Hamshahri corpus document

DOC ID : H-810115-54604S2

Date of Document: 2002-04-04

احزاب سياسي در مصر قوه قضاييه مصر با ترسيم چهارچوب احزاب سياسي مصر و تحكيم آن، نقش مهمي در فرآيند تحول دموكراتيك در اين كشور ايفا كرده است. البته در مصر رشد احزاب با موانع و كارشكني هاي دولت روبه رو است. احزاب - به طور كلي - بدون رشد حكومت كه نمونه و الگوي آنهاست، نمي توانند رشد كنند. رشد گرايش هاي افراطي و خشونت در ميان احزاب اپوزيسيون چيزي جز واكنش به گرايش هاي افراطي و خشونت حاكميت نيست. تصور تاسيس احزاب قوي ودموكراتيك در نظامي كه برپايه قهر و خشونت و سركوب آزادي هاي فردي قرار بعيد دارد، مي نمايد. احزاب وقتي مي توانند بال و پر بگيرند و وظايف خود را انجام دهند كه نظام سياسي و اجتماعي، فرصت كامل انجام اين نقش را براي آنها فراهم سازد. نخستين مساله در مقوله دموكراسي از نظر اجتماعي به موضوع دموكراسي در درون جنبش هاي سياسي مربوط مي شود. منظور همان ارتباطي است كه در درون احزاب سياسي، راس حزب را با قاعده آن پيوند مي دهد. اين پيوند، نخستين تشكل تكوين سلطه سياسي در جامعه است. مساله دوم در مقوله دموكراسي، به پيوند موجود ميان احزاب سياسي فعال و ميزان توان آنها در تعامل دموكراتيك ميان خود بازمي گردد. زيرا هر يك از آنهاخود را نماينده مصالح لايه هاي اجتماعي مشخصي مي داند. اين تعامل بايد بر مبناي گفت وگو و رقابت مسالمت آميز و سازنده باشد نه بر اساس خشونت ودشمني و نفي متقابل. سومين مساله، كيفيت روابط موجود ميان احزاب ودولت يا حكومت مركزي و چگونگي اين روابط و راه گشايش تنش هاي پيش آمده ميان دو طرف است. در اين چهارچوب عمومي، ما شاهدبرخي از وجوه زندگي حزبي در مصر هستيم. تجربه معاصر احزاب سياسي در مصر به سال 1976 باز مي گردد كه سادات رئيس جمهور پيشين مصر طي فرماني دستور داد سه تريبون در درون تنهاحزب سياسي (اتحاد سوسياليست عرب ) ايجاد شود كه نمايانگر گرايش هاي راست و ميانه و چپ بود. وي در 11 نوامبر 1976 دستور داد اين سه تريبون به سه حزب سياسي تبديل شوند. حزب سوسياليست عرب تنها حزب حاكم دوران عبدالناصر و سادات از 1960 تا 1976 بود. سه حزب سياسي ياد شده عبارت بودند از) 1 حزب مصر سوسياليست عربي (حزب مصرالعربي الااشتراكي ) كه در آن هنگام نخست وزير مصر دبيركل اين حزب بود. در سال 1978 پس از تاسيس حزب دموكراتيك ملي توسط سادات، حزب مصر سوسياليست عربي خود را منحل اعلام سادات كرد رئيس حزب دموكراتيك ملي شد و اغلب اعضاي حزب مصر سوسياليست عربي به اين حزب پيوستند. ) 2 حزب آزادگان سوسياليست (حزب الاحرار الاشتراكيين ) كه رئيس آن مصطفي كامل مراد، يكي از اعضاي گروه افسران آزاد در انقلاب ژوئيه 1952 به رهبري جمال عبدالناصر بود. ) 3 حزب تجمع ميهني پيشرو وحدت طلب (حزب التجمع الوطني التقدمي الوحدوي ) كه خالد محي الدين - كه او نيز عضو گروه افسران آزاد بود - دبيركلي آن را به عهده گرفت. قانون احزاب مصر در سال 1977 منتشر شد كه ضوابط تشكيل احزاب و چهارچوب فعاليت هاي حزبي را مشخص مي كرد. هم اكنون احزاب زير در مصرفعاليت دارند: حزب ملي دموكراتيك ( با 1978 موافقت كميسيون احزاب ) تجمع ملي دموكراتيك ( باموافقت 1976 كميسيون احزاب ) حزب آزادگان سوسياليست ( با 1976 موافقت كميسيون احزاب ) كار ( با 1978 موافقت كميسيون احزاب ) ( (وفد )) نوين ( موافقت 1978 كميسيون احزاب و سپس حكم قضايي در سال ) 1983 امت ( 1983 در دوره سادات ) مصر جوان ( با 1990 حكم قضايي ) سبزها ( با 1990 حكم قضايي ) خلق دموكراتيك ( با 1992 حكم قضايي ) مصر سوسياليست عرب ( حكم 1992 قضايي ) حزب دموكراتيك ناصري عربي ( حكم 1992 قضايي ) حزب عدالت اجتماعي ( با 1992 حكم قضايي ) حزب همنوايي اجتماعي ( 1992 با حكم قضايي ) حزب وفاق ملي ( با 1992 حكم قضايي ). از فهرست احزاب سياسي ياد شده، روشن مي شود كه اغلب اين احزاب پس از عدم تاييد كميسيون احزاب وابسته به دولت، مجوز فعاليت خود را از قوه قضاييه اين گرفته اند به معناي آن است كه قوه قضاييه مصر با مساعدت به پايه گذاري احزاب سياسي مصر، نقش مهمي در فرآيند تحول دموكراتيك اين كشور ايفا كرده است. رقابت احزاب و امكان جايگزيني حكومت احزاب اپوزيسيون مصر به رغم وجود گستره اي كه مي تواند زمينه توافق ميان آنها باشد، با هم متحد نشده اند. بي گمان جايگزيني حاكميت يكي از اركان اساسي دموكراسي واقعي است. اما آنچه را كه در عملكرد احزاب از يك سو و ماهيت نظام سياسي كشور از سوي ديگر مي بينيم بر عدم امكان جايگزيني و تناوب حاكميت در مصر دلالت دارد. با توجه به سيطره حزب دموكراتيك ملي و روابط ويژه اش با دستگاه هاي دولت و محدوديت تاثير احزاب - چه در ترسيم سياست هاي عمومي يا نفوذ آن در پايگاه هاي مردمي - تصور انتقال حاكميت به يكي از احزاب اپوزيسيون دشوار مي نمايد. ساختار رقابت حزبي در مصر بخشي از نظام سياسي اين كشور است كه منعكس كننده ويژگي هاي اين نظام است اما مهمترين ويژگي ساختار رقابت حزبي، تناقض ميان قوانين و نهادهاي نظام از يك سو و واقعيت هاي عملي از سوي ديگر است. شرط اساسي رقابت حزبي در يك نظام كثرت گراي حزبي، آزادي تاسيس احزاب است كه ضرورتا وجود دو حزب و بيشتر را ايجاب مي كند. منظور از آزادي تاسيس احزاب نيز همان امكان ورود به بازار سياسي (همانند بازار اقتصادي ) است. اين كار فقط جنبه قانوني و اسمي ندارد بلكه جنبه عيني و عملي هم دارد. ((زندگي حزبي )) در اين حالت، نشانگر واقعيت هاي جامعه با همه جريان ها و گروه هاي گونه گون آن يعني اعطاي فرصت به همه نيروهاي سياسي جامعه براي بيان هدف هاي خود در رقابت هاي حزبي است. دشواري هايي كه دولت مصر در راه اعطاي مجوز به احزاب و فعاليت آنها ايجاد كرده باعث روي آوردن آنها به سوي قوه قضاييه شده است. همان طور كه در فهرست احزاب مصر ديديم بسياري از آنها پس از نااميدي از گرفتن مجوز از كميسيون احزاب وابسته به وزارت كشور با حكم قوه قضاييه به فعاليت مشغول شده اند. قانون احزاب سياسي فعاليت احزاب را مشروط به موارد زير دانسته است: عدم تعارض برنامه هاي اين احزاب با اصول اسلامي و اصول انقلاب 23 ژوييه 1952 (به رهبري عبدالناصر ) و احكام قانون شماره ( ) 23 سال 1978 مربوط به پاسداري از انسجام جبهه دروني و صلح اجتماعي و صيانت نظام سوسيال دموكراتيك. آرايش نيروهاي حزبي در مصر در مصر تنوع قومي يا مذهبي وجود ندارد اما در كنار اكثريت مسلمان، اقليت مسيحي قبطي نيز زندگي مي كنند، به طور كلي در جامعه مصر از وجود به اصطلاح ((پديده گروه هاي متخاصم و متنازع ) ) خبري نيست. در محور ايدئولوژيك ((چپ - راست )) شماري، از گرايش ها و ديدگاه هاي سياسي وجود دارد. در طيف احزاب سياسي جامعه مصر، حزب ((تجمع ميهني پيشرو )) در قطب چپ و ائتلاف دو حزب ( (وفد و اخوان المسلمين ) ) در قطب راست و حزب ملي دموكراتيك در ميانه راست محور قرار مي گيرند. پژوهش ها نشان مي دهد نقش، حزب حاكم - حزب دموكراتيك ملي - در زندگي سياسي مصريان كاهش يافته كه اين امر باعث تمايز ايدئولوژيك ميان احزاب شده است. تا سال 1979 قطببندي نظام حزبي مصر چندان برجسته نبود. در آن سال، راستگرايان با حركتي ضعيف و چپگرايان با حركتي معقول، فعاليت خود را آغاز در كردند آن هنگام حزب آزادگان در طيف راست جاي مي گرفت اما حزب وفد - كه يك حزب قديمي مربوط به اوايل قرن بيستم است - با ظهور خود جاي حزب آزادگان را گرفت. سپس چپ گرايان ميدان گرفتند اما طولي نكشيد حزب كار كه يك حزب اسلامي است جاي آن را گرفت و در سال 1979 تاكنون اپوزيسيون واقعي نظام مصر است. با استقرار نظام حزبي و فراروي از مرحله وابستگي مستقيم به حاكميت سياسي، احزاب كوشيدند مواضع ايدئولوژيك خود را روشن تر بيان كنند. اين امر درباره حزب تجمع نيز صدق مي كند كه از 1976 تا 1990 تقريبا يگانه قطب چپگرايان مصر بود. اين را نزد حزب وفد هم مي بينيم كه در سال 1984 با اخوان المسلمين متحد شد اما بعدها براي تمايز نسبي از آن حزب، اين اتحاد را بر هم زد. البته احزاب كار و آزادگان و اخوان المسلمين در سال 1987 با هم ائتلاف كردند. اقتباس و ترجمه: يوسف عزيزي بني طرف