Hamshahri corpus document

DOC ID : H-810116-54606S4

Date of Document: 2002-04-05

ياد بابك سيدحسيني درگذشت سرنوشت چه ها در سر دارد بابك سيدحسيني چند ساعت پيش از سال تحويل در پاريس سكته مغزي كرد و ظهر پنج شنبه 8 فروردين درگذشت. بابك از آن چهره هاي درخشاني بود كه رخ نشان نداد و به ميل خود در گمنامي ماند. آنان كه او را از نزديك مي شناختند، مي دانستند بابك در ادبيات و فلسفه چه آينده تابناكي دارد. اين روزها رضا سيد حسيني در سوگ سنگيني به سرمي برد. هم درد پدر بودن را بايد تحمل كند و هم درد از دست دادن اثري كه 35 سال به پاي او زحمت كشيده است: بابك ( (اثر )) رضا سيدحسيني تجلي همه روياهاي اوست. اين جمله را رضا سيدحسيني بارها در سوگ سنگين فرزندش تكرار كرد: ( (مي خواستم با سرنوشت بجنگم، جنگيدم و شكست خوردم. )) رخ بنماي، گه گهي، كز پي آرزوي تو / بر دل و جان عاشقان سخت شكست مي رود. بارها وسوسه كشف عمق اين جمله مرا به كنجكاوي واداشت تا جست وجو كنم، از چگونگي اين جنگ با سرنوشت كه همه آن در درون او گذشته است، اما نتوانستم. بابك سيدحسيني در سال در 1345 تهران به دنيا آمد. سه سال در شيراز الكترونيك خواند و براي فراگيري منطق و فلسفه راهي فرانسه شد. رساله كارشناسي خود را درباره گانگيلم و كارشناسي ارشد را درباره شخصيت گذراند و مشغول رساله دكتري اش درباره فلسفه علم گاستون باشلار بود كه اجل مهلتش نداد. بابك مي كوشيد سويه اي ديگر از شخصيت باشلار را كه در ايران كاملا ناشناخته مانده است نشان دهد. انبوه نوشته هاي بازمانده از او در اين زمينه و زمينه هاي ديگر كه اكثر به زبان فرانسه است حيرت انگيز است. رضا سيدحسيني اينك در برابر نوشته هايي قرار گرفته كه ترجمان آنان برايش مملو از عشق، درد و رنج است. اگر دست اجل روياهاي رضا سيدحسيني را درو نمي كرد، او صاحب كشتزاري بود كه فقط از ثمره و زيبايي آن لذت مي برد و سرمست مي شد. اما اينك بابك سيدحسيني، اين دشت بي نهايت، روبه روي اوست. كه مي داند سرنوشت چه روياها در سر دارد. چه شيرين چه تلخ ((وه ) ) زندگي ادامه دارد: پس از مرگ بابك، اعضاي بدن او به تصميم خانواده اش هديه شد تا مرگ او نيز در خدمت زندگي باشد. ترجمه كتاب ((خشونت دست آموز ) ) نوشته ايو ميشو از بابك سيد حسيني در راه است كه به زودي منتشر مي شود. احمد غلامي