Hamshahri corpus document

DOC ID : H-810117-54636S3

Date of Document: 2002-04-06

پژوهش در تئاتر ملي; چگونه!? فشرده اي از سخنراني دكتر فرهاد ناظرزاده كرماني در دفتر پژوهش هنرهاي نمايشي حوزه هنري اشاره: ايجاد مدلي خاص براي پژوهش در تئاتر ايراني از ديرباز مطمح نظر علاقه مندان نمايشهاي وطني بوده است، اما اين مدل و الگو به دست نمي آمد مگر از سوي افرادي كه چه در حوزه پژوهش علمي و چه در سويه تئاتر ايراني تحقيقات و نوشته هاي فراواني از خود به جا گذاشته باشند، دكتر فرهاد ناظرزاده كرماني كه به همراه زنده ياد استاد محمدتقي مسعوديه استادان ممتاز هنري كشورمان به شمار مي روند، پس از پژوهشها و نوشته هاي مختلف، به ارائه مدلي خاص براي پژوهش در تئاتر ايراني وگونه هاي مختلف آن دست يازيده است. وي كه قريب به 12 كتاب و 55 مقاله درسي و ترجمه 60 نمايشنامه كوتاه و بلندو تصنيف 20 نمايشنامه را در كارنامه فرهنگي خويش دارد، در سخنراني خود كه چندي پيش در دفتر پژوهش هنرهاي نمايشي حوزه هنري ايراد گرديد، به شكلي كامل طرح خود را توضيح داد، فشرده اين نوشتار از سوي دفتر پژوهش هنرهاي نمايشي در اختيار صفحه تئاتر قرار گرفت. براي آشنايي علاقه مندان به پژوهشهاي تئاتري اين سخنراني را درج مي كنيم، با اين توضيح كه دكتر ناظرزاده در سخنان خويش به مانند تمامي سخنرانيهايش و به مدد ذوق ادبي اش كه از پدر ادب پژوهش به يادگار مانده، معادلهاي زيبا و خورند اين هنر را در كنار اصل خارجي آن وضع نموده است كه اكثر آنهابه تصويب فرهنگستان زبان ادب فارسي رسيده است. اين سخنراني خودمي تواند محمل پژوهش تازه اي با عنوان ( (چگونگي معادل يابي فارسي براي لغات و تركيبات تئاتري خارجي ) ) باشد. ضمن سپاس از ايشان، توجه شما خوانندگان گرامي را به اين سخنراني جلب مي نماييم. تئاتر ملي، به ((نگريستار )) اينجانب، تئاتري است كه ( (ساختمايه هاي سازگاني ) ) و ( (ساختمايه هاي درونمايگي آن، از ( ) 1 ((تاريخ )) ( ) 2 ( (فرهنگ )) ( )((هنرها )) 3 و ( ) 4 ( (زندگي اجتماعي )) مردم ايران: قومهاي ايراني، مانند (( كرد )) ((لر ))، ...، و ( ( بلوچ ) ) و مردم حوزه هاي جغرافيايي - فرهنگي ايران، مانند ((گيلان )) ( ( كرمان ))، و ( (خراسان )) برگرفته و مايه ور شده باشد و از اين رهگذر است كه تئاتر ملي ساخته و پرداخته مي گردد. تئاتر ملي، تئاتري است كه سرانجام (( سازگان ) ) ( صورت، قالب، فرم ) و ((درونمايه ))( محتوا، مظروف، كانتنت ) آن، يعني همه ساختمايه آن، از تاريخ، فرهنگ، هنرها و زندگي مردم ايران ريشه گرفته باشد. براي رسيدن به اين آماج و آرمان، به پژوهشها و ديده وريهاي تئاتري فراوان نيازداريم. به راستي جاي اين گونه كارها بسيار خالي است، اما پيش از هر چيز و هر كار بايد به بررسي و نقد همه ( (كار كنشهاي تئاتري ) ) يا ((فعاليتها و مساعي تئاتري )) در ايران بپردازيم. بايد به كار كنشها مدل يا الگو بدهيم: آنچه كه اينجانب آن را ((ريختار )) ( فرم )خوانده است. اجازه بدهيد كه اينجانب اصطلاح ( (تماشاگران )) را در برابر ( ( تئاتر ) )فرنگي به معناي نهادي فرهنگي، هنري، اجتماعي و ارتباطي پيشنهاد كنم. خاطر نشان مي سازم كه ( (تماشا ) ) هر چند كه از تماشي عربي (به معناي با هم رفتن ) گرفته شده، با موسيقي زبان فارسي هماهنگي دارد. اين واژه به معناي ديدن منظرها و نظر به چيزي نمودن به سبب حظ و عبرت آموزي به كار رفته وگاهي با پسوندهايي چون ((گاه )) ( تماشاگاه، تماشاگه ) ( (گر ))(تماشاگر )، ... و ( ( خانه ) ) ( تماشاخانه )تركيب، شده. افزون براينها، ( (تماشا )) دست كم از زمان شاعر كيهاني ما: ((حافظ شيرازي ))(پيرامون 704 تا پيرامون 779 شمسي برابر با پيرامون 1325 تا پيرامون 1390 ميلادي ). به معناي آنچه امروزه هنر نمايش خوانده مي شود نيز، به كار مي رفته است: حافظ در اين بيت از شعر خود، از چند اصطلاح هنر نمايش و از جمله تماشا استفاده كرده است: ( )((خيال ) ) ( 1 خيال بازي گونه اي نمايش سايگاني ) ( ) 2 ( (لعبت )) (لعبت بازي نمايش عروسكي ) ( ) 3 بازي (به معناي نمايش بازيگري به معناي نمايشگري ) و ( ) 4 ((تماشا )).بيت حافظ اين است: ( (در خيال اين همه لعبت به هوس /مي بازم بو كه صاحب نظري نام تماشاببرد! ) ).. باري اين نگارنده به جاي اصطلاح تئاتر كه شايد بيشتر در خور و سزاوار ناميدن يكي از ريختارهاي تئاتري است، اصطلاح تماشاگان را به كار برده است. پس در درازناي اين گفتار هر جا كه اصطلاح تماشاگان و تماشاگاني به كار رفته، برابر نهاد فرنگي مصطلح ( (تئاتر ) ) و ( (تئاتري ) ) در نگريستار بوده است. پس از اين چند پيش آگاهي خاطر نشان مي سازد كه ساختن و پرداختن نه مدل ( الگو، ريختار ) و گنجاندن همه ( (كاركنشهاي تماشاگاني )) ايران در اين ريختارها، حاصل بررسي و پژوهش نگارنده در تماشاگان (تئاتر ) جهان و نظريه ها و عملكردهاي وابسته به آن بوده است. اينجانب با بررسي و نقدكار كنشهاي تماشاگاني در ايران و جهان سرانجام به اين نظريه رسيده ام كه مي توان با فرانگري به دانش و هنر تماشاگان (تئاتر ) اين نه ريختار ( مدل، انگاره، الگو ) را ترسيم و طراحي نمودو كار كنشهاي تماشاگاني ايران را، بر بنياد ويژگي ها و شناسگرهاي درونمايگي ( محتوايي ) و سازگاني ( فرمي، Formal) در اين نه ريختار اين گنجاند نه ريختار در اصطلاح شناسي ( ترمينولوژي ) تماشاگاني (تئاتري ) جهان داراي پيشينه ونمونه است. به اين ترتيب با اين ريختارسازي (مدل سازي ) كه در نقد تماشاگاني جهان ريشه دارد، مي توان از انبوه پژوهشها و نقد و نظريه پردازي صدها دانشمندو نظريه پرداز جهان، به سود شناخت هر چه بيشتر و بهتر ريختارهاي تماشاگاني ايران بهره مند و مايه ور شد. با اين ريختارسازي، آنچه ديگران به دست آورده اند، براي كار ما نيز سودمند مي گردند. به همين سبب اينجانب معادل هاي انگليسي اصطلاحهاي خود را نير در همين گفتار، هنگام معرفي و توصيف نه ريختاري كه ترسيم و پيشنهاد نموده ام، آورده ام. تاكيد مي كنم كه اين ريختارسازي حاصل انديشه ورزي اينجانب است و بايد با دقت و احتياط خوانده و نقل شوند و البته طبق قانون ((حقوق مولف )) : با ذكر ماخذ! بخشبندي و ( (پرونده گذاري ) ) (مقوله بندي ) (Categorization) ريختارهاي تماشاگاني (الگوهاي تئاتري ) ايران بر بنياد اصطلاح شناسي تماشاگان جهان، كاري است زيربنايي و كليدي و راه و روش را، براي پژوهشهاي آينده هموار مي سازد و به گفتمان آن جنبه و سرشتي دانشورانه و جهاني مي بخشد و افزون بر اينها زمينه براي پژوهشهاي تطبيقي تماشاگاني، در مقياسي جهاني مساعد مي گردد و از اين رهگذر مي توان با تماشاگان شناسان جهان بهتر و روان تر و با زبان روشن تر و رساتر گفت وگو نمود. نه ريختار تماشاگاني ايران در درازناي زمان چنين پديد آمده اند: ( ) 1 ((نمايشگريهاي آييني ) ) ( ) 2 ( (نمايشگريهاي كارواني )) ( (كاروانهاي نمايشواره اي )) ( ) 3 ( (داستانگوييهاي نمايشگرانه )) ( نقاليها، برخوانيها ) و ( (داستانگوييهاي نمايشگرانه خنيايي ) ) و ( (رقصهاي روايتگرانه )) ( ) 4 ( (نمايشگريهاي ميداني )) و ((نمايشهاي گذرگاهي ) ) ( ) 5 ((نمايش عروسكي ) ) ( (نمايش سايگاني )) و ((خيمه شببازي )) ( ) 6 ( (نمايش تعزيه ))يا ( (نمايش سوگرنجهاي دين سروران )) ( ) ( (خندستانهاي 7 سنتي )) (تقليد )( ) ( (تماشاگان 8 باختري سان )) يا ( (تماشاگان غربي گونه ) )(تئاتر ) ( ) 9 ( (تماشاگان گزينش درآميزي ) ) (تئاتر اكلتيك ). ( ) 1 نمايشگريهاي آييني نمايشگريهاي آييني را مي توان در دو پرونده گنجاند- 1 ((رقصهاي سيماچه اي ) ): نمايشگران با گذاشتن سيماچه (ماسك ) بر صورت رقصهايي روايتگرانه انجام مي داده اند- 20 ((آيينهاي آيفتمندي ) ) (آيينهايي براي نيايش و درخواست، مانند تمناي باران ) و يا مانند ((مراسم زار ) ) كه در آن آيفتمندي (ز حق آيفت (حاجت و نياز ) مي خواهد به زاري ) خواسته اي را بيان مي نموده. ( ) 2 نمايشگريهاي كارواني اين ريختار تماشاگاني به دو شيوه - 1 ( (سوگگاني ))- 2 سورگاني برگزار مي شده است. مراسم ((قالي شويان ) ) در اردهال (كاشان ) نمونه اي از نمايشگري كارواني سوگگاني و ((كوسه برنشين ) ) نمونه سورگاني آن است. ( ) 3 داستانگوييهاي نمايشگرانه (نقاليها و برخوانيها ) در ايران پيشينه اي كهن و پرمايه و ارزشمند داشته و به ريختارهاي گوناگون جلوه نموده است و مي توان آنها را در دو پرونده كلان گنجاند: ( ) 1 ((ديني )) ( ) 2 ( (تفنني ) ). نمونه داستانگوييهاي نمايشگرانه ديني عبارت از (( پرده خواني ) ) و (( حمله خواني ) ) و نمونه تفنني آن عبارت است از ( (شاهنامه خواني )). ( ) 4 نمايشگريهاي ميداني و نمايشهاي گذرگاهي گونه هاي ( ( معركه گيري ) ) همچون ((مارگيري )) ((حقه، و شعبده بازي )) ((پهلواني گري ))، ... و، ((بازي با حيوانها )) پيوسته در ميدانها و گذرگاه هاي شهرها و روستاهاي ايران مردم را سرگرم مي ساخته است. ( ) 5 نمايش عروسكي و ( (نمايش سايگاني )) در بيشتر بخشهاي ايران انجام مي پذيرفته و خيمه شببازي نمونه اي از اين ريختار است. ( ) 6 نمايش تعزيه پيرامون سوگرنجهاي دين سروران مذهب شيعه است و زبده ترين ريختار تماشاگاني سنتي و بومي ايران و جهان اسلام به شمار مي رود. تعزيه هاي اصلي ( (نمايشهاي شورگاني موسيقايي )) (Melodram Musical) موسمي و مناسبتي اند. سرنمونه هاي آن در موسم محرم و صفر به مناسبت سوگرنجهاي امام سوم شيعيان: ( (حسين بن علي ( ع ) )) و شماري از خويشان و ياران او به نمايش درمي آمده اند. ( ) 7 خندستانهاي سنتي از ديرگاه براي خنداندن و سرگرمسازي پديد آورده مي شده اند و از آنجايي كه گاهي اين نمايشها بر روي حوضها (ميان حياط خانه ها ) كه براي اجراي نمايش تخته پوش مي شده اند، به نمايش درمي آمده اند، آنها را ((تخته حوضي )) يا ( ( روحوضي ) ) نيز تقليد ناميده اند يا خندستانهاي نمايشي، به سبب نام ( (شخصيتهاي سنخي كانوني )) آن ( (بقال بازي )) يا ( ( سياه بازي ) ) ناميده شده اند و از آن ميان (( سياه بازي ) ) از همه مشهورتر است. خاطرنشان مي گردد كه اين هفت ريختار تماشاگاني سنتي و بومي ايران مي بوده اند و پيشينه اي كهن و پرمايه دارند و شماري از آنها در درازناي زمان از ميان رفته اند. مانند ( (سوگ سياوش )) ((ميرنوروزي ))، ... و، ( (رقصهاي سيماچه اي )) . اما از حدود سال 712 شمسي برابر با 1828 ميلادي اصطلاح طياطر كه هنوز هم با املاهاي گوناگون نوشته مي شود، در گزارشي از سفر ( (ميرزا مصطفي افشار ) ) به اروپا مشاهده شده است. هفت ريختاري كه در پيش نام برده شدند سنتي و بومي ايران بوده اند و دو ريختاري كه به آنها اشاره مي شود، در اثر نفوذ تماشاگان (تئاتر ) فرنگي ( باختر، غرب ) در ايران پيدا شده اند. ( ) 8 تماشاگان باختري سان (تئاتر فرنگي غربي ) ميرزا مصطفي افشار در حدود سال 1828 /شمشي 712 ميلادي احتمالا نخستين كسي است كه THEATRE را با املاي فارسي نوشته و منتشر ساخته و از آن زمان به بعد، به تدريج ريختاري ((نه - بومي )) (ORIGINAL- Non) و (( نه - سنتي )) (-Non TRADITIONAL) با گرته برداري و مايه گيري از تئاتر غرب، بويژه اروپا، در ايران ريشه گرفته و شاخه گسترانيده است. اين جريان بويژه پس از ( (انقلاب مشروطيت )) ( شمسي 1285 برابر با 1906 ميلادي ) به عنوان جلوه اي از ( (نوگان گرايي ) ) (مدرنيسم ) در عرصه تاريخ و فرهنگ ايران پديد آمده و رشد و گسترش يافته است. ( ) 9 تماشاگان گزينش درآميزي (تركيبي ) اين گونه نمايش در ايران حاصل كار كنشهاي هنرمنداني است كه سعي ورزيده اند گزينشي از ساختمايه هاي ريختارهاي بومي و سنتي تماشاگان ايران را، با گزينشي از ساختمايه هاي تماشاگان اروپايي (و به ندرت امريكايي ) درهم آنان آميزند اين آماج و آرمان را داشته اند، كه از سويي به ( (بيان تماشاگاني )) ايراني آفرينشگري نمايند و از سوي ديگر، از يافته ها، طرفه كاريها، هنرنماييهاي تماشاگان جهان، توشه برداري كنند و با بياني جهاني و فرا مرزي آفرينشگري نمايند و به طوركلي، هر گونه گزينشگري از چند ريختار ناهمگون تماشاگاني و درآميزي آنها با هم، زيرگونه اين ريختار تماشاگاني به شمار مي آيد. در پايان اين گفتار يادآوري مي شود كه اين نه ريختار طوري طراحي شده اند كه هر گونه كار كنش تماشاگاني در ايران را دربرگيرند و آن را تعريف كنند و توضيح دهند.