Hamshahri corpus document

DOC ID : H-810115-54596S2

Date of Document: 2002-04-04

باورهاي نادرست درموردبيماريهاي قلبي بشر در قرن گذشته ميلادي شاهد وقوع اپيدمي هاي وسيع امراض غيرواگير بخصوص بيماريهاي قلبي - عروقي (حملات قلبي، سكته هاي مغزي و فشار خون بالا ) بوده است. ويژگيهاي افراد و جوامعي كه در آغاز وقوع اپيدمي هاي مورد اشاره، گرفتار اين بيماريها مي شدند و همچنين تلفات زياد ناشي از ابتلابه بيماريهاي مذكور، باعث بوجود آمدن تعبيراتي در اذهان اقشار مختلف جامعه و حتي شاغلين حرف مرتبط با سلامتي شده است. اين تعبيرات، به تدريج به باورهايي عمومي تبديل شدند كه برخي درست و بعضي ديگر نادرست هستند. با توجه به اين نكته كه باورهاي مرتبط با سلامتي نقش تاثيرگذاري بر اولويت بندي و تخصيص منابع محدود مادي و انساني در رابطه با پيشگيري و كنترل بيماري هاي قلبي - عروقي دارند; در اين مقاله سعي خواهد شد ضمن معرفي چند نمونه از باورهاي رايج در اين زمينه، هريك از آنها با استناد به مدارك و شواهد موجود، مورد بررسي قرار گيرند. باور اول: بيماريهاي قلبي مشكل كشورهاي توسعه يافته هستند بيماريهاي قلبي - عروقي سالانه موجب مرگ حدود 15 ميليون نفر ( درصد 30 از كل مرگ و ميرها ) در سراسر جهان مي شوند. دو سوم از اين مرگها، در كشورهاي در حال توسعه اتفاق مي افتد به گونه اي كه رقم مرگ و مير در اثر سكته مغزي در كشورهاي در حال توسعه بيش از دو برابر اين ميزان در كشورهاي توسعه يافته بوده و تعداد مرگ و مير ناشي از حملات قلبي در كشورهاي فقير و غني جهان تقريبا برابر است. طبق برآوردهاي موجود در كشورهاي چين و هند كه تقريبا نيمي از جمعيت كشورهاي در حال توسعه را در خود جاي داده اند; سالانه پنج تا شش ميليون نفر در اثر ابتلا به بيماريهاي قلبي - عروقي جان خود را از دست مي دهند. باور دوم: بيماريهاي قلبي، مشكل ثروتمندان هستند امروزه در سبك زندگي تقريبا تمامي جوامع بشري، تغييرات عمده اي ايجاد شده است. در آغاز دوره وقوع اپيدمي بيماريهاي قلبي، مردم مرفه كه در كشورهاي توسعه يافته زندگي مي كردند; به واسطه دسترسي به فرصتها و امكانات لازم براي ايجاد تغيير در سبك با زندگي، انجام اقداماتي نظير مصرف غذاهاي حاوي چربي فراوان، استفاده زياد از اتومبيل (و در نتيجه كاهش تحرك جسماني ) و استعمال دخانيات، تغييرات عمده اي در سبك زندگي خود بوجود آوردند. به تدريج امكان انجام اين گونه رفتارها كه زمينه ساز ابتلا به بيماريهاي قلبي - عروقي هستند; براي اقشار مختلف جامعه فراهم شد. نكته قابل توجه آن كه با گذشت زمان، شيوع ريسك فاكتورهاي بيماريهاي قلبي - عروقي در اقشار مرفه جامعه كه خود مروج رفتارهاي مضر سلامت بودند; بخصوص ثروتمندان شهري، به واسطه دسترسي بيشتر و بهتر به اطلاعات لازم در زمينه رفتارهاي بهداشتي و آگاهي از نحوه تغيير اين گونه رفتارها، كاهش يافته و در مقابل افراد فقير جوامع شهري و روستايي كه دسترسي كمتري به اين اطلاعات داشته و از پول و امكانات محدودتري براي انجام اقداماتي نظير ((مصرف غذاي سالم )) ((ورزش، و فعاليت ) ) و... برخوردار بودند; بيشتر در معرض ريسك فاكتورهاي بيماريهاي قلبي - عروقي قرار گرفتند. براساس نتايج تحقيقات اخير در كشورهاي آمريكاي لاتين و جنوب شرقي آسيا كه بيماريهاي عروق كرونر قلب درآنها شايع هستند; بسياري از ريسك فاكتورهاي بيماريهاي عروق كرونر در افراد طبقات پايين اجتماعي - اقتصادي شايع تر بوده و به عبارت ديگر فقر موجب افزايش شيوع بيماري هاي قلبي - عروقي مي شود. اكنون در كشورهاي صنعتي كه اپيدمي بيماريهاي قلبي از افراد ثروتمند جوامع شهري آنها آغاز شده نيز شيوع بيماريهاي قلبي - عروقي در افراد نسبتا فقير بيشتر است. در هر حال همواره در اپيدمي هاي بيماريهاي قلبي، فقيرترين كشورها و فقيرترين افراد در اين كشورها، بيشترين آسيبپذيري را داشته و بدترين تبعات را متحمل خواهند شد. باور سوم: بيماريهاي قلبي، بيماري مردان هستند هرچند به طور كلي شيوع بيماريهاي عروق كرونر قلب در زناني كه در سنين باروري به سر مي برند; از مردان همين رده سني، كمتر است; اما اين بيماريها در بسياري از مناطق دنيا از عمده ترين عوامل مرگ و مير زنان حتي در سنين كمتر از 65 سال به شمار مي روند. براساس نتايج مطالعه اي كه اخيرا توسط سازمان بهداشت جهاني در مورد روند رشد بيماريهاي قلبي - عروقي انجام شد; ميزان حملات قلبي زنان 64 35 تا ساله در گلاسكو اسكاتلند و بلفاست بيشتر از ميزان حملات قلبي مردان و بعضي از مناطق جنوبي اروپا بوده است. فشار خون بالا و سكته مغزي نيز از جمله مشكلات عمده اي هستند كه زنان را تحت تاثير قرار مي دهند. بالاتر بودن اميد به زندگي در زنان، آنان را بنحو فزاينده اي در معرض مرگ و مير و ناتواني ناشي از بيماريهاي قلبي - عروقي، بخصوص بعد از دهه ششم قرار زندگي، مي دهد. بعلاوه فشار خون بالاي توام با حاملگي، يك معضل بهداشتي مهم در كشورهاي در حال توسعه بوده و اصلي ترين علت تولد زودرس، مرگ و مير شيرخواران و همچنين مسئول بيش از يك سوم كل مرگهاي زايماني بشمار مي رود. باور چهارم: بيماريهاي قلبي، مشكل افراد مسن هستند هرچند ميزان ابتلا به بيماريهاي قلبي همراه با ( (سختي عروق ) ) (بيماريهاي عروق كرونر و سكته مغزي ) و فشار خون بالا، با زياد شدن افزايش سن، مي يابد اما نتايج مطالعات انجام شده در كشورهاي صنعتي نشان مي دهند كه حدود يك سوم از حملات قلبي و يك چهارم از سكته هاي مغزي در افراد كمتر از 65 سال بوقوع مي پيوندند. يك چهارم از مرگهاي ناشي از بيماريهاي قلبي - عروقي نيز در اشخاص داراي سنين كمتر از 70 سال اتفاق مي افتد. در كشورهاي در حال توسعه وضعيت به مراتب وخيم تر است. حدود نيمي ازمرگهاي ناشي از بيماريهاي قلبي در افراد كمتر از 70 سال به وقوع پيوسته و تعداد زيادتري از بالغين در سنين مولد عمر، از اين بيماريها رنج مي برند. اين پديده تاثيرات قابل ملاحظه اي بر وضعيت اقتصادي بيمار، خانواده وي و همچنين جامعه گذاشته و مانع بزرگي در مسير تلاش جهت مبارزه با فقر و تنگدستي در جامعه محسوب مي شود. باور پنجم: اجراي برنامه هاي جامع پيشگيري از بيماريهاي قلبي، بي فايده است به نظر مي رسد فاكتورهاي عمده و تعيين كننده در بروز بيماريهاي قلبي اكتسابي بوده و بيشتر به سبك زندگي افراد مربوط مي شوند تا عوامل ژنتيك. ريسك فاكتورها در يك ((محيط بهداشتي ) ) (كه در آن از رفتارهاي تقويت كننده سلامتي حمايت مي شود ) قابل تعديل بوده لذا بيماريهاي قلبي - عروقي قابل پيشگيري هستند. پيشگيري از بيماريهاي قلبي در افراد، مستلزم ارتقاي فعال سطح سلامتي جامعه است. امروزه ثابت شده است كه در بسياري از كشورهاي صنعتي، اجراي برنامه هايي با مشاركت افراد جامعه و همچنين به كارگيري قوانيني نظير وضع مالياتها، محدوديت مصرف و سياستهاي قيمت گذاري، در مهار بعضي رفتارهاي مضر سلامتي نظير استعمال دخانيات و ترويج بعضي رفتارهاي تقويت كننده سلامتي مانند مصرف رژيم غذايي بسيار سالم، موثر بوده اند. شواهد مبتني بر تجارب نشان مي دهند كه فعاليتهاي منطقه اي، ملي و حتي جهاني از اجزاي كليدي مبارزه با گسترش اپيدمي بيماريهاي قلبي - عروقي در كشورهاي در حال توسعه هستند. با فراخوان عمومي و ارائه برنامه هاي آموزشي به افراد جامعه، مي توان از مشاركت فعال آنان در اجراي برنامه هاي پيشگيري از بيماريهاي قلبي - عروقي سود جست. باور ششم: بيماريهاي قلبي، يك معضل سلامتي جامعه هستند اين تصور كه آمار بيماريهاي قلبي و هزينه ها و تبعات ناشي از آنها رو به كاهش هستند; يك باور نادرست عمومي است. عليرغم كاهش مرگ و مير ناشي از بيماريهاي قلبي، اين بيماريها همچنان به عنوان معضل بهداشتي اصلي در كشورهاي صنعتي به شمار مي روند. كشورهاي اروپاي غربي در حال حاضر بالاترين آمار مرگ و مير ناشي از بيماريهاي قلبي - عروقي را در دارند كشورهاي در حال توسعه نيز براساس برآوردهاي موجود در سال 2020 ميلادي تعداد مرگهاي ناشي از حملات قلبي و سكته هاي مغزي به دو برابر رقم اينگونه مرگ و ميرها در سال 1990 ميلادي خواهد رسيد كه اين موضوع باعث بروز نگرانيهايي در كشورهاي مذكور شده است. علل اين افزايش احتمالي عبارتند از: افزايش اميد به زندگي در اثر كاهش مرگ و مير نوزادان، تغيير در سبك زندگي و روي آوردن افراد جامعه به رفتارهاي مضر سلامت در اثر روند صنعتي شدن و شهرنشيني جوامع و افزايش مواجهه با ريسك فاكتورهاي بيماريهاي قلبي - عروقي به علت بهبود وضعيت اقتصادي - اجتماعي. در هر حال نتايج و تبعات بهداشتي يك اپيدمي كنترل نشده بيماريهاي قلبي - عروقي در كشورهاي در حال توسعه مي تواند فاجعه آميز باشد. با وقوع اينگونه اپيدمي ها نه تنها ميليونها سال از زندگي مولد افراد جامعه از بين خواهد رفت; بلكه هزينه هاي زياد درمان و مراقبت از مبتلايان، بار مالي مضاعفي را بر بيماران، خانواده آنها و جامعه تحميل خواهد نمود. با عنايت به موارد فوق، به نظر مي رسد اپيدمي جهاني بيماريهاي قلبي نيازمند توجه و پاسخ فراگير جامعه جهاني بوده و اين كار بايد از طريق بكارگيري اقدامات گسترده در جهت ايجاد آگاهي و همچنين فعاليت در همه كشورها و كليه سطوح جامعه انجام شود. منبع: مارتين اينگيريد مجله بهداشت جهاني شماره 5 ترجمه: رسول طبري