كشور هميشه مانع اساسي در كاربست نوآوري هاي آموزشي تلقي حال مي شود آن كه روش يك نظام و چند برنامه، زمينه بسيار منعطفي را فراهم مي سازد كه به راحتي مي توان نوآوري ها را در برنامه هاي درسي مطرح ساخت و اين تصلب را از نظام برنامه ريزي درسي رفع كرد. اگر چه ممكن است اعمال نوآوري هاي آموزشي در اين روش در گستره عمومي دانش آموزان نباشد، ولي روشي است كه برنامه هاي نوين، طراحي شده و در بخشي از مدارس به طور داوطلبانه اجرا مي شوند و زمينه هاي بسطنوآوري ها را به طور سراسري فراهم مي سازند. -يكي 3 از گرفتارهاي اصلي روش يك نظام يك برنامه اين است كه نقايص برنامه و پيامدهاي خسارتبار آن در سطح عموم دانش آموزان گسترش مي يابد، حال آن كه با اعمال روش يك نظام وچند برنامه مي توان از بروز خسارتهاي بزرگ جلوگيري مسلما كرد هر نوع تغيير برنامه واعمال نوآوري هاي آموزشي همراه مقداري خطر به علت وجود نقايص ناشي از عدم پختگي برنامه ها است. براي حذف چنين نقايصي روش ايجاد مدارس تجربي مطرح مي شود. اما واقعيتهاي جامعه ايران حاكي از آن است كه چنين مدارسي در نظام آموزشي ايران پديد نخواهد آمد و يا در صورت ايجاد، ضمانتي بر تداوم آن وجود ندارد. چرا كه اصولااز طرف اولياء براي تحصيل فرزندانشان در اين مدارس، استقبالي وجود نخواهد داشت. سابقه پرداختن به ايجاد مدارس تجربي درچند دهه گذشته در ايران و ناموفق بودن آن چنين استنباطي را حمايت مي كند. البته در مغرب زمين اغلب مدارس تجربي، مدارسي بوده اند كه توسط يكي از دانشمندان برجسته حوزه تعليم و تربيت تاسيس و اداره شده و دانشمند مذكورايده ها و نظريات خود را در آن مدرسه، اجرا كرده و نتايج آن را براي جهانيان منتشر ساخته است وچنين پيشينه اي حتي براي يك مورد هم در ايران وجود ندارد. روش يك نظام وچند برنامه، خود را گرفتار مشكلات مدارس تجربي نمي كند، اما از نظر اخلاقي هيچ مساله اي را فراتر از مدارس تجربي پديد نمي آورد. بنابراين مي توان مزايايي را به شرح زير براي روش يك نظام وچند برنامه برشمرد: * منعطف نمودن چارچوب برنامه درسي و ايجاد ظرفيتهاي متعالي براي پاسخگويي به نيازهاي گوناگون فراگيران; * پاسخگويي به خواستهاي موسسان مدارس مختلف با احساس نيازهاي متفاوت; * پرهيز از اجراي برنامه هاي نو در همه مدارس كشور و در نتيجه جلوگيري از گسترش خسارات ناشي از نقايص احتمالي برنامه درسي و يا ناتواني عوامل آموزشي در اجراي برنامه هاي نوين و...; نگراني هاي ناشي از به كارگيري روش يك نظام وچند برنامه هنگام طراحي هر طرح، درك نگراني ها و مخاطرات گروه هاي ذينفع، بسيار بااهميت است. چون اگراين نگراني ها فهميده نشوند و راه حل هاي اطمينان بخشي براي آنها ارائه نشود، موفقيت اجراي طرح قابل پيش بيني نخواهد بود. از طرف ديگر به طور اصولي در حوزه تعليم و تربيت روش هاي جاافتاده اي در كشور وجود دارند كه قدمت آنها گاه به قدمت تاسيس مدارس جديد در ايران است. از جمله اين روش ها، روش برنامه ريزي و تاليف متمركز دولتي در ايران حداقل از زمان تاسيس حكومت پهلوي است. اگر چه پيش از آن نيز بر اين روش تمايل وجود داشت، ولي تنوع چشمگيري در برنامه درسي مدارس قبل از آن تاريخ مشاهده مي شود. بعد از انقلاب اسلامي ايران در سال 57 اين رويه تقويت شده و طي 22 سال گذشته يك نظام برنامه ريزي و تاليف متمركز دولتي اعمال شده بنابراين است پذيرش اين تغيير در رويه مذكور از طرف دستگاه هاي متولي به سادگي انجام نخواهد گرفت و نياز به شفاف سازي طرح و ارائه توضيحات روشنگر خواهد داشت. نگرانيهاي عمده اي كه پيش بيني مي شود از طرف دستگاه هاي حكومتي و نهادهاي فرهنگي - ديني مطرح شوند عبارتند از: تضعيف امنيت ملي: عده اي تعريف امنيت ملي را با رويكرد يكسان سازي فرهنگ ها و ناديده گرفتن تفاوتهاي انسانها ارائه مي دهند. در نتيجه هرگونه توجه به تفاوتهاي مذكور مي تواند در تعريف آنها خدشه ايجادكند. حتي اگر توجه به تفاوتها به طور اصولي، بهره وري نظام آموزشي را ارتقا دهد و فوايد قابل محاسبه اي را بوجود آورد، از ديد اين گروهها توجيه كننده نيست. در نتيجه چنين نگرشي، طي ساليان متمادي، حداقل، خسارتهاي مادي سنگين بر اقتصاد آموزش و پروش و جامعه وارد شده است. اما چون راه حل مشكل و حذف خسارتها لزوما توجه به بعضي تفاوتها را در پي داشته است لذا اين راه حل ها به كار بسته نشده اند. از جمله درك اين واقعيت كه زبان مادري جمعيت زيادي از ايرانيان زبان فارسي نيست; اما حتي در آموزش زبان فارسي به اين از كودكان، همان شيوه و محتواي آموزشي اي استفاده مي شود كه براي كودكان فارسي زبان تهيه شده است. در اين مورد اگر چه موضوع، آموزش زبان فارسي است و نه زبانهاي محلي (كه البته قانونا بلااشكال است ) ولي، تغيير محتوا و شيوه آموزشي در مناطق كشور، ناقض امنيت ملي و وحدت و يكپارچگي تلقي مي شود. همچنين است تفاوتهاي جغرافيايي و شرايط اقليمي و... اگر چه نمي توان كوچكترين خدشه بر يكپارچگي سرزمين و وحدت ملي ايران را پذيرفت، اما نمي توان روي از واقعيتها برگرداند و مثلاشكست تحصيلي شاگردان اول ابتدايي را در مناطق دو زبانه و خسارتهاي معنوي و مادي آن را ناديده گرفت و براي رفع آن راه حل هاي آموزشي و منطقي ارائه نداد. هميشه خلط مباحث سياسي با مسائل آموزشي، مانع از توجه جدي به اين معضل و رفع اصولي آن شده است. به نظر مي رسد با نگاهي مجدد به تعريف امنيت ملي مي توان تنوع در برنامه هاي درسي را، با رويكرد پاسخگويي به نيازهاي گوناگون گروه هاي ذينفع پذيرفت. امكان ايجاد خدشه در ارزش هاي ديني واجتماعي: مسلمانظارت بر تهيه و اجراي يك برنامه براي دستگاه هاي دولتي بسيار ساده تر از برنامه هاي متنوع است. ممكن است گروه هايي از افراد جامعه كه نگراني خدشه بر نظام ارزشي و ديني جامعه را دارند، تنوع در برنامه هاي درسي را منفذي براي طرح مباحث متفاوت يا مغاير هم بدانند. البته اين نگراني را نمي توان مغفول گذاشت و بايد موجبات رفع نگراني را با نشان دادن روش هاي اطمينان بخش در نظام برنامه ريزي فراهم ساخت. براي پاسخگويي به اين نگراني در قسمتي كه رويه هاي مختلف اعمال يك نظام و چند برنامه توضيح داده مي شود شرح داده خواهد شد. - 3 نگراني از گوناگوني ارزش هاي تحصيلي شاگردان; اصولا در ايران همه به اين شيوه عادت كرده اند كه نظام آموزشي هميشه داراي شاخص هاي يكساني براي سنجش ارزش تحصيلي دارد. بنابر اين مي توان با وحدت شاخص ها همه شاگردان را با هم مقايسه كرد. حتي با اين ديدگاه، تغيير برنامه هاي درسي نظام آموزش عالي در اوايل دهه 60 نيز انجام گرفت و تفاوتهاي برنامه درسي دانشگاه ها كه پيش از آن به رسميت شناخته مي شد، حذف و براي هررشته يك برنامه درسي تهيه شد و در سراسر كشور و در همه دانشگاه ها به اجرا درآمد. مسلما امروزه بسياري از صاحبنظران و اساتيد و حتي دانشجويان برنقص چنين رويه اي معترف هستند و اخيرا وزارت علوم، تحقيقات و فناوري اختياراتي را براي دانشگاه ها قائل شده است تا بتوانند تغييراتي را در برنامه هاي درسي به عمل آورند. وقتي در نظام آموزش عالي بدون توجه به اين نكته كه در سراسر دنيا تنوع برنامه هاي درسي در آموزش عالي امري عادي است، يكسان سازي برنامه هاي درسي به عمل مي آيد طبيعي است كه در برنامه هاي درسي دوره ابتدايي، راهنمايي و متوسطه امري پسنديده تلقي شود. اما واقعيت اين است كه هيچ مبنا و اصول جهانشمول و حتي ملي وجود ندارد كه ارزش تحصيلي يكسان براي همه شاگردان با تفاوتهاي مختلف را توجيه كند. اگرچه، اجراي روش يك نظام و چند برنامه به طور اصولي، ناقض ارزش تحصيلي واحد فقط نيست اين روش، حق انتخاب را براي عمق بخشيدن يا افزايش بخشي از برنامه درسي، فراهم مي سازد. بنابر اين دستگاه آموزش و پرورش حدودي را كه براي ارزش تحصيلي واحد در نظر گرفته در برنامه هاي درسي گوناگون مد نظر قرار مي دهد، اما در برنامه هاي متنوع، سطوح عالي تري هم مورد توجه واقع مي شوند. به اين ترتيب دستگاه آموزش و پرورش با تعريف شاخص هاي ارزش تحصيلي واحد و اعمال آن در نظام ارزشيابي به مقصود خود نايل مي شود اما در بعضي مدارس، بطور داوطلبانه شاخص هاي بالاتر از آن مد نظر قرار مي گيرند. البته به اين نكته هم بايد توجه كرد كه ارزش تحصيلي واحد براي همه شاگردان هيچ وقت در عمل به اجرا درنيامده است. چرا كه امتحانات معلم ساخته يا امتحانات هماهنگ منطقه اي عملا شاخص هاي ارزش تحصيلي واحد را در حد يك كلاس، يك مدرسه و يا حداكثر يك منطقه مدنظر قرار داده و روند تنزل سطح امتحانات هماهنگ از كشوري تا كلاسي نشان مي دهد حتي به طور نظري نيز ارزش تحصيلي واحد براي همه شاگردان مخدوش شده است و در نظام آموزش عالي نيز منطقه بندي و اعمال شاخص هاي تعديلي در گزينش دانشجويان حاكي از واقعيت انكارناپذير وجود تفاوتها است. بنابر اين بايد مساله ارزش تحصيلي واحد براي همه شاگردان را هم به لحاظ نظري و هم در نظر گرفتن مقتضيات و واقعيتها بررسي مجدد كرد و ديدگاه جديدي با پذيرش دو سطح براي ارزش تحصيلي شاگردان بنا سطح ساخت اول كه ارزش هاي يكسان براي همه شاگردان را تعريف مي كند و دستگاه حكومت آن را تعريف مي كند و سطح دوم، تنوع و تكثر و تفاوتها را پاسخ مي دهد و اين دو اصلا نافي و ناقض هم نيستند. مسلما نگراني ها و مطالب ديگري هم ممكن است مطرح شوند كه بايد به همه آنها اعتنا نمود و پاسخ ها يا راه حل هاي عملي براي آنها ارائه كرد. تكثر در روش يك نظام و چند برنامه روش يك نظام و چند برنامه خود مي تواند با شكل هاي گوناگوني مواجه شود از جمله: - 1 برنامه ريزي متمركز همه برنامه ها - اجراي داوطلبانه به وسيله مدارس: در اين روش همه برنامه هاي درسي اعم از بخش يكسان و بخش متنوع در سازمان پژوهش و برنامه ريزي آموزشي تهيه مي شود و مدارس متناسب با نياز خود داوطلبانه يكي از برنامه ها را اجرا مي كنند. - 2 برنامه ريزي متمركز بخش يكسان و غيرمتمركز بخش متنوع: در اين روش آن بخش از برنامه درسي كه براي همه شاگردان يكسان است به وسيله سازمان پژوهش و برنامه ريزي درسي تهيه مي شود. بخش متنوع برنامه درسي در مدارس مجري (يا موسسات علمي - تحقيقاتي ) با رعايت پاره اي اصول و ضوابط كه در سازمان مذكور تدوين شده است، فراهم مي شود. - 3 برنامه ريزي غيرمتمركز: در اين روش سازمان پژوهش و برنامه ريزي درسي فقط چارچوب برنامه هاي درسي دوره ها را توليد مي كند و اجراي ساير مراحل برنامه ريزي و تهيه محتوا در اختيار موسسات علمي - تحقيقاتي - انتشاراتي صاحب صلاحيت و مدارس قرار دارد. اذعان بايد كرد كه نظام غيرمتمركز برنامه ريزي، تناسبي با شرايط و واقعيتهاي ايران ندارد. بنابر اين فعلا اين روش قابل اعتنا نيست. اما روش هاي ديگر هر دو قابليت اجرا دارند كه به نظر نويسنده برحسب مورد و هم زمان مي توان از هردو شيوه استفاده كرد. مثلا در آن بخش از برنامه درسي متنوع كه حاوي نگراني هاي بيشتري است، مانند تعليمات ديني (دين و زندگي ) مي توان از شيوه برنامه ريزي متمركز برنامه هاي متنوع بهره جست. اما برنامه ريزي آن بخش از برنامه درسي را كه نگراني و مخاطره اي براي آنها وجود ندارد، مانند برنامه ريزي درس علوم و تكنولوژي يا برنامه درسي با رويكرد خلاقيت يا آموزش مهارتهاي زندگي يا پروژه محور نمودن فعاليتهاي يادگيري برعهده مدارس گذاشت. مراحل اجراي روش يك نظام و چند برنامه - 1 پذيرش اصول طرح به وسيله مراجع ذي ربط مانند: شوراي هماهنگي علمي سازمان و شوراي عالي آموزش و پرورش و تعيين يكي از روش هاي اجراي يك نظام و چند برنامه - 2 تعريف بخش ثابت برنامه هاي درسي دوره ها يا شاخص هاي ارزش تحصيلي واحد براي شاگردان - 3 دعوت از موسسان مدارس خاص و مدارس دولتي براي آشنايي با طرح و بيان نظرات و ارائه پيشنهادات و اعلام نيازهاي خود به برنامه درسي ويژه (بخش متنوع برنامه درسي ) - 4 تنظيم برنامه عملياتي برنامه ريزي درسي براساس نتايج حاصل از بندهاي فوق - 5 اجراي برنامه تنظيم شده حميد منصورنيا