Hamshahri corpus document

DOC ID : H-810114-54591S2

Date of Document: 2002-04-03

يك كتاب يك گفت وگو نگاهي به گاهشماري ايراني اشاره: ارديبهشت ماه سال گذشته شاهد انتشار دو كتاب فلسفي از دكتر موسي اكرمي بوديم: يكي تاليف، به نام كيهان شناسي كه افلاطون ناشر آن نشر دشتستان بود و ديگري ترجمه، به نام درآمدي به تحليل اثر فلسفي جان هاسپرس كه انتشارات طرح نو آن را منتشر كرد. به تازگي دفتر پژوهشهاي فرهنگي كتاب جديدي از دكتر اكرمي منتشر كرده است به نام گاهشماري ايراني كه درباره علت تاليف چنين كتابي و اهميت آن با مولف آن به گفت وگو پرداختيم. با هم مي خوانيم: گروه فرهنگ و انديشه آقاي * دكتر اكرمي، برايمان جالب بود كه پس از انتشار دو كتاب فلسفي كتابي در زمينه گاهشماري ايراني تاليف كرده ايد. لطفادرباره انگيزه و اهميت تاليف چنين اثري بفرماييد. - اولابنده علاوه بر فلسفه، فيزيك هم خوانده ام و كتابهايي در حوزه كيهان شناسي علمي منتشركرده ام. ثانيا در چارچوب علاقه به تاريخ علم درايران به تاريخ گاهشماري ايراني و پس از آن به مباني نجومي و محاسباتي آن نيز علاقه پيدا كردم و چهار سال پيش سميناري درباره گاهشماري ايران برگزار شد كه افتخار دبيري علمي سمينار نصيب بنده گرديد. ثالثا دفتر پژوهشهاي فرهنگي تصميم گرفته است كه مجموعه اي را با عنوان عمومي از ايران چه مي دانم تاليف و نشر كند كه خوانندگان آن عمدتا جوانان باشند و نهايتا اين مجموعه به صورت يك دانشنامه يا دايره المعارف تاليف شده درباره ايران درآيد. نگارش كتاب گاهشماري در ايراني چارچوب اهداف اين مجموعه، به منظورآشنا كردن مخاطبان با مباني نجومي و محاسباتي گاهشماري ايراني و عرضه مباني علمي تقويم نويسي بر پايه گاهشماري خورشيدي صورت گرفت. درباره * مساله اصلي گاهشماري و تقويم نويسي توضيح بفرماييد. - در واقع گاهشماري روش يا نظام نگهداري حساب زمان است. واحد دستگاه گاهشماري روز است. در يك گاهشماري خاص ما معمولا از نام روز و شماره روز در يك ماه خاص از يك سال خاص استفاده مي كنيم و مثلامي گوييم فلان واقعه در پنج شنبه نوزدهم خرداد 1373 هجري خورشيدي اتفاق افتاد. پنج شنبه نام روز در هفته است. نوزده شماره روز در ماه خرداد از سال 1373 است كه خود 1373 از مبدا هجري در گاهشماري خورشيدي محاسبه شده است. بنابراين در گاهشماري معمولا به نام روز در هفته و شماره آن در يك ماه و به نام ماه (يا شماره ماه ) و شماره سال از يك مبداخاص و در يك گاهشماري ويژه مثلا قمري يا خورشيدي يا قمري - خورشيدي يا بر پايه قرارداد خاص منظور مي شود. چرا * اين همه تقويمهاي گوناگون و با اختلافات زياد پديد؟ آمده اند -اشكال كار در درجه اول در تفاوت طول سال تقويمي و طول سال حقيقي است و در درجه دوم در محاسبه طول سال حقيقي است. اولاطول سال تقويمي داراي تعداد خاصي روز كامل مثلا است طول سال تقويمي خورشيدي 365 روز يا روز 366 است. اما طول سال حقيقي به طور متوسط 365 روز و ساعت 5 و 48 دقيقه و/45 975456ثانيه است. ثانيا طول سال حقيقي ثابت نيست و حول اين مقدار متوسط نوسان دارد. اگر طول سال داراي تعدادي روز كامل بود و كسر روز، آن هم چنين كسر روزي نداشت، همه ملتها به گاهشماري دقيق مطابق با واقعيت طبيعي دست مي يافتند. اما دستيابي به اين عدد براي طول سال متوسط خورشيدي براي ملل مختلف آسان نبوده است. از طرف ديگر عده اي معتقد به طول سال متوسط نبوده اند و نيستند و معتقدندكه بايد طول سال حقيقي براي هرسال را جداگانه حساب كنيم و اين امر منجر به اين مي شود كه ما نتوانيم درباره سالهاي آينده و طول آن نظر بدهيم. * چرابين دستگاههاي گاهشماري ملل گوناگون اختلاف وجود ؟ دارد - اولاهمه گاهشماريهابر پايه حركات ماه يا خورشيد نيستند و بعضي از آنها از قراردادهاي خاصي پيروي مي كنند; ثانيابعضي از گاهشماريها به خورشيد توجه ندارند و برپايه دوران ماه به دور زمين پديد آمده اند; ثالثا مادامي كه طول دقيق سال معلوم نباشد تقويم بايد برپايه رصد سال به سال نوشته شود. * اين چه؟ اشكالي دارد - اشكالش در اين است كه اولا رصد سال به سال دقيق به آساني صورت نمي گيرد و ثانيا اگر بخواهيم بر رصدسال به سال متكي باشيم درباره سالهاي آينده نمي توانيم پيشاپيش چيزي بگوييم و درباره گذشته هم زماني مي توانيم حرف بزنيم كه اسناد لازم را در دست داشته باشيم كه در آن گذشتگان به طور دقيق آغاز هر سال را رصد و ثبت كرده باشند. * پس چگونه بايد اين اشكال را از ميان؟ برد - اين همان دغدغه تمام تنظيم كنندگان دستگاههاي گاهشماري است. من طول سال خورشيدي متوسط را گفتم; تنظيم گاهشماري بر پايه اين طول آسان نبوده است. زيرا خطايي برابر با تنها يك دقيقه در طول سال باعث مي شود كه در هر 1440 سال يك روز خطا در تقويم پديد آيد. * در گاهشماري ايراني چه روشي اتخاذ شده؟ است - گاهشماري ايراني تاريخي طولاني دارد. براي تطبيق دادن سال تقويمي با سال حقيقي پيشنهادهاي مختلفي درباره كبيسه صورت گرفته است. تقويم كنوني ما با قانوني كه در فروردين 1304 به تصويب مجلس شوراي ملي وقت رسيده رسميت يافته است. در آن قانون آغاز سال همان آغاز بهار، طول ماهها همان طول مرسوم و طول سال، طول سال خورشيدي ذكر شده اما تكليف كبيسه ها روشن نشده است و برپايه اين قانون در واقع بايد سال به سال دست به رصد بزنيم و آغاز سال را تعيين كنيم كه اين امر موجب نقص گاهشماري و ساكت ماندن آن در مورد آينده و عدم امكان تطبيق دهي تقويم ايراني با تقويمهاي ديگر ( مثلاميلادي ) است. به * نظر جنابعالي چه بايد؟ كرد - من بر پايه تاريخ گاهشماري ايراني از يك طرف و محاسبات رايانه اي از طرف ديگر نظر خود را در اين كتاب تقديم اينجانب داشته ام معتقدم كه گاهشماري كنوني ما كه در واقع ادامه گاهشماري جلالي است، در آغاز سال و طول ماهها و مبدا و ابتناء بر طول سال خورشيدي مشكلي ندارد. اما از آنجا كه تكليف كبيسه هايش روشن نشده، لازم است كه به طور رسمي درباره كبيسه هاي آن تصميم گيري شود. من در اين كتاب هم به تاريخ و سنت گاهشماري ايراني توجه كرده ام هم به دستاوردهاي نجومي جديد و محاسبه رايانه اي; يعني بر پايه پذيرفتن طول سال متوسط /365 24219879خورشيدي روز به عنوان طول سال، معيار تقويم را به كمك رايانه ساخته ام و نظم دقيق كبيسه بندي را به دست داده ام. به طوري كه با چنين روشي براي كبيسه بندي، اولاتكليف طول سال معيار را روشن كرده ام. ثانيا با داشتن نظم دقيق كبيسه ها مي توانيم درباره هرسال از بازه زماني هزاران سال گذشته تا آينده نظر بدهيم و كبيسه يا غيركبيسه بودن آن را تعيين كنيم ومشخص سازيم كه فلان سال 365 روزي است يا 366 روزي و بنابراين سال پس از آن نيز تكليفش روشن است. با اين روش كه مطمئن ترين و درست ترين روش ممكن است ميزان خطا يك روز در حدود پنج ميليون سال است. يعني اين گاهشماري ضمن اينكه با طبيعت و رويدادهاي نجومي همخوان است حدود 1400 برابر دقيق تر از گاهشماري قراردادي و من درآوردي ميلادي علاوه است بر آن مي توان به آساني نخستين روز هر سال را تعيين كرد، به طوري كه حتي دانش آموزان دبستاني كه چهار عمل اصلي را، به خوبي بدانند با اندكي تمرين مي توانند براي هر سال گذشته و آينده، با دانستن روز اول سال و عادي يا كبيسه بودن آن، تقويم بنويسند و ساعت تحويل را نيز به دست آورند. * پس مي توان نتيجه گرفت كه اگر همه كشورها بر اين اساس تقويم خود را تنظيم كنند چه بسا اختلاف تقويمي از ميان ؟ مي رود - دقيقا. در پايان كتاب اشاره كرده ام كه هر ملت يا قومي مي تواند مبدا تاريخي خود را داشته باشد، اما با پذيرفتن طول سال خورشيدي متوسط كه نتيجه پژوهشهاي نجومي است مي تواند به تقويم دقيقي دست يابد. حتي به نظرم مي تواند گام ديگري نيز به پيش بردارد و آغازسال تقويمي را همان آغاز بهار بداند و به اين طريق گاهشماري خورشيدي دقيقي را همراه با نظم ويژه طبيعت بپذيردو بي آن كه مبدا گاهشماري خود (مثلاتولد مسيح ) را تغيير دهد چنان كه در ايران سال هجرت پيامبر مبدا گاهشماري رسمي ماست.