Hamshahri corpus document

DOC ID : H-810116-54608S3

Date of Document: 2002-04-05

روزي نحس براي طبيعت مژگان جمشيدي ( (مي گويند در دربار شاهان هخامنشي 112 ستون برپا بوده كه چند روز مانده به آغاز بهار، در هر ستون بذرهاي چندگونه گياه مختلف را كه از ارزش بيشتري برخوردار بودند مي كاشتند. در طي اين مدت چندتن از كارشناسان فن نيز به بررسي جوانه هاي به عمل آمده مي پرداختند تا با انتخاب مقاوم ترين و بهترين گونه گياه موردنظر اين بذرها را در اختيار كشاورزان ايراني قرار دهند. اين سبزه ها تا روز سيزدهم نوروز تحت مراقبت قرار مي گرفت و بالاخره در روز موعود يعني سيزده بدر اين سبزه ها در رودهاي پرخروش رها مي گشتند. اما درخصوص نحسي اين روز بايد به يونانيان اشاره كرد كه در سال 52 ميلادي 13 نوروز را بنا به دلايلي به عنوان ((عدد نحس )) وارد فرهنگ ايرانيان كردند )). و به اين ترتيب از آن زمان تاكنون، ايرانيان به بهانه حضور در طبيعت و لذت از يك روز گردش در عرصه هاي طبيعي نحسي 13 را به طبيعت مي برند و آنچه در اين گيرودار جاي بحث دارد نحوه اجراي مراسم سيزده بدر در حال حاضر است. شهروندان ايراني به خصوص ساكنين شهرهاي بزرگ، تنها يك روز در سال فرصت اين را مي يابند تا به دور از سروصدا و قيل و قال هاي شهرنشيني تجربه يك روز با طبيعت زيستن را كسب كنند و در ابتداي سال نو، با استنشاق هواي پاك كوه و دشت و صحرا براي يكسال پراز كار، نفسي تازه كنند و انرژي از دست رفته را جايگزين كنند و از طرف ديگر، به قولي نحسي 13 را در اين روز از خانه و كاشانه به طبيعت مي برند. ولي جاي بسي تاسف است كه اين شهروندان عزيز، تنها با همين حضوريك روزه خود چنان نحسي 13 را از خود مي زدايند و به طبيعت مي ريزند به طوري كه طبيعت ايران همه ساله بي رحمانه ترين ضربه ها را بر پيكر خود وارد مي بيند و اگر نيك بنگريم، درمي يابيم كه اين شهروندان چندان هم مقصر نيستند. چون مفهوم طبيعت را هرگز درك نكرده اند و از ضرورت هاي لازم براي حفظ و حراست محيط زيست بي اطلاع اند و در يك كلام از فرهنگ سالم زيست محيطي بي بهره اند. چرا كه در طي سال ها تحصيل در دبستان، دبيرستان و دانشگاه و در ميان هزاران هزار صفحات كتب درسي، تعداد صفحاتي كه در اين خصوص به آنان آموزش داده باشد حتي به تعداد انگشتان يك دست هم نرسيده است. از طرفي در سطح رسانه هاي جمعي مثل صدا و سيما هم هرگز به طور ريشه اي به اين موضوع پرداخته نشده و عملا ارزش محيط زيست و طبيعت ايران از ديد مسئولان و برنامه سازان سيما از سريال هاي آبكي و تيزرهاي تبليغاتي چيپس و پفك و ماكاروني هم كمتر است كه هرگز به سمت و سوي آن كشيده نمي شوند. محيطزيست ايران هميشه با تفكرات سودجويانه و منفعت طلبانه همراه بوده تا با نگرش هاي خردمندانه و پايدار. شايد بهتر باشد روز 13 فروردين را به جاي روز طبيعت و آشتي با طبيعت به روز تهاجم به طبيعت و يا روزي نحس براي طبيعت نام گذاري كرد. روزي كه همه ساله زخمي بزرگ بر طبيعت ايران وارد مي شود. چه زخمي بالاتر از آثار به جا مانده از پسمانده ها و زباله هاي بازيافتي و غيربازيافتي و از همه بدتر انبوه بطري هاي پلاستيكي نوشابه هاي خانواده كه از بلنداي البرز گرفته (دماوند ) تا اعماق دره هاي زاگرس حضور اين مهمانان ناخوانده و مزاحم بلاي جان طبيعت شده است. چه تهاجمي بالاتر از اين كه در اين روز از پرندگان كوچك و بزرگ گرفته تا پستانداران عظيم الجثه هدف تير شكارچيان حرفه اي و غيرحرفه اي قرار مي گيرند. آيا لگدمال كردن گلزارها و چيدن هر رستني و گياه اعم از زينتي و خوراكي، و شكستن شاخه هاي درختان و آتش زدن بوستان ها و جنگل ها و... براي طبيعت ايران يادآور روزي نحس نخواهد? بود ايرانيان باستان در اين روز براي تحقق نيات خود سبزه هاي طبيعت را گره مي زدند و امروز ما براي گذراندن صرفا يك روز، به جاي گره زدن سبزه، بي رحمانه هر رستني را از ريشه درمي آوريم و لگدمال مي كنيم و آتش مي زنيم. البته خوشبختانه با بارش باران رحمت الهي در روز سيزده بدر، جدا از اين كه بسترهاي خشك و تفيده رودخانه ها و چشمه سارها سيراب شد، طبيعت از هجوم سيل آساي شهروندان تا حدي در امان ماند و كمتر از سال هاي گذشته، پذيراي نحسي سيزدهمين روز فروردين شد.