Hamshahri corpus document

DOC ID : H-810115-54598S2

Date of Document: 2002-04-04

مناسبات سياسي، اقتصادي و فوتبال در قاره بزرگ آسيايي ها با اقتدار به جام جهاني مي روند آسيايي ها مي آيند تا با هاله اي از اقتدار و رشد سياسي بر شهرت و آوازه خود بيفزايند. قاره بزرگ آسيا براي بزرگ شدن و پيوستن به جمع كشورهاي پيشرفته و صنعتي جهان ميزبان جام جهاني است. براي اولين بار در تاريخ جام جهاني فوتبال، دو كشور به طور مشترك ميزبان بزرگترين رويداد ورزشي جهانند. شايد بازيهاي المپيك به نوعي در برگيرنده تمام كشورهاي جهان باشد، اما جام جهاني فوتبال براي خود موقعيت جداگانه اي دارد. فوتبال وارد دنياي صنعتي و اقتصادي مي شود، فوتبال در لابه لاي حركت هاي سياسي، اجتماعي و حتي فرهنگي جهان رسوخ كرده است. حالا در بازار سهام و نوسان ارزي كشورها، فوتبال نيز دخالت دارد، حالا فوتبال درآمد ارزي دارد و درعرصه سياست مردان خود را بر اريكه هاي قدرت سياسي مي نشاند. فوتبال كه ناقل تصاوير و آفريننده احساس، علاقه مندي و حتي هيجان است يكي از راههايي است كه به يك كشور امكان مي دهد تا نقش اجتماعي خود را ايفاكند، كاركنان خود را به تحرك وادارد، اعتبار خود را بالا ببرد و تصوير خود را در ميان مردم روشن تر كند يا تغيير دهد. برپايه تحقيقات نشانه شناختي كه در اين زمينه انجام گرفته است هر ورزش داراي تصوير خاصي اگر است شمشيربازي مظهر نجابت، سنت و دقت ورزش فوتبال است، مظهر اقتدار گروهي و همبستگي اجتماعي است. فوتبال در هر پنج قاره جهان به فراخور شرايط سياسي، تاريخي وجغرافيايي به طور موازي پيش مي رود. سنگال به جام جهاني مي آيد، آمريكا و روسيه هم هستند، آلمان چشم به جام دارد، همانگونه كه نيجريه دارد. ترينيدادوتوباگو آخرين تلاش خود را انجام داد كه به جام جهاني برود، فوتبال آسيا دچار شوك شده آسيايي ها است دير زماني است براي ميزباني جان كنده اند تا ژاپن و كره جنوبي بتوانند به طور مشترك ميزبان آن شوند. جامهاي زيادي برگزار شد، پولهاي كلاني در صندوق فوتبال ريخته شد، جام قهرماني باشگاههاي آسيا، جام جام درجام، پادشاهي تايلند، جام رياست كره جنوبي، جام كشورهاي خاوردور، جام كشورهاي تازه استقلال يافته و جامهاي ديگري كه بتواند آسيا را جهاني كند. روياي آسيايي ها به يقين تبديل شده است. همانند گذشته پول در اين ميان حكايت خود را دارد و بسيار تعيين كننده است. بعضي از باشگاههاي ثروتمند براي حفظ ونگهداري استعدادهاي با ارزش و ناشناخته ناگزير از به كارگيري و هر چه بيشتر سرمايه ها و اندوخته هايشان خواهند بود و تعدادي ديگر به مكانهايي پرتاب مي شوند كه راه بازگشت نخواهند واقعا داشت در مقابل ثروت ژاپن و كره جنوبي رشد يافته ديگر كشورهاي فقير چه بايد بكنند. فوتبال پاكستان، هندوستان، سريلانكا، نپال و...? كجاست فوتبال يمن در مقابل ثروت عربستان چه مي تواند انجام دهد. مناسبات سياسي در اين ميان چه مي شود. بايد باور كنيم كه قانون پول در فوتبال آسيا حاكم شده است. به ورزشگاههاي مجهز وبي نظيرعربستان نگاه كنيم، به پولهاي كلاني كه در اين راه مي رود. طبيعي است كه فوتبال در اين ميان به سوي سرمايه داران خواهد رفت. پول در ايتاليا بابرلوسكوني نيز بدين شكل كنار آمد. در مراسم قرعه كشي و تعيين ده تيم صعودكننده آسيا نيز شعاع اين اعمال نفوذ را ديديم. امارات و عربستان سرگروه اين شدند تازه گام اول بودو بعد از آن كه ما از قافله ها عقب مانديم. فوتبال در پهناورترين قاره جهان آسيا كهن ترين و پهناورترين قاره جهان هرگز نتوانسته به وسعت سرزمينهايش در فوتبال رشدكند. آن فوتبال نيز كه براي سحر و جادو به كار مي رفت و در سنت، آداب و حالات جامعه جنبه تطهير و مبارزه با شياطين را داشت چندان با فوتبال امروز همخواني نداشت. اگر اروپائيها در تاريخ اين رشته را آورده اند كه اولين بار چيني ها نوع تازه اي از بازي، به نام جوجيتسو (فوتبال ) را كشف كردند، براي رهيابي و رديابي پايه هاي اوليه اين رشته پرهياهو و پرطرفدار است. فوتبال نوين در اواخر قرن نوزدهم درآسيا رواج يافت و دليل آن هم سفرهاي دريايي بود كه اروپائيان به ويژه انگليسيها وپرتغاليها به آسيا داشتند و در سواحل خشك به بازي طريقه مي پرداختند انتقال هم طبيعتا از جانب همين كاپيتانها و ملوانان دريايي صورت گرفته و پايه و اساس صحيحي نداشته اولين است بار كه فوتبال به المپيك راه يافت در سال ( ) 1900 يعني در دومين دوره المپيك نوين بود كه كشورهاي جهان آن را جدي گرفتند، اتفاقا انگليس فاتح اولين دور شد، چون خود بنيانگذار فوتبال بود. از يازده مرد آن روز كه بازي فينال را 4 برصفر از فرانسه بردند هيچكس در قيد حيات نيست. آخرين آنها ((بوكنهام )) بود كه چهل سال پيش از دنيا رفت. آسيايي ها كه المپيك را يك مكان ورزشي بزرگ مي پنداشتند به فوتبال نيز توجه كردند و با در نظر گرفتن خصوصيات فيزيكي طريق نزديك را به خود انتخاب كردند. آسيا اولين بار در سال 1936 در المپيك برلين قدم به ميدان فوتبال گذاشت، اما ژاپن و تايوان دو نماينده قاره خيلي زود از صحنه رقابتها خارج شدند. هند، اندونزي، تايلند، كره جنوبي و ايران در نوبتهاي بعدي در اين رقابتها شركت كردند. به هر جهت آنچه فوتبال آسيا را هدايت مي كرد، همان آموخته هاي بازيكنان اروپايي بود، ژاپن، تايوان، هندوستان و ايران زودتراز بقيه به دنبال فراگيري و پيداكردن راه پيشرفت رفتند و هر كدام به فراخور و پذيرش جامعه شان رشد كردند. اما تمام آنها خيلي زود اسير جام، پيروزي و موفقيتهاي زود هنگام شدند و اصل و اساس اين رشته را به فراموشي سپردند. قبل از مسابقه هاي فوتبال جام ملتهاي آسيا، كشورهاي اين قاره در بازيهاي آسيايي به رقابت مي پرداختند. هندوستان، تايوان و كره جنوبي در اوايل بازيهاي آسيايي به دليل نفوذ انگليسيها و نقش استعمار قدرت برتر فوتبال به حساب مي آمدند. از ايران 1960دهه به عنوان يكي از سه قطب برتر فوتبال شناخته شد كه نتيجه اش پيروزي در مقابل هندوستان وراهيابي به المپيك 64 و قهرماني آسيا در 1968 بود. سيامك قليچ خاني