Hamshahri corpus document

DOC ID : H-810117-54636S1

Date of Document: 2002-04-06

ايبسن و دشمن مردم گفت وگو با علي پويان مدرس دانشگاه و كارگردان تئاتر اشاره: نمايشنامه ( (دشمن مردم ) ) اثر هنريك ايبسن از جمله شاخص ترين نمايشهايي است كه هر ساله چندين رساله و نقد درباره آن نوشته مي شود و در عالم تئاتر نيز كارگردانان مختلفي آن را بر روي صحنه مي برند. ايبسن را به نوعي پيشرو تئاتر مدرن و طراح مسائل اجتماعي در تئاتر مي دانند. علي پويان كارگرداني كه در سالهاي نه چندان دور نمايش ( (سوءتفاهم ) ) آلبركامو را به روي صحنه سالن اصلي تئاتر شهر برده بود پس از 6 سال نمايش بحث برانگيز ديگري را از يكي از پيشگامان تئاتر مدرن و اجتماعي به روي صحنه خواهد برد. با وي درباره اين كار و چگونگي به سامان رسيدن آن براي اجرا در تئاتر شهر گفت وگويي صورت پذيرفته است كه مي خوانيد: پس * از گذشت چند سال از تصميم شما براي به صحنه آوردن نمايش دشمن مردم، چه عاملي باعث شد تمرينات خود را براي به اجرا درآوردن اين نمايش به صورت جدي? پي بگيريد - اين سوال شما من را ياد جمله معروفي از ناپلئون بناپارت مي اندازد. به نقل از ناپلئون مي گويند ( (پيروزي از آن كسي است كه مقاوم تر است ) ). در واقع پس از شش سال استقامت و بعضا برخوردهاي سرد و حتي مغرضانه، سرانجام با موافقت رئيس وقت مركز هنرهاي نمايشي، موفق به اخذ مجوز براي حضور و اجراي نمايش دشمن مردم، آن هم به شكلي كاملا حرفه اي گرديدم و مطمئنا اگر حسن نيت رئيس مركز هنرهاي نمايشي نبود، كماكان پي گيري و مقاومت من نيز ادامه پيدا مي كرد تا? كجا نمي دانم، ليكن مي دانم كه پس از چندي دوري از صحنه تئاتر، بايد حضورم را با نمايشنامه دشمن مردم اعلام مي كردم و خوشحالم كه چنين اتفاقي در اين مقطع تاريخي، شكل اجرايي به خود گرفته است. شايد اتفاقات پشت صحنه دشمن مردم بيشتر از انرژي خود كار براي من حائز تجربه، اهميت و حتي جذابيت باشد، كه اين خود به شكلي وجه مشترك من، ايبسن و دكتر استوكمان است. چون همانطور كه شما مي دانيد دكتر استوكمان فرزند و زاده مقاومت است در برابر مصلحت گراياني كه همه چيز را براي خود و امروز مي خواهند و از طرفي ايبسن نيز در عصر خود به عنوان يكي از بنيانگذاران تئاتر مدرن، هم تحول گراست و هم در برابر سنت هاي پيش از خود مقاوم. حال من به عنوان كارگردان فكر مي كنم، اين شش سال درس خوبي براي شكل دادن به اين مقاومت باشد. پس * از گذشت اين مدت در ديدگاه شما نسبت به متن و شيوه اجرايي تغييري پديد آمده? است - مسلما ديدگاه امروز من نمي تواند كاملا منطبق با فكر آغازينم براي كارگرداني اين اثر بزرگ اجتماعي باشد. پس * يقينا تحولات اخير اجتماعي - سياسي ايران يا حتي جهان را مدنظر خواهيد? داشت - فراموش نكنيم كه ما دست به اجراي يك اثر كاملا سياسي مي زنيم و طبيعي است كه رخدادها و دگرگونيهاي سياسي، فرهنگي، اجتماعي ايران و حتي جهان در طراحي و پيام ما به عنوان گروه اجراي اين نمايش نه تنها تاثير، كه دخالت خواهند داشت. آثار ايبسن هرگز جنبه سرگرمي ندارند. ايبسن به عنوان يك درام نويس انديشه ورز معرفي مي شود، چگونه كارگردان مي تواند آثار ايبسن و به خصوص دشمن مردم را بدون توجه و دخالت حوادث روز اجتماعي، سياسي به اجرا درآورد. چگونه * يك اثر نمايشي مانند دشمن مردم كه بنا به مقتضيات (اجتماعي - سياسي ) موجود رنگ و بو و فضاي امروز را خواهد داشت، مي تواند تاثيرگذار يا حتي روشنگر راه فرداي جامعه? باشد - وظيفه ما در اين مقطع اين تاريخي، است كه به وسيله هنر تئاتر، گام هاي مثبت و پيش برنده را در ايجاد دموكراسي به عرصه اجتماعي انتقال دهيم. ممكن است فرداي بعد از آخرين اجراي ((دشمن مردم )) شرايط، اجتماعي سياسي امروز را نداشته باشيم و جامعه بيشتر و پيشتر از ما و پيام ((دشمن مردم ) ) حركت كند، يقينا اگر چنين اتفاقي رخ دهد، نمايش دشمن مردم در اجراي فرداي آن روز پاسخگوي نياز نسل خود خواهد بود. چون ارزش ها و لياقت هاي اين نمايشنامه به گونه اي است كه در هر نقطه اي از تاريخ اجرا گردد، حرف زمانه خود را خواهد گرفت و اين از شايستگي ها و ويژگيهاي ايبسن است، البته دشمن مردم ايبسن، از نگاه من. * هنريك ايبسن را به نوعي نقطه آغاز حركت درام از رئاليست به مدرن مي دانند. پذيرش چنين ديدگاهي چه تاثيري در شيوه اجرايي دشمن مردم خواهد? داشت - با وجود اينكه شيوه اجرايي من رئاليست و به نوعي واقع گرايي است، ليكن آنجايي كه احساس كنم تماشاگر براي همزاد پنداري با هر يك از شخصيت هاي دشمن مردم دچار مشكل مي شود، يقينا من در كنار تماشاگر خواهم بود. به تعبيري من از نوعي رئاليسم پيروي مي كنم كه مخاطب و تماشاگر كار، هر لحظه خود را در اثر ببيند و پا به پاي او حركت كند تا جايي كه در يك فضاي دموكراتيك، او بتواند سمت، جهت و راه خود را در فضاي ايبسن و در قرن بيست و يكم و در آغاز هزاره سوم آزادانه انتخاب كند. اين رئاليسم هم در ميزانسن هم در جزءجزء كارگرداني اثر لحاظ خواهد شد. پيام دشمن مردم، براين اساس ممكن است حتي در هر شب اجرا متفاوت باشد، چون حوادث جامعه قطعا ثابت نيست. با * يك نگاه اجمالي به شخصيت هاي نمايش، در مي يابيم كه حتي با وجود رابطه هاي نزديك خانوادگي، از يك سو منافع مادي يك شخصيت (شهردار ) و از سوي ديگر تلاش در راستاي اثبات يك انديشه در جهت منافع مردم (دكتر استوكمان ) در رويارويي مستقيم قرار آيا مي گيرد اين مقابله انديشه و مصلحت، مردم را دچار سردرگمي خواهد? كرد و اساسا مردم چه نقش تعيين كننده اي در اين چالش نمايشي خواهند? داشت - هميشه اين گونه است و اتفاقا اوج لحظه تراژيك، انديشه ورزي دكتر استوكمان در مقابل مصلحت گرايي و فرصت طلبي شهردار، نقطه اي تعيين كننده است. برعكس من تصور نمي كنم در اين نقطه تعيين كننده كسي بلاتكليف باشد. ممكن است به لحاظ فيزيكي و حتي حركتي، كاري انجام نگيرد. ليكن آيا مي توان مانع از انديشيدن و تفكر مردم شد. آنها در همين نقطه كه اشاره كردم، انديشه حتي مي كنند، اگر نياز باشد، ما براي چند دقيقه سكوت را بر صحنه و سالن حكمفرما مي كنيم، صرفا به اين دليل كه برخردورزي و تفكر تاكيد گذاشته باشيم. اينجا حرف من كارگردان با نويسنده كاملا با هم منطبق است. ما نياز داريم قبل از آن كه عمل كنيم فكر كنيم. اقليت براي ما، صرفاتعداد آماري انسانها نيستند. در دشمن مردم، اين تفكر و انديشه است كه مرز اقليت و اكثريت را تعيين مي كند. تماشاگران در انديشه كارگردان و در نقطه تفكر مي توانند حركتي دموكراتيك و كاملا پيش برنده داشته باشند و اين يكي از پيام هاي دشمن مردم است. در * جايي از مصاحبه بر حضور تماشاگر در اثر اشاره فرموديد، اين حضور در مقوله همزادپنداري خلاصه مي شود، يا به نوعي مربوط به شيوه اجرايي مثلا فاصله گذاري ?مي گردد - نه من شيوه برشت را مناسب براي انتقال پيام و مفاهيم اساسي نمايش دشمن مردم نمي بينم. بلكه مي خواهم در همان فضاي رئاليست كه قبلا به آن اشاره كردم، نمادي از تمامي طبقات اجتماعي و حرفه اي در يك منظر عمومي داشته باشم. اين * مميزي بين طبقات اجتماعي چگونه در صحنه شكل ?مي گيرد - در يك نماي عمومي و به شكلي كاملا منطقي و در فضايي به ظاهر دموكراتيك همه مردم شهر شركت مي كنند و حال به لحاظ نمايشي ما براي هر طبقه و حرفه اجتماعي يك نماينده را در صحنه ميدان عمومي شهر و به هنگام سخنراني دكتر استوكمان مستقر مي كنيم. تعهدا مي خواهم هر قشر و صنفي يك نماينده داشته باشد تا هر يك بتوانند در آئينه اي به وسعت زندگي، خود را در معرض آزمون داوري و در نهايت انتخاب قرار دهند. با * توجه به اين كه در حدود 130 سال از نوشتن اين نمايشنامه مي گذرد، تحليل حضرتعالي از مطابقت اوضاع و شرايط مقطع تاريخي در اروپا با شرايط فعلي چگونه? است - شايد يكي از معدود نويسندگاني كه دست كارگردان را براي اجراي آثارش نمي بندد همين هنريك ايبسن است همانطور كه او بر نويسندگان هم عصر و بعد از خودش تاثير بسزايي گذاشته است، براي كارگرداني آثارش نيز اين تاثير انديشه بسيار مهم و چشمگير است. آيا مي توانيم جامعه دموكراتيك و رفتار ناشي از دموكراسي را به امروز و يك سرزمين محدود ?كنيم دموكراسي در عصر زندگي ايبسن شرايط خود را داشته و يقينا در زمان من و شما تفاوت هايي دارد. در نسل پس از من و شما نيز دستخوش دگرگوني و تغيير و تحول خواهد شد. مهم اين است كه ما در ظرف دموكراسي چه محتوايي را قرار دهيم كه در تناسب با شرايط سياسي جامعه و پاسخگوي نيازها، آرزوها و دردمندي هاي مردم امروز باشد. با * توجه به حساسيت هاي شما در انتخاب بازيگر براي اجراي اين نمايش چه معيارهايي را براي شكل گيري گروه اجرايي در نظر خواهيد? داشت - من مدتها به اين مساله فكر هر كردم بار كه نمايشنامه را مطالعه مي كنم، در كنار هر يك از شخصيت ها چه محوري و چه غير محوري، تعدادي اسم قرار سپس مي دهم مجموعه انتخاب شده در ذهنم را كنار هم قرار مي دهم. اين كار بارها و بارها تكرار مي شود. تا اين كه سرانجام به مجموعه اي مي رسم كه در آن هر يك از عوامل اجرا اعم از بازيگران، طراحان و به ويژه كادر كارگرداني داراي ويژگيهاي موردنظر براي اجراي اين اثر بزرگ باشد و خيلي راحت بگويم انديشه، مطالعه، جست وجوگري وبه نحوي مقاومت، واژه هاي مشتركي در انتخاب همكاران من هستند كه البته تجربه، شرايط فيزيكي و انعطاف مورد نياز جهت هر نوع تغيير و دگرگوني در هر مرحله از تمرين و اجرا موردنظر من بوده اند. ما دو گروه اجرايي را انتخاب كرده ايم كه هر يك مي توانند ارزش هاي خاصي براي اجراي تفكر و انديشه ايبسن و من، در اجراي نمايش دشمن مردم داشته باشند و اين مساله از انتخاب بازيگر نقش دكتر استوكمان تا روزنامه فروش شهر رعايت شده و خواهد شد. آيا * زمان و مكان خاصي براي اجراي نمايش مشخص شده? است - بله خوشبختانه با همكاري و حسن نيت در خور سپاس رئيس مجموعه تئاتر شهر، ما در اين موارد نه تنها مشكلي نداريم، بلكه همه چيز پس از شش سال انتظار، مي رود تا با همراهي صميمانه اي اجراي دشمن مردم را سبب شوند. ما طبق مذاكراتي كه داشتيم قرار است دو اجرا در جشنواره بين المللي امسال و آن گاه در اولين فرصت اجراي عمومي را در سالن اصلي تئاتر شهر داشته باشيم. *... و سخن? آخر -من هم سپاسگزارم در درجه اول از خداوند بزرگ كه مرا در آستانه رسيدن به يكي از بزرگترين آرزوهايم قرار داد. از كساني كه به دور از مسائل حاشيه اي قرار است من و گروه اجرايي را ياري دهند، از مطبوعات و به خصوص شما كه زمينه اين گفت وگوي صميمانه را ايجاد كرديد، سپاسگزارم و از تمام كساني كه به عنوان منقد واقعي تئاتر، نقد براثر خواهند كرد، نه بر علي پويان. گفت وگو: مجيد حبيبي