Hamshahri corpus document

DOC ID : H-810119-54662S3

Date of Document: 2002-04-08

بهداشت رواني و فرهنگ رابطه فرهنگ و بيماريهاي رواني (بخش پاياني ) بدون ترديد، يكي از رسالتهاي مهم فرهنگ، حفظ حقوق و امنيت فرد در اجتماع موازين است ديني و اخلاقي، همچنين آداب و رسوم اجتماعي هر جامعه اي را نظام فرهنگي آن جامعه پايه ريزي مي كند كه افراد متعلق به آن جامعه در نظام فرهنگي مربوط، از بدو كودكي نسبت به حدود و ثغور اختيارات و انتظارات خويش در محيط خانواده و در گروه، آگاهي حاصل كرده، خود به خود به گونه اي عمل مي كنند كه محل و موقع آنان در جامعه مراعات شده و محفوظ مي ماند. هرگاه يكي ازعناصر مزبور به هر علت تزلزل پيدا كند، احساس ناامني بوجود آمده، آرامش خاطرمختل مي شود. همبستگي و وابستگي بين فردي، مخصوصا در بين اعضاي خانواده يكي از عناصر مهم نظام فرهنگ ايراني است. از همين روست كه جدايي به هر عنوان كه باشد، از شايعترين علل حالات اضطرابي در بيماران ايراني است. ولي ازآنجا كه فرهنگ، در عين حال، فرايندي انطباقي است، در مواقع بحراني همان عناصر همچون اعتقادات مذهبي و اعتقاد به تقدير به كمك شتافته زخمها را التيام مي بخشد و تحمل مصايب را آسان مي سازند. غالب اختلالات رواني مخصوصا اختلالات شخصيت و اختلالات رفتار، واكنشهاي نوروتيك بويژه حالات اضطرابي و فوبي ها و حالات وسواسي و همچنين كردارهاي جنسي، تحت نفوذ عوامل فرهنگي قرارداشته كه برخي از آنها بارزتر نمايان مي شوند و برخي ديگر پوشيده باقي مي مانند. اختلال رفتار در جوانان ايراني به صورت عصيان و نافرماني توام با رفتارهاي خصومت آميز نسبت به خويشان، ترك تحصيل و اوقات را به بطالت گذراندن، همراه با افكار بزرگ منشانه و بدبيني و سوءظن كه گاه علائم وسواس يا اضطراب و يا اختلال در نيروهاي شناختي مانند عدم تمركز، فكر، انحراف افكار و شلوغي فكر نيز به آنها اضافه مي شود، مشاهده مي گردد. اين نوع اختلالات غالبا به علل رواني - اجتماعي و فرهنگي بوجود مي آيند. نشانگان حادي نيز ديده مي شوند مشتمل بر رفتارهاي عجيب و غريب، شكلك درآوردن، اشتباه در تشخيص هويت اشخاص، توهمات شنوايي، محاوره اي و بينايي كه غالبا به علل روانشناختي اجتماعي در زمينه فرهنگي خاصي ظاهر مي شوند. يك باور فرهنگي و استرس زاي ديگر كه خوشبختانه در اثر تغيير شرايط زندگي و ساختار اجتماعي و گسترش خدمات درماني و بهداشتي در حال ريشه كن شدن است، ( ( آل )) است. آل يك باور فرهنگي استرس زا در قبل و بعد از زايمان است. اين باور فرهنگي همراه با نوعي استرس و اضطراب و ترس از مرگ در ميان دختران و زنان تازه ازدواج كرده و باردار عشايري و روستايي و گاهي در شهرها مشاهده گرديده. اين ترس و اضطراب در بين آن دسته از بانواني كه مدت زمان زايمان آنها نزديك است فزاينده تر و باور به آل در ميان زنان روستاهاي دورتر از شهر و كوهستاني و عشاير بيشتر از مناطق شهري و بخشها و روستاهاي نزديك به شهر است كه البته بررسي باليني كه سال 7473 در خصوص عده اي از زنان تازه زايمان كرده كه فوت كرده بودند و به باور مردم محل و خانواده آنها توسط آل كشته و درگذشته بودند انجام شده بود نشان داد علت مرگ بيشتر عواملي مانند عفونتهاي بعد از زايمان، ابتلاء به كزاز در اثر آلوده بودن محيط و دستها و وسايل ماماهاي محلي و مخصوصا خونريزي هاي بعد از زايمان كه شيوع بيشتري دارد و علت آن گاه ماندن تكه اي از جفت در رحم و همچنين پارگي ديواره رحم و عوامل ديگر بود كه متاسفانه روستائيان و عشاير بي توجه به اهميت مساله، زائو را در ميان توده انبوهي از خاكستر مي خوابانده و خونريزي وي را امري طبيعي تلقي مي كردند، بدون آنكه بدانند ادامه خونريزي عامل اصلي مرگ وي است. در باور مردم، آل موجودي است شيطاني كه هيبتي بسيار ترسناك داشته و در اشكال مختلف ظاهر مي شود و مادر و نوزادش را همراه خود مي برد. به همين خاطر براي پيشگيري از آسيب آل، رسوم مختلفي را رعايت مي كردند، از جمله: قراردادن تفنگ، سيخ، چاقو يا شمشير در زير بالش يا بالاي سر زائو، آويختن جگر گوسفند از ديوار و گذاشتن طشت آب و افروختن آتش و دودكردن اسفند و سنجاق كردن قنداق نوزاد به لباس مادر و خوابيدن شوهر در كنار اتاق زائو. باور به آل در بسياري از كشورهاي آسياي مركزي و نواحي درياي سياه و مديترانه مانند تركيه، گرجستان، روماني، يونان و همچنين در آذربايجان، تركمنستان و چين گزارش شده است. اصولا آل برخاسته از ساختار جامعه قبيله اي و عشايري است. در چنين جوامعي، مساله حسادت و رقابت ميان زنان به دليل چند همسري مردان بسيار متداول است و زنان مسن تلاش مي كنند موقعيت اجتماعي و خانوادگي و توانمندي خود را در برابر ( (هووهاي جوان ) ) حفظ كنند. بهداشت رواني و فرهنگ در زندگي هر فردي، يك سري وقايع نمايشي و نقشهاي معيني وجود دارند كه فرد آنها را تكرار و تمرين مي كند، ياد مي گيرد و به مرحله اجرا درمي آورد. اين وقايع نمايشي و نقشها زاييده يك سرنوشت هستند. سرنوشت فرهنگي رفتار نمايشي پذيرفته شده و قابل انتظاري است كه در يك جامعه وجود دارد. اينگونه سرنوشتها داراي شخصيت، نقشها و درونمايه هاي خاص خود هستند. درونمايه سرنوشت فرهنگي ممكن است رنج، تلاش، تعقيب، آزار، پيروزي، شكست، پيشرفت، سكون و امثال آن باشد. سرنوشت فرهنگي روي خصوصيات شخصيتي افراد مانند: طرز برخورد، رفتار و طرز نشان دادن عواطف نيز اثر مي گذارد. بعضي از افراد سرنوشت فرهنگي خود را مي پذيرند و برخي ديگر آنرا نمي پذيرند. (كلانتري ). 1373 هر چند فرهنگها و آئينها به صورت شرطي در پيدايش و استقرار بسياري از عقايد و باورها در اذهان بشر موثرند، ولي بيشتر انسانها با درجاتي از انتخاب، برخي يا مجموعه اي از آن عقايد را تنها برمي گزينند در پرتو افكار و قضاوتهاي ماست كه از يك وضعيت ثابت يا متغير در زندگي، خودمان را سعادتمند احساس كرده و يا بدبخت و بيچاره مي دانيم. درواقع افكار و باورهاي انسان باعث مي شوند تا يك وضعيت خاص از زندگي را خوب يا بد بداند. شكسپير معتقد بود كه در جهان چيز خوب يا بد وجود ندارد، بلكه اين افكار ماست كه پديده هاي روزمره را خوب يا بد تلقي هويت مي كند ( ) 1987 معتقد است: وقايع به صورت طبيعي انجام مي گيرند و افراد بسته به نوع نگرش و باوري كه دارند برخي از اين حوادث را خوب و پسنديده و عده اي ديگر همان وقايع را بد وشوم مي انگارند. مدارك و شواهدي كه ارائه شد به خوبي نشان مي دهد كه تا چه اندازه عوامل فرهنگي در تبيين جلوه هاي مرضي موثر است. با اين همه بايد از خطر نتيجه گيري كلي از اين مشهودات برحذر بود و نبايد چنين تصور كرد كه هرگونه تظاهرمرضي معلول عوامل فرهنگي است. چرا كه همه افراد در برابر تاثيرات محيط اجتماعي واكنش يكساني ندارند و هر چند فرهنگ شخصيت را مي سازد و به قالب معيني مي ريزد، ليكن فرد هم به نوبه خود در محيط اجتماعي و فرهنگي منشا اثراتي مي باشد. به تعبير ديگر، تاثير نسبي فرهنگ از يكسو و صفاتي كه فرد به فرهنگ مي دهد از سوي ديگر در بروز مشكلات رواني انسانها دخالت دارند. مريم نجابتيان - احسان كاظمي (كارشناسان ارشد روانشناسي ) منابع: - 1 انجمن روانپزشكان آمريكا ( ). راهنماي 1375 آماري و تشخيصي اختلالات رواني، ترجمه: محمدرضا نائينيان، اسماعيل بيابانگرد و ابراهيم مداحي، تهران: انتشارات شاهد. - 2 دانشگاه علوم پزشكي و خدمات بهداشتي درماني ايران ( ). دومين 1376 كنگره روانپزشكي فرهنگي و اجتماعي تهران. - 3 شاملو سعيد ( ). آسيبشناسي 1373 رواني تهران: انتشارات رشد. - 4 فرجاد محمد حسين ( )مشكلات 1374 و اختلالهاي رفتاري - رواني، تهران: بدر. - 5 كلانتري مهرداد ( ).روانشناسي 1373 روابط خوب نور و دانش. - 6 كوكرين ر ( ). مباني 1376 اجتماعي بيماريهاي رواني ترجمه بهمن نجاريان و فريده براتي سده، تهران: وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامي. - 7 محسني منوچهر ( ) 1375 جامعه شناختي پزشكي و بهداشت تهران: انتشارات طهوري. - 8 مهرآراء علي اكبر ( ) 1373 زمينه روانشناسي تهران: مهرداد. - 9 هويت ج ( ).آموزش 1376 عملي ريلكسيشن و ترجمه مديتيشن سيدرضا جماليان، تهران: نشر دكلمه گران.