Hamshahri corpus document

DOC ID : H-810117-54626S1

Date of Document: 2002-04-06

آيا نيمكره هاي چپ و راست مردان و زنان با هم متفاوت? است * قدرت بيان زنان به اين دليل از مردان بيشتر است كه زنان همزمان از نيمكره راست خود براي درك احساسات و از نيمكره چپ براي به كارگيري لغات استفاده مي كنند، در حالي كه مردان تنها از نيمكره چپ استفاده مي كنند. * مغز مردان به سادگي با اطلاعات زائد و غيرضروري پريشان نمي شود در حالي كه مغز يك زن ممكن است كمتر قابليت جدا كردن احساس را از دليل داشته باشد. بديهي است كه مردان و زنان، با يكديگر تفاوت هايي دارند. پسران و دختران نيز، يكسان نيستند. در هر دوره از زندگي ميان دو جنس ( (مونث )) و ( ( مذكر )) تفاوت هايي از نظر عمل و عكس العمل و يا در نحوه انجام كارها، ديده مي شود. تكنولوژي جديد به اين حقيقت دست يافته است كه در بسياري از رفتارهاي ذهني و فكري، زنان و مردان به گونه اي متفاوت از يكديگر عمل مي كنند. اسباببازي يك دختر كوچك با عروسك هايش بازي مي كند. فنجان ها و نعلبكي ها را كنار هم مي چيند، در حالي كه برادرش لگوها (قطعات خانه سازي ) را بر هم سوار مي كند يا با اسلحه اش مهماني چايي خواهرش را برهم مي زند. هدايت كشتي خانمي كه متصدي هدايت كشتي بود، براي اين كه مسير درست را بيابد، هر چند وقت يك بار به گونه اي صحيح و آرام، جهت حركت را كمي تغيير مي داد. اما متصدي ديگر كه يك مرد جوان بود، به يك سمت پيشروي مي كرد و به خوبي نيز هر چرخش را به ياد به داشت عبارت ديگر زن هدايت كشتي را با يك روند آرام و تدريجي انجام مي داد، اما هدايت توسط مرد، همراه با نوسانات زيادي به چپ و راست، ولي آگاهانه صورت مي گرفت. ارتباطات از نظر احساس شهودي، زنان به طور زيركانه و ماهرانه اي متوجه آهنگ هاي ظريف، صدا و حالات چهره و تغييرات مي شوند و از تغيير صدا يا حالت چهره به خوبي و سريع به فكر و روحيه طرف مقابل خود پي مي برند، بدون كمترين توضيحي، اما مردان حساسيت لازم را ندارند، به طوري كه قادر به تشخيص يك چهره غمگين نيستند، مگر آن كه از چشمان شخص اشك جاري شود. درك و شناخت زنان در يادگيري زبان و صحبت كردن از توانايي بالاتري برخوردارند. دقيقا مي توانند لغات مناسبي را در جاي خود بكار ببرند به طوري كه بيشترين تاثير را برطرف مقابل بگذارد. دانشمندان عقيده دارند كه اسراري درون مغز انسان است كه ما از آن بي خبريم. ((سيمون لي وي ) ) متخصص عصبشناسي از انستيتو SALK در سال 1991 كشف كردكه ( (بين مغز زنان و مردان تفاوت هاي قابل ملاحظه اي وجود دارد. )) اگر ادعاي وي صحيح باشد، تفاوت مي بايست از اختلاف بين ((حبابهاي ژلاتيني )) سه پوندي باشد. در طي يك دهه، عصبشناسان به دنبال مداركي دال بر اين تفاوت ها بودند. در كنفرانسي كه با حضور عصبشناسان صورت گرفت، اكثر متخصصين بر اين امر متفق القول بودند كه در ساختار مغز مردان و زنان تفاوت هاي اساسي وجود ولي دارد مطالعات به گونه نااميدكننده اي در اين مورد سكوت كرده بودند. اما هم اكنون با استفاده از دستگاه هاي عكسبرداري امروزي - كه انقلابي در عصر عصبشناسي به حساب مي آيند - محققان سعي كرده اند، تفاوت در عملكرد حقيقي مغز را در مردان و زنان بررسي كنند. با استفاده از تكنولوژي جديد مانند عمل ( (رزونانس ) ) تصاوير مغناطيسي (PET) و ( FMRI) محققان، فعاليت هاي مغز را در هنگام تفكر، احساس يا به يادآوري خاطرات، عكسبرداري پيش كردند از اين، محققين گزارش كرده بودند كه مردان و زنان در اولين لحظات براي خواندن يا استراحت كردن، از گروه نرون ها يا عصبهاي متفاوتي استفاده مي كنند. اما با توجه به تحقيقات جديدي كه هم اكنون انجام گرفته است، نتايج نشان مي دهد كه زنان در هنگامي كه داراي افكار غم انگيز و ناراحت كننده هستند، قسمت بيشتري از مغز خود را به كار اما مي گيرند احتمالا قسمت كمتري از مغز آنان در هنگام حل مسائل رياضي به كار گرفته مي شود. ( (پروفسور ريچارد هير ) ) از دانشگاه UCLA معتقد است: اكنون ما حقيقتا به داده هاي عملي دست يافته ايم. حتي در اين نقطه آغازين ما داده هايي داريم كه به وسيله آن مي توانيم از اين عقيده كه ((عملكرد مغز زنان و مردان از يكديگر متفاوتند ) ) به، شدت حمايت كنيم. مغز خود را همچون صفحه سفيدي فرض كنيد براي مقايسه تفاوت بين مغز زن و مرد، موضوع براساس عدم تفكر وخالي بودن مغز از هرگونه تفكر فرض مي شود. در ژانويه 1991 گروهي از دانشمندان به رهبري ((روبن گو ) ) از دانشگاه پنسيلوانيا 37 مرد و 24 زن را مورد مطالعه قرار دادند كه اكثرا به طور تصادفي انتخاب شده بودند. هر گروه داوطلب، مورد تزريق ((گلوكز راديواكتيوي ) ) قرار گرفتند - همان طور كه مي دانيد، گلوكز غذاي مغز است - نواحي فعال مغز، نسبت به نواحي كه كمتر فعال هستند، گلوكز بيشتري را مصرف مي كنند و در نتيجه ( (راديواكتيوي )) را كه منتشر مي سازد، با روش PET شناسايي مي شود. براي مدت 30 دقيقه هر داوطلب در يك مكان كاملا آرام و كم نور استراحت كرده و دراز مي كشد و در حالي كه چشم فرد داوطلب باز است، سر او درون يك تونل كه در ديواره آن نقاط حساسي وجود دارد، قرار مي گيرد. به داوطلب گفته مي شود كه استراحت كند، بدون اين كه هيچگونه فكري او را تحت تاثير قرار دهد. در اين هنگام PET در حال خواندن مغز داوطلب است. در قسمت غيرفعال مغز مردان، عمليات در ناحيه شقيقه اي اتفاق مي افتد. اين جا ناحيه اي است كه در آن افكار خشن - افكاري كه داراي باريك بيني و لطافت نيستند - تجلي يافته و كنترل مي شوند. مانند جنگيدن، كه معمولا از آن به عنوان قسمت ( (خزنده )) مغز ياد در مي كنند اكثر زنان در ناحيه غيرفعال مغز، نرون هاي عصبي و برآمدگي و چين خوردگي هاي سينوسي مغز حركت دارند. حتي محققين نيز مطمئن نيستند كه در كل، از اين قسمت چه نتيجه اي را مي توانند حاصل چرا كنند كه حقيقتا نمي توان به چيزي فكر نكرد. در واقع چيزي به نام ( (عدم تفكر ))- حتي براي مدت كوتاه - نيز بي معني است. بسياري از داوطلبين اظهار داشته اند، واقعا در بسياري از لحظاتي كه بر روي آنان آزمايش انجام مي گرفته است، در حال فكر كردن بوده اند. اكثر مردان به بازي، يا به كار خود فكر مي كردند، اما زنان بيشتر لغات مختلفي را به خاطر مي آوردند. همچنان كه ملاحظه مي كنيد، در ذهن مردان - نسبت به زنان - افكار پرتحرك، بيشتر مشهود مي باشد. شايد به همين دليل است كه مردان در عمل نسبت به زنان بيشتر مرتكب خلاف يا اعمال خشونت آميز مي شوند. عملكرد نيمكره هاي راست و چپ مغز طي مراحل بعدي، محققان متوجه شدند كه زنان و مردان براي تنظيم يا قافيه دار كردن كلمات، از قسمت هاي متفاوتي از مغز خود استفاده مي كنند. محققين به دنبال مركز شعرسازي (نظم دادن به حروف و كلمات ) در مغز، به اين نتيجه رسيدند كه اولين قدم براي خواندن، ايجاد صدا مي باشد. بنابراين، نظم به مفهوم مشخصه اي براي مهارت به حساب مي آيد 19 مرد و 19 زن داوطلب مي بايست لغات هم قافيه را با ظاهر شدن بر روي ((صفحه كليد ) ) به نظم درآورند. يك داوطلب در زير دستگاه قرار FMRI گرفت. در حالي كه چهار لاستيك شامل قسمت گيرنده هاي حساس، نقاط فعال مغز را در حين عمل مشخص مي ساختند، در هر يك از داوطلبين مرد، ناحيه اي در پشت سر و جلوي برآمدگي و چين خوردگي مغز (پشت ابروي سمت چپ ) فعال مي شد. بيش از يك قرن است كه محققان متوجه شده اند كه سمت چپ مغز، مسئوليت كنترل زبان و گويش را برعهده دارد. نيمكره سمت راست مغز، مركز احساسات و حركت است. شايد اگر قدرت بيان در زنان قوي تر است، به اين دليل است كه آنان همزمان از ( (نيمكره راست )) خود براي درك احساسات و از ((نيمكره چپ ) )براي به كارگيري لغات استفاده مي كنند. يعني برخلاف مردان كه براي صحبت كردن تنها از ( (نيمكره چپ )) خود استفاده مي كنند، زنان همزمان دو نيمكره را به كار مي گيرند. تحقيقات نشان داده است كه دختر بچه ها بهتر مي توانند از اسباببازي پسر بچه ها استفاده كنند، در حالي كه پسر بچه ها به خوبي قادر به بازي با اسباببازي دختران نيستند. روش هاي متفاوت در حل مسائل رياضي پروفسور ((هيو ) )زن 22 و 22 مرد داوطلب را در حالي كه مشغول حل مسائل رياضي بودند، بوسيله دستگاه PETاسكن، نمود. نيمي از مردان و نيمي از زنان، در حل مسائل رياضي امتيازي بيش از 700 و بقيه حدود 540 امتياز كسب كردند - اين نتايج هيچ گاه انتشار نيافت - تا اين كه در تابستان گذشته، در يك گردهمايي، دستگاه حساس را به نرمه گوش آنان متصل كردند و متوجه شدند كه زماني كه مسائل رياضي را به خوبي حل كرده بودند، سطح بيشتري از مغز خود را به كار گرفته اند. در حقيقت همه زنان و همه مردان، هر دو در حل مسائل رياضي موفق نكته بوده اند قابل توجه اين است كه زنان و مردان به روش هاي متفاوتي در حل مسائل رياضي متوسل مي شوند; ولي اين امر بدين معني نيست كه يكي بر ديگري برتري دارد. سرعت و دقت در درك احساسات محققان با استفاده از روش PETسعي، كردند سرعت و دقت درك احساسات را روي داوطلبين آزمايش اين كنند آزمايش ها نشان داد كه مردان، هيجانات و احساسات را به خوبي از چهره فرد مقابل خود درك نمي كنند. محققين از داوطلبان خواستند كه از بين چهار چهره، يك زن و يك مرد غمگين و يك زن و يك مرد ساده را تشخيص قريب دهند به اكثر زنان و مردان، چهره هاي شاد را تشخيص دادند. اما در مورد تشخيص چهره غمگين، موضوع كاملا فرق مي كرد. در نود درصد اوقات، زنان به خوبي از عهده اين آزمايش برآمدند. اما تنها 70 درصد مردان توانستند غمگين بودن چهره يك زن را تشخيص دهند. در واقع مردان نسبت به چهره ( (همجنسان ) ) خود حساس ترند. بر طبق تصاوير گرفته شده از مغز (Scan) زنان، براي تشخيص و درك احساسات طرف مقابل خود، انرژي و سطح زيادي از مغز خود را به كار نمي گيرند، در حالي كه مردان بيشترين سطح و انرژي را به كار مي گيرند ولي با اين همه باز هم به نتيجه مطلوب نمي رسند. عكس العمل در برابر شنيدن خبر .. پسري با لباس سياه در مراسم تشييع جنازه پدرش، زن خوشبختي كه به طور ناگهاني خبر طلاق خود را مي شنود... زن 10 و 10 مرد را با حوادث غمناك و ناگهاني مختلف آزمايش كردند. در حين شنيدن خبر و عكس العمل داوطلبين، محققان به عكسبرداري از مغز آنان پرداختند. در هر دو جنس (زن و مرد ) قسمت، شقيقه، فعال نشان داده شده بود. اما در زنان ناحيه فعال 8 برابر وسيع تر از سطحي بود كه در مغز مردان فعال شده بود. شايد به همين دليل است كه عكس العمل زنان هيجاني تر و احساسي تر از مردان است. در هنگام دلسردي و غمگيني، سيستم شقيقه اي بدون واكنش بوده و تقريبا مي توان گفت سست عمل مي كند. ( (جورج ) ) بر اين عقيده است كه اين احتمال وجود دارد كه به دليل تقلا و كشمكش غمگيني، اين مدار به گونه اي عمل مي كند كه باعث ضعيف شدن عمل سيستم شقيقه اي مي شود. نتايجي كه از آخرين و پيشرفته ترين روش ها و تكنولوژي هاي به كار گرفته شده در مورد مطالعه بر روي مغز به دست آمده بيانگر اين امر است كه فعلا نمي توان بر علمي بودن اين نتايج تاكيد كرد. اين تحقيقات مي تواند مانند ( ( مهمات ) ) براي جنگ بي پايان بين زن و مرد عمل كند. هنگامي كه ((داكوئل گور ) ) با دانشجويان دوره دكترا در ( ( ايلينويز )) در مورد تفاوت فردي بين زن و مرد صحبت مي كرد، گروهي از دانشجويان از او خواستند كه اين تحقيقات را به اطلاع عموم نرساند و از تبليغ در اين مورد خودداري ورزد. آنان از اين مساله نگران بودند كه مبادا حقوق خود را كه در طي 20 سال توانسته بودند به آن دست يابند از دست بدهند. آنان دلايل خوبي براي اين نگراني خود ارائه دادند. در بين مقالات انتخابي كتب علوم، اين مطالب به چشم مي خورند: ( (مغز مردان به سادگي با اطلاعات زائد و غيرضروري پريشان نمي شود. ) ) ((مغز يك زن ممكن است كمتر قابليت جدا نمودن احساس را از دليل داشته باشد. )) موضوع تفاوت فردي زن و مرد، نظر محققيني را كه در مورد IQ يا ضريب هوشي مطالعه مي كنند، نيز به خود جلب كرده است. حتي قبل از آن كه دانشمندان به تصاويري از مغز در حالت هيجان و تفكر دست يابند، شواهدي بر تفاوت بين مغز زن و مرد وجود داشت. در سال جراح 1880 انگليسي به نام ( (كويكتن براون )) از آناتومي مغز زن و مرد و تفاوت بين اين دو خبر داد. طي سال ها تحقيق در مورد سلول هاي عصبي مغز، متوجه شدند كه سلول هاي مغز در ((نيمكره راست ) ) عمل شنيدن و در ( (نيمكره چپ ) ) مسئوليت صحبت كردن را بر عهده دارند، كه در زنان اين قسمت اخير فعال تر از مردان است. تفاوت در مغز زنان و مردان شايد يكي از بهترين مطالعات تحقيقي بود كه در سال 1991 در دانشگاه كاليفرنيا انجام گرفت. روش مطالعه به اين صورت بود كه پس از مطالعه بر روي مغز 146 نفر متوجه شدند كه قسمت خلفي مغز زنان بيش از 23 درصد بزرگتر از مغز مردان است. هم چنين زنان مي توانند همزمان از دو نيمكره استفاده اما كنند مردان در آن واحد فقط مي توانند از يك نيمكره استفاده كنند. قدرت سخنوري زنان نيز به همين دليل مي باشد. زنان از قدرت تقليدي خوبي برخوردارند; شايد به اين دليل كه ارتباط بين دو نيمكره مغز آنان به خوبي برقرار مي شود. تنها مساله اي كه مطرح مي باشد اين است كه بتوانند اين مطالب را به خوبي تفسير كنند. تعداد سلول هاي عصبي حامل پيام نيز قابل بررسي هستند. كابل هاي تلفني، سيم ها و تعداد ارتباطي كه قادرند برقرار كنند، در اين مورد بهترين مثال خواهند بود، اما با تمام تحقيقاتي كه تاكنون انجام گرفته است، دانشمندان هنوز نتوانسته اند با اطمينان ادعا كنند كه ( (تعداد نرون ) ) يا سلول هاي عصبي مغز در زنان بيشتر است. بيولوژيست ها با بررسي تفاوت آناتومي، به موفقيت بيشتري دست يافتند. آنان با آزمايش بر روي موش ها 15 مورد متفاوت را - از نظر اندازه - پيدا كردند. كشف چنين تفاوت هايي در انسان ها بسيار مشكل تر خواهد اما بود در يك گردهمايي كه در ماه (( نوامبر ) ) برگزار شد، ((ساندرا ونلسون )) در دانشگاه آنتاريو نتايج مطالعه و تشريح مغز - نه جسد - را گزارش كردند، (اين مغز مربوط به اجساد افرادي بود كه در اثر سرطان فوت كرده بودند ). نتايج اين مطالعه نشان داد كه مغز زنان به طور متوسط، نسبت به مردان كوچك تر است - دليل اين امر را بايد در جثه ظريف و كوچك تر آنان، نسبت به مردان دانست - اما با اين وجود تعداد نرون هاي سلول هاي عصبي به ميزان 11 درصد در زنان بيشتر وجود دارد 11 اين درصد اضافي براي فراگيري سريعتر، به خاطرسپاري اصوات، زبان و كلمات به كار مي روند. قبل از تولد، مغز جنين تحت تاثير هورمون جنسي - با توجه به تفاوت در مقدار و اندازه و بسته به جنسيت جنين - شكل مي گيرند. دانشمندان معتقدند براي كسب تجربه در اين مورد كه چگونه هورمون باعث تغيير مغز جنين مي شود، مانع اخلاقي وجود دارد. اما طبيعت بي رحم است، دختران به ندرت با نقص به دنيا مي آيند. اين امر منجر به پيشرفت آنان در سطح بالاتري نسبت به مردان اين مي شود دسته از دختران به عنوان يك جنس مونث، اتومبيل، كاميون و اسباببازي هاي پسران را ترجيح مي دهند (در علم پزشكي به اين نوع دختران CAH مي گويند ) و بقيه دختران به بازي هاي دخترانه و بازي كردن نقش مادر علاقه بيشتري نشان مي دهند. عملكرد هورمون هاي جنسي در دوران قبل از تولد پسراني كه شبيه دختران رفتار مي كنند و دختران CAH(كه داراي افكاري پسرانه هستند ) از، نظر فيزيكي نرمال نيستند و والدين آنها، متوجه اين تفاوت ها هستند و آنان را نيز به گونه اي متفاوت از ديگر فرزندانشان تربيت مي كنند. براي آزمايش چنين كودكاني، مي بايست دختراني را كه خصوصيت پسرانه دارند با پسران و پسراني كه خصوصيت دخترانه دارند، با دختران مورد مقايسه قرار داد. بنابر اين اگر چنين دختراني در بازي هاي پسرانه موفق هستند يا در حل مسائل رياضي از دختران عادي - كه رفتاري دخترانه دارند - موفق تر باشند و بالعكس پسراني كه خصوصيت دخترانه دارند و نسبت به پسران عادي - كه رفتار پسرانه دارند - از قدرت سخنوري بالايي برخوردار باشند، ديگر مشكل خواهد شد كه بتوان دليل قابل قبولي ارائه داد كه هورمون ها به تنهايي بر هوش فرد موثرند، يا تجربه اي كه فرد در طول زندگي كسب كرده است نيز در اين ميان نيز بسيار موثر است. با تمام اينها بعيد به نظر مي رسد كه بتوان به طور دقيق گفت كه كدام قسمت از مغز دختران و پسران رشد يافته يا كم رشد كرده است. هم چنين در مورد پسران نيز نمي توان چنين اظهار نظر كرد، چرا كه دختران و پسران در طول زندگي، تجربيات كاملا متفاوتي را از زندگي و اجتماع خود كسب مي كنند و با شرايط مختلفي روبه رو مي شوند. روابط پيچيده اجتماعي و تاثير آن بر زن و مرد متفاوت است و شايد نتوان به راحتي به اين رابطه و عكس العمل دست يافت. در حقيقت مطالعات، هيچ گونه مدركي دال بر موثر بودن تربيت يا وراثت ارائه نداده است. تنها چيزي كه مي توان گفت اين است كه هم تاثيرات بيولوژيكي و هم تاثيرات اجتماعي، هر دو به وضوح بر رفتار و درك انسان تاثير دارند. عكسبرداري به روش FMRI و PET نيز در اين مورد كه: ((چگونه مغز زنان و مردان از زندگي اجتماعي تاثير مي پذيرد )) ساكت، و بدون جواب مانده است. تاكنون مغز كودكان براي تصويربرداري، مورد آزمايش قرار نگرفته است، اما مطالعات بر روي جنين و نوزادان از نظر تفاوت هاي مغزي بر حسب جنسيت، در حال كشف مي باشد. تكنولوژي جديد و قوي عكسبرداري از مغز، تنها آغازي براي جواب به اين پرسش قديمي است كه ( (چه چيزي باعث تفاوت زن و مرد? مي شود ) ) تمام اين مطالعات، ما را وامي دارد كه به اين تفاوت ها بيشتر فكر كنيم. اگر اولين يافته هاي جديد باعث آشفتگي، اميد و نااميدي متوالي ما نشوند، تنها كليدي براي ما خواهند بود; كليدي كه ما را متوجه ساختار متفاوت زن و مرد مي سازد; تفاوتي كه ناشي از تربيت و وراثت توام با يكديگر است. و اين مهم نيست كه طبيعت با ما چه كرده، بلكه انتخاب احساس و تجربه و ايمان به زندگي است كه ما را مي سازد و مي گويد كه چه هستيم. نوشته: شارون بگلي منبع: مجله نيوزويك مترجم: مهندس مهرك فيض ساكت