Hamshahri corpus document

DOC ID : H-801228-54578S7

Date of Document: 2002-03-19

نفت ايران، از دارسي تا مصدق اشاره: در زندگي ملت ها، روزهاي سخت و نفس گيري وجود دارد كه سرنوشت ساز هستند. گذر پيروزمندانه از اين روزهاي دشوار نياز به پايداري مردان ميهن دوست ودلسوز دارد. روزهاي نبرد با شركت هاي خارجي براي ملي كردن صنعت نفت ايران در آخرين روزهاي سال 1329 و در شرايط سخت آن دوران از جمله روزهاي مهم تاريخ اين سرزمين است كه هرگز از حافظه تاريخي ملت ايران پاك نخواهد شد. دكتر محمد مصدق نخست وزير آن سالهاي سخت با اتكا به پشتيباني مردم و نيروهاي سياسي فعال آن روزگار، توانست با كوششي خستگي ناپذير در عرصه هاي مختلف، صنعت نفت ايران را از چنگ شركتهاي نفتي بيرون آورد و روزهاي افتخارآفريني براي ملت ايران خلق نوشته كند حاضر بررسي كوتاه و مختصري از قراردادهاي نفتي ايران را يادآور مي شود. ويليام ناكس دارسي انگليسي به همان اندازه كه در كشورش مشهور است، دهها برابر آن در ايران اشتهار دارد. همه ايرانياني كه كتابهاي تاريخ منتشر شده در سالهاي 1300 به اين سو را خوانده اند نام او را شنيده اند و اكنون نيز در كتابهاي تاريخ ايران نام او برده مي شود. دارسي بازرگان انگليسي بود كه در سال 1900 توسط فردي به نام آنتوان كتابچي نماينده ايران در نمايشگاه پاريس شناسايي شد تا به ايران بيايد و در ايران نفت كشف كند و بفروشد تا سهمي از آن نيز به جيب شاهان قاجار برود. اين انگليسي كه در سال 1901 نماينده خود را به ايران فرستاد و با سختي و مرارت سرانجام در سال 1906 توانست پي ببرد كه در مسجد سليمان ايران نفت وجود دارد، متهم است كه قراردادي استعماري با دولت وقت ايران در آن سالها منعقد كرد و به غارت ذخاير اين مرز و بوم پرداخت. اما دارسي تا زماني كه وينستون چرچيل مشهور تغيير عقيده نداد كه انرژي حاصل از نفت را جايگزين زغالسنگ در كشتي هاي نيروي دريايي انگليس كند، خوشبخت نبود. چرچيل حتي با وجود مخالفت هاي شديد شركت غول پيكر رويال داچ - شل توانست شرايطي را فراهم كند كه شركت نفت ايران و انگليس فعاليت خود را به رغم شرايط دشوار ادامه دهد. وي دولت انگليس را متقاعد كرد كه بخشي از سهام شركت نفت ايران و انگليس را خريداري كند و به اين ترتيب پاي دولت را به مسائل نفت ايران باز قرارداد كرد منعقد شده توسط دارسي با دولت وقت ايران تا سال 1310 پا بر جا بود و شركت نفت ايران - انگليس در ازاي بهره برداري از منابع نفتي كشور مبلغي تحت عنوان حق الامتياز به دولت ايران مي داد كه كمتر از درصد 16 تعيين شده در متن قرارداد بود. در سال 1311 امتياز دارسي به صورت يك جانبه از سوي ايران لغو شد و در سال 1312 قرارداد جديدي امضا پس شد از مدتي عقد قرارداد جديد، انتقادها نسبت به آن افزايش يافت تا اينكه در 30 مهر 1326 قرارداد الحاقي منعقد شد. پس از پايان جنگ جهاني اول، دنياي آن روز از نظر آرايش قدرت و توزيع قدرت ميان ملتها و دولتهاي جهان تغييرات بنيادين پيدا كرد. يكي از مهمترين تغييرات، كاهش قدرت سياسي و نظامي انگليس نسبت به كشورهايي مثل آمريكا و اتحاد جماهير شوروي سوسياليستي بود. كاهش قدرت انگليس و تغييرات پديدار شده در دنيا، در ايران آن روزها نيز بازتاب داشت. ايرانيان كه در تاريخ ديرينه خود بارها با قدرتهاي سلطه طلب خارجي مبارزه كرده بودند و همواره داعيه مبارزه عليه استبداد داخلي را داشتند نيز در آن سالها شرايط خاصي را تجربه مي كردند. در تاريخ مبارزات ضد استعماري و ضد ديكتاتوري مردم ايران سالهاي 1329 تا 1332 فراموش ناشدني است. در اين سالها بود كه مردم ايران - پس از دوره نخستين سالهاي استقرار نظام مشروطه - طعم شيرين حكومت ملي را چشيدند. دكتر محمد مصدق رهبر جنبشي بود كه يكي از عمده ترين هدفهاي آن سازگار كردن قراردادهاي نفتي با منافع ايران بود. مصدق در سراسر دوره زمامداري خود در برابر تهديدهاي انگليسي ها براي سازش و معامله درباره صنعت نفت عقب ننشست و از رسيدن به توافقي كه مغاير با استقلال و آزادي ملت و كشور ايران باشد خودداري كرد. پيگيري هاي خستگي ناپذير دكتر محمدمصدق و همراهان او و ايستادگي بي نظير او در برابر انواع تهديدها، سرانجام منجربه تصويب قانون ملي شدن نفت شد. به موجب قانون 29 اسفند 1329 صنعت نفت ايران بعد از 50 سال در تمام مناطق بلااستثنا ملي شد. يعني تمام عمليات اكتشاف، استخراج و بهره برداري در دست دولت ايران قرار گرفت. با سقوط دولت دكتر محمد مصدق و روي كار آمدن سرلشكر فضل الله زاهدي در پي كودتاي 28 مرداد 1332 مقدمات لازم براي عقد قراردادهاي نفتي با يك كنسرسيوم متشكل از 5 شركت آمريكايي با 40 درصد سهام و شركت نفت بريتانيا - همان شركت سابق نفت انگليس و ايران - با 40 درصد و شركت رويال داچ - شل با 14 درصد سهام و شركت نفت فرانسه با 6 درصد سهام منعقد شد. دولت وقت ايران بعد از انعقاد قرارداد با كنسرسيوم موفق شد قراردادهاي ديگري در حوزه خارج از امتياز كنسرسيوم با شركتهاي نفتي منعقد كند كه مبتني بر مشاركت و يا انجام خدمت بود. در 1336 قانون نفت نوشته شد و در 1352 قرارداد جديدي با كنسرسيوم به امضا رسيد كه مدت اعتبار آن 20 سال از 1352 بود. شركتهاي عضو كنسرسيوم در قراردادهمان 1352 شركتها با ميزان سهام قبلي بودند.