Hamshahri corpus document

DOC ID : H-810114-54586S1

Date of Document: 2002-04-03

مدت تماشاي تلويزيون را كاهش دهيد بنا به توصيه متخصصان و كارشناسان افراد بايد با استفاده از روشهاي مناسب، مدت زماني را كه صرف تماشاي تلويزيون مي كنند، به حداقل برسانند و اوقات فراغت خود را با فعاليتهاي سازنده تري پر كنند. نتايج يك تحقيق جديد نشان مي دهد، پديده اي كه از آن با عنوان اعتياد به تماشاي تلويزيون ياد مي شود، داراي اغلب معيارهايي است كه از آنها براي مشخص كردن اعتياد به مواد مخدر استفاده مي شود. ماهنامه ساينتيفيك امريكن در تازه ترين شماره خود، تحقيقي را به چاپ رسانده كه نشان مي دهد رسانه تلويزيون، از تاثيري اعتيادآور بر بينندگان برخوردارست و پيشرفتهاي تازه اي كه در فناوريهاي مربوط به نحوه انتقال تصاوير و اطلاعات و نيز روشهاي ويرايش برنامه ها يا شيوه هاي تصويربرداري صورت گرفته، همگي از چنان درجه اي از تاثيرگذاري برخوردار شده اند كه در افراد واكنشهاي غيرارادي بوجود مي آورند. دانشمنداني كه در دهه هاي گذشته اثرهاي تلويزيون را بر روي افراد و جوامع بررسي كرده بودند، عمدتا به مساله آثار منفي خشونت و صحنه هاي غيراخلاقي توجه داشته اند. اما در پژوهشهاي جديد، خود رسانه و اثرهاي آن مورد توجه قرار گرفته به است اعتقاد روانشناسان و روانكاوان، بسياري از مشخصه هاي معتادان به تلويزيون، با ويژگيهاي معتادان به مواد مخدر يكي است. برپايه اين گزارش، به عنوان مثال هر دوي آنان ساعات زيادي را صرف ارضاي اعتياد خود مي كنند. به مساله ترك اعتياد مي انديشند و اقدامات ناموفقي را براي غلبه بر آن به مورد اجرا مي گذارند، از خانواده و فعاليتهاي اجتماعي براي پرداختن به اعتياد خود صرفنظر مي كنند و زماني كه استفاده از تلويزيون را متوقف مي كنند، دچار حالت خماري و بي حوصلگي و ديگر عوارض رواني ناشي از عدم دريافت ماده تخديركننده مي شوند. در كشورهاي پيشرفته افراد به طور متوسط روزانه سه ساعت را در پاي تلويزيون سپري مي كنند كه بيش از نصف وقت تفريح روزانه آنان را تشكيل مي دهد. آزمايشهايي كه با استفاده از دستگاههاي اسكن مغز بر روي شمار زيادي از داوطلبان صورت گرفته نشان مي دهد، مغز افراد هنگام تماشاي تلويزيون حالت منفعل و غير مولد به خود مي گيرد. در حالي كه هنگام مطالعه يا فعاليتهاي ورزشي، مغز افراد در حالت فعال و مولد قرار دارد. مطالعات تجربي روشن ساخته است افراد، زماني كه به تماشاي تلويزيون مشغول مي شوند، درست نظير حالتي كه معتادي ماده مخدر را استعمال كرده باشد، حالت سكون و لختي پيدا مي كنند و اين حالت برايشان به صورت يك عادت درمي آيد. يك نتيجه اين حالت آن است كه افراد بيش از مدتي كه قصد دارند، پايبند صفحه تلويزيون مي شوند. افرادي كه ساعات زيادتري را در پاي تلويزيون سپري مي كنند، به نوعي حالت انزجار و عدم رضايت مي رسند كه نظير حالتي است كه شخص معتاد نسبت به خود پيدا مي كند اما قادر نيست خود را از بند اعتياد رها سازد. دانشمندان به اين نتيجه رسيده اند كه تاثير اعتيادآور تلويزيون ناشي از پاسخ بيولوژيك بدن ما در برابر محرك تصويري و صوتي است كه از گيرنده هاي تلويزوني دريافت مي كند. اين نوع پاسخ، ريشه در نحوه تطور زيستي آدمي دارد و نوعي ساز و كار دفاعي به شمار مي آمده كه آدمي را در برابر تحولات پيرامون خود هشيار و آگاه نگاه مي داشته است. نمونه هاي متعارف اين نوع واكنش بيولوژيك عبارتند از گشادتر شدن رگهايي كه خون را به مغز مي رسانند، كاسته شدن ضربان قلب و تنگ شدن رگهايي كه خون را به عضلات اساسي انتقال مي دهند. امواج آلفاي مغز براي مدت كوتاهي قطع مي شوند و سپس به تراز اوليه بازمي گردند و در اين حال، تمامي توجه آدمي متوجه اطلاعاتي مي شود كه دريافت مي كند و از توجه به امور ديگر كه فرعي تلقي مي شوند، خودداري مي ورزد. محققان در بررسي هاي خود دريافته اند روشهايي كه تهيه كنندگان برنامه هاي تلويزيوني براي جذابتر كردن برنامه ها در پيش مي گيرند به همراه پيشرفتهاي فناوري در تهيه و انتقال تصاوير، موجب شده تا ميزان تاثيرگذاري اطلاعاتي كه از تلويزيون دريافت مي شود به مراتب افزايش يابد. در عين حال مطالعات تجربي روشن ساخته كه ازدياد سرعت تعويض تصاويري كه بر روي صفحه تلويزيون ظاهر مي شوند تاثيري منفي بر روي توانايي حافظه در حفظ اطلاعات دارد. به اين ترتيب ارزش آموزشي تلويزيون نيز به واسطه كثرت برنامه ها و نيز شتاب چشمگير تعويض صحنه ها از بين مي رود. در اين حال حتي آگهي هاي تلويزيوني نيز از اثرگذاري عاري مي شوند. علت اين امر آن است كه بمباران فرد با مقادير زياد اطلاعات موجب مي شود آستانه پاسخ بيولوژيك تغيير كند و شخص حساسيت خود را تا حد زيادي از دست بدهد. يعني همان حالتي كه براي افراد پس از استفاده از مواد مخدر پديد مي آيد. در بررسي هاي به عمل آمده روي داوطلبان مختلف مشاهده شده است كساني كه ساعات زيادي را در مقابل تلويزيون سپري مي كنند، تا حد زيادي قوه ابتكار و توانايي رويارويي با شرايط غيرمتعارف را از دست مي دهند، حوصله شان به سرعت سر مي رود و ميزان توجهشان به مطالب جدي تا حد زيادي كاهش پيدا مي كند علاوه بر آن ميزان نگراني خاطر و اضطراب روحي اين افراد نيز تا حد زيادي افزايش مي يابد. عوارضي كه در مورد تماشاي بيش از حد تلويزيون مورد اشاره قرار گرفت در مورد بازيهاي كامپيوتري نيز صادق است. تماشاي تلويزيون و يا انجام اين بازيها در مواردي مي تواند بخصوص براي كودكان يا اشخاصي كه در معرض برخي بيماريهاي مغزي مانند صرع قرار دارند، با خطرات آني تر همراه شود