Hamshahri corpus document

DOC ID : H-810115-54600S1

Date of Document: 2002-04-04

در بطن يك آئين گفت وگو با هوشنگ جاويد پژوهشگر موسيقي نواحي ايران استاد حسن طيبي، لله وا نواز مازندراني استاد يحيي باغچغي استاد خليفه كريم صفوتي اشاره: موسيقي آئيني - مذهبي ايران بخشي مهم از فرهنگ موسيقايي ماست كه در گوشه گوشه اين سرزمين حضور و بروز داردو به دليل تقيدات مذهبي و اخلاقي خاص نوازندگان و خوانندگان بومي هر منطقه توانسته رسوخ و نفوذي ويژه داشته باشد و ملوديها و نغمه هاي جاودانه اي بر همين اساس ساخته هوشنگ شود جاويد پژوهشگر موسيقي آئيني كه نزديك به 20 سال در موسيقي آئيني - مذهبي تحقيق و پژوهش ميداني كرده و همچنين نخستين جشنواره موسيقي آئيني - مذهبي به كوشش وي در سال جاري پاي گرفته، به پرسشهايي درباره اين گونه موسيقايي پاسخ گفته است. * شايد بهتر باشد گفت وگو را با تعريف و تقسيم بندي اي كه از موسيقي آئيني ارائه مي دهيد شروع? كنيم - موسيقي آئيني، موسيقي زندگي است. اين موسيقي به صورت آهنگهاي مختلف و در تمام مراسم، آداب و حالات انسانهاي جامعه جاري بود، اما امروزه به دليل تهاجم رسانه ها و... متاسفانه اين نوع از موسيقي رنگ فراموشي به خود گرفته و در حال اضمحلال است. و اما در مورد تقسيم بندي موسيقي آئيني، مي توان آن را به انواع: موسيقي سور، سوگ، ايام خاص، حوادث و بلايا، عزا، اعياد ويژه، مبارزه و پيكار، اوقات فراغت، نيايش، توسل، آئين هاي وصل، سفر و... تقسيم بندي كرد. * برپايي جشنواره هاي موسيقي تا چه حد مي تواند در احيا و جلوگيري از فراموشي موسيقي آئيني موثر واقع? شود - جشنواره موسيقي آئيني مي تواند به نوعي نگهدارنده و آرشيوي بشود براي ثبت و ضبط باقيمانده ها و يا پيدا كردن آنچه كه در حال مرگ است. به عنوان مثال نغمات چاوش خواني در ايران در حال حاضر در حال از بين رفتن است، اما با پژوهش، تحقيق و شناسايي افراد بازمانده مي توان اين نغمات را كه نوعي نغمه شاديانه با روح مذهبي است و تبليغ خداگرايانه در آن نهفته به است، نسل جوان معرفي و روي نغمات آن كاركرد تا بتوان مثلا چيزي به نام موسيقي بدرقه و موسيقي استقبال براي عصر حاضر پديد آورد، چرا كه در گذشته اين هنر آئيني، به همين منظور به وجود آمده و كاربرد داشته است. * به رغم نبود روش آموزشي معين، اين نوع از موسيقي برخلاف انواع ديگر موسيقي ها، توانسته است به صورتي هر چند كمرنگ تر از گذشته به حيات خود ادامه دهد، اما هيچ تضميني براي بقاي آن درآينده نيست، با اين تفاسير آيا به نظر نمي رسد نيازمند تدوين روشي آموزشي و تعريف شده براي موسيقي هاي آئيني باشيم، ضمن يادآوري اين مطلب كه موسيقي داناني چون دكتر محمدتقي مسعوديه قدم هايي در راه ثبت و نت نويسي اين گونه آواها برداشته? بودند - اصولا فرهنگها به دليل توارد سيستمهاي جديد در آنها ميرا هستند. در گذشته، ميرايي فرهنگ ققنوس وار بود، اما امروزه اين طور نيست، فرهنگي كه به هر دليل مي ميرد ديگر قابل احيا نيست، چرا كه جهان با تئوري شتاب فزاينده به سوي جهاني شدن و آن مفهوم دهكده جهاني پيش مي رود و ما فقط مي توانيم آهنگ آن را در شرايط فعلي كند كنيم. نه فرمول تعريف شده اي براي اين گونه مبارزه داريم و نه ديوار آتشي براي خود تعريف كرده ايم، در نتيجه استادان بازمانده در قالب آئين ورزان كهنسال مي ميرند، بدون آن كه شاگرداني از خود به جاي گذاشته باشند. قرن، قرن پليدي شده كه با مرگ هر پرچمدار آئين، براي هميشه، آن پرچم به خاك مي افتد. براي گريز از اين اتفاق اگر همين دقيقه نجنبيم، يك ساعت بعد دير است چه رسد به فردا. * موسيقي آئيني تا چه حد مي تواند به عنوان منبعي پژوهشي در يافتن نغمه هاي گمشده ايراني و... پژوهشگران موسيقي را ياري? دهد - موسيقي آئيني مي تواند با پژوهش صحيح و كارآمد به روز، در زندگي انسان معاصر و نسلهاي بعد جريان خود را پيدا كند و در تمام لحظات انسانهاي خسته از ماشين، سيستمهاي ماشيني و استرسهاي ناشي از اين زندگي، براي لحظاتي خلاص شود و قاعده اين قضيه; پژوهش بسيار عميق، گسترده و با حمايت را طلب مي كند. * حمايت از جانب چه? كساني - اين حمايت مي تواند از سوي دستگاههاي فرهنگي و هنري كشور بويژه فرهنگ و ارشاد اسلامي و سازمانهاي آموزش عالي كشور صورت بپذيرد. مثلا به جاي آن كه در سازمان آموزش عالي در رشته هاي هنري، دانشجويان را به هنرهاي بيگانه راغب كنند و آنها مجبور باشند پايان نامه هاي خود را در زمينه هنرهاي بيگانه بنويسند، اين مساله براي چند سالي مطرح باشد كه در همه زمينه ها به هنرهاي ايراني و متوني كه در حال خاك خوردن است و همين طور بازنگري در متون نوشته شده و غلطيابي از آنها بپردازند. به اين صورت منابعي به دست مي آيد كه مي تواند هم دست اندركاران را براي رسيدن به اهدافشان ياري كند و هم جوانان از فرهنگ و هنرهاي خود بيگانه نشوند. بنابراين بايد دانشجويان رشته هاي مختلف هنري را براي پايان نامه هاي هنري به سوي گردآوري و قدم زدن در خاك ايران و تهيه منبع از متن اصلي در محل واداشت، تا بدين طريق او با همه ريزه كاريها و راز و رمزهاي نهفته در هنر كهن اين سرزمين آشنا شود، والا نوشتن متن از روي كتابها و پژوهشهاي آرشيوي هيچ دردي از دانشجوي ما دوا نمي كند و استادان با تكرار آن متون گذشته چيزي از فرهنگ كهن باستان را، چه در زمينه هاي مذهبي و چه ملي منتقل نمي كنند و آنچه كه بر جاي مي ماند، خطي است بر كاغذ. عزيزان دست اندركار فرهنگي را به ويژه در زمينه آموزش ارجاع مي دهيم به رساله (( منيه المريد ) ) از شهيد ثاني تا يك بار آن را مطالعه كنند و بدانند كه روشهاي سينه به سينه يعني چه. * فصل مشترك موسيقي آئيني با موسيقي هاي نواحي و رديفي ايران تا چه حد? است - وقتي كه مي گوييم موسيقي آئيني، موسيقي زندگي است، يعني آنچه كه در نواحي كشور به عنوان موسيقي نواحي مي شناسيم در اين موسيقي جاري است. يعني آيين هاي سور، سوگ و بسياري از آيينهاي ديگر، نغماتي از موسيقي را در خود دارند كه اگر چيزي از آن باقي مانده، بعضي به نام مقام شناخته اند (يعني پرده ) بعضي، هم به نام ((هوا ) ) و... پس اين موسيقي همان چيزي است كه مي توان آن را روح رديف موسيقي ايران و موسيقي نواحي كه امروزه مي شناسيم دانست. به همين دليل است كه بايد آيينها را حفظ كرد و در تمامي زواياي آن مطالعه كرد. در * اثر گسترش ارتباطات ميان فرهنگها در دهه هاي اخير كه پيامد آن تاثيرپذيري و تاثيرگذاري فرهنگهاست بر يكديگر، سبب پيش كشيدن بحثي به نام ( (بحران هويت )) از سوي برخي افراد و مجامع فرهنگي گرديده، اين بحران تا چه حد توانسته موسيقي آييني را كمرنگ تر? كند - وقتي بحث هويت پيش مي آيد، اين داراي دو شكل است، يكي هويت فردي كسي كه در يك اجتماع زندگي مي كند و در آن سهيم است و ديگري بحث هويت پنهان جامعه. انسانها وقتي در كنار هم قرار مي گيرند ممكن است ديدگاهها و افكار مختلفي داشته باشند، اما در يك نقطه با هم همفكرند. مثلا اين كه روح تعصب، شرف، نيكوكاري و فداكاري در يك لحظه در يك جامعه شكل مي گيرد و مجموع افراد به يك هويت واحد مي رسند و آن را ابراز هم مي دارند; به عنوان نمونه داد آزاديخواهي زدن براي كشورهاي مظلوم. هويت در اينجا براي انسانها در فكر واحدشان مورد تهديد قرار نمي گيرد، بلكه بايد ازطريق رسانه هاي جمعي در زمان حاضر، اين هويت را هم راهنمايي كرد و هم تقويت. پس بحران در هويت نيست، در نوع برنامه ريزي و نگرش سيستماتيك دولتي است. در جوامع امروز، بي برنامگي و نشناختن اين هويت از سوي دست اندركاران فرهنگي مانند بمباران شيميايي هويت يك جامعه است و همان گونه كه پيشينيان گفته اند و به امروز رسيده است: ( (وقتي كه ما برنامه ريزي نداشته باشيم، شيطان براي ما برنامه ريزي مي كند. )) پس آنچه كه به عنوان بحران هويت، حتي در موسيقي كه مطرح مي كنيم، در حقيقت گناه سيستمهاي وارداتي، رسانه ها، ماهواره و.. نيست، ريشه ها را بايد پيدا كرد تا هويت يك جامعه چه در حفظ آيين ها و چه مراحل ديگر تقويت شود. * با اين تفاسير، آيا فكر مي كنيد راهي براي روزآمدي اين گونه هنرها با توجه به شرايط و خواسته هاي روز جامعه وجود داشته? باشد - براي پر كردن اوقات فراغت جوانان سالهاست كه، شعار مي دهند، در حالي كه آيين هاي اوقات فراغت در گذشته داراي موسيقي خاصي بوده كه يك شاخص آن كه در خدمت كودكان، نوجوانان و جوانان بوده، ( ( حكمت خواني ) ) است. در حكمت خواني، خنياگر با نقل داستانهاي موسيقايي ضمن آنكه اوقات فراغت جوانان و نوجوانان را پر مي كرده، به نوعي آموزش رفتاري، گفتاري و معرفتي مي داده و نسلها را با ميراث هاي قوي در دو شكل ملي و مذهبي آشنا مي كرده، اما امروز به دليل حضور اسباب رسانه اي در خانه ها، چه شهر و روستا و چه نقاط دور و نزديك اين مساله از ميان رفته و در عوض چيزي به نام ( ( برنامه ) ) در ميان جامعه رخنه كرده كه خود اين برنامه در هسته اصلي دچار سرگرداني و نداشتن تعريف است. گفت وگو: شكرالله رحيم خاني