Hamshahri corpus document

DOC ID : H-810117-54621S4

Date of Document: 2002-04-06

نگاه توسعه پايدار در بخش كشاورزي افزايش پرشتاب جمعيت جهاني از يك سو لزوم توليد بيشتر مواد غذايي را ايجاب مي كند و از سوي ديگر، بايد به گونه اي از زمين هاي زراعي محدود و حتي رو به كاهش موجود در دنيا بهره برداري كرد تا ضمن حفظ ميزان توليد، كمترين آسيب به محيط زيست و منابع پايه وارد شود. با اين نگرش موضوع كشاورزي پايدار به عنوان زيرمجموعه اي از توسعه پايدار بيش از پيش بايد مورد توجه پژوهشگران و نظريه پردازان مسائل كشاورزي و زيست محيطي قرار گيرد. در اين كه بايد از كاهش توليد جلوگيري كرد ترديدي نيست. حتي ضرورت افزايش توليد نيز انكارناپذير است. به همين دليل سازمان خواربار و كشاورزي ملل متحد (FAO) بر لزوم افزايش عملكرد محصولات كشاورزي در واحد سطح تاكيد كرده است و حتي با قيد فوريت خواستار آن شده كه اين مساله به صورت اضطراري مورد توجه قرار گيرد. زيرا همزمان با كم شدن محل زمين هاي زراعي قابل دسترسي، بايد غذاي كافي براي جمعيتي كه شتابان در حال رشد است تامين كرد. البته چالش از همين جا آغاز مي شود و اين سوال مطرح است كه آيا مي توان به هر دو هدف كه ظاهرا در دو سوي مخالف هم قرار گرفته اند دست? يافت يعني افزايش توليد در واحد سطح و كاهش آسيب به زيست بوم و منابع پايه. در اين زمينه كارشناسان و صاحبنظران كشاورزي معتقد هستند، بشر در گذشته تابع و يا همسو با طبيعت بوده و به مرور كوشيده است تا مقتضيات طبيعت را با منافع خويش سازگار كند. اكنون بشر دريافته كه اين اوست كه بايد منافع خود را با مقتضيات طبيعت همخوان كند وگرنه مغبون و مقهور طبيعت خواهد شد. از اين رو به اين نتيجه رسيده است كه بايد با تركيب و تلفيق و تطبيق مواهب طبيعي با آنچه كه او به مدد دانش و فن بر طبيعت تحميل كرده است راه درست و پايدار را انتخاب كند. در كشاورزي پايدار به اجرا درآوردن آن دسته از شيوه هاي توليدي مورد نظر است كه همراه با بالا بردن توان توليد، كمترين آسيب را به منابع طبيعي وارد كند. به دليل روند انحطاط مداوم زمين و منابع طبيعي ( آب، خاك و منابع ژنتيكي ) كشاورزي، پايدار در كانون توجه قرار گرفته است. اكنون اين ضرورت احساس مي شود كه فعاليت هاي توليدي و حفاظتي خلاق و جديدي بايد به اجرا درآيد. فعاليت هايي كه كشاورزان را در شيوه هاي توليد كشاورزي به راه هاي موثرتري كه از لحاظ زيست محيطي درست و از لحاظ اقتصادي كارآمد و قابل اجرا باشد سوق دهد. كشاورزي پايدار هدفي طولاني مدت تلقي مي شود كه از طريق آن بايد تنگناهايي كه بر كارآيي اقتصادي، مباني مستحكم زيست محيطي و پذيرش اجتماعي نظام هاي توليدي كشاورزي در جهان تاثير مي گذارند حل و فصل شود. كشاورزي پايدار شامل قدرت توليد، سودآوري، حفاظت از منابع طبيعي و محيط زيست است. به عبارت ديگر كشاورزي پايدار نوعي كشاورزي است كه در آينده اي قابل پيش بيني، كارآ، اقتصادي و سودآور باشد، از منابع طبيعي حفاظت كند و بهداشت وكيفيت غذا و ايمني را بهبود بخشد. براي كشاورزي پايدار مي توان تعريف هاي گوناگوني داشت، اما اين تعاريف بايد سه ويژگي ذاتي و اساسي را داشته باشند: از 1لحاظ زيست بومي ( اكولوژيك ) درست و منطقي باشد. اقتصادي 2 و سودآور باشد. از 3 لحاظ اجتماعي عادلانه و انساني باشد. براين اساس اجزاي تشكيل دهنده كشاورزي پايدار بر حسب فناوري كشاورزي از اين قرار است: الف فعاليت هاي زراعي و اصلاح نباتات ب مديريت آب و خاك ج مبارزه غيرشيميايي با آفات و گياهان هرز د توليد محصولات زراعي و دامي به طور هماهنگ. حفظ محيط زيست و بهداشت عمومي از عناصر اصلي تشكيل دهنده كشاورزي پايدار است كه بيش از هر چيز تحت تاثير مقدار و نحوه مصرف مواد شيميايي (سموم و كودهاي شيميايي ) قرار دارد. مواد شيميايي در كشاورزي، در حفظ محصول و تقويت زمين و افزايش توليد نقش دارند. اما بي ترديد مصارف بي رويه آنها كه توام 7با انجام عمليات نامناسب زراعي شود، قطعا موجب تخريب خاك و محيط توليد مي شود، ضمن آن كه بر كيفيت محصولات توليدي و استانداردهاي مصرف نيز تاثير منفي خواهد گذاشت. اگر مصرف سموم و كودهاي شيميايي بيشتر از حد مجاز صورت گيرد، زمينه مناسبي براي بر هم خوردن تعادل هاي طبيعي فراهم مي شود. به نحوي كه مواد آلي خاك شديدا كاهش پيدا كرده و در نتيجه حاصلخيزي طبيعي خاك ها دچار نقصان خواهد شد. در كشور ما بخش كشاورزي از توانايي هاي بسيار بالايي چه از نظر منابع و چه از نظر توليد برخوردار است كه بسياري از اين توانايي ها هنوز ناشناخته است. بنابراين نمي توانيم و مجاز نيستيم تحت هيچ شرايطي امكانات موجود راكه براي حفظ زندگي نسل امروز و فردا لازم است به خطر بيندازيم. به اين منظور بايد خود را مجهز به علم روز دنيا كنيم. در جهان امروز براساس فناوري هاي جديد مطالعات بسيار گسترده اي در زمينه مصرف بهينه مواد شيميايي در عرصه طبيعت صورت گرفته است. در اين زمينه مي توان به جديدترين روش حفظ محصولات كشاورزي كه مورد قبول كليه دانشمندان نيز هست يعني مديريت تلفيقي عوامل خسارت زا (I.P.M) اشاره كرد. مديريت تلفيقي آفات ( I.P. M) در زمينه مبارزه با آفات، روش هايي را به كار مي گيرد كه حداكثر نتيجه را براي كشاورزي دربر داشته باشد و حداقل آسيبها را به محيط زيست وارد كند. مديريت تلفيقي آفات مستلزم كاستن از وابستگي به آفت كش هاي شيميايي و افزايش اتكا به فعاليت دشمنان طبيعي آفات است.