Hamshahri corpus document

DOC ID : H-810118-54656S1

Date of Document: 2002-04-07

از توپ پلاستيكي تا زمين چمن علي كريمي از نگاه ( (وورلد ساكر )) از هنگامي كه زندگي بشر، در حركت، شورو نشاط خلاصه شد، ورزش به عنوان نماد تحرك و پهلوان پروري در كره خاكي شناخته شد و امروزه فوتبال به عنوان يكي ازمحبوبترين اين نمادها هميشه توانايي بالايي در به نمايش گذاشتن 2 جبهه مقابل هم يعني نماد شادي و غم را داشته است و اين زيبايي ورزش است، يك زيبايي محض. فوتبال در اوايل قرن بيستم به ايران آمد. هنگامي كه ديپلماتهاي انگليسي در محلات تهران به فوتبال مي پرداختند جوانان ايران به تماشاي آنها مي نشستند و از آن لذت بسياري مي بردند. كم كم اين ورزش در دل ايرانيان جاي گرفت و تيم هاي باشگاهي تشكيل شدند. هنگامي كه در سال 1919 ميلادي ( ش ) 1297 دو تيم ملي افغانستان و ايران رو در روي هم قرار گرفتند مسئولين متوجه شدند كه بايد تشكيلاتي براي فوتبال كشور بوجود بياورند و در سال 1920 ميلادي ( ش ) 1298 فدراسيون فوتبال ايران شكل گرفت و در 1944 ميلادي ش ) ) 1323رسما به عضويت ( فيفا )درآمد. ايران اولين بازي هاي رسمي خود را در سال 1951 ميلادي ( ش ) 1329 در بازيهاي آسيايي (دهلي نو ) به نمايش گذاشت و در بين 6 تيم به مقام دوم نايل آمد. كم كم و بعد از اين وقايع فوتبال در ايران و بين ايرانيان جايگاه اصلي خود را پيدا نمود و به مرور خيل عظيمي از علاقه مندان براي ديدارهاي ملي به استاديوم مي آمدند و... فوتبال ايران در سال 1964 ميلادي وارد المپيك توكيو شد اگرچه حرفي براي گفتن نداشت، ولي همين حضور به فوتبال ايران وجهه اي جهاني بخشيد و از آن هنگام تاكنون ستارگان فراواني به تيم ملي آمدند و رفتند. اسامي كه شايد امروزه به ذهن كمتر كسي خطور كند يا هنوز ماندگاريشان را حفظ نكرده باشند. مرداني همچون: محمدرضا عادلخاني، ابراهيم آشتياني، پرويز قليچ خاني، كارو حق ورديان، علي پروين، ناصر حجازي، حسن روشن، غفور جهاني، حسين كازراني، اكبر كارگر جم و.. تا به امروز ماندگار شدند و به نامهايي همچون علي دايي، كريم باقري، عزيزي و ستاره اي همچون علي كريمي درس اخلاق وجوانمردي دادند. درسي كه در فوتبال هميشه يك كفه ترازو را سنگين تر از كفه ديگر قرار مي دهد. مقصود از اين همه مقدمه، رفتن به سراغ ستاره اي است كه بر روي زمين يك جادوگر باتوپ است مردي كه در 2 سال اخير يكي از آماده ترين مهره هاي تيم ملي فوتبال ايران بوده است و بي چون و چرا به سراغ علي كريمي مي رويم. مايكل چرچ نويسنده اين مطلب مي گويد: حركات او به روي زمين فوق العاده و ديدني است و در نوع خود هيپنوتيزم كننده تا جايي كه دلتان نمي خواهد توپ از پاي اوجدا شود و همين امر مدتي پيش مسئولين پروجاو آتلتيكو مادريد را بر اين داشت كه مجدانه خواستار به خدمت گرفتن اوشوند. اين جوان 23 ساله هنگامي چهره شد كه درسال 991998 در ليگ دسته دوم باشگاههاي ايران همراه با تيم فتح قهرمان شد و به گفته خودش پيش از اين به مانند ساير بچه هاي ايراني باتوپ پلاستيكي با هم محله اي هايش فوتبال بازي مي كرد و بعد از درخشش توسط امير عابديني به تيم پرسپوليس منتقل شد. كريمي به سرعت در تيم پرسپوليس جا افتاد ودر اولين فصل حضورش همراه اين تيم درسال 20001999 قهرمان ليگ ايران وجام حذفي شد وبعد از آن ابتدا توسط منصور پورحيدري و بعد جلال طالبي به تيم ملي دعوت شد و همراه تيم ملي ايران قهرمان بازيهاي آسيايي 1998 بانكوك شد و در ديدار فينال 1 گل از ايران را وارد دروازه كويت نمود. مايكل چرچ در ادامه گفته هايش مي گويد: بعد از پايان قرارداد او با تيم الاهلي امارات مطمئنا منتظر انتقال او به يك تيم بزرگ اروپايي مبلغ باشيد مورد پيشنهاد پروجاكه علاقه زيادي به جذب بازيكنان آسيايي /1 4دارد ميليون پوند بود، اين مبلغ سپتامبر سال گذشته رسما همراه با دعوتنامه اي به باشگاه پرسپوليس فاكس شد. اما علي كريمي نه اين پيشنهاد را مقبول دانست و نه علاقه اي براي ماندن در ايران و به ليگ ظاهرا حرفه اي امارات رفت. در اين بين مسئولين اتلتيكو مادريد حتي راضي به پيوستن علي كريمي به تيمشان پس از پايان مسابقات جام قهرماني باشگاههاي آسيا شده بودند، اما نظر اين ستاره جوان به يكباره برگشت. خود علي كريمي در اين مورد مي گويد: اين آرزوي هر بازيكن جواني است كه در ليگي به مانند ليگ اسپانيا و يا كالچيوبازي كند و من دوست داشتم حضورم در اسپانيا توام با درخششم و آمادگي صددرصد ايجاد شود. اما من تنها براي امضاء قرارداد به اسپانيا نرفتم و مي خواستم به طور ثابت در تركيب اين تيم حضور داشته باشم. مايكل چرچ مي گويد: گويي رفتار اين جوان به من آنطور نشان دادكه دوست ندارد تجربه تلخ بازيكناني نظير كريم باقري و يا عزيزي را تكرار كند وبعد از مدتي نيمكت نشيني مجددا به وطنش و پرسپوليس بازگردد. درست است كه آتلتيكو ديگر تيم پايتخت اسپانيا در دسته دوم بازي مي كرد اما همين تيم كوچك مسلما جرقه و پله ابتدايي صعود بود، تيمي كه بزرگاني همچون كريستين ويري و جونينهوي برزيلي روزي در آن توپ مي زدند. علي كريمي در ادامه مي گويد: نام تيم خاصي برايم مطرح نبود و اولين هدفم بازي در تيمهاي اروپايي بود. من براي مذاكره با مسئولان آتلتيكوبه همراه تني چند از مسئولان پرسپوليس به اسپانيا سفر كرديم مدت 4 روز در مادريد بوديم و آنجا را شهر زيبايي ديدم. مطمئن بودم كه در آن تيم موفق مي شوم امامبلغ پيشنهادي آتلتيكو و مدت قرارداد، مورد قبول مسئولان پرسپوليس قرار نگرفت و آنها (مسئولان پرسپوليس ) خواهان پول بيشتري بودند. من نيز به مسئولان آتلتيكو متذكر شدم كه تا پايان قرارداد من با پرسپوليس صبر كنند و بعد ازآن من يك بازيكن آزاد به حساب مي آيم و خودم تصميم نهايي را خواهم گرفت، اما اينطور نشد، و هميشه شانس يك بار در خانه انسان را مي زند. اما مايكل چرچ مي گويد: من با اين نظر كريمي مخالف بودم، زيرا بازيكن با اين سن و سال و با توجه به تواناييهاي بالاي فني مسلما خواهان بي شماري خواهد داشت و او نبايد افسوس بخورد. خود كريمي مي گويد: در اين موقع بايد يك خيز برداريد و سريعا هدف را انتخاب كنيد، البته من جوان هستم و امكانات زيادي در اختيار دارم و سعي مي كنم هر روز بهتر از روز قبل باشم. فوتبال ايران تا به امروز استعدادهاي نابي نظير اين جوان را بسيار به خود ديده است. از عصر بازيكناني نظير حسن روشن و ايرج دانايي فرد گرفته تا ظهور تك ستاره اي به نام علي كريمي. مترجم: مسيح فرزانه