Hamshahri corpus document

DOC ID : H-810118-54650S1

Date of Document: 2002-04-07

كوهنوردي نيازمند محيط طبيعي است ملاحظاتي پيرامون ساختن پناهگاه در كوه توچال اشاره: اين يادداشت كه اشاره اي به خبر مندرج در روزنامه همشهري مورخ 26 خردادماه 1380 دارد يك بحث اساسي مبني بر حفظ ساختار طبيعي و زيست محيطي كوههاي شمال تهران را در چارچوب توسعه پايدار مطرح مي كند. نويسنده بر اين اصل تاكيد دارد كه توسعه در مكان هايي كه به گونه اي بايد ساختار طبيعي آنها بر حسب ضرورت حفظ شود ويا ذخيره گاههاي طبيعي، بايد در يك روند ظريف و قابل كنترل انجام شود تا به فروپاشي ساختارهاي طبيعت و از ميان رفتن ارزش هاي زيست محيطي آنها منجر نشود، ضمن تاييد اين ديدگاه يادآور مي شويم كه متاسفانه، در كوههاي شمال تهران دامنه تخريب از طريق احداث جاده، تاسيسات و غيره روز به روز گسترده تر مي شود كه در اين يادداشت تنها به يك نمونه اشاره شده است. اميدواريم، مجريان اين قبيل طرح ها خود را ملزم به رعايت قانون بدانند و همچنين اميدواريم دستگاههاي مسئول از هر گونه راهسازي بي رويه و تخريب كوههاي شمال تهران توسط اشخاص حقيقي و حقوقي جدا جلوگيري كنند و مرزبندي دقيق و شفاف قانوني براي پيشگيري از روند تخريب كنوني تعريف و صريحا اعلام شود. در روزنامه همشهري مورخ /3/80 26خبري درج شده بود با اين مضمون كه شهرداري تهران قصد دارد دو ميليارد ريال به ايجاد ( (تسهيلات رفاهي )) در كوه هاي شمال تهران اختصاص دهد. در همان خبر آمده بود كه يكي از اين تسهيلات، پناهگاهي دو طبقه به مساحت 160 متر خواهد بود كه روي قله توچال بنا خواهد شد. ظرف چند روز بعد، انجمن كوهنوردي ايران، مجله كوه و چند گروه كوهنوردي در نامه هايي خطاب به شهرداري و فدراسيون كوهنوردي، مخالفت خود را با تخريب جان پناه قديمي توچال موسوم به ((جان پناه كارگر )) كه به نظر آنها ((يكي از يادمان هاي كوهنوردي تهران )) است، اعلام كردند. اين نامه ها در مطبوعات منعكس شد و رونوشت آنها به چند سازمان دولتي و غيردولتي فرستاده شد; چند تجمع هم روي قله به نشانه اعتراض برگزار شد. خوشبختانه پس از چند روز شهرداري تهران اعلام كرد كه جان پناه كارگر تخريب نخواهد شد (روزنامه هاي /4/80 7 مورخ ) درنامه بعضي از تشكل ها (از جمله انجمن كوهنوردي ) به شهرداري، ضمن مخالفت با تخريب جان پناه كارگر، اظهار شده بود كه كوه ها از آخرين بقاياي محيط زيست كمتر دست خورده كشور هستند و ((هرگونه ساخت و ساز در آنها بايد با دقت و وسواس بسيار صورت گيرد. )) چند هفته بعد، فدراسيون كوهنوردي در جوابيه اظهار كرد كه: ((ضرورت ساخت و توسعه جان پناه هاي كوهستاني بر كسي پوشيده نيست... ) ) وجان پناه كارگر فقط يك ((توده سنگ ) ) است. لحن اخباري و شبه آمرانه اي كه اعلام مي دارد اهميت ساخت و توسعه پناهگاه ها بر كسي پوشيده نيست (يعني نبايد باشد )، جلوه اي است از غرور نوع بشر كه غالبا ديدگاه خودرا قاطعانه درست، مورد قبول همگان و به نفع آنان مي داند. در ايران، اين نگرش نه تنها سابقه اي ديرين در دستگاه هاي حكومتي دارد، بلكه به ميزان گسترده اي بر پندار و كردار عموم مردم هم حاكم است; كسان ديگري هم كه در گوشه و كنار كشور به ميل خود جاده مي كشند، پناهگاه مي سازند و صخره ها و يال ها را تجهيز مي كنند، همين گونه قاطع و بي ترديد كار خود را درست و مقبول مي دانند. بر اثر اين نگرش است كه هركس خود را مجاز مي داند تا برپايه تشخيص خود و تا حداكثر توان خود، از دارايي هاي مشترك بهره برداري كند. از ميان اين دارايي هاي مشترك، بي دفاع تر از هر چيز، محيط زيست است; در طي چند هزار سال تاريخ اين سرزمين، مردم با استفاده از محيط طبيعي كه سرمايه اي رايگان به دست آمده بوده گذران زندگي كرده اند. اين استفاده شامل شكار حيوانات، كندن گياهان خودرو، تبديل دشت و كوهپايه هاو زمين كشاورزي و چراگاه، معدنكاري و... مي شود. سال هاي زيادي است كه انسان ها صرفا براي زيست خود نياز به بسياري از اشكال استفاده مستقيم ازسرمايه هاي طبيعي ندارند، اما با عمل به خوي شكل گرفته در نهاد خود كه حاصل قرون و اعصار است، همچنان در صدد ((تسلط بر طبيعت )) انسان هستند همان گونه كه به اسم ورزش يا طبيعت دوستي شكار مي كند - و شايد نداندكه اين كار ريشه در همان ذات شكارچي گري نوع انسان دارد - ممكن است به اسم تفريح و كامجويي از طبيعت به كوه برود، اما نداند كه بر اساس عادت ديرينه خود درصدد مقهور ساختن طبيعت است. بسياري از عادت ها را بايد تغيير بدهيم، بايد بكوشيم تا رفتارهاي خود را نه بر مبناي ((شبه غريزه ) )هاي رسوب يافته در روان، كه با استنتاج از يافته هاي عقلي و با در نظر داشتن مصالح آينده خود شكل دهيم. ما، ديگر نيازي به سلطه بر طبيعت نداريم; پدران ما از صدها هزار سال پيش در اين كار بوده اند و شايد حدود دويست سال است كه اين ( ( وظيفه ) ) به انجام رسيده يا دست كم اولويت خود را براي بقاي نوع ما از دست داده است. اكنون نيازمند كنار آمدن با طبيعت و ترميم پاره اي از خرابي ها به منظور زيستي آرام تر و پايدارتر بر عرصه زمين هستيم. نيازمند آن هستيم تا از آن حصه ها كه از ( (سرمايه )) (زمين ) برگرفته ايم، با تدبير و باكيفيت بهتر برخوريم و از آن ( (بهره ) ) ببريم و نه آن كه اندك ((مايه )) باقي مانده را نيز به مصرف رسانيم. ضرورت ساخت و توسعه جان پناه هاي كوهستاني دست كم بر ما پوشيده است. اگر بخواهيم محدودتر و مشخص تر صحبت كنيم، همين تهران ورشته كوه توچال را در نظر مي گيريم: ساختن يك پناهگاه بر روي قله توچال چه ضرورتي? دارد بيش از نود درصد مردم صرفا براي يك پياده روي سبك و هواخوري به كوهپايه هاي شمال تهران مي روند و هيچ گاه از حدود ارتفاع 2500 متر بالاتر نمي روند. اگر اين گروه از مردم را در نظر داشته باشيم، پناهگاه هيچ سودي برايشان ندارد و حتي مي توان گفت تسهيل در بهره برداري ازدامنه هاي بالاتر، به علت تغيير دادن حالت طبيعي و كم تر كردن پوشش گياهي و آلوده كردن سرچشمه آبها به زيان اين بهره وران پايين دست خواهد بود. درصد كمي از كوهپيمايان علاقه دارند كه تا قله بروند، اينان بسته به آمادگي جسمي خود و شرايط هوا به چيزي در حدود سه تا پنج ساعت وقت نياز دارند تا از پناهگاه هاي شيرپلا يا كلك چال به قله بروند و برگردند. دوستداران كمتر ورزشكار قله مي توانند با استفاده از تله كابين و فقط با نيم ياحداكثر يك ساعت راهپيمايي به نقطه مورد علاقه خود برسند و به ( (ايستگاه هفت ) ) برگردند; وجود پناهگاه بر روي قله به اين دسته هم كمكي نمي كند. اگر بگويند كه صعودكنندگان قله مي توانند استراحتي در پناهگاه داشته باشند، بايد ببينيم كه اين امر تا چه حد ((ضرورت ))? دارد در يك فاصله 43 ساعته صعود و فرود، هر كوهپيماي متوسطي مي تواند استراحت خود را به يكي دو توقف چند دقيقه اي، نوشيدن آب و احيانا خوردن اندكي تنقلات محدود كند. شايد بگويند كه در يك هواي خراب، پناهگاه قله مي تواند جان كوهنورد درمانده اي را نجات دهد، در اين مورد بايد گفت كه اصلا وجود پناهگاه قله سبب جلب بسياري از افراد كم تجربه با پوشاك نامناسب مي شود كه حتي در هواي خراب روبه قله مي روند و يا ممكن است بگويند كه كوهنوردان مي توانند شب را در پناهگاه بخوابند; اين كار هم باقاعده بهداشتي كوهنوردي كه مي گويد: ( (روز را در بالا بگذرانيد و شب رادر پايين بخوابيد )) مغايرت دارد. بگذريم كه از مدت ها پيش با رفت و آمد مكرر كوه گردان رهگذر و ناآشنا با فرهنگ كوهنوردي، اساسا امكان خواب واستراحت در پناهگاه هاي اميري و قله توچال ناممكن و حتي چندش آور شده است. از اينها گذشته متوليان ورزش كوهنوردي بايد درصدد ارتقاي فني كار كوهنوردان باشندو نه تسهيل و آمد و شد آنان. كوهنوردي يك ورزش طبيعي و ورزشي در طبيعت است ونيازمند محيط كاملا طبيعي است. درهر حال برفراز توچال سه جان پناه وجود دارد كه از ميان آنها فقط جان پناه كوچك كارگر به علت قدمت و به دليل آن كه يادماني از يك مقطع خاص كوهنوردي كشور است، ارزش نگهداري دارد (گرچه شايد امروزه كاربرد واقعي نداشته باشد ) و ساختن پناهگاهي به جاي دو جان پناه فلزي ديگر ممكن است وضعيت را از آن چه كه هست خرابتر نكند. اما اگر هدف (( توسعه )) شبكه اي از جان پناه و پناهگاه و هتل - رستوران باشد، بايد با آن مقابله كرد. مثلا وصل كردن پناهگاه توچال با يك جاده يا خط بالابر به مجموعه تله كابين توچال، يا به پناهگاه اميري كه متاسفانه اخيرا جاده اي غيراصولي و غيرضروري از ((ايستگاه پنج ) ) به آنجا كشيده شده و يا تبديل كردن پناهگاه قله به يك رستوران - پناهگاه شبيه شيرپلا و كلك چال، روند شهري شدن محيط كوه را شدت مي بخشدو سبب هجوم جمعيت غيركوهنورد بيشتر (فراتر از ظرفيت كوه ) و آلودگي و تخريب اين محيط مي شود. در مورد توچال اين نكته را هم بايد در نظر داشت كه اين رشته، مانع منحصر به فرد گسترش تهران از سمت شمال بوده است; در جايي كه اين شهر ازسه جهت ديگر سرطان وار رشد كرده و تمامي عرصه هاي طبيعي و زمين هاي كشاورزي و باغ ها را بلعيده و آب مورد نياز چندين شهر و صدها روستا را به خود اختصاص داده، فقط كوه هاي شمال شهر توانسته از اين رشد بيمارگونه در يك سو جلوگيري كند. وجود يك محيط طبيعي سالم با ارتفاع 4000 متر نعمتي كم نظير براي يك كلان شهر چندين ميليون نفري است، كه در تلطيف فضا و آرام سازي چشم انداز شهري تاثير بسيار دارد. بارها ديده ايم كه كوهنوردان و گردش گران خارجي از وجود كوهي چنين بلند با محيطي طبيعي، در نزديكي يك شهر عظيم اظهار شگفتي كرده اند و اين مي تواند جاذبه اي براي جلب آنان نيز باشد. شكل گيري شبكه پناهگاه و رستوران و جاده در نهايت مي تواند به آنجا برسدكه شمال شهر تهران به رودبار قصران و لواسانات در شمال رشته توچال وصل شود و اين كوه هم به زير آسفالت و بتن رود و خوراك ديگري براي زمين خواران فراهم گردد. فدراسيون كوهنوردي مي تواند كمك هاي شهرداري به كوهنوردي در شمال تهران را صرف ساماندهي كافه رستوران هاي موجود، راه اندازي تانك هاي سپتيك براي توالت هاي مسير، خريد و نصب دستگاه هاي فشرده سازي قوطي هاي خالي، آموزش مردم به منظور جمع آوري تفكيك شده زباله و... كند. در همين جا لازم است به تلاش قابل تقدير فدراسيون كه مدتي است با همكاري شهرداري منطقه يك، طرح جمع آوري زباله از مسيرهاي پس قلعه را اجرا كرده اشاره كنيم و اميدوار باشيم كه اقدام هايي از اين دست گسترش يابد. عباس محمدي