Hamshahri corpus document

DOC ID : H-810116-54611S1

Date of Document: 2002-04-05

آزاد چون پرنده نگاهي كوتاه به محدوديت هاي موجود براي دختران سارا پارسا شايد در نگاه اول بي معني به نظر برسد، اما تا به حال شده كه پسرها راجع به مشكلات دختر بودن فكر? كنند آيا واقعا دختر بودن مشكلات خاصي دارد كه پسرها از آن خبر ?ندارند آيا دنياي دخترها با دنياي پسرها چنان متفاوتند كه هيچ پسري نمي تواند آن را درك? كند آيا اين مناسبات دوطرفه? است بسياري از دخترها معتقدند كه پسر بودن بهتر بسياري است از دخترها هم اساسا از اينكه دختر هستند، خوشحالند، ولي با اين حال دختر بودن خشك و خالي; با دختر بودن در شهري مثل تهران، شيراز، اصفهان، اهواز، آبادان و. كمي فرق دارد. در ايران نگاه خاص به جنس مخالف، چالش هاي بسياري به همه مردم تحميل كرده است. نه جامعه شناسان و نه روانشناسان حاضر نيستند راجع به اين موضوع به راحتي حرف بزنند. علت اين قضيه ربطي به گزارش ما ندارد، اما يكي از روانشناسان مقيم تهران زماني كه در مقابل اصرارهاي ما براي پاسخ به سوالاتمان راجع به مشكلات دختر بودن قرار گرفت، بي حوصله گفت: ((شما منتظريد كه من بگويم، دختران در ايران محدودتر از پسرها هستند، ولي من اين حرف را? نمي زنم! )) بازي شماره 1 اينكه پسرها بخواهند براي چند لحظه خودشان را جاي يك دختر بگذارند، بازي ذهني كهنه اي است كه شايد تقريبا براي همه آنها اتفاق افتاده باشد. اما وقتي قرار است پسري با صداي بلند فكر كند و به اين بازي بپردازد، اوضاع كمي متفاوت است. بيشتر پسرها در اين بازي ذهني شكست مي خورند و در ميانه راه حرف هايي مي زنند كه چندان منطقي به نظر آنها نمي رسد معمولا فكر مي كنند كه اگر دختر بودند، دختر خوبي نمي شدند! يك خانم ميانسال كه مادر دو پسر نوجوان است، در اين باره معتقد است كه پسرها اساسا نسبت به دخترها، ( ( شرورتر ) ) او هستند هر چند كه خود تجربه بزرگ كردن دختر را پشت سر نگذاشته اما با يادآوري نوجواني و جواني خود مي گويد: ( (من هيچ وقت به دنبال چيزهايي كه پسرهايم هستند، نمي روم. آنها به چيزهايي فكر مي كنند كه شايد هيچ وقت به ذهن يك دختر نرسد. )) اما در اين ميان دخترها، نظرات متفاوتي دارند. خانم جمالي، دبير يكي از دبيرستان هاي تهران با قاطعيت مي گويد كه ( (تمايل رفتارهاي پسرانه ) ) در ميان دختران افزايش پيداكرده و او اين موضوع را جوابي به رشد احساسات ( ( استقلال طلبانه ) ) دختران مي داند. او مي گويد كه دختران براي كسب استقلال بيشتر به دنبال پيروي از پسران هستند، چون پسرها در اين زمينه هميشه چند گام جلوترند. از سويي ديگر او معتقد است كه بعضي از پسرها مي توانند مشكلات بعضي از دخترها را درك كنند. مثال او، مثال پسري است كه هميشه بايد قبل از تاريك شدن هوا در خانه باشد و هميشه رفت وآمدها و روابطش توسط خانواده اش كنترل مي شود. اين خانم دبير، يكي از خاص ترين تفاوت هاي كنوني دختران و پسران را همين كنترل سخت گيرانه مي داند. محدوديت خود خواسته شايد در بررسي كنترلي كه دخترها را احاطه كرده است، بسياري از دخترها در نخستين جملاتشان پدرها و مادرهايشان را زير سوال ببرند و تمامي اين كنترل ها را بي معني بدانند، اما در اين ميان كساني نيز هستند كه وجود اين كنترل هاي بي حد و حصر و گاه افراطي را معلول رفتارهاي دخترها ظرف چند دهه اخير مي دانند. آنها معتقدند كه اين كنترل، نتيجه كشف لذت خودخواسته كنترل شدن است! به بيان واضح تر دخترها خودشان خواسته اند كه بيشتر از پسرها كنترل شوند! اين نظريه به ظاهر عجيب در ميان دختران نيز طرفداراني دارد. شقايق، دخترجوان تهراني در اين باره معتقد است كه نوعي رفتار ((قيم جويي ) ) در ميان دختران ايراني رواج او دارد اين رفتار را ثمره چند هزار سال اعتقادات و روش زندگي ايرانيان مي داند و مي گويد: ( (در ضمير ناخودآگاه جمعي ما ايراني ها اين موضوع به همين شكل جا افتاده و به همين دليل هم زنان و دختران ايراني به اين موضوع، نه به عنوان يك محدوديت، بلكه به عنوان يك اصل منطقي نگاه مي كنند. )) منطق پدر يك دختر در كنار همه محدوديت هاي نسبي موجود براي دختر يك خانواده ايراني، پدر اين خانواده نيز حرف هايي شنيدني، براي گفتن دارد. حرف هايي كه شايد دهان سخت ترين منتقدان را نيز مي بندد. آقاي ضياييان كه خود در خانواده اش سه پسر و يك دختر دارد، درباره علت تفاوت برخورد او با تنها دختر و پسرانش مي گويد: ( (من هيچ مشكلي با آزادي يا راحتي دخترم ندارم، فقط مسئله اين است كه وقتي پسرانم تا نيمه هاي شب در جشن تولد دوست شان شركت مي كنند، خودشان مي توانند به خانه برگردند، ولي وقتي دخترم در يك ميهماني اين چنيني شركت مي كند، خودش از من مي خواهد كه به دنبالش بروم. او از اين كه شبانه به خانه بازگردد مي ترسد و من به او حق مي دهم. )) او همين موضوع را علتي براي محدوديت ناخودآگاه دخترش مي داند. دختر آقاي ضياييان نمي تواند تا ساعت نه شب در كلاس هاي تقويتي اش شركت كند، چون اين امكان وجود دارد كه كسي براي همراهي او وقت نداشته باشد. كوچه هاي تاريك و خلوت شهر بزرگي در تهران در ساعات پاياني شب، چندان امن به نظر نمي رسد. يكي از دختراني كه خود از تردد در شب مي ترسد، در تشريح ترس خود به خبري استناد مي كند كه دو ماه پيش توسط پليس منتشر 110 شد. در اين خبر از دختران و زنان شرق تهران خواسته شده بود كه در ساعات شب براي سوار شدن به مسافركش ها دقت كنند، چون آمار اذيت و آزار دختران در شرق تهران افزايش پيدا كرده بود. او يك زن است اما همه چيز به ترس حضور دختران در ساعات پايان شب خلاصه نمي شود. تفكرات سنتي و تعصبآلود مردانه كه بيشتر به داستان هاي دهه 20 ادبيات ايران شبيه است هنوز در ميان برخي از خانواده ها ديده مي شود. داستان هايي كه گاه با اغراق نويسنده، آميخته شده و بيشتر، تخيلي به نظر مي رسند، هنوز نه تنها در ميان مردان ميان سال ايراني كه حتي در ميان جوانان نيز ديده مي شود. شك هاي بي دليل و بي مورد يا سخت گيري هاي بچه گانه برخي از شوهران جوان و حتي گاه تحصيلكرده نشان مي دهد كه اين آب از سرچشمه آلوده است. زهرا دختر جواني است كه دو سال پيش در رشته فيزيك از دانشگاه گيلان فارغ التحصيل شده و با يكي از همدوره هاي دانشگاهي اش ازدواج كرده است. او در مقابل سوالات ما راجع به برخي محدوديت هاي زنان و دختران با تلخي مي گويد كه مجبور است براي خروج از خانه از شوهرش اجازه بگيرد. شوهر او جوان 26 ساله است كه در دبيرستان هاي تهران تدريس مي كند. متاسفانه تلاش ما براي گفت وگو با شوهر اين خانم جوان بي نتيجه مي ماند، در عوض مرتضي كه از روزنامه نگاران پايتخت است وقتي از اعتقادات خود راجع به زندگي زناشويي و همسرش سخن مي گويد، به اين اعتقاد كه گاه مردان متعصب ريشه همه اين محدوديت ها هستند، كمك مي كند. او چنان از همسر خود سخن مي گويد كه گويي از يك رقيب حرفه اي يا آشناي دورش حرف مي زند. عدم اعتماد او به همسرش تا آن جا پيش رفته كه حتي حاضر نيست، سند خانه مسكوني اش را به نام همسرش بگيرد و از اين كار طبعا مي ترسد او براي همسر خود محدوديت هايي نيز ايجاد خواهد كرد. جالب است كه همين شخص در محل كار خود روابط نزديك و بسيار صميمانه اي با همكاران برقرار مي كند و اين موضوع را با نوع برخورد همسرش با ديگران بي ارتباط مي داند. او مي گويد: ((من يك مردم و او يك زن است ) ) و همين واژه كوچك دوحرفي، يعني ((زن ) ) گناهي است كه همواره بر پيشاني زن هايي اين چنين سنگيني مي كند. رنگ سياه جبري نانوشته درباره رنگ پوشش زنان و دختران در دو دهه اخير انتقادات بسياري وجود دارد. انتقاداتي كه در بسياري از موارد كاملا منطقي به نظر اما مي رسد هنوز دختر جوان ايراني در دانشگاه ها و دبيرستان ها مجبورند كه لباس هايي به رنگ هاي تيره ( سياه، سورمه اي، يا قهوه اي ) بپوشند و حتي حركت هاي نمادين چون پوشيدن لباس هايي با رنگ روشن از سوي يكي از نمايندگان زن در مجلس نيز نتوانسته به بهبود اين وضع كمك قابل توجهي بكند. در واقع رنگ ( (سياه )) هيچ گاه رنگ رسمي لباس هاي دختران نبود، اما به جبري نانوشته طي گذشت چندين سال، خواسته يا ناخواسته به رنگ هميشگي پوشش زنان بدل شد و امروزه حتي اگر در برخي دانشگاه ها يا دبيرستان ها هيچ محدوديتي نيز وجود نداشته باشد، بسياري از دختران جوان رنگ هاي تيره را براي لباس هاي خود انتخاب مي كنند. بدون شك اين موضوع با اجبار هاي غير عقلي و غير شرعي در نحوه پوشش دختران و زنان بي ارتباط نيست و ريشه اين تفكر نيز در ميان لايه هاي سنتي جامعه ايراني كاملا آشكار است. روزهاي نخستين آغاز به كار ششمين دوره پارلمان ايران را اگر به ياد بياوريد، حتما سخنان يكي از نمايندگان زن دوره پنجم در خاطراتتان مانده كه گفته بود اگر نمايندگان زن دوره ششم بدون چادر ولو با پوشش كامل شرعي به مجلس وارد شوند آن ها را كتك خواهد زد. پس با اين وضع اين بخش نياز به توضيح زيادي ندارد و خود حديث مفصل بخوان از اين مجمل! پي نوشت: x ( (آزاد چون پرنده )) (bird a as free) نام ترانه اي است از گروه Beatles we that life the to happend [Wheater knew once bird a as free so feel me made Always ترجمه: هر ] چه بر سر زندگاني كه روزگاري مي شناختيم آمده باشد كه هميشه حس آزاد بودن چون پرنده را در من [مي انباشت