Hamshahri corpus document

DOC ID : H-810118-54656S7

Date of Document: 2002-04-07

فرسايش ورزش در بي تفاوتي مسئولان سرمايه هاي ملي را از تخريب شدن نجات دهيد گروه ورزشي: برپايي دور پاياني بيست ويكمين دوره جام باشگاههاي آسيا در ورزشگاه بزرگ آزادي اين مزيت را داشت كه بيش از پيش به فقر امكانات خود واقف شويم. دور پاياني اين مسابقات معتبر قاره كهن و پرجمعيت در آسيا، حالي به انتها رسيد كه برگزاري آن در ورزشگاه آزادي، درسهاي گرانبهايي براي فوتبال ما در برداشت كه حتما بار ديگر مسئولين ورزشي چشمهاي خود را خواهند بست. سواي موارد فني، آنچه كه سوژه داغ شد و حتي بازتاب منفي آن به بيرون از مرزها هم رفت، استاندارد نبودن اين ورزشگاه قديمي و امكانات ضعيف فوتبال ما بود. مسائل تلخ و عبرت انگيزي كه بر فوتبال ما گذشت، نياز به كنكاش عميق و پيگيري جدي از جانب متوليان ورزش كشور و حتي دولتمردان دارد. از زماني كه ديدار افتتاحيه در ورزشگاه آزادي ميان تيم هاي فوتبال ( (پرسپوليس )) تهران و ( (كروزيرو ) ) برزيل برگزار شد و اين مكان نام آشناي ورزش كشور بطور رسمي گشايش يافت، تا به امروز سي سال مي گذرد. ورزشگاهي كه سرمايه ملي به شمار مي آيد، سه دهه قدمت دارد اما همچنان با شرايط كاملا سنتي و غير استاندارد اداره مي شود و تاكنون هشدارهاي جدي رسانه ها براي بازسازي آن، ره بجايي نبرده است. سالهاست كه وضعيت نابسامان زمين اين ورزشگاه، اعتراض مربيان و بازيكنان و همچنين رسانه هاي داخلي و خارجي را به همراه داشته است. امكانات ضعيف ورزشگاه آزادي در ابعاد گوناگون از سرويس هاي بهداشتي گرفته تا سكوهاي سيماني در حال تخريب تماشاگران، ترك هاي عميق ايجاد شده در قسمت هاي مختلف، نبودن سيستم برودتي و سيستم تخليه آبهاي موجود در زمين كه در پي بارش برف و باران ايجاد مي شود از جمله نقاط تاريكي است كه در اين ورزشگاه قديمي پابرجا مانده و مسئولان ذيربط اقدامي براي رفع اين نقاط تاريك صورت نداده اند. بارها موارد فوق در سال هاي گذشته به عنوان هشداري جدي از جانب رسانه ها به اطلاع مسئولان سازمان تربيت بدني و ديگر مقامات ذيربط رسيده است، اما دست اندركاران مجموعه ورزشي آزادي و سردمداران ورزش كشور به اين بهانه كه بودجه كافي در اختيار ندارند با حرفها و شعارهاي مختلف بر اين تسامح، سرپوش گذاشته اند. براستي چرا هيچگاه نتوانسته ايم و يا نخواسته ايم در عرصه ورزش، علاج واقعه را پيش از وقوع بكنيم و جلوي زيان را? بگيريم همگان نيك مي دانند ورزشگاه بزرگ شهر استاندارد نيست و شرايط برگزاري مسابقات مهم بين المللي را ندارد، اما چرا مسئولان در انديشه بازسازي آن نيستند اين آخرين ميزباني ما نبوده و نخواهد بود اما سئوال اينجاست كه آيا بايد در صورت بارندگي در جريان مسابقات آتي با امكانات سنتي و منسوخ شده (سطل و لگن ) آبهاي، موجود در زمين را بخارج هدايت كرد و مورد تمسخر تيم ها و ميهمانان خارجي قرار? گرفت براي بازسازي كامل ورزشگاه يكصدهزارنفري، بودجه اي ميلياردريالي 40 مورد نياز است اما با رايزني هاي گوناگون فقط 10 ميليارد ريال به تصويب رسيده است. بايد پذيرفت كه اين ورزشگاه بزرگ بنوعي آبروي ورزش و يكي از سرمايه هاي ملي ما به شمار مي آيد و براي ادامه حيات خود بايد بيش از پيش مورد حمايت مسئولان قرار گيرد. در غير اينصورت اين سرمايه غني در آينده اي نه چندان دور، غير قابل استفاده خواهد شد و در صورت تداوم، مسئولان فيفا و كنفدراسيون فوتبال آسيا با برگزاري مسابقات مهم بين المللي در آن مخالفت خواهند ورزيد. اين وضعيت بغرنج در شهرستانها نيز حاكم است و حتي بعضا ورزشگاههاي در دست احداث همانند نقش جهان اصفهان، تبريز و... با وجود صرف هزينه هاي گزاف، نيمه تمام رها شده و راه اندازي نشده اند. سال گذشته ورزشگاه متقي ساري فروريخت، امسال هم در روزهاي آغازين سال 81 تراژدي ورزشگاه آزادي نمره اي منفي براي ورزش ما در برداشت. ورزشگاههاي تختي مشهد، تختي انزلي، حافظيه شيراز، عضدي رشت 22 بهمن اصفهان و... هم شرايطي بدتر از مجموعه آزادي تهران دارند. سازمان تربيت بدني براي رفع اين كاستيها بايد با رايزنيها و تلاش هاي بي وقفه و از همه مهمتر با حمايت انكارناپذير دولت، سرمايه هاي ملي را از تخريب شدن نجات دهد و اماكن ورزشي كشور را با استانداردهاي روز دنيا، منطبق كند.