Hamshahri corpus document

DOC ID : H-810114-54580S2

Date of Document: 2002-04-03

آيدين آغداشلو: بحران در نقاشي معاصر ايران آيدين آغداشلو در تالار فردوسي جهاددانشگاهي مشهد گفت: نقاشي معاصر ايران در دوره اي بحراني قرار دارد و دليل اصلي اين بحران، مربوط به مخاطبان نقاشي است. وي كه در مراسم هفته اي با هنر معاصر ايران سخن مي گفت، افزود: من در بعضي از دوسالانه هاي نقاشي استعدادهاي شگرفي در جوانان ديده ام ولي متاسفانه نقاشي كنوني ايران با گذشته هاي نه چندان دور فاصله زيادي دارد. اين نقاش و منتقد هنري مشكلات هنرمندان و بويژه نقاشان را متذكر شد و تصريح كرد: هنرمندان ما با نقاشي معاصر جهان كمتر آشنا هستند و امكان دريافت مجله هاي هنري و كتابهاي جديد را ندارند، از سويي كتابهاي هنري گران است. آغداشلو افزود: از ديگر مشكلات نقاشي امروز ما، عدم دعوت از بعضي استادان باتجربه براي تدريس در دانشگاهها و ناتواني نقادان در انجام رسالتشان در اين زمينه است. آغداشلو با بيان اين كه روزنامه نگاران و منتقدان بايد نقاشي را براي مردم توضيح مي دادند و بيان مي كردند كه نقاشي مانند موسيقي و شعر قرار نيست حتما شبيه يك چيزي باشد، تاكيد كرد: تا زماني كه مخاطب ما همراه هنرمند حركت نكند، چالش و شكاف ميان هنرمندان و مردم پر نخواهد شد و در اين ميان وظيفه نويسندگان و منتقدين بسيار سنگين است. وي در مورد تاريخ هنر در ايران گفت: ايراني ها دو صفت عمده داشتند كه متاسفانه امروز اين دو ديگر ديده نمي شود. اين نقاش معاصر افزود: ايرانيان تركيبكننده هاي بزرگي بودند. به اين معنا كه هنرهاي اقوام مختلف را گرفته و چيز جديدي به وجود مي آورند كه كاملا ايراني بود. آغداشلو دومين صفت بارز ايرانيان را رنگ شناسي آنها عنوان و اظهار داشت: در هنر و نقاشي هيچ كشوري مانند ايران، رنگ به كار نرفته است و نگاهي به آثار مينياتوري نشان مي دهد كه مجموعه رنگهاي دلفريب به كار رفته، حرف اول و آخر را مي زنند. اين محقق هنري افزود: متاسفانه تمام صفات بارز و شاخص ايرانيان تا اواخر قرن 19 مشهود بود و پس از آن شاهد بحراني در عرصه هنر هستيم. وي ادامه داد: بهترين آثار در مورد تاريخ هنر ايران توسط غير ايرانيان نوشته شده است. آغداشلو در پاسخ به پرسشي در مورد آينده هنر معاصر ايران گفت: در حال حاضر، تقليد ما از نقاشي جهاني بسيار زياد شده است و با توجه به اينكه هنر جهاني در حال حاضر در دوره سياه چاله خود به سرمي برد، نمي توان ارزيابي دقيقي ارائه كرد. وي در عين حال افزود: فرهنگهاي زنده و پويا ممكن است براي دوره اي خسته و ساكن شوند ولي به هر حال به حركت خود ادامه خواهند داد. اين محقق هنر ايراني در پاسخ به پرسشي در مورد هنر نگارگري اظهار داشت: نگارگري در ايران در فاصله قرنهاي 8 تا 12 هجري قمري فعال بود به اين معناكه در قرن 8 و 9 شروع شد در قرن 11 اصول آن آغازو در قرن 12 از بين رفت. آغداشلو افزود: نگارگري، نوعي نگرش به دو جهان بود و در آن، رنگ، حرف اول و آخر را مي زد. وي ادامه داد: من به جرات مي گويم كه پس از شعر، هنر نگارگري مهمترين دستاورد هنر ايراني پس از اسلام است. وي با بيان اين كه در حال حاضر هنرمندان از راه نقاشي نمي توانند زندگي كنند، اظهار داشت: من كمتر هنرمندي را مي شناسم كه تنها از راه فروش آثارش بتواند امرارمعاش كند. آغداشلو در مورد علت اقبال كم مردم به خريد آثار نقاشي هنرمندان داخل كشور گفت: شايد يك دليل آن پولدار شدن سريع آدمهايي است كه فرهنگ لازم را ندارند و آنها توانايي خريد آثار نقاشي را دارند، ولي بايد قبول كرد كه نقاشي بازار خود را از دست داده و عوامل متعددي در اين امر نقش داشته اند. اين نقاش و منتقد هنري از ابوالقاسم سعيدي، سهراب سپهري، حسين زنده رودي، مسعود عربشاهي و يكتايي به عنوان هنرمندان فاخر نقاشي معاصر نام برد و گفت: اين افراد به همراه چند نفر ديگر در عرصه هنر نقاشي ايران حرفي براي گفتن داشتند، هر چند كار بعضي از آنها به زباني جهاني و بعضي متاثر از آثار گذشتگان بود. وي افزود: تفاوت عمده اي كه در كار نقاشان معاصر چون رضا عباسي و نقاشان گذشته مشاهده مي شود، توجه معاصران به افراد و توجه گذشتگان به جمع ها و محافل مي باشد كه نشان از تغيير نگرش هاي جامعه مي دهد.